
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، هفته دفاع مقدس، پاسداشت رشادت دلاورمردانی است که تمام ایران را رهین لطف خود کردند. حماسهآفرینانی که از خود گذشتند ولی اجازه ندادند تا دشمن از مرز دین و سرزمینشان بگذرد. غیورمردانی که با ایمانشان، کارشناسان نظامی دنیا را به تحیر واداشتند.
به همین مناسبت، رفتیم تا در ضیافت سنگر شهدا، میهمان حرفهای راوی شهدا شویم؛ علیرضا دلبریان، راوی مشهدی دفاع مقدس که خود مفتخر به نشان جانبازی است، دیر زمانی است که بخشی از منزل خود را به سنگر شهدا تبدیل کرده است و از این فرصت نیز برای روایت دوران دفاع مقدس بهره میبرد.

سنگری که با دیواری پوشیده از عکسهای شهدا، سقفی از فانوسهای آویزان و دیواری از کیسههای شن، فضایی ساده اما روحنواز را ایجاد کرده بود که هر بینندهای را مجذوب خود میکرد.
هنگامی که وارد سنگر شهدا شدیم، کاروان دختران دانشجو از خوزستان، لحظات پایانی دیدار خویش از سنگر شهدا را میگذراندند. چشمان خیس از اشک آنها، شنیدن روایت غریبانه شهادت یاران راوی را حکایت میکرد.

پس از وداع آنها با سنگر شهدا، علیرضا دلبریان، راوی دفاع مقدس با تعدادی از عکسهای شهدا و تصاویر راهیان نور، صمیمیانه با ما به گفتوگو نشست که حاصل آن پیش روی شماست.
دلبریان با بیان اینکه معجزه شهدا این است که بر قلبها فرماندهی میکنند، به استقبال جوانان از حضور در کاروان راهیان نور اشاره و ابراز کرد: هر اندازه که اطلاعات آنها افزایش مییابد، از آن فضا بهرهمند میشوند. راویان جبههها، صداقت و فداکاری رزمندگان را روایت میکنند و برای آنها میگویند که شهدا با فدا کردن خود، به ایران، منفعت رساندند.

راوی دفاع مقدس برای این سخن خود، مثالی آورد و گفت: زمانی که بخواهید خون خود را اهدا کنید، به شما گفته میشود که این کار، علاوه بر کمک به بیماران، برای شما نیز مفید است ولی شهدا خون رگهایشان را با قلب خویش دادند.
وی با بیان اینکه رمز همدلی در جبههها، همرنگی و همصدایی بود، اظهار کرد: همدلی در خلوت و جلوی افراد، همزبانی میآورد. این روحیه با یارانه و سبد کالا به دست نمیآید، همچنانکه رهبر معظم انقلاب فرمودند: «رخنه و خلأ فرهنگی با سبد کالا جبران نمیشود» لذا اگر جوان امروز، فرهنگ آن دوران را ببیند و لمس کند، پیروی خواهد کرد.

دلبریان در اینباره، خاطرهای را بیان کرد: دوران دفاع مقدس، فرمانده تا سرباز لشکر، همه از یک نوع غذا استفاده میکردند. برای اینکه فرمانده لشکر سرما خورده بود، آشپز لشکر کمی سوپ درست کرد و همراه عدسپلو برای فرمانده برد. فرمانده از او پرسید غذای لشکر چیست و او پاسخ داد: عدسپلو. فرمانده از او پرسید: اگر بسیجی دیگری در لشکر، بیمار شده بود، برای او نیز سوپ میپختی؟ وقتی فرمانده، پاسخ منفی آشپز را شنید، ظرف سوپ را به او برگرداند و از آن نخورد.
وی با اشاره به اینکه برای داشتن روحیه شهدا، باید از خود شروع کنیم، اظهار کرد: هر فردی در هر نقطهای از این سرزمین، به هر اندازه که در عرصه علم، اقتصاد، مهربانی، صرفهجویی و ... کمک کند، راه شهدا را رفته است، همچنانکه این روحیه در دوران دفاع مقدس، در جایجای این سرزمین جاری بود.
جنگ ما، گنجی است که نیاز به پالایش ندارد
راوی دفاع مقدس به بازدیدکنندگان از کشورها و ادیان دیگر اشاره کرد و در حالیکه عکسهای آنها را نشان میداد، گفت: به خاخام یهودی که از آمریکا برای بازدید از مناطق جنگی آمده بود، در کنار اروند به او گفتم: به این رودخانه نگاه کن و سپس، غواصان را به او نشان دادم و گفتم: خداوند برای قوم موسی(ع)، نیل را خشک کرد تا از آن عبور کنند ولی این رود خروشان برای بچههای ما شکافته نشد. نیروهای ما با توکل به خدای موسی(ع)، به آب و آتش زدند و با دشمن جنگیدند و پیروز شدند.

وی ادامه داد: به فردی مسیحی که از اسپانیا برای بازدید آمده بود و مطالعاتی درباره جنگهای دنیا داشت، گفتم: شما در زمان پیروزی در جنگهای خود، تیر هوایی شلیک میکنید ولی نیروهای ما، پس از پیروزی سجده شکر میکردند. در جنگهای دیگر، بر جنازه دشمن، شلیک میکنید اما حسین خرازی، فرمانده ما پس از پیروزی بر جنازه دشمن گریه میکرد.
دلبریان به خاطرهای دیگر از آن مسیحی اسپانیایی پرداخت و بیان کرد: هوای هویزه سرد بود، چفیه خود را بر گردن او بستم و این کار من برای او بسیار خوشایند بود. به او گفتم شما میهمان شهدا هستید، باید سالم به کشور خود برگردید و بیمار نشوید.

راوی دفاع مقدس با اشاره به اینکه جنگ ما با دیگر جنگهای دنیا تفاوت دارد، ابراز کرد: جنگ ما، جنگ میان حق و باطل بود، هر اندازه که معرفت داشته باشید، تفاوت آن را درک خواهید کرد. تعدادی از فرماندهان نظامی کره، چین و پاکستان که به منطقه آمدند، نیروهای ما را تحسین کردند.
وی با بیان اینکه بهترین دستاورد دفاع مقدس این است که به حقوق انسانی خود دست یافتیم، اظهار کرد: هیچ انسانی حاضر نیست تا امکاناتی همراه با توهین به او داده شود. جنگ ما معدن گنج است و نیاز به پالایش ندارد، فقط باید آن را استخراج کنید.
تلخترین؛ کربلای 4 و شیرینترین؛ لذت معنوی هنگام مجروحیت
دلبریان به بیان خاطرهای از دوران دفاع مقدس پرداخت و بیان کرد: با توجه به اینکه برای خدا کار میکردیم، تمام خاطرات، شیرین بود اما بر حسب ظاهر، برای ما و همه فرماندهان، عملیات کربلای 4، تلخترین عملیات بود؛ دیگر تاریخ، چنین شبی را نخواهد دید، قتلعام بچهها در گرداب اروند و زیر آتش دشمن، میانه تنگه ای از آتش، بچهها قطعهقطعه شدند چون جانپناه نداشتند و این 175 شهید غواص، نمونهای از آن شهیدان بودند.

وی ادامه داد: شیرینترین لحظه برایم، هنگامی بود که در کربلای 5، روی مین رفتم. در کربلای 4 و کربلای 5، بسیاری از همرزمانم، شهید شدند و من شرمنده بودم از اینکه سالم برمیگشتم، به همین علت، هنگامی که بر اثر انفجار مین مجروح شدم، خدا را برای این لذت معنوی شکر کردم که شرمنده نشدم.
سنگر شهدا، عهدی با خدا برای برپا داشتن یاد و راه شهدا
از دلبریان، درباره سنگر شهدا پرسیدیم و او ابراز کرد: هر چه از دیده رود، از دل برود و هر چه دیده بیند، دل کند یاد. این مکان را درست کردم تا یاد شهدا از دلم نرود. تاریخ برنمیگردد و دیگر نمیتوانم چنین دوستانی را پیدا کنم. چگونه میتوانم فرماندهای مانند شهید جلیل محدثیفر را پیدا کنم؟

وی ادامه داد: با قرآن مشورت کردم که ابتدای سوره مبارکه یاسین آمد که گردان یاسین را برایم یادآور شد و مهر تأییدی بر نیت من برای آماده کردن چنین مکانی شد. سنگر شهدا، منشأ خیری شده است که تاکنون، دانشجویانی از خوزستان، اردبیل، تبریز و تهران، بدون اینکه برای آنها تبلیغی شده باشد، به این سنگر شهدا در شهر مشهد آمدند و روایتی از شهدا را شنیدند.
این راوی دفاع مقدس از تأثیر این مکان در زندگی شخصیاش سخن گفت و اظهار کرد: با توجه به اینکه سنگر شهدا بخشی از خانهام را تشکیل میدهد، موجب شده تا مراقب رفتار خود در خانه باشم تا خطایی از من سر نزند. سعی میکنم تا افرادی که برای کار خدماتی وارد خانه میشوند، ناراضی بیرون نروند زیرا اینجا متعلق به شهداست.

دلبریان با اشاره به اینکه آرزوی شهادت دارم و دوست دارم تا در سنگر شهدا دفن شوم، افزود: سال 84 که به حج تمتع رفتم، عرفات را با یاد شهدا سپری کردم و در کنار کعبه با خداوند عهدی بستم و امیدوارم که تا آخر، بر عهد خویش وفادار بمانم.
سمانه خراشاد
کاش بیشتر از اینها در مورد جنگ ۸ ساله کار شود .