
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، پروفسور عبدالعزیز ساشادینا، استاد کرسی مطالعات اسلامی دانشگاه جورج میسون ویرجینیای آمریکا امروز، 22 مهرماه در سمینار تخصصی جامعهشناسی دین که در تالار رجایی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، گفت: چالش عصر جدید این است که چگونه میتوانیم دین را در زمان مدرن اختیار کنیم و در عین حال دچار تنگنظریها نیز نشویم.
پروفسور ساشادینا ادامه داد: نسل جدید مخالف دین، دینزده و مذهبزده نیست اما علاقهمند است تا فردیت خودش را نیز حفظ کند؛ در حقیقیت نهادهای فرهنگی غربی بیشتر به معنویت (Spirituality) به معنای معنویت عمومی توجه میکنند، یعنی این افراد یک دین رسمی مانند مسیحیت دارند اما به آن متعلق نیستند و بیشتر به دنبال معنویت هستند.
وی با اشاره به اینکه معنویتی که اکنون به وجود آمده به دنبال این است تا از آن جامعه فرد مدار اندکی بکاهد که نقطه چالش نیز دقیقا در همینجا است، عنوان کرد: در حال حاضر چهار محور در زندگی آمریکاییها موضوعیت دارد اعم از فعالانه زندگی کردن، محبتداشتن گرچه در تبیین معنای محبت قرائتهای مختلفی همچون قرائتهای مسیحی، سکولار، یهودی و ... وجود دارد؛ محور سوم به معنای کوشش علمی و توجه به آنچه در پیرامون ما میگذرد و در نهایت اینکه چه میراثی از لحاظ جامعه شناسی، روانشناسی، فیزیولوژیک و معنویت برای نسل بعد میگذاریم.
مردم عصر جدید در جستجوی معنویت هستند
استاد کرسی مطالعات اسلامی دانشگاه جورج میسون آمریکا با تأکید بر اینکه سلامتی جسمی و معنوی انسان به هم پیوسته است، ابراز کرد: در عصر جدید اکثریت مردم در جستجوی معنویت هستند و ادیان رسمی مسیحی و یهودی تاکنون نتوانسته آنها را در امور معنوی اقناع کند زیرا دین رسمی با مسنترها پیوند خورده و جوانها بیشتر تشنه معنویت هستند.
وی با بیان اینکه همه دانشگاهها در آمریکا درس دینشناسی و اسلام شناسی البته بهتر است بگوییم درس دشمنشناسی را ارئه میکنند، اظهار کرد: در واقع دینی که در دانشگاهها معرفی میشود، اسلام اسپیریتوآلیتی(Spirituality) یا همان عرفان تطبیقی، مسیحیت و یهودیت اسپیریتوآلیتی است و اینها تحت نفوذ ارزشهای معنوی هستند. جالب است بدانید که پس از گذشت تقریبا یک قرن اکنون روشنگری تحت فشار است.
پروفسور ساشادینا بیان کرد: با اینکه این افراد فردگرا هستند و مسیحیت نیز مسیحیت تفردگرا است اما در عصر جدید به دنبال سبک زندگی هستند تا انسان را دوباره با خدا کانکت کند. به عنوان مثال همسایگان در آمریکا پس از گذشت سالها هیچ شناختی از یکدیگر ندارند زیرا در آنجا همه میخواهند خصوصی باشند اما در حال حاضر معنویت به عینیت رابطههای انسانی منجر شده است و این رابطههای صادقانه میتواند حال این عینیت فردگرایی را شکست داده یا آن را تعدیل کند.
اهمیت شناخت آثار معنویت و گرایش جوانها به این موضوع
وی با تأکید بر اهمیت شناخت معنویت در عصر حاضر عنوان کرد: امروزه جوانان به دنبال یک معنویت و آرمان هستند از این رو به کشورهای مختلفی از جمله آفریقا، چین، هند و ... سفر میکنند؛ در واقع آنها در جستجوی محبت، عدالت و اعتدال هستند که به صورت واقعبینانه به زندگی آنها کیفیت بهتری ببخشد.
استاد کرسی مطالعات اسلامی دانشگاه جورج میسون آمریکا در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه موضوع مهم دیگری که جوانان دنبال میکنند بحث خدمت به دیگران و خدمت متقابل است، افزود: اینکه من به عنوان یک انسان چگونه میتوانم به همنوع خود خدمت کنم و چگونه پاسخگوی خدمات او باشم؛ موضوع دیگر رشد فکری و عقلانی است زیرا جامعه به سرعت در حال تغییر است و انسانها به خود میگویند آیا نسبت به روز قبل تغییری در خود ایجاد کردهایم.
روابط انسانی در جوامع غربی ضعیف است
وی با بیان اینکه در جوامع غربی روابط انسانی ضعیف است، تصریح کرد: قبله گاه انسان جدید مدرن این است که چگونه خدمت کند تا به خدا برسد یعنی علاوه برمناسک رسمی به دنبال یک حقیقت عمیق است؛ همچنین یکی از مسائلی که در معنویتهای نوظهور مشاهده میکنیم البته نوظهور به معنای نگاتیو و منفی آن، این است که هنگامی که به اسپیریتوآلیزم(معنویتگرایی) توجه میکنیم متوجه انتلکتوآلیزم(روشنگری) نیز باشیم زیرا حرکتی که خلاف عقلانی شدن دین است منجر به نوعی بنیادگرایی خلاف عقل میشود.
پروفسور ساشادینا با بیان اینکه حس شهروندی در ایران ضعیف است، عنوان کرد: ما میتوانیم با دینداری معنوی و نه سنتی این حس را بین جوانان عملی و پررنگتر کنیم؛ به عنوان مثال ما امروز در چهار نقطه از آمریکا کمپ داریم، کمپ پدر و مادر با جوانان زیرا مشکل اساسی این است که بین پدرو مادر و جوانها گفتوگو وجود ندارد؛ همچنین ضروری است با نگاه جامعهشناختی راههایی که سبب دینگریزی جوانان میشود قبل از آنکه دیر شود، مورد بررسی قرار گیرد.
وی با بیان اینکه جامعه آمریکا دیندار است اما منکر دین رسمی است و خلاف جریان دین سنتی حرکت میکند که البته این آزادی داشتن در پرورش ایمان خالص بسیار مهم است، ادامه داد: از این رو در دینداری که تحت فشار سیاسی یا اجتماعی به وجود بیاید یک خلأهایی وجود خواهد داشت.
استاد کرسی مطالعات اسلامی دانشگاه جورج میسون آمریکا در پایان با اشاره به تمایزات بین ایران و آمریکا عنوان کرد: یک تفاوت اساسی این است که در ایران همیشه دین تحت عنوان یک دین رسمی فعالیت میکند در حالی که در آمریکا یک سکولاریزم شدید وجود دارد.