
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی امام جمعه مشهد، آیتالله سید احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد ظهر امروز در خطبه اول نماز جمعه این هفته اول آبان ماه مشهد مقدس در حرم امام رضا(ع)، گفت: وجود مقدس سیدالشهدا(ع) در کربلا تابلوهایی در برابر بینش تمام جهانیان مخصوصاً فرهیختگان آینده که از یک نبوغ و نخبگی کامل فکری برخوردارند، نصب کرد تا بسیاری از حقایق را در تابلوهای شفاف و پر درخشش کربلا ببینند.
وی اظهار کرد: از این تابلوهای نصبشده، درواقع تابلوی عشق و دلدادگی به خدا از طریق عشق و وابستگی به مقام ولایت و عصمت، وجود مقدس قمر بنیهاشم (ع) است؛ وجود مقدس سیدالشهدا(ع)، جمال دلآرای قمر بنیهاشم و شخصیت شفاف ایشان را بهعنوان یک نماد درخشان در مقام نمایش دادن عشق و دل دادگی بهحق از طریق وابستگی و دلدادگی به مظهر خدا، به مردم دنیا نمایش داد.
معنای لغوی عشق در زبان عربی
آیتالله علمالهدی با اشاره به معنای عشق به خدا، ادامه داد: عشق یک لغت عربی از ماده «عَشَقَ» است، عشق به گیاهی میگویند که در کنار بوتههای گل و نهالهای ضعیف میوه میروید، به اطراف ساقه نهال یا بوته گل میپیچد، بوته گل را میخشکاند و آن نهال را خشک میکند که در فارسی، ما گیاه عَشَقِ را میگوییم پیچک.
وی عنوان کرد: عشق چرا عشق نامیده شده؟ اگر ما در تمام دلدادگیها و وابستگیهای قلبی به یک حقیقتی دلداده شد که مثل آن پیچک در اطراف دل پیچید، همه خواستهها و گرایشهای را در درون قلب خشکانید، این میشود عشق، محبتی که همه محبتها را از بین ببرد، گرایشی که همه گرایشها را نابود کند، گیاهی که بوته گل را بخشکاند و هیچگونه تمایلی در دل ظاهر نشود، آن محبتی که این خاصیت را دارد، به آن میگویند عشق.
نماد عملی خدادوستی در رفتار قمر بنیهاشم(ع) نمایان بود
امامجمعه مشهد مقدس ادامه داد: وقتی خدادوستی انسان به مقامی برسد که در این عرصه هیچ تمایل و گرایش و دلخواهی در دروندل و قلب انسان باقی نماند آن گاه عشق معنا مییابد که نمایش عملی و رفتاری این عشق در سیمای پرفراز قمر بنیهاشم(ع) در تابلوی کربلا بود و آنهم از طریق عشق به مظهر خدا زیرا انسان وقتی دلداده حقیقتی شد، همه مظاهر او را دوست دارد و این دلدادگی شامل مظهر او هم میشود.
آیتالله علمالهدی، عشق را از بین بردن تمام گرایشها و احساسات دیگر عنوان و بیان کرد: این عشق بهجایی کشید که تمام گرایشها و حتی تمام احساسات دیگر درون مزاج قمر بنیهاشم از بین رفت و نماد کامل عیارش در نظام رفتاری آن حضرت در داخل نهر فرات جلوهگر شد؛ حالت ابوالفضل(ع) در لحظهای که وارد نهر فرات شدند، اگر ازنظر تشنگی تصور کنیم، وضعی نبود که آن عمل از حضرت ساتع شود.
بخشیدن جیره آب سیدالشهدا(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) به کودکان
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به گوشهای از واقعه کربلا، اظهار کرد: اینکه میشنوید از روز هفتم آب را بر خیمهها بستند، معنایش این نیست که از روز هفتم در این خیمه آب پیدا نشد؛ اگر بنا بود از روز هفتم آب پیدا نشود، زنان و کودکانی که بودند هلاک میشدند، در خیمهها آب بود ولی آب جیرهبندی شده بود برای تطهیر، وضو و...
وی افزود: بچه شیرخواره و دختربچه سهچهارساله که جیرهبندی آب را نمیفهمند، برای آنان که نمیشود آب را در آشامیدن جیرهبندی کرد، برای اینکه آنان در آشامیدن آب آزاد باشند، دو نفر از جیره خود در نوشیدن آب استفاده نکردند، یکی اباعبدالله(ع) و یکی هم قمر بنیهاشم(ع) جیره خود را در اختیار بچهها قراردادند که در آب خوردن و آب آشامیدن آزاد باشند.
بروز عشق به ولایت در وجود حضرت ابوالفضل(ع)
آیتالله علمالهدی به نحوه بروز عشق و دلدادگی به مظهر خدا در حضرت ابوالفضل(ع) اشاره و بیان کرد: از روز هفتم آب به لبان قمر بنیهاشم(ع) نرسیده است، وقتی تصمیم گرفت آب تحصیل کند، شریعه فرات 4 هزار تیرانداز نگهبان داشت؛ در نهر فرات، سطح آب از زمین گودتر و پایینتر است و اگر بخواهند آببردارند، باید با دلو و ریسمان بردارند، برخی نقطهها زمین را شیب کردهاند برای اینکه زمین با آب همسطح شود برای آب برداشتن، این سراشیبی را میگویند شریعه.
دلدادگی قمر بنیهاشم(ع) به مظهر خدا باعث نیاشامیدن آب شد
وی تصریح کرد: قمر بنیهاشم(ع) مشک را برداشتند که آببردارند، همینکه نزدیک شدند، 4 هزار تیر در چله کمان قرار گرفت، خود را سریع به آنان رساندند و شمشیر به میان آنان کشیدند، آنان متواری شدند و کنار رفتند، شریعه باز شد و اسب وارد آب شد، آقایی که از روز هفتم آب نیاشامیده، بیاختیار این کفها زیرآب رفت و پر آب بالا آمد، شاید به حدی رسید که سرمای آب را حس کرد و به یاد تشنگی اباعبدالله(ع)، آب را روی آب ریخت و باتحمل سه روز عطش، از میان نهر فرات خارج شد؛ مسئله آنقدر شگفتانگیز است که این موضوع را بهعنوان یک حرکت برادر دوستی و وفاداری با برادر محکوم کردند که چرا این کار را انجام داد و آب نیاشامید اما ایشان یک آدم معمولی نیست.
هدف حضرت ابوالفضل(ع، همرنگی و هماهنگی با مظهر خدا بود
امامجمعه مشهد مقدس بیان کرد: قاضی ابو یوسف میگوید حضرت ابوالفضل(ع) از فقهای بنیهاشم است، اینطور نیست که فوران برادرخواهی وجود مقدس قمر بنیهاشم(ع) را مانع شود در این موقعیت از آب آشامیدن امتناع کند، این عشق بهحق است، ابیعبدالله(ع) برای عباس(ع) حجت خداست، عشق به خدا را در مظهر خدا متجلی کرده، مظهر خدا تشنه است و باید در عطش و تشنگی هماهنگ و همرنگ او بود، آن عشق به خدا مثل پیچک همه حس را از او گرفت حتی حس تشنگی و آشامیدن را.
ایشان با تأکید بر اینکه شخصیت قمر بنیهاشم(ع) بالاتر از یک حرکت احساسی و عاطفی است، بیان کرد: باید همرنگی او با مظهر خدا حفظ شود، میگویند آن لحظهای که سیدالشهدا(ع) بر سر بالین قمر بنیهاشم(ع) آمد، هنوز رمقی داشت، متوجه شد سیدالشهدا(ع) بر بالین ایشان نشسته، با صدای بلند صدای گریه قمر بنیهاشم(ع) بلند شد، گفت گریه من برای این است که من در همهچیز همرنگ شما بودم اما یکجا همرنگی من با شما بههمخورده، شما بر سر بالین من نشستهاید و در بالین شما جان میدهم اما در هنگام شهادت، سر شما بر بالین چه کسی است و جان میدهید؟