کد خبر: 3433637
تعداد نظرات: ۶ نظر
تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۵
روایت پدر از محسن حاجی‌حسنی‌؛

محسن دوست داشت جای یوسف پیامبر(ع) بازی کند

گروه فعالیت‌های قرآنی: وقتی سریال یوسف را تماشا می‌کرد، همیشه با خنده می‌گفت کاش می‌رفتم جای یوسف بازی می‌کردم اگر جای او در سریال بودم به گونه‌ای سوره یوسف را قرائت می‌کردم که دیگران کیف کنند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، حال زیاد مساعدی نداشت، بغض گلویش را می‌فشرد و غم از دست دادن دردانه‌اش بر دلش سنگینی می‌کرد، هر از گاهی آه سردی می‌کشید و تنها چیزی که التیامش می‌داد حک شدن نام شهید بر روی سنگ قبر دردانه‌اش بود، دردانه‌ای که با عروج ملکوتی خود مظلومانه پر کشید و این مظلومیت حتی بر روی سنگ قبرش هم به چشم می‌خورد.

محمدمهدی حاجی‌حسنی‌کارگر، پدر شهید محسن حاجی‌حسنی‌کارگر، قاری بین‌المللی قرآن از فرزندش برایمان می‌گوید: محسن شب‌ها که به خانه می‌آمد با مادرش درد و دل می‌کرد، او با تمام فرزندهایم فرق داشت، فیلم‌های تلویزیون را نمی‌دید و خلق و خو‌ی محسن جدا از بقیه بود، هر گاه از بی عدالتی مراسمات قرآن می‌رنجید با مادرش شوخی می‌کرد.

او بیان می‌کند: همیشه پدر بزرگ محسن توصیه می‌کرد که او هر لقمه‌ای را نخورد، برای رفتن به خواستگاری از ما می‌خواست تا به جایی برویم که وضع مادی‌شان از ما پایین‌تر باشد تا سرشکسته نشویم.

اهل رفیق بازی نبود، استاد پرتوشناس اولین استاد محسن

پدر حاجی‌حسنی‌کارگر با اشاره به اینکه یادم هست وقتی به مدرسه می‌رفت آن قدر اخلاق خوبی داشت که افرادی زیادی می‌خواستند او را به مدرسه خود ببرند، افزود: محسن بچه‌ای نبود که اهل بیرون رفتن باشد، همیشه با برادرش توپ بازی می‌کرد. بعد از بازی به تمرین قرآن می‌پرداخت؛ اولین استاد قرآنش استاد پرتوشناس بود، بعد استاد صفرزاده، آموزش وی را بر عهده گرفت که محل تلاوت‌های او در چهارراه زرینه مسجد کرامت بود؛ استاد دیگر او نیز آقای روغنی در تکیه خیاط‌ها بود.

چشم و دل سیر بود و نفس خود را به خوبی کنترل می‌کرد

وی با تأکید بر اینکه قبل از رفتن به مدرسه همراه برادرش، قرآن را به ترتیل می‌خواند، عنوان کرد: اهل ولخرجی نبود، جایزه‌هایش را به این و آن هدیه می داد.

دوست داشت جای یوسف پیامبر(ع) بازی کند

پدر حاجی حسنی کارگر عنوان می کند: همیشه کنار پاسیون می‌نشست همان جایی که مادرش گلخانه‌ای داشت و چای می‌خورد شیرین بازی در می‌آورد، در لطیفه گفتن اول بود و حاضر جوابی اش خیره کننده بود؛ وقتی سریال یوسف را تماشا می‌کرد، همیشه با خنده می‌گفت کاش می رفتم جای یوسف بازی می‌کردم اگر جای او در سریال بودم به گونه ای سوره یوسف را قرائت می‌کردم که دیگران کیف کنند.

وی با اشاره به اینکه محسن به شهر گنبد سفر می‌کرد و برای اهل تسنن می‌خواند، ادامه داد: همان اهل تسننی که در مراسم او بسیار گریه کردند و حتی برای او مراسم جداگانه‌ای در گنبد گرفتند، خستگی‌اش را با قرآن خواندن خالی می‌کرد می‌خواست قرآن را جهانی کند، همین کار را کرد و به شهادت رسید.

قناعت در زندگی بزرگترین عامل موفقیت محسن حاجی حسنی کارگر

او با بیان اینکه محسن با شهادتش به اندازه میلیاردها به قرآن رونق داد، افزود: با کمترین درآمد فرزندانم را بزرگ کردم زیرا بزرگترین ثروت خانواده ام قناعت بود، دستپخت خوبی داشت، دوای خانگی را خوب می‌شناخت و برای مادر و مادربزرگش دوای خانگی درست می‌کرد، حمد می‌خواند و به آنها می‌داد.

نگران خمس در روز عرفه بود

پدر حاجی‌حسنی‌کارگر اینگونه ادامه می دهد: قبل از شهادتش بیشتراوقات ما را تنها می‌گذاشت، می‌خواست وابستگی‌هایش را کم کند و به مسافرت زیاد می‌رفت، همچنین او در مکه در روز عرفات خمسش را حساب کرده بود.

اهدای مخمل زری‌باف مرقد امام علی(ع) به محسن حاجی‌حسنی

پدر ادامه می‌دهد: همیشه لبخند به لب داشت در سفری که به کربلا رفته بود متولی حرم حضرت علی(ع) مخمل زری‌بافی که 25 سال بر روی مزار حضرت علی(ع) قرار داشت را به محسن هدیه داد و او از‌ ما خواست تا زمانی که زنده است آن را نگه دارند و بعد از مرگش آن را بر روی سنگ قبرش بگذارند.

وی ادامه داد: زمان ناراحتی خوددار بود و چیزی از ناراحتی اش را بروز نمی داد بلکه با خنده فضا را عوض می‌کرد، در این جور مواقع در مورد خواستگاری رفتن با مادرش صحبت می‌کرد تا آن غم از بین برود، همه جا شناس داشت، با این وجود هیچ وقت از رابطه استفاده نکرد.

پدر حاجی‌حسنی‌کارگر اظهار کرد: از سال 59 خانه ما مجلس مداحی و قرآن بود، زمانی که فهمیدم محسن شهید شده است، 14 شب نخوابیدم و بعد از این مدت با قرص و آمپول می‌خوابیدم، او همیشه نماز شب می‌خواند، دوست داشت زمان آخرهای شب که با خدا خلوت می‌کند کسی بی اجازه وارد اتاقش نشود، این اواخر خوابش خیلی کم شده بود، از 7 صبح به بعد می‌خوابید.

آراستگی و متانت از ویژگی‌های حاجی‌حسنی‌کارگر

وی می‌افزاید: لباس‌های نو خود را به مستحقان می‌داد همیشه لباس‌های ساده را دوست داشت و با دوستانی که لباس‌های عجیب و غریب می‌پوشیدند، جوری رفتار می‌کرد که طرف عوض می‌شد، همچنین به نظافت شخصی بسیار اهمیت می‌داد.

حلال و حرام برایش مهم بود و پولی را برای رد مظالم کنار می ‌گذاشت

پدر حاجی حسنی کارگر بیان می‌کند: همیشه پولی را برای رد مظالم کنار می‌گذاشت تا اگر شبهه‌ای در پولش هست برطرف شود، محسن نسبت به من بی‌تفاوت نبود می‌دانست تنگی نفس دارم و همیشه احترام عجیبی به من می‌گذاشت و همیشه مراقب من و مادرش بود.

درج نشدن نام شهید بر روی سنگ قبرش

وی با ابراز گله‌مندی از حک نشدن نام شهادت بر روی سنگ قبر فرزندش عنوان کرد: نمی‌خواهم ازموقعیت شهید سوء‌استفاده کنم، افرادی زیادی هستند که اعتراض می‌کنند چرا روی سنگ آن مرحوم چیزی نوشته نشده است، کسی که در کشور به عنوان قاری بین‌المللی و نخبه نام دار شده است.

بعد از صحبت با خانواده حاجی حسنی کارگر، دلگیر شدم، سؤالات زیادی در ذهنم بی‌جواب ماند، اینکه شاید بتوان در فاجعه منا افرادی که طعمه جرثقیل شدند، را اتفاق نامید اما مرگ هزاران آدم، آن هم بر اثر بی‌کفایتی آل‌سعود را نمی‌توان اتفاقی دانست و به راحتی از آن گذشت.

کاش محسن‌ها را بیشتر دریابیم تا زمانی که در کنار ما هستند قدرشان را بیشتر بدانیم ...

یک دوست
|
-
|
۱۰:۵۳ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۸
0
0
با خواندن این گزارش و اخباری از این دست در این مدت بسیار اشکک ریخته و متأسف برای از دست دادن افرادی چون این قاری هستم، امروز وظیفه خودم می دونم به هر طریق راه این عزیزان را ادامه دهم. روحش شاد باد
طاهره
|
-
|
۱۱:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۸
0
0
اندوه بزرگی برای مردم ایران به خصوص جامعه قرانی هست از دست دادن چنین عزیزانی، وای بر احوالات پدر و مادر این جوان، خدا بهشون صبر عنایت کند.
مرتضی
|
-
|
۱۱:۵۰ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۸
0
0
جای حاج محسن حاجی حسنی شاید خالی باشه اما همیشه در قلب جوانان قرآنی و علاقمندان به قرآن زنده خواهد بود.
pl
|
-
|
۲۱:۵۶ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۹
0
0
خدا رحمتشون کنه آفرین به این پدر مومن
یکی از بچه ها
|
-
|
۱۰:۲۲ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۰
0
0
این شهید عزیز حتما از شوخی ناراحت نمی شود خودشان در موقع ناراحتی شوخی می کردند ... ایشان نفرموده اند اگر نقش حضرت یوسف (ع) را بازی کنند دوست دارند نقش مقابل ایشان را چه کسی بازی کند؟
ساجده مظفری فر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۱۴ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۸
0
0
سلام دیروز سحر سر مزار این شهید بزرگوار رفتم با اینکه برق های آنجا هنوز خاموش بود ولی قبر این شهید صفا و معنویت خاصی داشت ونور وجود ایشون آرامش عجیبی به من داد دیدن کلمه زیبای شهید را که اخیرا با رنگ سرخ بر مزار ایشان نوشته شده منقلبم کرد .من هر وقت در روند حفظ قرآنم به مشکلی بر می خورم از ایشان درخواست دعا و یاری می کنم شهید کارگر عزیزم برای شما آرزوی علو درجات در بهشت را دارم و همجواری با امام رضا (ع) را برای آن دنیای شما هم خواستارم و آرزوی صبر برای خانواده دلسوخته تان را ... لطفاشفاعتمون کنید ای شهید بزرگوار شادی روح تمامی شهدای منا و شهدای اسلام و قرآن صلوات... التماس دعا یاعلی
captcha