
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، سرزمین خراسان به برکت حریم ملکوتی عالم آل محمد(ص) در دورانهای مختلف شاهد حضور بزرگان بسیار بوده است. عالمان و اندیشمندانی که هر کدام از دیاری برخاسته و در جوار هشتمین خورشید ولایت در تارک آسمان علم درخشیدند؛ فرهیختگانی که پیرو مکتبی هستند که دین و عقل در آن جایگاهی بس مهم دارد به گونهای که یک ساعت اندیشیدن در آن معادل سالها تفکر و عبادت به شمار میرود و این مهم ارزشمندی تفکر، تعقل و علم آموزی را در این مکتب اثبات میکند.
در این میان متفکرانی ژرفاندیش در سایه علم لدنی عالم آل محمد(ع) از مکتب فکری ـ عرفانی و معنوی اسلام برخاسته و رشد کردهاند که از جمله آنها میتوان به شخصیت بزرگی همچون علامه محمدتقی جعفری اشاره کرد. عالم و علامهای که متفکر آزاداندیش در دوران معاصر نام گرفته است تا به معنای واقعی دین، اندیشه و آزادی عقیده را در کنار یکدیگر قرار دهد.

25 آبانماه مصادف با رحلت بزرگمردی در دوران معاصر است که علم، حکمت، فلسفه و فقه را با هم جمع کرده بود به گونهای که امام خمینی(ره) او را ابن سینای زمان میخواند. فردی که در تمام دوران تحصیل از مدرسه تا کسب علوم دینی برای تأمین معاش زندگی بخشی از وقت خود را به کار کردن گذراند.
طلوع خورشید زندگی علامه از تبریز
مردادماه سال 1302 خورشیدی آغاز زندگی محمدتقی جعفری در شهر تبریز و خانوادهای مذهبی بود تا اینگونه دوران کودکی او در دامن مادری سیده سپری شود. پدرش شغل نانوایی داشت و با وجود بیسوادی اهل دل بود، مادرش نیز زنی مؤمن و باسواد بود که خواندن قرآن را به محمدتقی در همان دوران کودکی و قبل از رفتن به مدرسه میآموزد. بعد از آن او تحصیل در مدارس جدید تبریز را از کلاس سوم دبستان آغاز میکند.

سپس وارد حوزه علمیه طالبیه تبریز شده و بعد از آن حدود 15 سالگی راهی تهران و در ادامه قم میشود و در مدرسه مروی و فیلسوف تهران و همچنین دارالشفاء و فیضیه قم از محضر اساتیدی چون آیتالله شیخ مهدی مازندرانی، آیتالله شیخ محمدرضا تنکابنی، میرزامهدی آشتیانی، آیتالله شیخ محمدتقی زرگرتبریزی، سیدمحمد حجت کوهکمری و درس اخلاق امام خمینی(ره) بهرهمند میشود.
وی مدتی را هم به جهت بیماری و بعد درگذشت مادرش به تبریز بازگشته و بعد از تشویق آیتالله میرزا فتاح شهیدی رهسپار حوزه علمیه نجف در حدود سال 1322 شمسی میشود تا باب جدیدی از علم و معرفت بر روی وی گشوده شود.

محمدتقی در حالی به مدت 11 سال در حوزه علمیه نجف به کسب علم از محضر بزرگانی چون سید ابوالقاسم خویی، سید محسن حکیم، شیخ محمدکاظم شیرازی، سید عبدالهادی شیرازی، سید جمالالدین گلپایگانی، شیخ مرتضی طالقانی، آیتاللّه میرزا حسن یزدی، آیتاللّه شیخ صدرای قفقازی، آیتاللّه سید محمود شاهرودی، آیتاللّه سید محمدهادی میلانی و دیگر بزرگان آن دیار میپردازد که حدود سن 23 سالگی موفق به دریافت درجه اجتهاد از شیخ کاظم شیرازی شده و در این شهر به تدریس فلسفه و معارف میپردازد.
در این دوره همراهی و همنشینی علامه با محمدرضا مظفر، فیلسوف و فقیه و احمد امین، ریاضیدان و صاحب کتاب «التکامل فی الاسلام» در نجف سبب شد تا استاد علاوه بر فقه، فیزیک، فلسفه، زیبایی شناسی، تاریخ و روان شناسی با دیگر علوم جدید آمده از غرب حتی ادبیات غرب نیز آشنا میشود.

علامه جعفری همواره تا آخر عمر خویش موضوعات مختلف و جدید عصر جدید را مورد توجه ویژه قرار میداد به گونهای که در ابتدا آنان را به درستی میشناخت و سپس به تحلیل و نقد میپرداخت. این متفکر معاصر حدود دهه 30 شمسی و بعد از اتمام تحصیلات، به بررسی جریانات فکری روز میپردازد و در واقع به دنبال روشنفکریهای واقعی است.
شاید بتوان تحقیق و تفحص را پررنگترین عنصر حیات استاد در طول 60 سال زندگی علمی دانست. علامه جعفری اندیشه را دارای اصالت میداند و سؤال و پرسش را بسیار جدی تلقی میکند، در واقع سؤال، جزیی از وجود استاد به شمار میرفت به گونهای که همواره در انبوهی از سؤالات زندگی میکرد و به دنبال علوم مختلف با دیدی حکیمانه میرفت تا به پاسخ دست یابد.
میتوان گفت که علامه محمدتقی جعفری، رویکردی استدلالی و منطقی داشته است از همین رو در فلسفه اسلامی، فلسفه جدید و پرداختن به دیگر علوم و معارف تلاش میکند تا با استدلال به نتیجه برسد و از این مسیر خارج نشود.

سخنرانی در محافل دانشگاهی
علامه جعفری از حدود سال ۱۳۴۳ شمسی مخاطبان دانشگاهی پیدا کرد و با سخنرانی در دانشگاهها یا برگزاری جلسات درس در منزل برای دانشجویان، با آنها ارتباط برقرار کرد. علاوه بر دانشجویان، عامه مردم نیز به وی علاقهمند بودند و او گاه در مساجد و جلسات دینی نیز سخنرانی میکرد.
وی همواره به دنبال پاسخ به پرسشهای جوانان و دیگر آحاد مردم بود و در تمام دوران زندگی و با وجود جولانهای فکری و فلسفی بسیار بر افکارش پایدار بود و از تعهد خارج نشد.
حضور 40 ساله علامه جعفری در دانشگاهها و مجامع فرهنگی، از او یک چهره روحانی کمنظیر ساخت به گونهای که به ارشاد روشنفکران و دانشگاهیان میپرداخت. توجه وی به اندیشههای جدید و داشتن سعه صدر سبب شده بود که جمعیت بسیاری از اهل فرهنگ از محضرش بهرهمند شوند و با او به بحث و گفتوگو بنشینند.
علامه از جمله متفکرانی است که نظرات خود را براساس زمان و به روز بیان میکرد و در واقع با زمان تطبیق میداد. از طرفی استاد محمدتقی جعفری با قرآن و زبان تفسیر این کلام الهی به شکل کامل آشنا و معتقد بود که در مسیر علم و دانش توقف راه ندارد.

بازگشت به وطن
وی از حوزه نجف عزم بازگشت به ایران را میکند و ابتدا به قم و سپس به مشهد میرود. در مشهد از آیتاللّه محمدهادی میلانی گواهی اجتهاد گرفت. بعد از آن مشهد را ترک کرده و تهران را برای اقامت دائم برمیگزیند.
علامه جعفری عمر خود را صرف تحقیق، سخنرانی، تدریس و تألیف کرد و علاوه بر علوم حوزوی، همواره تلاش میکرد از علوم و معارف غربی و جدید نیز مطلع باشد و برهمین اساس با اهل علم یعنی هم علمای دین و هم دانشمندانی مانند محمود حسابی و فضلالله رضا همنشینی و جلسات بحث داشته است.
آثار و تألیفات علامه
آثار علامه جعفری در حوزههای مختلف اخلاق، فلسفه و کلام، فقه، انسانشناسی، فلسفه در عصر حاضر، فلسفه علم، دین،هنر، حقوق، قرآن پژوهی، عرفان، ادبیات، بررسی آثار متفکران غربی، ائمه(ع)، مولوی، اخلاق و مذهب، جبر و اختیار و رسائل فقهی را شامل میشود.

از جمله این آثار میتوان به آفرینش و انسان، علم و دین در حیات معقول، رابطه علم و حقیقت، فلسفه زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام، انسان در افق قرآن، عرفان اسلامی، حرکت و تحول از دیدگاه قرآن، حکمت، عرفان و اخلاق در شعر نظامی گنجوی، توضیح و بررسی مصاحبه برتراند راسل ـ وایت، بررسی و نقد افکار راسل، بررسی و نقد نظریات هیوم در چهار مسأله فلسفی، حاشیه بر برگزیده افکار راسل، حاشیه بر سرگذشت اندیشهها اثر آلفرد نورث وایتهد، حاشیه بر ادیان زنده جهان، اثر رابرت هیوم، نیایش حسین در عرفات، امام حسین(ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، علی و مسأله مرگ، عقل وعاقل و معقول وعواملجذابیت در سخنان جلالالدین محمد مولوی اشاره کرد که تنها بخشی از تالیفات این متفکر معاصر است.
رحلت علامه
حدود مردادماه سال ۱۳۷۷ پزشکان بیماری سرطان ریه پیشرفته را در بدن استاد جعفری تشخیص دادند و بعد از مدتی معالجه در ایران توسط فرزند غلامرضا جعفری که در نروژ مشغول تحصیل بود، به آنجا رفته در هنگام خداحافظی به خانواده میگوید که «این سفر بدون بازگشت است و پس از مرگ من، درباره من اغراق نکنید». این عالم متفکر علیرغم معالجات بسیار مصادف با 15 آبانماه سال 1377 رحلت می کند.
پیکر علامه جعفری نیمه شب 26 آبان 1377 به تهران و بعد از اقامه نماز توسط آیتاللّه عبدالله جوادیآملی بر پیکرش به مشهد مقدس انتقال یافت و در دارالزهد حرم رضوی و پیش روی ضریح مطهر دفن و برای همیشه همنشین عالم آل محمد(ع) شد.