کد خبر: 3463990
تاریخ انتشار : ۱۳ دی ۱۳۹۴ - ۰۹:۳۳
سریال تلخ جانبازی آمران به معروف ادامه می‌یابد؛

مجروحیت یک طلبه ناهی از منکر در مشهد/ وقتی بیمه این اتفاق را نزاع عنوان می‌کند

گروه اجتماعی: شامگاه جمعه‌، یازدهم دی‌ماه در حوالی مجتمع الماس شرق مشهد یک طلبه ناهی از منکر در حین دفاع از خانومی که برای وی توسط اوباش ایجاد مزاحمت شده بود، بااصابت دو ضربه چاقو از ناحیه کتف و دست مجروح شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، هنوز از عروج مظلومانه شهیدعلی خلیلی‌ و جانبازی تنی چند از روحانیون و پاسبانان حریم دین الهی آن‌قدر نمی‌گذرد که این داستان به فراموشی سپرده شود اما گویا این قصه پرغصه را پایانی نیست و همچنان ادامه دارد...
 
بر اساس این گزارش، حجت‌الاسلام حسین خادم‌الخمسه، استاد حوزه و از اساتید پاسخگویی به سؤالات حرم مطهر رضوی شامگاه جمعه، یازدهم دی‌ماه در حمایت از خانمی که تعدادی از اوباش برای وی ایجاد مزاحمت کرده بودند، با اصابت دو ضربه چاقو از ناحیه کتف و دست مجروح و پس از انجام دو عمل جراحی در بیمارستان امدادی مشهد، عصر روز گذشته از بیمارستان ترخیص شد که به منظور اطلاع از جزئیات این حادثه دلخراش با این روحانی آمر به معروف گفت‌وگو کردیم.
 
شرح ماجرا از زبان آمر به معروف
 
حجت‌الاسلام خادم‌الخمسه در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایکنا جزئیات این اتفاق را اینگونه عنوان کرد: شامگاه جمعه، 11 دی‌ماه به همراه خانواده در حوالی مجتمع الماس شرق بودیم که در محدوده ساعت 9 الی 9:30 این اتفاق رخ داد. من به سمت ماشینم در حرکت بودم که به جهت خلوت بودن و تاریکی مسیر به یکباره متوجه شدم که دوجوان موتورسوار از پشت به سرعت به خانمی نزدیک شده و برای او ایجاد مزاحمت و در نهایت راه وی را مسدود کردند. ظاهرا تعدادشان زیاد بود و بعد مشخص شد که سه موتورسیکلت همراه با یک پراید با دو سرنشین بودند که با دیدن این وضعیت جلو رفتم و به یکی از موتورسواران که حدود 20 سال سن داشت تذکر دادم که مزاحم خانم نشوید.
 
وی ادامه داد: جوان با عصبانیت به من گفت که ارتباطی به شما ندارد و من مجدد به او متذکر شدم که این بار با مشت به سینه من کوبید و مرا به عقب پرت کرد، بار دیگر مؤدبانه به آن‌ها تذکر دادم که این بار جدی‌تر حمله کرد و به محض حمله از آنجایی که کم سن و سال و ضعیف‌الجثه بودند، دستشان را گرفتم و به طرفی هل دادم که در همین حین راه خانم باز شد و توانست بگریزد و من با این دو جوان درگیر شدم.
 
این استاد حوزه اضافه کرد: جوان اول که دید نمی‌تواند با من درگیر شود جوان دومی وارد نزاع شد و از پشت یک ضربه چاقو به کتفم زد، تا متوجه شده و برگشتم به پشت، ضربه دوم را قصد داشت بزند که چاقو را گرفتم و چاقو داخل دستم فرو رفت. اما بعد که متوجه شدم خانم هم فرار گرده است دیگر نزاع را ادامه ندادم، عقب‌تر آمدم در حالی که کیف خانم هم دستم بود، جوان‌ها به طمع اینکه ممکن است در کیف چیزی باشد کیف را گرفتند، سوار موتور شده و متواری شدند.
 
 وی با بیان اینکه سپس موتوری‌های دومی و سومی آمدند و تأکید کردند که آن دونفر را دنبال خواهند کرد، ابراز کرد: در همین حال خانواده‌ام که به شدت از این اتفاق شوکه شده بودند با اورژانس تماس گرفتند، اما به جهت خلوت بودن، تاریکی و خطرناک بودن منطقه و شوکی که به فرزندانم وارد شده بود صلاح ندانستم بیشتر از آن منتظر اورژانس مانده و دستم را با با کمک یک نفر بستم تا جلوی خون‌ریزی گرفته شود.
 
حجت‌الاسلام خادم‌الخمسه در ادامه افزود: با وجود درد شدیدی که در ناحیه کتفم داشتم سوار ماشین شدیم و هر طور که بود با سرعت خود را به نزدیک‌ترین بیمارستان رساندم اما به علت شدت صدمه ما را به بیمارستان امدادی یا شهید هاشمی‌نژاد ارجاع دادند بنابراین خانواده را به منزل فرستاده و خودم به بیمارستان امدادی رفتم و همان شب حدود دو عمل بر روی کتف و دستم انجام دادند تا روز بعد که تقریبا هشیاری کامل خود را به دست آورده و بعدازظهر شنبه از بیمارستان ترخیص شدم.
 
عدم پذیرش بیمه از سوی بیمارستان
 
وی در خصوص عدم پذیرش بیمه از سوی بیمارستان نیز اینگونه اظهار کرد: کارشناس بیمه بیمارستان این اتفاق را نزاع دانسته و عنوان کرد: «قانون بیمه شامل تصادفات و ... است و مشمول نزاع نمی‌شود». بنده با رعایت قانون کاملا موافقم اما بهتر می‌بود تا مواردی از این قبیل در قانون نیز لحاظ شود.
 
این استاد پاسخگویی به سوالات حرم رضوی با اشاره به تصویب قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر در مجلس شورای اسلامی نیز ابراز کرد: اتفاقا من این قانون را به کارشناس بیمه بیمارستان نیز گوشزد کردم اما وی قبول نکرد و گفت: «باید ابتدا هزینه را به صورت آزاد پرداخت کنید، سپس شکایت کنید، دادگاه اگر به ما حکم داد از حق بیمه‌تان، هزینه شما را پرداخت می‌کنیم در غیر اینصورت کاری نمی‌توان کرد».
 
وی همچنین در خصوص اطلاع ستاد امر به معروف و نهی از منکر نیز به ما این‌گونه پاسخ داد: تقریبا شما نخستین نفراتی هستید که با من تماس گرفتید و هنوز پیگیری خاصی از جانب ستاد نشده است.
 
جان ناقابل من و امثال من هیچ ارزشی ندارد
 
حجت‌الاسلام خادم‌الخمسه در ادامه تأکید کرد: جان ناقابل من و امثال من هیچ ارزشی ندارد و فدای دین باشد اما ضروری است تا این اتفاقات را جدی‌تر بگیریم و جوانانمان را به سمت سبک زندگی اسلامی که سرشار از خیرخواهی است رهنمون شویم و نگذاریم که دشمن با شعارهای جذاب آن‌ها را جذب خود کند.
 
وی در پایان با ابراز ناراحتی از اینکه متأسفانه در جامعه آن‌طور که باید درد دین وجود ندارد، افزود: مسئولان ما به فکر هوای پاک هستند اما به این فکر نمی‌کنند که اگر هوای دین را آلوده کنیم ضررش به مراتب بیش‌تر است.
 
متأسفانه سریال تکراری و تلخ مجروحیت ناهیان از منکر گویی تمامی ندارد و هر از گاهی با بروز چنین رخ‌دادهایی مجددا زنگ هشدار غفلت از سبک زندگی و تربیت اسلامی و کم‌توجهی مسئولان به این موضوع را به صدا در می‌آورد. موضوعی که اگر اکنون و پس از وقوع چندباره اتفاقاتی از این دست به درستی و به صورت جدی با آن مقابله نشود معلوم نیست، فرجام جامعه را به کدامین سو خواهد برد.
 
نبود ضمانت‌های اجرایی در قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر
 
نکته دیگری که در این میان توجه بیش‌تری را به خود می‌طلبد، حمایت از افرادی است که در دفاع از حریم دین و ناموس مردم از جان‌گذشتگی و فداکاری می‌کنند. قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر که بیش از یک سال از تصویب آن در مجلس شورای اسلامی می‌گذرد و در اردیبهشت‌ماه سال جاری به دولت ابلاغ شد اما گویا همچنان از ضمانت‌های اجرایی لازم برخوردار نیست. قانونی که حداقل می‌توانست به نوعی امنیت روانی برای آمران به معروف ایجاد کرده و حتی ذره‌ای از آلام این افراد در قبال از خود گذشتگی قابل ستایشی که از خود نشان می‌دهند، بکاهد. گرچه این افراد به واسطه یاری دین الهی قطعا نزد خدای خود مأجور خواهند بود چه قانونی در ظاهر به حمایت از آنان بپردازد و چه نه...
 
اما آنچه مهم‌تر می‌نماید این است که آیا این قبیل اتفاقات وجدان جامعه ما را در خصوص وخامت اوضاع فرهنگی آن‌هم در مذهبی‌ترین شهر کشور بیدار می‌کند و زنگ خطر بحران تربیتی جامعه اسلامی ما را به صدا در می‌آورد یا این سریال تکراری و تلخ همچنان ادامه می‌یابد...
captcha