به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت مرحوم محمدکاظم حسنزاده، استاد و پیشکسوت قرآن کریم خبرنگاران ایکنای خراسان رضوی در جهت تکریم این چهره قرآنی با خانواده وی دیدار کرده و به گفتوگو نشستند.
طیبه جمشیدی، همسر مرحوم محمدکاظم حسنزاده، در ابتدای این دیدار از نحوه آشنایی با استاد برایمان گفت و افزود: من اهل تبریز هستم و از دوران کودکی به همراه پدر به مشهد مقدس مهاجرت کردیم. مرحوم حسنزاده از آشنایان خواهرم بودند و در همان زمان نیز از ابهت زیادی برخوردار بودند.
وی اضافه کرد: پس از خواستگاری مادرشان عکس ایشان را برایم آوردند و من پاسخ منفی دادم، اما پس از اینکه به همراه خانواده مجددا برای خواستگاری به منزل ما آمدند، جواب مثبت دادم.
همسر مرحوم حسنزاده با بیان اینکه ازدواج ما بهدور از هرگونه تشریفات بود، ادامه داد: ما پس از برگزاری یک مراسم عقد ساده به بارگاه حضرت معصومه(س) در قم مشرف شدیم و زندگی مشترک خود را در مشهد آغاز کردیم. سه فرزند دختر و یک فرزند پسر حاصل چهل سال زندگی مشترک ماست.
تأکید بر سهلگیری در امور و دوری از تشریفات زائدوی ضمن بیان اینکه مرحوم حسنزاده هیچگاه بین فرزندان دختر و پسر خود تفاوتی قائل نبود و همه را به یک اندازه دوست میداشت، اضافه کرد: ایشان در توصیه به فرزندانشان همیشه بر سهلگیری در کارها و دوری از تشریفات زائد تأکید میکردند.
وی همچنین افزود: همسرم از سن چهارسالگی آموختن قرآن را آغاز کرده بود و هنگامی که من با ایشان ازدواج کردم نیز فعالیتهای قرآنیشان ادامه داشت. مرحوم حسنزاده هر شب کلاس عمومی و روزانه چندین کلاس خصوصی داشت.
جمشیدی ادامه داد: ایشان نزدیک به هفت سال در دوران دفاع مقدس، در بخش فرهنگی سپاه مشغول بودند و پس از آن حدود دو سال به شغل تولیدی لباس مبادرت داشتند که پس از افزایش کلاسها آن را نیز کنار گذاشتند زیرا فعالیتهای قرآنی تمام وقتشان را پر کرده بود.
بسیار دقیق و خوشقول بودوی در خصوص سیره رفتاری استاد در زندگی روزمره نیز اینگونه توضیح داد: ایشان به خواب ظهر اهمیت زیادی میداد و حتما باید روزانه حدود دو ساعت استراحت میکرد. در فعالیتهای خود بسیار دقیق و خوشقول بودند و هنگامی که صبح زود برای برگزاری کلاس به مسجد میرفتند و مشاهده میکردند که مسجد هنوز باز نشده است بسیار ناراحت میشدند و از کوتاهی مردم نسبت به قرآن گلایه میکردند.
اخلاص در آموزش قرآنهمسر استاد حسنزاده اخلاص استاد در فعالیت های قرآنی را از دیگر ویژگی های رفتاری این استاد پیشکسوت عنوان کرد و افزود: حتی یک بار تعریف میکردند که در یکی از کلاسهایشان تنها دو نوجوان آمده بودند و ایشان با همان دو نفر کلاس را دایر کرده بود که من به ایشان معترض شدم و گفتم که شأن شما بیشتر از این است، اما همسرم در پاسخ گفت: «من این را وظیفه خود میدانم و کارم را برای رضای خدا انجام میدهم و دعای همین دو نوجوان برای آخرت من کافی است».
استاد حسنزاده اهل مادیات نبودوی با تأکید بر این نکته که مرحوم حسنزاده اصلا اهل مادیات نبود، گفت: گاهی اوقات مردم برای آموزش قرآن به فرزندانشان به ایشان زنگ میزدند و اذعان میکردند که از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نیستند و از آنجایی که آموزش قرآن به مردم برای ایشان از اولویت زیادی برخوردار بود، میپذیرفتند و به میزان حقالزحمه خود اهمیتی نمیدادند.
جمشیدی در ادامه افزود: مرحوم حسنزاده در ظاهر از ابهت و جدیت خاصی برخوردار بود و البته آن را برای فضای کلاسداری و تدریس بسیار ضروری میدانست از این رو با توجه به ابهت ظاهری ایشان برخی تصور میکردند در منزل نیز رفتار خشکی دارند، در حالی که با خانواده بسیار مهربان و صمیمی بودند.
قدردانی همیشگی استاد از زحمات اهل خانهوی در ادامه با بیان اینکه مرحوم حسنزاده اکثر اوقات در مجالس، محافل و سفرهای خارجی به سر میبردند، تصریح کرد: علاوه بر آن غالبا ماه مبارک رمضان را نیز در منزل حضور نداشتند و همیشه من بچهها را همراهی میکردم، به همین دلیل همیشه خود را مدیون من دانسته، قدردانی کرده و میگفت: «ثواب معنوی کارهای من متعلق به شماست».
همسر مرحوم حسنزاده بیان کرد: همسرم هیچگاه مشکلات و ناراحتیهای خود را در منزل مطرح نمیکرد اما هرگاه من در زندگی احساس ناراحتی میکردم ایشان با آیات قرآن مرا آرام میکرد و همواره استمرار بر تلاوت سوره «والعصر» را توصیه میکرد. هنوز هم در هنگام مشکلات بر تلاوت این سوره مداومت دارم زیرا بسیار به من آرامش میدهد.
وی در ادامه با بیان اینکه مرحوم حسنزاده به غیر از حدود هفتسالی که در سپاه شاغل بود از پوشش بیمهای و مزایای اینگونه برخوردار نبود، تصریح کرد: ما در خیابان پنجتن یک خانه 80 متری داشتیم که به نام من بود به گونهای که وقتی یکی از شاگردان مرحوم به خانه ما آمده بود برخلاف تصورش از دیدن این وضعیت استاد خود بسیار شگفتزده شد.
گلایه استاد از غربت قرآن و قرآنیان در جامعهجمشیدی با بیان اینکه در حال حاضر مستأجر هستیم، گفت: ایشان همیشه از عدم توجه به جامعه قرآنی ابراز ناراحتی و گلایه میکرد و همواره میگفت: «اگر یک خواننده یا فوتبالیست بود به او اهمیت زیادی داده میشد اما قرآن همواره مهجور و غریب است. ما هر کاری میکنیم آخر هم به قراء در سطح پایین نگاه شده و بهای لازم داده نمیشود».
در ادامه الهه حسنزاده، دختر مرحوم حسنزاده به بخش دیگری از ناگفتههای شخصیت پدر پرداخت و افزود: مرحوم پدرم بسیار دختردوست بودند به خصوص در اواخر عمر شریفشان در واکنش به کوچکترین اقدام مثبت ما را بسیار تشویق و تحسین میکردند.
علاقه شدید به شاگردان
وی علاقه وافر به شاگردان را از شاخصترین ویژگیهای رفتاری استاد حسنزاده عنوان کرد و گفت: به شدت به شاگردانشان علاقهمند بوده و برایشان غصه میخوردند و مانند فرزندان خود به آنان عشق میورزیدند، شاگردانشان نیز متقابلا نسبت به ایشان همین احساس را داشتند.
حسنزاده اضافه کرد: ارتباط پدر با شاگردان و سایر مردم به قدری صمیمی بود که در مراسم ترحیم ایشان بچههای کم سن و سال به برادرم تسلیت میگفتند گویی پدر خود را از دست دادهاند و حتی در مراسم خاکسپاری نیز پیرمردی به گونهای فریاد میزد و گریه میکرد که دل ما تکان میخورد.
سخنان پدر، آرامشبخش خانواده در مواجهه با مشکلاتوی همچنین ادامه داد: ما در خویشاوندان بزرگتر از پدر نیز داریم اما هرگاه مشکلی در فامیل پیدا میشد با فن بیان و مهارتهای کلامی قوی که داشتند به ما آرامش میدادند به گونهای که مشکل در نظرمان کوچک جلوه میکرد.
دختر مرحوم حسنزاده بیان کرد: پدر زمانی که در منزل حضور داشتند بیشتر به پژوهش در مباحث قرآنی چون تجوید، تفسیر و ... میپرداخت و تلاوت زیادی نداشتند، ما نیز اگر سؤالی برایمان پیش میآمد از ایشان میپرسیدیم یا از روی نوارها و سیدیهای ایشان اشکالات خود را برطرف میکردیم و آموزشهایمان را در مدرسه به دوستانمان نیز منتقل میکردیم.
وی با بیان اینکه مرحوم پدرم هیچگاه چه در حوزه قرآنی و چه در موضوعات دیگر اهل اجبار و تحمیل نبود، افزود: موفقیت و درجات عالی شاگردان پدر ما را تشویق کرده و به سمتوسوی قرآن سوق میداد.
به موضوعاتی چون موسیقی و بازیگری بیش از قرآن بها داده میشودحسنزاده با گلایه از عدم توجه به قرآن در جامعه اظهار کرد: با این که در حال حاضر امکانات فراوان و در دسترس همگان قرار دارد و اگر خانوادهای بخواهد فرزند قرآنی داشته باشد به راحتی بستر فراهم است در حالی که در گذشته این طور نبود اما متأسفانه به موضوعاتی چون موسیقی و بازیگری بیشتر بها داده میشود.
وی یادآور شد: معلمان ما زمانی که متوجه میشدند پدر قاری قرآن است و یا تصویر ایشان را از تلویزیون میدیدند برای دیدن پدر و صحبت با ایشان گرفتن کارنامه را بهانه میکردند. البته آن موقع ایشان به دلیل شرکت در مسابقات متعدد قرآنی و سفرهای خارجی فراوان بسیار پرمشغله بودند و چندان فرصت رفت و آمد به مدارس ما را نداشتند.
فرزند این استاد قرآنی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به عدم مادیگرایی استاد حسنزاده، افزود: ایشان در همه امور به بعد معنوی موضوع توجه میکردند و مادیات در نظرشان اهمیتی نداشت و این نگاه هم در ازدواجهای ما و هم در سفرهای خارجی ایشان نمود عینی داشت. پدر با اینکه به کشورهای مختلفی اعم از اروپایی، آسیایی و آفریقایی سفرهایی داشتند اما شیرینترین خاطرهای که نقل میکردند از کشور غنا بود.
جوانی که پای جلسات استاد در غنا مسلمان شد وی در ادامه به این خاطره اشاره کرد و گفت: پدر که همراه با 32 قاری منتخب برای برگزاری جلسات قرآن به غنا رفته بود به ایشان خبر میدهند یک جوان سیاه پوست که در جلسات ایشان شرکت میکرده است میخواهد مسلمان شود و درخواست کرده بودند که قران آن مراسم را پدر بخوانند. ایشان در آن جلسه بسیار منقلب شده و قرآن را با چهره اشکبار تلاوت کردند و این شیرینترین خاطره پدر از سفرهای خارج از کشورشان بود.
حسنزاده همچنین به خاطره دیگری از زمان حیات استاد حسنزاده اشاره کرد و گفت: به خاطر دارم زمانی که مادر مسافرت بودند من دختر کوچکی داشتم که هیچکس در خانواده نتوانست او را آرام کند. پدر او را در آغوش گرفتند و به بیرون از منزل بردند و در نهایت تنها ایشان توانستند او را آرام کنند که این برای ما خیلی عجیب بود.
تشویق کوچکترها به شرکت در جلسات قرآنی در مجالس خانوادگیوی با بیان اینکه در مهمانیها و مجالس خانوادگی از سؤالات قرآنی علیالخصوص از سوی کوچکترها بسیار استقبال میکردند، افزود: شوخطبعی پدر را همه دوست داشتند و از حضور ایشان در محافل خانوادگی استقبال می کردند. پدر نیز با بذلهگوییهای خود فضا را بسیار با نشاط و خودمانی میکردند که حتی خردسالان و نوجوانان نیز جذب میشدند و در همین حین که فضا را آماده میدیدند فتح باب کرده و بچهها را به رفتن به جلسات قرآن تشویق میکردند.
دختر استاد حسنزاده ادامه داد: در همین اواخر یکی از اقوام جلسهای تشکیل داده و از پدر درخواست کرده بودند تا در این جلسه به آموزش قرآن بپردازند که متأسفانه پس از گذشت کمتر از یک سال پدر مرحوم شدند و اقوام بسیار افسوس میخوردند که چرا زودتر از برکات وجود ایشان استفاده نکردند زیرا در همین زمان اندک نیز فرزندانشان پیشرفت بسیار خوبی داشتند.
صداوسیما، تلاوت اساتید پیشکسوت را بیشتر پخش کند
وی با ابراز گلایه از صدا و سیما به سبب نپرداختن به چهرههای قرآنی پس از درگذشتشان، اظهار کرد: صدا و سیما پس از فوت هنرمندان، آثار نمایشی آنان را برای تجدید خاطرات پخش میکند اما این موضوع درباره قاریان کمتر اتفاق میافتد زیرا پخش آثار پیشکسوتان و اساتید قرآنی علاوه بر تداعی خاطرات و آرامش برای خانواده و شاگردان آنان، نام و یاد آنان را در اذهان زنده نگاه میدارد.
در بخش دیگری از این دیدار، مهدی حسنزاده، دیگر فرزند استاد محمدکاظم حسنزاده که در حال حاضر فارغالتحصیل مقطع کاردانی رشته فناوری اطلاعات و متأهل است خلق نیکو را از بارزترین خصائص پدرش عنوان کرد و گفت: ایشان چه در خانواده و چه در جلسات انسان بسیار شوخطبع و خوشخلقی بودند. رفتارشان با خانواده بسیار صمیمی بود و شاگردانشان نیز همواره بر این موضوع تأکید میکردند.
تأکید پدر بر ادامه تحصیل و ازدواجفرزند مرحوم حسنزاده ادامه داد: ایشان تأکید ویژهای بر ادامه تحصیل و ازدواج داشتند و خدا را شکر من توانستم در این دو مورد رضایت ایشان را جلب کنم.
وی با اشاره به میزان مشارکت خود در جلسات پدر گفت: تا زمانی که وارد مقطع متوسطه شدم همراه با پدر در جلساتشان شرکت میکردم اما پس از آن به دلیل اینکه درگیر تحصیل و مشغلههای کاری شدم دیگر میسر نشد به صورت فعال پیگیری کنم لذا تنها گاهی اوقات در جلسات عمومی شرکت میکردم.
حسنزاده با بیان اینکه در طی دوران فعالیتم در سال 78 موفق به کسب مقام سوم مسابقات کشوری شدم و مقام نخست استان را نیز در کارنامه خود دارم، ابراز کرد: پدر غالبا در منزل برای ما کلاس خصوصی نمیگذاشتند و حتی در جلسات نیز گاهی اوقات نوبت به تلاوت من نمیرسید.
استاد حسنزاده به مرحوم محمد اللیثی و محمد شحاتانور بسیار علاقهمند بودوی با اشاره به سبک استاد حسنزاده در تلاوت ابراز کرد: ایشان تلفیقی تلاوت میکردند و از قراء مصری به مرحوم محمد اللیثی و محمدشحات انور بسیار علاقهمند بوده و با آنان رابطه خوبی داشتند. با استاد محمد اللیثی دو بار به حج مشرف شده و با استاد محمد شحاتانور نیز یک بار همسفره شده بودند که وی نیز از اخلاق ایشان بسیار تعریف کرده بود؛ از میان قراء ایرانی نیز با استاد محمدجواد پناهی، سعید طوسی و مرحوم محمدعلی اوحدی رابطه بسیار خوبی داشتند.
پسر مرحوم حسنزاده همچنین به شاگردان استاد اشاره و ابراز کرد: حمید شاکرنژاد، سعید بیژنی، حمید هروی، مهدی صیافزاده، جواد کاشفی، مهدی حسنی، حسین آمنا و... از جمله شاگردان پدرم بودند و در حقیقت میتوان گفت ایشان یک نسل قرآنی را پرورش دادند.
حضور طیفهای گوناگون در جلسات استادوی با اشاره به حضور اقشار مختلف در جلسات استاد حسنزاده، تصریح کرد: طیفهای گوناگون و از هر سطحی مبتدی تا حرفهای به جلسات پدر رفتوآمد داشتند و ایشان با هر یک متناسب با سطح علمی آن فرد تدریس می کرد.
حسنزاده همچنین به سفرهای متعدد خارجی پدر اشاره کرد و گفت: استاد به کشورهای مختلفی از جمله غنا، سریلانکا، عربستان، ایتالیا، آلمان، اندونزی، مالزی و... سفر کرده بود.
وی در خصوص بیماری استاد حسنزاده نیز اینگونه توضیح داد: نخستین سکته قلبی پدر در سال 90 اتفاق افتاد که منجر به بستری شدن ایشان در بیمارستان قائم شد و تشخیص پزشکان این بود که باید عمل قلب باز صورت گیرد اما متأسفانه پدر ممانعت کرده و ما نیز نتوانستیم ایشان را قانع کنیم. سال بعد نیز مجددا یک سکته خفیف داشتند.
فرزند این استاد پیشکسوت ادامه داد: در نهایت در سال 93 دقیقا یک ماه پیش از درگذشتشان سکته سختی کردند که همان موقع خواهرم در کربلای معلی حضور داشتند و دعای او یک بار دیگر پدر را به ما بازگرداند اما پس از یک ماه ساعت 8:30 صبح، هنگام عزیمت به یکی از جلساتشان در ماشین و به شکلی راحت، دار فانی را وداع گفتند.
وی با اشاره به اینکه مدتی پیش قرار بود به قاریان مدرک اعطا شود، یادآور شد: پدر از این اقدام بسیار خوشحال بودند آنهم نه به خاطر مدرک بلکه به جهت ارزشی که بالاخره میخواستند برای قاریان قائل شوند که پس از مراجعه به سایت مشاهده کردم که بحث رتبهبندی است و پدر باید بروند امتحان بدهند و اقداماتی از این دست که این موضوع نیز به جایی نرسید.
گلایه از عدم توجه مسئولان به اساتید پیشکسوت قرآنیحسنزاده با انتقاد از عدم توجه به پیشکسوتان قرآنی، ابراز کرد: متاسفانه مسئولان برای اساتید قرآنی ارزش زیادی قائل نیستند. به عنوان نمونه استاد مجتهدزاده پس از عمری خدمات قرآنی آیا باید خودشان بیایند و به جامعه قاریان اعلام کنند که مشکل دارند و بیمه نیستند؟
وی ادامه داد: در مورد پدر من نیز همین گونه بوده است، آقای سیدسعید سرابی، مدیرکل ارشاد خراسان رضوی و محمدجواد اعلمی، مدیر روابط عمومی جامعه قاریان قرآن مشهد حدود شش ماه پیش به منزل ما آمدند و در این خصوص وعدههایی دادند اما پس از گذشت شش ماه هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته است.
پیگیری برای رفع نیازهای حداقلی درشأن یک سفیر قرآنی نیست فرزند استاد حسنزاده با بیان اینکه اصلا در شأن یک استاد پیشکسوت نیست که خودش به دنبال این مسائل برود، ابراز کرد: پدر من اگر هنوز در قید حیات بودند نیز هرگز به صورت مستقیم مراجعه نمیکردند. مگر ما چند استاد پیشکسوت قرآنی همچون استاد وحیدمجتهدزاده، محمدجواد پناهی، پدر من و امثالهم داریم؟ تعداد اساتیدی در این طراز شاید بین ده تا پانزده نفر بیش تر در کشور نباشد.
وی ادامه داد: پدرم وقتی پیگیریهای استاد مجتهدزاده برای دریافت حقش را مشاهده میکرد قلبش به درد میآمد. اینکه به عنوان نمونه در تشییع جنازه یک خواننده چگونه هزینه میشود و در مقابل با یک پیشکسوت قرآنی اینگونه برخورد صورت میگیرد حقیقتا جای تأسف دارد.
حسنزاده اضافه کرد: تأمین حداقل نیازهای اساتیدی در این سطح کار خارق العادهای به نظر نمیرسد بلکه باید دید واقعا اشکال کار در کجاست، چه بسا بسیاری از این بودجهها در مسیر صحیح خود هزینه نمیشود و به معنای واقعی در سفرها و دعوت های خاص به هدر میرود.
آزرده خاطری استاد از برخی بیمهریها نسبت به اساتید قرآنی
وی با بیان اینکه اطلاع رسانی جامعه قاریان بسیار مناسب است و مراسم «شبی با قرآن» و محافل انس با قرآنی که برگزار میکنند بسیار خوب است اما ای کاش به اساتید و پیشکسوتان قرآنی نیزاهمیت بیشتری داده میشد تا حداقل استاد دلگرم باشد که پشتوانه محکمی از جانب مسئولان دارد یا اگر بیماری دارد لااقل بیمهای هست که بخشی از هزینههای درمان او را پرداخت کند؛ به هر حال پدر من به خاطر بیمهریهایی که دیده بود از جامعه قاریان قطع امید کرده بود.
فرزند این استاد پیشکسوت در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ارادت ویژه استاد حسنزاده به رهبر معظم انقلاب، عنوان کرد: مرحوم پدرم تعصب خاصی روی رهبری داشته و بسیار به ایشان علاقهمند بودند. دو بار نیز همراه با جمع قاریان به محضر ایشان رسیدند. ایشان همچنین کارهای خیر و انسان دوستانهای که انجام میدادند را هیچگاه در خانواده مطرح نمیکردند و ما گاهی اوقات از طریق اطرافیان کم و بیش مطلع میشدیم.
آرزوی دیرینهای که محقق نشدوی در خاتمه با اشاره به آرزوی دیرینه پدر اظهار کرد: ایشان خیلی علاقهمند بودند با مادر به کربلای معلی مشرف شوند اما متأسفانه این امر محقق نشد. پدر از طریق کاروان بعثه رهبری تا سال 70، هفت سفر به حج مشرف شدند و پس از آن بیش تر به مباحث آموزشی میپرداختند.
حسنزاده افزود: دو بار هم سفر عراق به پدر پیشنهاد شده بود که ایشان درخواست کرده بودند در صورت امکان با تقبل هزینه سفر مادر به صورت شخصی، با مادر همسفر شوند که متأسفانه موافقت نشده بود و در نهایت ایشان نیز این پیشنهاد را رد کردند.