به گزارش خبرگزاری بینالمللی
قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، با توجه به اشارتی که از معصومین(ع) شده، ولایت و امامت که بر همه عالمیان عرضه شده همه(آسمان و اهل آن، زمین و جبال و اهل آن ها)، جز انسان از تحمّل آن عاجز ماندهاند و همه بر خود لرزیدهاند. شاید به همین جهت باشد که تمام پیامبران و اوصیاء آنها برای عالمیان از مَلک و جنّ و انس و حیوان گرفته تا نباتات و اجسام، همه از جنس انسانند و این امانت، بزرگترین و سنگینترین محمولهای است که انسان حمل میکند. خداوند متعال از باب احترام و اکرام بنیآدم بعد از معرفی کسانی که اهلیت امامت جامعه را دارند، به مردم فرمان داد که این امانت را( امامت جامعه)، به اهلش واگذار کنند.
«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا، خدا به شما فرمان مىدهد كه سپردهها را به صاحبان آنها رد كنيد»(نساء/۵۸)؛ انتخاب را به عهده انسان گذاشت تا او را بیازماید و درک و معرفت او را نسبت به انسان کامل رشد و تعالی ببخشد. با این نگاه، حکومت که در اصل از آن خداوند متعال است و برای آن افرادی دارای شایستگی و اهلیت قرار داده به انسان امانت داده تا آن را به اهلش که خداوند تعیین فرموده واگذار کنند و خود را مطیع صاحبان ولایت و حکومت بنمایند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ، اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد» (نساء/۵۹).
و هشدارها داده تا مواظب باشند که این امانت به غیر و به افراد نا اهل واگذار نشود و اگر احیاناً عدهای واگذار کردند یا نا اهلها به حیله و زور امانت را از دست مردم گرفتند(کما اینکه بسیاری از وقتها اتفاق افتاده) خداوند، پیامبران و مؤمنان را مأمور کرده که با غاصبان و نااهلان مبارزه کنند و امانت را از دست آنها بگیرند و از همکاری و نزدیکی به آنها اجتناب کنند.
«وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولًا أَنِ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ، و در حقيقت در ميان هر امتى فرستادهاى برانگيختيم [تا بگويد] خدا را بپرستيد و از طاغوت [=فريبگر] بپرهيزيد»(نحل/۳۶) و وظایفی چون، امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و تولّی و تبرّی و … را بر دوش انسان گذاشت تا مطالبه امانت الهی کنند. بعضی موفق شدند و عدهای زیاد موفق نشدند.
«وَ لَمَّا قَضَى نَحْبَهُ وَ قَتَلَهُ أَشْقَى الْآخِرِینَ یَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلِینَ لَمْ یُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی الْهَادِینَ بَعْدَ الْهَادِینَ وَ الْأُمَّهُ مُصِرَّهٌ عَلَى مَقْتِهِ مُجْتَمِعَهٌ عَلَى قَطِیعَهِ رَحِمِهِ وَ إِقْصَاءِ وَلَدِهِ إِلا الْقَلِیلَ مِمَّنْ وَفَى لِرِعَایَهِ الْحَقِّ فِیهِمْ»(دعای ندبه)؛ ولی مسئولیت مطالبه حق، بر دوش مؤمنان و لو در اقلیت باشند هست که ملت بزرگ ایران به رهبری امام خمینی(ره) توانست در عصر حاضر امانت را از ظالمان و غاصبان پس بگیرد و به اهل آن که فقیه جامعالشرایط و مؤمنان صالح و عادل است، بسپارد و نظام مقدس جمهوری اسلامی به پا کند.
اینک، این امانت در دستان با همّت ملّت فهیم ایران است که مرتب به افراد دارای اهلیت واگذار می کنند. رأی ملت به هر نماینده مجلس و یا هر رئیس جمهور و واگذاری حکومت به آنها همان دادن امانت است که باید به اهلش واگذار شود. حال ببینیم قبل از انتخابات وظیفه دولت و ملت نسبت به این امانت الهی چیست و چگونه عمل کنیم که امانتداری کرده باشیم.
اولاً افرادی که ثبت نام میکنند از سه حال خارج نیستند: ۱- سابقه خوب و روشن و امانتداری آنها ثابت و محرز است. ۲- سابقه سوء و عدم وجود شرایط، از جمله امانتداری که مستند به اعلام نهادهای مربوطه و یا اطلاعات مستند شورای محترم نگهبان است، دارند و ۳- دارای سابقه مجهول که نهادهای مربوطه فقط عدم سوء پیشینه را اعلام میکنند و از صلاحیت و یا عدم صلاحیت مدرکی در دست ندارند. دو گروه اول وضع شان روشن است. ولی با گروه سوم چه باید کرد؟
آیا اینجا از موارد اجرای اصل برائت هستند و آیا اجرای اصل برائت دلیل بر صلاحیت افراد برای تصدّی مناصب حساس کشور میشود. اصل برائت یک اصل سلبی است و بدیهی هست که با سلب سوء پیشینه، اثبات حسن پیشینه نمیشود تا چه رسد به اثبات صلاحیت لازم برای کار مهم نمایندگی یا ریاست جمهوری. زیرا بر فرض قبول مفهوم نفی و سلب(که از نظر بزرگان علمی، نفی، مفهوم ندارد)، فقط حسن مطلق پیشینه ثابت میشود نه وجود شرایط خاص برای منصب و کار خاص مثل نمایندگی یا ریاست جمهوری و یا هر مسئولیت دیگر مثل قضاوت، امامت جمعه و … زیرا هر منصبی علاوه بر حسن مطلق پیشینه شرایط خاص خود را لازم دارد و الا هر کس که سوء پیشینه نداشت شایسته قضاوت، امامت جمعه و یا وزارت، استانداری و… است، در حالی که در همه نهادها پس از اثبات حسن پیشینه وجود شرایط ویژه را در هر فردی که برای منصبی معرفی میشو، لازم میدانند.
نکتهای که مورد نظر بنده بود تا در رابطه با بحث بالا عرض کنم این است که حکومت و مناصب آن از سوی خداوند یا از سوی مردم یا هر دو، به تصریح کلام امیرالمؤمنین(ع) امانت است؛ که فرمود :«… اِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَه، وَلکِنَّهُ فى عُنُقِکَ اَمانَهٌ … »(نهج البلاغه/ نامه ۵)؛ بنابراین امانت را به فرد ناشناخته نمیشود داد. کسی که صلاحیت او برای امانتداری محرز نیست( شاید هم در واقع از بهترینها باشد ولی ما الان خبر نداریم و نمیدانیم چه کسی هست) آیا عقل و شرع به ما اجازه میدهد امانت را به او بدهیم؟ ممکن است گفته شود احراز صلاحیت را مردم با رأی خود، امضاء و تأیید میکنند و لازم نیست گروهی مخصوص برای این کار باشد، معلوم هست که این سخن عوامانه و بدون عمق و اساس است. چون کمتر کسی پیدا میشود که همه مردم که رأی به او میدهند، او را بشناسند و نسبت به صلاحیت او توجیه باشند.
خصوصاً در رابطه با ریاست جمهوری چون احراز شرایط ویژه از آن جمله امانتداری تا با کسی روابط نزدیک نداشته باشی نمیتوانی آن را به دستآوری و از طریق شهادت معتمدین برای همه آن هم نسبت به همه افراد امکان پذیر نیست. از طرفی تبلیغات انتخابات فضا را به نفع یا ضرر اشخاص تغییر میدهد. تجربه هم نشان داده که در بسیاری از وقتها جوسازیها و تبلیغات مثبت کاه را کوه و یا کوه را کاه میکند. ماجرای ریاست جمهوری بنی صدر نمونه کوچکی از آن است. از سوی دیگر چون حکومت امانت خدا و مردم در دست حاکمان فعلی هست یعنی هم حقالله و هم حقالناس، پس حکومت فعلی باید سعی کند اسبابی فراهم کند که مردم بتوانند این امانت را به اهلش واگذار نمایند و تشخیص شرایط اهلیت را قانون و مردم به عهده حکومتها گذاشتهاند. یعنی وقتی طبق قانونی مردم به دولتی رأی میدهد یعنی به او اجازه میدهد که تمام مناصب حکومتی را با رعایت شرایط اهلیت به افراد واگذار کند.
حتی نسبت به کسانی که برای دوره و دولت بعد ثبت نام میکنند تشخیص اهلیت و احراز صلاحیتها به عهده مسئولان فعلی خواهد بود. مسئولان در هر دوره حق ندارند حق مردم را که همان حکومت باشد به هر کس بدهند. رعایت حق الناس در اینجا دو حیث دارد: یکی از حیث این که حکومت که حقالله و حق الناس است باید به اهلش بدهند. حق الناس اقتضاء میکند که احراز صلاحیت و اهلیت بکنند تا مردم بتوانند این امانت را به اهلش بدهند و حیث دیگر آن رأیی که مردم به افرادی برای دوره بعد میدهند باید حفاظت شود که همان کس که مردم رأی دادهاند از صندوق خارج شود.
باید توجه داشت که افرادی که ثبت نام میکنند و هنوز انتخاباتی برگزار نشده و مردم رأی ندادهاند نمیتوانند ادعای حق الناس بکنند. در این مرحله مسئولان هستند که باید دقت کنند افراد دارای اهلیت را برای به دست گرفتن امانت خدا و خلق خدا مشخص کنند. بنابراین نه اصل برائت در حین ثبتنام جایی دارد و نه مسئله حقالناس که از طرف داوطلبان مطرح است. بلکه قضیه بر عکس است و بر فرض که رأی مردم تأیید صلاحیت باشد، این مسئولان هستند که باید افراد واجد شرایط و دارای اهلیت را پیدا کنند و معرفی نمایند و حق الناسی که بر عهده آنها هست را خوب ادا کنند. کما این که در واگذاری هر امانتی باید کسی که امانت به او واگذار میشود، احراز صلاحیت شود و افراد ثبتنام کننده که هنوز رأیی ندارند که مدعی باشند و ادعای حق الناسی بکنند بلکه آنها باید برای گرفتن امانت لیاقت و شایستگی خود را اثبات کنند.
آیا کسی حاضر است لباس خود را به فرد ناشناس بسپارد؟ آیا اگر کسی به خواستگاری دختری برود بدون شناسایی و احراز اهلیت به او جواب مثبت میدهند؟ آیا اداره و یا شرکت دولتی و خصوصی هست که کارمند سادهاش را بدون بررسی وجود شرایط مورد نظر در داوطلب انتخاب کند و اگر چنین کرد آیا عقلانی و رواست؟ پس در رابطه با مهمترین امانت که حکومت و ولایت است این فرمان الهی را باور کنیم و عمل نماییم. و همکاری و همفکری کنیم تا شورای نگهبان و مسئولان برگزاری انتخابات بتوانند به وظیفه خود به نحو احسن عمل کنند . «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا »
والسلام علیکم و رحمه الله
سید قاسم یعقوبی، امام جمعه شهر کاشمر