به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، احمد پاکتچی، استاد دانشگاه امام صادق(ع) و استاد برجسته زبانشناسی کشور در دومین روز کارگاه روششناسی مطالعات دینی با بررسی الزامات مطالعات میانرشتهای که جمعه، 14 اسفندماه در سالن شیخ طوسی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، آمیختن اندیشههای اسطورهای با اندیشههای عقلانی را یکی از مشکلات مطالعات میانرشتهای برشمرد و با بیان مثالی توضیح داد: به طور مثال در صفحه 81 جلد دوم تفسیر مقاتل بن سلیمان در ذیل آیه آفریدن زمین و آسمان در شش روز، آفرینش آسمان و زمین در روزهای هفته تقسیم شده است، در حالیکه نباید منظور از روز در این آیه روزهای هفته باشد و علاوه بر این تقسیم هفته به هفت روز، بعد از تمدن بینالنهرین اتفاق افتاد و هفته در فرهنگ ایران باستان هم وجود نداشته است.
وی با بیان مثالی دیگر اضافه کرد: و یا مانند آنچه در صحیح بخاری آمده است و منتقدان این کتاب هم به آن اشاره کردهاند که میگوید: «خداوند برای آفرینش آسمان و زمین، اسبان عربی را در میدان بزرگی آفرید و از عرق آنها آسمان و زمین را آفرید»؛ در این بیان دور وجود دارد زیرا معنایش این است که از قبل عالمی بوده و خداوند اسبان را در آن آفریده است و بعد میگوید عالم از عرق این اسبها آفریده شده است.
پیوند اندیشه اسطورهای با اندیشه عقلانی با مشکل مواجه میشوداین استاد برجسته زبان شناسی در ادامه همین موضوع با بیان اینکه امکان پیوند اندیشههای اسطورههای با یکدیگر و همینطور اندیشههای عقلانی با یکدیگر در فضای میانرشتهای وجود دارد، توضیح داد: آمیختن اندیشه اسطورهای با اندیشه عقلانی باعث مشکلاتی میشود؛ به طور مثال، نمیتوان مباحث عقاید و یا فسلفی را با اندیشههای اسطورهای پیوند زد.
وی ارتباط دادن علوم نظامگریز و علوم نظامگرا را یکی دیگر از مشکلات پیش روی مطالعات میان رشتهای دانست و با بیان مثال در این موضوع ادامه داد: افرادی به صحت کامل کتب صحیح بخاری و صحیح مسلم معتقدند در حالیکه این کتب دارای روایات متعارض هستند، بعضی به صحت کامل کتب اربعه و اخباریه به صحت تمام کتب حدیثی معتقداند، علاوه بر این کتب، کرامات اولیاء و تألیف کتبی در این زمینه از مواردی هستند که نظام گریزند و دارای سازگاری درونی نیستند زیرا با وجود اینکه در اصل کرامات مشکلی نبوده اما گاهی همین صاحبان کرامات با یکدیگر اختلاف داشتند که اختلاف اصحاب ائمه(ع) نیز از این موارد است که دارای یک نظام گریزی نهادینه شده هستند.
لزوم شناخت مفاهیم تصوری در علوم مختلفپاکتچی در بخش بعدی مطالب، بر لزوم شناخت مفاهیم تصوری الفاظ مشترک در علوم مختلف تأکید کرد و افزود: پیش از مرحله تصدیقات باید مبانی تصوری شناخته شود زیرا هر علمی از مبانی تصوری خاص خود استفاده میکند و در صورت عدم توجه به این اختلاف در مبانی تصوری، نافهمیها آغاز میشود و دو علم نمیتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
بر اساس توضیحات وی در این موضوع، اختلاف مفهوم واژه «آزادی» در علوم سیاسی روز با مفهوم همین کلمه در علم کلام و معنای جبر و اختیار انسان، مفهوم «حقوق بشر» و نسبت آن با کرامت انسان در متون دینی، اختلاف معنای «تقلید» در فضای دینی و اختلاف با مفهوم همین کلمه در مباحث دینی، اختلاف علمای رشته ادیان و علوم قرآنی در مفهوم واژه «اسطوره» و اختلاف فقها و علمای منطق در واژه «قیاس» که گروه اول آن را باطل و گروه دوم آن را بالاترین درجه استدلال میداند، موارد اختلاف مبانی تصوری داناست که لازم است برای جلوگیری از بوجود آمدن فهم نادرست مورد بررسی قرار گیرد.
موضوع بعدی که این استاد برجسته زبانشناسی به آن اشاره کرد، «رده بندی مفاهیم در علوم مختلف» بود که وی در ابتدا با اشاره به تقسیمبندی حیوانات توسط فوکو در کتاب «نظم چیزها» که برگرفته از یک دانشنامه قدیمی چینی است، توضیح داد: علوم مفاهیم را طبقهبندی میکنند و باید توجه شود که هر علمی یک مفهوم را در کجا قرار داده است و چه استفادهای از آن میکند؛ این طبقهبندی مفاهیم، بافت محورند و بر اساس فرهنگ هر علمی صورت میگیرند و به دلیل اینکه عرف هر علمی متفاوت است، کاملا معلوم است که طبقهبندی یک مفهوم خاص نیز در علوم مختلف، متفاوت است.
وی با بیان مثالی در همین رابطه ادامه داد: به طور مثال، پدیدهای مانند مرگ مغزی برای یک پزشک از حیث طبقهبندی، در جایگاهی قرار دارد که برای یک عالم الهیات آن جایگاه را ندارد و برای او سؤال است که هر انسانی یک اجل دارد و یا روح از بدن خارج نشده و یا خارج شده است، بنابراین طبقهبندی مفهوم «مرگ مغزی» برای پزشک و یک عالم الهیات متفاوت است.
لزوم شناخت جایگاه مفاهیم در طبقهبندی علوماو در ادامه این مباحث، به یکی دیگر از مهمترین نکات لازم در مطالعات میانرشته ای یعنی «جایگاه شناختی بر اساس تغییر طبقهبندی» پرداخت و در همین راستا به بررسی جایگاه طرح موضوع «نکاح و طلاق» در فقه شیعه، قانون مدنی ایران و قانون مدنی سوئیس پرداخت.
بر اساس توضیحات وی، موضوع «نکاح» در فقه شیعه و به طور مثال در کتاب شرایع الاسلام محقق حلی، در ذیل مبحث عقود(دو طرفه) مطرح شده است اما واژه «طلاق» به دلیل نگاه سنتی به عدم نیاز طلاق به قبول زن، در بخش ایقاعات(یکطرفه) مطرح شده است اما همین دو واژه مذکور یعنی «نکاح» و «طلاق» در قانون مدنی ایران در کنار یکدیگر، در جلد دوم و به اعتبار بخشی از احوال شخصی در مبحث اشخاص مطرح شده است و پس از بخش مربوط به اشخاص، مبحث خانواده قرار داده شده است که تنها دارای یک فصل با عنوان انفاق، درباره وجوب نفقه است؛ دو واژه «نکاح» و «طلاق» در قانون مدنی سوئیس نیز در کنار یکدیگر در کتاب دوم،Droit de la familie (قانون خانواده) مطرح شده است که دارای بخشهای مختلفی ازجمله زوجین، روابط همسران و فرزندان و ... است.
پاکتچی در ادامه همین موضوع ادامه داد: در قانون مدنی ایران، طبقهبندی بر اساس معیارهای بینالمللی انجام شده است اما محتوا سنتی است و همین امر باعث شده است که در مبحث خانواده در قانون مدنی ایران تنها یک فصل برای نفقه طرح شده باشد.
این استاد زبانشناسی در همین موضوع مثالی دیگر ارائه کرد و گفت: موضوع رشوه، قمار و ... در کتب فقهی ما از جمله مکاسب شیخ انصاری در مبحث مکاسب محرمه مطرح شده است که نگاه به این موضوعات نگاه کسبی است و همین نگاه در قانون مدنی ما نیز انعکاس پیدا کرده است اما در قانون مدنی فرانسه، رشوه نوعی خیانت محسوب شده و ذیل عناوین خیانت مطرح شده است نه ذیل عنوان کسب.
وی مسئله دیگری که مورد بررسی قرار داد، مسئله صورتگرایی، realism vs. formalism(واقعگرایی در مقال صورتگرایی) معرفی کرد و گفت: علوم و پارادیمهای علمی ممکن است در اعماق ذهن جای بگیرند و ارتباطشان با واقعیت قطع شود و یا ممکن است مدام با واقعیت ارتباط داشته باشند.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) در توضیح این موضوع، به بررسی اصول عملیه در اصول فقه پرداخت و با بیان اینکه اجرای اصول عملیه نمیتواند واقعیت را تغییر دهد، توضیح داد: محمدجعفر جعفری لنگرودی که با مباحث حقوق جدید و فقه به طور تخصصی سرو کار داشتهاند، گفتند: «اصول عملیه در انگلیسی legal fictions(تخیلهای حقوقی) ترجمه میشود»؛ به طور مثال، اصل طهارت در موقع شک در نجس و یا پاک بودن یک چیز میگوید، اصل طهارت است اما واقعیت با اجرای این اصل تغییر نمیکند.
اصول عملیه در حل مشکلات اجتماعی کاربرد نداردوی با بیان اینکه اصول عملیه واقعیت را برملا نمیکند و فقط حیرت در تکلیف را از بین میبرد، اضافه کرد: اصول عملیه، انحلال علم اجمالی به علم تفصیلی و ... مانند فرمول مثلثات در ریاضیات است که با طرح مسئله در آن، پاسخ مشخص میشود اما در حل مسائل اجتماعی مانند خود فروشی و ... نمیشود از اصول عملیه استفاده کرد و کاربردی ندارد.
پاکتچی در پایان این موضوع تبیین کرد: علوم فرمال با یکدیگر و علوم رئال با یکدیگر میتوانند وارد گفتوگو شوند اما گفتوگوی یک علم فرمال با علم رئال ممکن نیست و امکان ندارد با ارتباط این علوم با یکدیگر علم جدیدی تولید شود؛ ضمن اینکه ملاک فرمال و رئال بودن، آن چیزی است که خود علم اعلام میکند؛ یک علم میگوید از اصول عملیه استفاده میکند و علم دیگر میگوید واقعیات را به شیوه اکتشافی پیدا میکند.
مکتبهای خاص نباید به مثابه همه آن علم تلقی شوداو در بخش دیگری از بیان نکات لازم در مطالعات میانرشتهای، به موضوع مکتبهای خاص در علوم مختلف اشاره کرد و گفت: در هر علمی مکتبهای مختلفی وجود دارد مانند مکتب اشعری، معتزلی و امامی در کلام، مکتب شافعی و حنفی در فقه اسلامی، مکتب مارکسیسم و لیبرالیسم در سیاست و همینطور مکتبهای مختلف علوم اجتماعی و صدها مکتب فلسفی، اما آنچه لازم است به آن توجه شود این است که مکتبهای خاص مانند اومانیسم یا مارکسیسم در غرب نباید به مثابه کل آن علم تلقی شود.
استاد برجسته زبانشناسی در حوزه مطالعات میانرشتهای با بیان اینکه علوم اجتماعی مانند روانشناسی غرب درگیر پدیدهای به نام اومانیسم است، ادامه داد: در اسلام نیز مشکلاتی از این قیبل مانند اشعریگری داریم؛ اشعریگری همیشه آشکار نیست و حتی کسانی که اصول اشعری را باور ندارند و سعی در پرهیز از این اصول دارند، خیلی موفق نبودهاند.
وی با بیان مثالهایی در این زمینه افزود: در یکی از پیامهای اخلاقی شهرداری تهران که در شهر نصب شده بود، اناری باز شده در کنار متنی به تصویر کشیده شده بود که میگفت، مگر میشود زندگی مرا به هم ریخته آفریده باشد خدای دانههای انار؟؛ ظاهر زیبایی دارد اما مهم این است که مبانی معرفتی این جمله چیست؟ آیا خداست که زندگی را میآفریند، در این صورت اختیار انسان چه میشود، وقتی ملاحظه میکنیم، میبینیم که این جمله زیبا بر مبنای تفکر اشعری یعنی جبرگرایی ساخته شده است.
پاکتچی با اشاره به تلاش خوب و با پشتکار اشعریها در اصول فقه به دو کتاب المستصفی نوشته غزالی و المحصول، نوشته امام فخر رازی اشاره کرد و توضیح داد: این دو کتاب اصول فقه را شخم زد و تفکر اشعری تا اندازهای تاثیر گذاشت که دیگر اصول فقه مستقل حنفی نداریم و آثار بعدی حنفیها به شدت تحت تاثیر این دو نفر بود که از جمله نتایج این دو کتاب و تلاش اشعریها، منحصر کردن ادله فقه به چهار دلیل کتاب، سنت، اجماع و عقل بود که ما همه قائل به همین مطلب هستیم اما این مباحث ریشه در سلسله تفکراتی دارند.
وی در ادامه با بیان مثال درباره نفوذ تفکر اشعری در مذاهب دیگر به موضوع کلام نفسی و کلام لفظی اشاره کرد و ادامه داد: با مطرح شدن کلام نفسی و کلام لفظی درباره قرآن به این معنا که قرآنی که توسط انسانها تلاوت میشود یک صورت دنیوی دارد و پیش از این، قرآن به صورت کلام نفسی بوده و در آسمان چهارم خوانده شده است، این اشکال پیش میآید که قرآنی که مخاطبش مردم هستند و خطابش «یا ایهاالناس» است، برای کدام مخاطب در آسمان خوانده شده است، برای حل این مشکل گفتهاند خداوند برای تکلیف کردن از بیان استفاده میکند و پیش از بیان، حکم خدا در لوح محفوظ بوده است و بیان نشده بوده است؛ این بیان، نیازی به طریق خاصی ندارد اما نیاز به راهنمایی به حکم خدا وجود دارد و این راهنماها هر طور که خداوند صلاح بداند انتخاب میشوند که این راهنماها همان ادله اربعه هستند.
این استاد مطرح زبانشناسی در همین راستا با بیان اینکه برخی از مذاهب در موضوع مذکور نظری مخالف اشعریها داشتند، توضیح داد: از نگاه این مذاهب، حکم خدا آن چیزی است که توسط قرآن و سنت پیامبر(ص) اعلام میشود؛ تفاوت نظر این مذاهب با نگاه اشعری در این است که این مذاهب، قرآن و سنت را خود حکم خدا میدانند اما اشعریها قرآن و سنت را دلیل و راهنما به حکم خدا میدانند و دقیقا به دلیل همین نگاه،احکام حنفیها خمسه نبوده است.
«الزامات روششناختی و اصطلاح شناختی مطالعات میانرشتهای» موضوع جلسه دوم کارگاه روششناسی مطالعات دینی در 14 اسفندماه بود؛ پاکتچی در ابتدای این جلسه به بیان و توضیح رویکردهای مورد انتظار در مطالعات میانرشتهای پرداخت.
رویکردهای قابل انتظار در مطالعات میانرشتهای علوم انسانیبر اساس توضیحات وی، رویکردهای متنپژوهی، تاریخی، زبانشناسی، نشانهشناسی، انسانشناسی و مطالعات فرهنگی و مطالعات قرآنی و میانرشتهای از جمله رویکردهای مورد انتظار در مطالعات میانرشتهای هستند که علوم قرآن و حدیث، فقه، کلام و هر علمی که با متون دینی ارتباطی دارند دارای رویکرد متنپژوهی هستند و از این جهت، زمینه مطالعات میانرشتهای در این علوم وجود دارد، در حوزه مطالعات دینی نیز زمینه برای پژوهش با رویکرد تاریخی وجود دارد که از جمله آنها تاریخ حدیث، تاریخ فقه، تاریخ قرائت قرآن، تاریخ کلام و ... است.
وی پس از اشاره به رویکرد زبانشناسی در علم زبانشناسی و مباحثی مانند مبحث الفاظ در اصول فقه، درباره رویکرد نشانهشناسی، توضیح داد: نشانهشناسی علم دلالتشناسی است که میتواند خلاهای موجود در مطالعات سنتی را برطرف کند؛ همچنین استفاده از رویکرد نشانهشناسی در بخش مربوط به رفتار و سبک زندگی پیامبر(ص) و ائمه(ع)(فعل و تقریر معصوم) بسیار میتواند کمک کند.
رویکرد انسانشناسی و مطالعات فرهنگی نیز از رویکردهای قابل انتظار در مطالعات میانرشتهای است که پاکتچی در توضیح آن بیان کرد: این رویکرد حوزهای است که درباره سبکهای زندگی، الگوها، انتخابها، اقتصاد، سیاست، آداب و رسوم ...مطالعه میکند و مطالعات در این حوزه با شناخت وضعیت زمان نزول آیه و پدیدهای مانند زید و زینب در قرآن کریم میتواند در فهم معنای قرانی کمکرسان باشد.
وی تاکید قرآن به اینکه فرزندخواندگان فرزند انسان نیستند، مسئله بردگی و واگذاری برخی احکام مانند مهرالمثل به عرف را از مواردی برشمرد که مطالعات انسانشناسی و فرهنگی میتواند در فهم آنها کمکرسان باشد؛ وی در همین راستا توضیح داد: ما محبت رفتار پدرانه و مادرانه با فرزندخوانده را عملی خداپسندانه میدانیم و این رفتار مورد تحسین جامعه قرار میگیرد، بنابراین باید بررسی شود که نگاه آن زمان مردم عربستان به مسئله فرزند خواندگی چگونه بوده است و قرآن میخواهد چه مسئلهای را حل کند و یا سؤال درباره اینکه چرا اسلام بردهداری را ملغی نکرد و آبراهام لینکلن این کار را انجام داد؛ مطالعات انسانشناسانه میتواند به ما در پاسخ دادن به این سؤالات کمک کند؛ کار انسانشناسی مطالعه عرف است و با توجه به سابقه 10 ساله سایر کشورها در این حوزه، زمینه این مطالعات برای ما نیز وجود دارد.
این استاد برجسته زبانشناسی در ادامه به مبحث الزامات اصطلاحشناسی پرداخت و درباره لزوم تشخیص اشتراک لفظی به کلمات «نفق»، «انفاق» و «منافق» اشاره کرد: بر اساس توضیح وی، کلمه «منافق» از ریشه «أ، ف، ق» و یا «ع، ف، ق» تشکیل شده است، اصل این کلمه در زبان حبشی «مِنافق» بوده است ک به دلیل عدم وجود وزن «مِفاعل» در عربی، این کلمه بازتولید میشود و به «مُنافق» تبدیل میشود.
وی در همین راستا با بیان مثالی دیگر از قرآن کریم اضافه کرد: خداوند برای انسان تعبیر به «خلیفه» کرده است، نفرموده «خلیفةلی»؛ جاشین خدا در جایی است که خود خدا نباشد اما معتقدیم خود خداوند هست، بعضی دیگر معتقدند پیش از انسان، جن یا نسناسها میزیستهاند که خداوند پس از آنان انسان را آفریده و انسان جانشین آن موجودات قبلی شدهاند؛ همچنین کلمه «سَبَّحَ» در قرآن کریم هیچ ارتباطی با «سباحه»(شنا کردن و پاک و منزه دانستن خدا) ندارد زیرا ریشه این کلمه سامی و از کلمه «بح» به معنای «حَسُنَ» و پیشوند «سین» که نقش متعدی ساختن دارد، تشکیل میشود که معمای «سبّح» در پایان میشود، «حمد و ستایش کرد».
این استاد برجسته زبانشناسی در ادامه، به بررسی روابط میان مفاهیم در روشهای انسانشناسی و مطالعات فرهنگی پرداخت و با اشاره به مجنون، ساحر، کاهن و شاعر خوانده شدن پیامبر(ص) توسط عدهای از مشرکان، بیان کرد: آیا کسانی که با پیامبر(ص) اینطور رفتار میکردند، انسانهای دیوانه و شیزوفرنیک بودند و یا دارای باورهایی بودند، در ذهن آنها چه میگذشت که پیامبر(ص) را چنین خطاب میکردند.
دیدگاه عرب جاهلی درباره جن؛ عامل ایمان نیاوردن به پیامبر(ص)وی در همین راستا با اشاره به برخی اعتقادات عرب جاهلی توضیح داد: همه چیز به دیدگاه عرب جاهلی درباره جن باز میگردد که آنها هرکسی را که شروع به گفتن کلام جدیدی، غیر از مکالمات روزمره میکرده است را جنزده میدانستند و معتقد بودند جن در آن فرد حلول کرده و به جای وی سخن میگوید که این جن زدگی یا باعث میشود اخبار آیندگان را اطلاع دهد که نامش کهانت است و یا موجب تصرف در کائنات میشود که سحر نام دارد؛ آنها همچنین معتقد بودند شعر، شاعری و به طور کلی هنر از جمله هنرهای کلامی ناشی از ارتباط با موجوداتی متافیزیکی است.
پاکتچی در ادامه توضیح لزوم بررسی روابط میان مفاهیم در مطالعات میانرشتهای به بخش از آیه 275 سوره بقره «... إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا ...، داد و ستد صرفاً مانند رباست» پس از حکم تحریم ربا اشاره کرد و درباره ارتباط نوع فکر مردم و آن عصر درباره بیع و ربا بیان کرد: بعضی گفتهاند این تشبیه مقلوب است، یعنی اقوی به اضعف تشبیه شده است در حالیکه اینطور نیست، در آن زمان معاملات به تازگی از داد و ستد به معاملات خرید و فروش تغییر کرده بود که معنای بیع و شراء نیز همین خرید و فروش است.
از طرفی ربا سابقهای طولانی در بین اعراب داشته است، به طوری که اسلام بیع که به تازگی وارد معاملات شده بود را حلال دانسته بود و ربا را حرام اعلام کرد که همین امر باعث سؤال اعراب شده بود که چرا بیع، با اینکه جدید است از نظر اسلام حلال است اما ربا را که از قبلها قبول داشتیم حرام اعلام شده است و بنابراین استدلالشان بخشی از آیه 275 سوره بقره «... إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا ...، داد و ستد صرفاً مانند رباست»بود.
موضوع پایانی کارگاه روششناسی مطالعات دینی در روز جمعه، 14 اسفندماه، مطالعات ادیان و دین اسلام بود که به گفته پاکتچی میتواند ابهامات در مطالعات میانرشتهای را برطرف کند و از جهت «شناخت اشیاء با اضداد و اشباه» مورد توجه قرار گیرد.
وی به یکی از موارد مطالعه در ادیان و مذاهب اشاره کرد و گفت: مهاجران و انصار در اینکه جنابت چیست و در اثر چه چیزی تحقق پیدا میکند اختلاف داشتند؛ جنابت در تورات هم آمده است و در آنجا نیز اشاره شده که سبب جنابت چیست که نسخه عبری تورات یک سبب و نسخه یونانی آن سبب دیگری را مطرح میکند که یکی از این دو نسخه قول انصار و یکی از آنها قول مهاجران را میگوید؛ این خود مشخص میکند اختلاف بین مهاجر و انصار از قبل بین ادیان وجود داشته است و ارتباط انصار با اهل کتاب و عدم ارتباط مهاجران به آنها به چنین رابطهای منجر شده است.
پاکتچی در بیان مثال دیگری درباره نقش مطالعات ادیان و دین اسلام در مطالعات میانرشتهای ادامه داد: موضوع کلیمالله بودن حضرت موسی در آیات 143 سوره اعراف و 164 سوره نساء و ذکر این ویژگی به طور ویژه برای تنها این پیامبر،، در سفر لاویان تورات، باب چهارم، آیه اول نیز مطرح شده است؛ در این قسمت آمده است: «خداوند موسی را خطاب کرده و گفت: «و پس از این جمله، موضوع بیان احکام است که حضرت موسی(ع) از سوی خداوند مأمور ابلاغ احکام میشود».
این استاد مطرح زبانشناسی در پایان این جلسه از کارگاه روششناسی مطالعات دینی، با بررسی ترجمه دو کلمه «دابر» و «اومور» در متن اصلی تورات در ترجمههای یونانی، آرامی، عبری، سریانی، اسلاوی و لاتین توضیح داد: این کلمات به معنای مکالمه کردن، فرمان دادن و دستور دادن است که اگر به معنای مکالمه باشد با آیات قرآنی سازگار است و در صورتی که معنای این واژه فرمان دادن باشد، با بافت سفر لاویان سازگارتر است.