کد خبر: 3492090
تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۵

آسیب‌شناسی گرافیک دینی

گروه هنر: دکتر مهدی اشراقی، یکی از اساتید و گرافیست‌های برجسته کشورمان است؛ وی تعریف خاصی از گرافیک دینی دارد و در پاسخ به یک سوال می‌گوید: «به گرافیک دینی آن طور که شما مدنظرتان است اعتقاد ندارم!». در این گفت‌وگو وی به آسیب‌شناسی گرافیک دینی پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آستان قدس رضوی، پای گرافیک که میان می‌آید یعنی باید چشم‌هایمان را بازتر کنیم. باید به اطراف‌مان خوب نگاه کنیم؛ به حجم‌ها. به سازه‌ها. به فرهنگ بصری که در جامعه‌مان وجود دارد.
آن‌وقت شاید بتوانیم بهتر به یک سوال کلیدی پاسخ دهیم و آن هم این‌که آیا گرافیک دینی در جامعه دینی ما رواج دارد؟ مقوله گرافیک و شاخه‌های آن در طی سال‌های بسیار مورد توجه هنرمندان و جامعه ما قرار گرفته است. با رشد روزافزون رسانه‌های بصری، گرافیک هم در قالب یک فن کاربردها و کارکردهای خاص خود را پیدا کرده است.
دکتر مهدی اشراقی، یکی از اساتید و گرافیست‌های برجسته کشورمان است که در همین شهر مشهد چهره‌های به نامی را در عرصه گرافیک به ما معرفی کرده است. اشراقی تعریف خاصی از گرافیک دینی دارد و در پاسخ به یک سوال، ما را غافلگیر می‌کند. او می‌گوید: «به گرافیک دینی آن طور که شما مدنظرتان است اعتقاد ندارم!».
در ادامه گفت‌گوی ما با دکتر مهدی اشراقی را پیرامون گرافیک دینی از نظر خواهید گذراند.
در ابتدا شاید لازم باشد مخاطبان ما به تعریف مشترکی از گرافیک با شما برسند! تعریف شما به عنوان کسی که سال‌هاست در عرصه گرافیک مشغول به کار است، از گرافیک چیست؟ اصلا گرافیک به چه معناست؟
اگر بخواهیم این واژه را از نظر لغوی بررسی کنیم گرافیک یک لغت یونانی است. در حقیقت تعریف‌های مختلفی برای گرافیک شده که خراشیدن یا حک کردن، و یا تصاویر ساده سیاه و سفید قابل فهم از آن جمله است. اما بعدها به این صورت معنا شد: هرمقوله‌ای که به نیت چاپ و تکثیر انجام شود را می‌توان گرافیک نامید. گرافیک قبل از اینکه یک هنر باشد، یک فن است.
اما امروزه به خاطر پیشرفت‌های عجیب و غریبی که در این علم شده و شاخه‌های گوناگونی که پیدا کرده به یک نوع فرهنگ بصری تبدیل شده که می‌توانیم از آن به عنوان یک فرهنگ یاد کنیم که البته پیدایش این فرهنگ بصری مستلزم بررسی‌های بسیار است.
آن چیزی که در شهرها از گرافیک می‌بینیم یک آلودگی بصری وحشتناک است. متولیان امرهم متاسفانه در جریان نیستند و به این توجهی ندارند که مثلا بیلبورد باید کجا نصب شود یا پوستر با چه کیفیتی چاپ شود یا یک بروشور را چه کسی طراحی کند؟!
 و این بسیار خطرناک است...
همین طور است. خود من که سعی می کنم زیاد به درو دیوار شهر نگاه نکنم. چون می‌بینم هزینه‌های گزافی می شود اما نتیجه کمی می‌گیرند.
در دسته‌بندی‌هایی که در حوزه گرافیک وجود دارد از تعریفی نام برده می‌شود که نام گرافیک دینی به آن اطلاق می‌شود. حالا به درست یا به غلط. اصلا شما به چنین چیزی اعتقاد دارید؟ آیا ما چیزی به نام گرافیک دینی داریم؟
نه. من به گرافیک دینی به آن شکلی که مد نظر شما یا کسانی که در این زمینه دست اندرکارند، معتقد نیستم.
یعنی ما چیزی به عنوان گرافیک دینی نداریم؟
از نظر من نه.
پس آثاری که در حوزه مذهبی منتشر می شود اگر گرافیک دینی نیست، چیست؟ تفاوت های ساختاری این آثار با کارهای گرافیکی در چه حد است؟
متاسفانه اکثر آثاری که در این زمینه خلق شده و من تا به حال مشاهده کرده‌ام، کپی برداری‌های بسیار معمولی با کیفیت‌های پایین و بدون شناخت و سواد علمی است. من شخصا با بسیاری از این آثار مشکل دارم که همین مسئله جای بحث و بررسی زیادی دارد.
چرا مشکل استاد؟ مگراین آثارچه ویژگی‌هایی دارند؟
از تایپ و شکل قلم آن شروع می کنم. من در خیلی از آثار با این مسئله مواجه شده‌ام که مثلا آیه ای که می‌خواهد وعده عذاب دهد را با خط نستعلیق می‌نویسند. این کار از نظر گرافیکی مردود است. حال اگر آیه ای باشد که بخواهد بشارتی بدهد می‌توان از این فونت و قلم استفاده کرد. اما در آیه عذاب که جای این فونت نیست! یا اینکه خیلی جاها دیده‌ام از یک سری تذهیب‌ها و نقش‌هایی استفاده می‌کنند که با معنا و مفهوم آن جمله کاملا در تضاد است. مثلا اطراف جمله بسم الله الرحمن الرحیم اسلیمی‌های دهان اژدری کار می‌کنند. درحالی که این اشکال فقط طراحی شده‌اند تا اطراف آیه های عذاب بیایند. بعد ما می‌بینیم که این کار را به غلط انجام می‌دهند. نمونه‌ها از این دست زیادند.
خب چرا طراحان این نقوش، مولفه‌های اصلی را درنظر نمی‌گیرند؟
زیرا سواد بصری ندارند. من خیلی دیده‌ام حتی از پترن (الگو)های آماده‌ای که اصلا مربوط به فرهنگ ما نیست، استفاده می‌شود.
در حوزه رنگ چطور؟
در حوزه رنگ، از رنگ‌هایی استفاده می‌کنند که مفاهیمش، مفاهیم دینی نیست. متاسفانه تمام اینها برمی‌گردد به سواد کم بصری طراحان و همچنین مدیرانی که در این زمینه زیاد کنکاش نکرده و اطلاعاتشان به روز نیست و تنها روی سلیقه خودشان اعمال نظر می‌کنند.
بنا به نظر شما اکنون ما از لفظ گرافیک دینی استفاده نمی‌کنیم. اما می‌خواهیم بدانیم در خلق یک اثر مذهبی خالق آن باید از نظراعتقادی نیز متمایز باشد؟ مثلا اگر بخواهیم اثری در حوزه ورزشی یا اجتماعی را به تصویر بکشیم درحوزه گرافیک تکیه طراح به تسلط‌های فنی و تکنیکی است. آیا برای خلق آثار مذهبی گرافیکی تسلط های اعتقادی هم اثرگذاراست یا فقط تکنیک است که در این میان حرف اول را می‌زند؟
یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که ما در این زمینه داریم متاسفانه همین مسئله است که به آن اشاره کردید. متاسفانه طراحان این آثار بیشتر به تکنیک می‌پردازند تا به اعتقاد! به طور مثال کسانی در داوری برخی از جشنواره‌های مذهبی حضور دارند که متاسفانه خود از نظر اعتقادی ضعیفند. یا پوستری طراحی می‌شود که طراح اصلا به آن معتقد نیست. من نمی‌دانم وقتی یک نفر به موضوعی مخصوصا کار مذهبی قلبا معتقد نباشد و آگاهی از آن نداشته باشد، چطور می‌تواند برایش پوستر طراحی کند.
شما چه راهکاری پیشنهاد می‌دهید که دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم؟
- به نظر من مسئولینی که در حوزه فعالیت‌های دینی کار می‌کنند ابتدا باید سواد بصری خود را بالا ببرند. بعد هم باید به این مسئله از هر دو جنبه نگاه کنند. یعنی از کسانی استفاده کنند که علاوه بر داشتن تکنیک، ایدئولوژی نیز داشته باشند. ولی اینکه بیاییم در آثار دینی از کسانی که تکنیک دارند ولی درک درستی از مذهب ندارند استفاده کنیم مسلما نتیجه‌ای نخواهیم گرفت. باید هر دو را همزمان تقویت کرد. هرکدام که ضعف داشت برایش برنامه آموزشی تدوین کرد.
در گذشته ما در این مسئله هیچ ضعفی نداشتیم. چرا؟
زیرا در قدیم هنرمندان ما هر دوی این مولفه‌ها را با هم داشتند و به خاطر همین آثار ماندگاری از آن‌ها به جا مانده است. به طور مثال اگر به کاشیکاری‌های قدیمی حرم مطهر حضرت رضا(ع) دقت کنید متوجه می‌شوید که آن‌ها هم عاشق بودند، هم مسلط به تکنیک‌های زمان خود. در نتیجه می‌توانستند کار ماندگاری را انجام دهند.
اما در دوره معاصر این طور نیست...
بله. در دوره معاصر هر چقدر هم کار می‌کنیم باز انگار در و دیوار با هم قهر می کنند. پس از مدتی یا کاشی‌ها می‌ریزد یا رنگ‌هایشان. درهمین اتفاقات به نظر ساده مسائل مهمی نهفته است. که همه برمی‌گردد به همان مسئله‌ای که قبلا اشاره کردیم؛ طراح باید هم از نظر قلبی و اعتقادی و هم تکنیک به کمال برسد تا اثر جاودانی خلق کند.
حرم مطهر رضوی یکی از شاخص‌ترین پایگاه های مذهبی درکشور محسوب می شود که طبیعتا به واسطه حضور زائران و توریست هایی که به مشهد می آیند، یکی از پرمخاطب ترین اماکنی است که توجه خیل عظیمی از افراد را درهمه ابعاد به خود جلب می‌کند. ضمن اینکه آثار گرافیکی و حجمی مختلفی هم تاکنون برای حرم ساخته شده و می‌شود. به عنوان یکی از اساتید گرافیک شهرمشهد، کمیت و کیفیت این آثار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تا آنجا که من مطلع هستم آستان قدس رضوی روی نیروهای خود بسیار وقت می‌گذارد. یعنی از نیروهای جوان و معتقد استفاده می‌کند، آن ها هم به نظر خوب کار می‌کنند.
امروزه گرافیک به شاخه‌های تخصصی تقسیم شده، من فکر می‌کنم حتما باید در مجموعه آستان قدس رضوی تیم‌های تخصصی این امر را راهبری کنند. خود من وقتی به حرم مطهر می روم، می‌بینم زحمت کشیده می‌شود ولی معتقدم هنوز باید بیشتر کار کرد.
بگذارید پلی بزنیم به گرافیک محیطی در حرم مطهر رضوی. به هر تقدیر حرم یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های دینی کشورمان است. معماری‌ها، کاشیکاری‌ها و آثار هنری ارزشمندی در حرم مطهر وجود دارد. کمی درباره گرافیک محیطی حرم صحبت کنید...
من همیشه وقتی می‌خواهم از هنر در حرم مطهر برای دانشجویانم مثال بزنم دو پوسته را درنظر می‌گیرم. یک پوسته درونی که به سال‌های دور برمی‌گردد و خیلی خوب روی آن کار شده است. یکی هم پوسته بیرونی که بسیار مدرن و بزرگ است! روحی که بر این مکان حاکم است یک روح مقدس است.
و در پایان نقش مردم در پذیرش گرافیک را چطور ترسیم می‌کنید؟
ببینید من معتقدم نباید در حوزه گرافیک بگوییم مردم نمی فهمند. اتفاقا آن‌ها خیلی خوب می‌فهمند و باید به آن‌ها احترام بگذاریم.
captcha