به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، شهید حسین علیپور نوقابی در روز اول اردیبهشتماه 1346 در خانوادهای مذهبی، زحمتکش و کارگر در روستای نوقاب شهرستان گناباد متولد شد. شهید علیپور نوقابی از کودکی هوش و ذکاوت بسیاری داشت به طوری که همگان را متعجب میکرد به همین خاطر او در سن شش سالگی وارد دبستان فروغی شد و پس از گذارندن این دوره وارد مدرسه راهنمایی معلم نوقاب شد.
وی پس از طی دوره راهنمایی، در رشته ریاضی فیزیک دبیرستان شهید بهشتی محل سکونتش ادامه تحصیل داد، او با قرآن مجید انس و الفت عجیبی داشت و از نظر اخلاقی، مذهبی، علمی و... جوان نخبه و نمونهای بود که تمام فکر و ذکرش قرآن، کتاب و امام خمینی(ره) بود.

همین علاقه او به امام خمینی(ره) باعث شد تا در زمان رژیم پهلوی اعلامیههای ایشان را میان مردم توزیع کند، کمک حال انقلابیان نوقاب در زمان پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی باشد و در نهایت در لبیک به ندای رهبرش در جبهههای حق علیه باطل به شهادت برسد.
قرآنی که رهبری به شهید پورنوقابی هدیه کرد
یکی از خصلتهای بارز شهید علی پورنوقابی به اذعان تمام دوستان و آشنایانش انس با کلامالله بوده است. در تاریخ هشتم دیماه 1364، تقریباً یک سال پیش از شهادت شهید، او در یکی از مسابقات قرآن کریم شرکت کرده و مقامی را در زمینه تلاوت قرآن کسب میکند. این زمان مقارن است با دوران رئیس جمهوری حضرت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب که ایشان در آنجا حضور داشته و به خاطر مقام آوردن شهید پورنوقابی در این مسابقه به وی یک جلد کلامالله هدیه دادند.
او در وصیت نامهاش به داشتن دو قرآن اشاره میکند که یکی از آنها این قرآن است و دیگری قرآنی است که از دست آیتالله شیرازی دریافت کرده که هر دوی این قرآنها نزد خواهر و برادر حسین است. او زمانی که در کلاس دوازدهم بود کلاس دوازده نفرهای داشت و در آن به افراد حاضر قرآن میآموخت.
شهید علیپور نوقابی در دوره دبیرستانش چندین بار در جبهههای نبرد حق علیه باطل شرکت و به اسلام خدمت کرد. او در این راه بسیار جدی و مصمم بود و همیشه سعی داشت در گروهی باشد که زودتر به منطقه اعزام میشوند یک بار هنگام اعزامش به قدری برای رفتن به جبهه تعجیل داشت که ساکش را در پایگاه بسیج امام رضا(ع) مسجد محلشان جا گذاشته و وقتی که به مشهد رسیده بود در آنجا متوجه شد که ساکش را نیاورده. به ناچار به نوقاب برمیگردد، به پایگاه رفته و شبانگاه پس از اقامه نمازش در مسجد دوباره به مشهد میآید. هنگامی که یکی از اقوامش شهید علی پورنوقابی را در مسجد میبیند به خانوادهاش اطلاع میدهد و آنها متعجب میشوند که چرا به خانه نیامده است؟
وی در حالیکه سال آخر دوره دبیرستانش را میگذراند مجدداً از طرف بسیج شهرستان گناباد در گردان نصرالله لشکر پنج نصر به عنوان یک رزمنده آر.پی.جی.زن در عملیات کربلای 4 حضور مییابد. مادر شهید علیپور نوقابی در آخرین لحظات اعزام فرزندش به بدرقه او میرود و شهید در آن زمان، سه مرتبه از ماشین اعزام پیاده شده و از مادر و خواهرش خداحافظی میکند و به آنها میگوید که دیگر برنمیگردد.
این شهید والامقام سرانجام در تاریخ سوم دیماه 1365 در شلمچه بر اثر موج انفجار و در همان عملیات کربلای 4 به فیض شهادت نائل آمد.

علاوه بر اینها میزان علاقهمندی شهید علیپور نوقابی به قرآن و عمل به دستورات این کتاب الهی در میان دست نوشتههایش نیز موجود است او در نامهای به یکی از دوستان و یا شاید هم یکی از شاگردانش به نام حسن قائمی مینویسد: «خدمت تمام برادران شرکتکننده در جلسه قرآن سلام من را برسانید امیدوارم که خداوند توفیقشان دهد تا بتوانند از آن به نحو احسن استفاده کنند و دوای درد خویش را از قرآن بجویند».
قرآن دوای دردها
«قرآن نسخهای است که دوای دردها در آن است باید آن را به کار بست و لازمه به کار بستن فهمیدن است و فهمیدن را خواندن لازم است پس اولاً سعی کنید که هرچه بیشتر قرآن بخوانید بعد بفهمید و سپس به دستورات آن عمل کنید خداوند توفیق را رفیق راهتان سازد».
شهید علپور نوقابی با اخلاق و رفتارش همواره به اطرافیانش طریقه درست زندگی کردن را میآموخت. به حلال و حرام و مال مردم اهمیت بسیاری میداد و تاکید ویژه به این موضوع داشت.
اسماعیل غیاثی، دوست و همرزم شهید، بیان کرد: شهید علیپور نوقابی انسان بسیار وارسته و خوش خلقی بود، همواره احترام پدر و مادرش را نگه میداشت و از افراد دروغگو، مسخره کننده دیگران و همچنین دشمنان اسلام و انقلاب بسیار متنفر بود؛ او به خواندن نماز اول وقت عادت داشت، در ماه محرم یکی از افرادی بود که در برپایی هیئت کمک میکرد علاوه بر اینها در ماه مبارک رمضان نیز همیشه به فقرا افطاری میداد و دوستانش را هم به این کار سفارش میکرد در کنار اینها در ایام نبرد در جبههها نیز به خواندن نماز شب مداومت داشت.
بیزاری جستن از غیبت
عباسعلی زمانی نوقابی، همرزم و دوست دیگر شهید درباره جلوههای دیگر شخصیتی این شهید میگوید: این شهید از اعمالی چون غیبت بیزار بود و علاوه بر این از افرادی که به نوارها و آوازهای مبتذل گوش میدادند بدش میآمد و در صورت امکان آنها را نصیحت میکرد جبهه رفتن را وظیفه خود میدانست تا حدی که در سال 1364 هنگامی که به همراه برادرش در منطقه فاو در حال نبرد بود برادر وی مجروح شده و به شهر اصفهان اعزام میشود اما او تا پایان مأموریتش در جبهه میماند و عقبنشینی نمیکند.
زمانی نوقابی درباره نحوه شهادت همرزمش چنین میگوید: هنگامی که گلوله کالیبر به شهید علی پورنوقابی اصابت میکند، وی بلند شده و رو به سمت کربلا میکند و با ذکر یا حسین(ع) و سلام بر آن حضرت به شهادت میرسد او آرزو داشت که حضرت اباعبدالله الحسین(ع) هنگام شهادت بر بالین سرش حاضر شوند که گویا چنین اتفاقی افتاده بود.
علاوه بر این، شهید علی پور نوقابی در یکی از دست نوشتههایش آورده بود: «خدایا به من زیستی عطا کن که در لحظه مرگ بر بیثمری لحظهای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیاش سوگوار نباشم».
مراقبه از نفس
یکی دیگر از ویژگیهای این شهید مراقبه از نفس بود که در یکی از دست نوشتههایش، که در تاریخ یازدهم آذر 1363 به رشته نگارش درآمد، به زیبایی متجلی است، که نوشته است: «هرگز از دوباره جان گرفتن ابلیس بیجان شده غافل مباش که انقلاب پس از پیروزی نیز در خطر انهدام و ضدانقلاب است مارهای سرکوفته در گرمای فتح و غفلت، جشن غرور و قدرت سر برمیدارند، رنگ عوض میکنند، نقاب دوست میزنند و از درون منفجر میکنند... وسواس هزار نقاب دارد در جامه سیاه کفر عریانش کنی ردای سبز دین بر تن میکند، در چهره شرک رسوایش کنی نقاب توحید بر چهره میزند، بتخانه را بر سرش ویران کنی در محراب، خانه میکند، در اُحد هبل را از دستش بگیری در صفین قرآن بر دست میگیرد».

معصومه پورنوقابی، خواهر شهید در خاطرهای میگوید: پس از شهادت و دفنشان، شبی در خواب دیدم که از خانه مادرم به سمت خانه خودم در حرکت هستم تا اینکه در بین راه ایشان را ملاقات کرده و به من گفتند: «داشتم به خانه شما میآمدم و حالا شما را اینجا دیدم، پرسیدم، شما که قاری قرآن بودهاید چه کارها یا اعمالی را انجام دهیم که از آن عمل ثوابی به شما برسد، شهید در پاسخ جواب داد، غیبت نکنید، به راه خودتان و مسیر انقلاب ادامه دهید و یک مرتبه سوره حمد و سه بار قل هوالله احد بخوانید زیرا با خواندن آن سوره، غذای خوشمزهای به ما میرسد.
لطفا اصلاح بفرمایید ، نام شهید حسین و نام خانوادگی ایشان علیپور نوقابی است که به اشتباه پورنوقابی قید فرموده اید .