به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، 23 اردیبهشتماه سالروز ارتحال عالم و عارفی وارسته از دیار خراسان است؛ بزرگمردی که عارفگونه زیست و در مسیر تبلیغ اسلام هر آنچه را که میتوانست به کار بست تا چهره واقعی این دین اخلاقی را معرفی کند. سفرهای وی به دیگر بلاد و سرزمینها گواهی بر این مدعا و تنها بخشی از تلاشهای این چهره و شخصیت اخلاقی و عرفانی است.
سیدابوالحسن حافظیان به سال 1297 هجری – شمسی در مشهدالرضا(ع) دیده به جهان گشود و در خانوادهای مومن و در کنار پدرش حاج سیدمیرزا آقا و در آغوش مادرش بیبی معصومه خاتون رشد کرد.
به جهت اشتغال پدر به ریاضیات و علوم غریبه، سیدابوالحسن نیز به این علوم علاقهمند شد و لذا توسط پدر به محضر شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی رسید تا درس و بحث را از این عارف به نام فرا گیرد و تربیت شود.
علاقه وی به درس و علم آموزی سبب شد که وی پلههای رشد را یکی یکی با تحصیل در مدرسه میرازجعفر واقع در حرم رضوی طی کند و در کنار آن از تهذیب نفس نیز غفلت نداشت به گونهای که در حجرهای که در صحن انقلاب(عتیق) حرم داشت به عبادت و ریاضت نیز میپرداخت و به جهت رسیدن به صفای درون و وارستگی بسیار مورد توجه استاد خود مرحوم نخودکی بود.
همچنین سیدابوالحسن حافظیان از محضر اساتید دیگری که به جهت بارگاه منور رضوی به مشهد مقدس رفت و آمد داشتند همچون علامه سیدموسی زرآبادی و علامه حاج سیدمظهر حسین هندی، بهره گرفت.
حافظیان در میان عام و خاص به حسن خلق و تقوا مشهور بود. گشادهرویی او به گونهای بود که درب خانهاش بر روی همگان باز بود و همت خود را برای گشایش گره از کار مردمان به کار میبست و همگان از راهنماییها و ادعیهای که او به آنها توصیه می کرد، بهرهمند میشدند.
حضور سیدابوالحسن در سرزمین شبه قاره هند
مرحوم حافظیان بدان جهت که در دوران جوانی مدت طولانی را به بیماری ذاتالریه مبتلا شد و با عنایت امام رضا(ع) شفا پیدا کرد، بنا بر توصیه طبیبان برای سپری کردن فصل سرما به سرزمینی گرم همچون هندوستان حدود سال 1316 شمسی سفر کرد و این حضور در آن بلاد سبب شد تا حدود نیم قرن در شبه قاره هند و سرزمینهای هند و پاکستان ساکن شود.
سیدابوالحسن، مدت زمان طولانی را در این کشورها گذراند و حتی آن هنگام که پاکستان استقلال پیدا کرد از شخصیتهای علمی، محبوب، سرشناس، تاثیرگذار و شناخته شده این کشور به ویژه در میان عام مردم محسوب میشد و حتی درب خانهاش بر روی همگان حتی در این سرزمین باز بود و خدمات بسیاری را انجام داد. وجود عکس سید در منازل مردم و انتشار مطالب مختلف از وی در روزنامههای هندی حدود 50 سال قبل شاهدی بر این مدعا است.
دوستی و همراهی سید با اقبال لاهوری نیز بر کسی پوشیده نیست که نگارش شرح حالی از اقبال توسط مرحوم حافظیان نشان از این علاقه دارد. سالها اقامت در هند سبب شد تا حافظیان نسبت به شخصیتهای مختلف علمی و عرفانی و ادبی و ... شناخت پیدا کند و در این سرزمین به تحقیق و تفحص پرداخت در واقع او به جهت سالها اقامت در این کشور به یکی از شخصیتهای بزرگ مسلمان در این سرزمین تبدیل شد. از طرفی منش، اخلاق و درست کرداری او که برگرفته از تعالیم اسلام بود سبب شد تا افراد بسیاری به اسلام علاقهمند و در ادامه مسلمان شوند.
مرحوم حافظیان در میان خانواده نیز فردی مهربان و با منش اسلامی بود و با توجه به بیماری تنفسی که داشت همسرش در امر تربیت فرزندان بسیار همت گماشت.
حضور در پاکستان
مرحوم حافظیان پس از آزادی هندوستان و تأسیس کشور پاکستان به کراچی نقل مکان کرد. وی به جهت اقامت بسیار و ارائه خدمات و اقدامات بسیار در پاکستان حتی از سوی برخی با وجود دارا بودن شناسنامه ایرانی، پاکستانی قلمداد میشد و حتی حافظیان را در هندوستان ابوالحسن مشهدی میگفتند. وی در پاکستان در کنار اینکه مرد اهل عرفانی بود به شغل تجارت نیز اشتغال داشته و از این طرق امرار معاش میکرد.
استاد عطاردی، محقق، اندیشمند و خراسانشناس در کتاب خود عنوان میکند که برای شناخت منطقه شبه قاره هند علامه امینی به من گفت که «در کراچی نزد آقای حافظیان بروید که او کلید هند و پاکستان است». 
پیدایش ضریح چهارم معروف به شیر و شکر
جریان ساخت ضریح چهارمین ضریح امام رضا(ع) معروف به شیر و شکر به سالهای اقامت مرحوم حافظیان در مشهد و در حجرهای در صحن عتیق(انقلاب) حرم رضوی باز میگردد. با توجه به اینکه در دوران پهلوی اول وضعیت ضریح قبلی چهره نامناسبی پیدا کرده بود با همت این عارف برجسته و بعد از جلب نظر مسئولان ساخت ضریح جدید را انجام میدهد. لذا ضریح قبلی حضرت رضا(ع) یعنی ضریح چهار، به دستور مرحوم حافظیان ساخته شد و برای این کار طلاجات بسیاری از میان شیعیان پاکستان، هندوستان و ایران جمع کردند و در نهایت ضریح توسط هنرمندان اصفهانی ساخته شد.
این ضریح پس از دو سال کار و تلاش هنرمندان ایرانی روز نیمه شعبان سال 1338 شمسی بر روی مضجع شریف رضوی قرار گرفت و تا حدود 41 سال بعد در محل خود باقی ماند و اکنون در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشود.
كتاب «حافظ اسرار؛ ارجنامه عارف واصل علامه سيد ابوالحسن حافظيان» از جمله آثاری است که در مورد این عارف به نگارش درآمده است.
آثار سید
از جمله آثار این عارف وارسته میتوان به کتاب «لوح محفوظ» (لوح محفوظ در علم اعداد نوشته شده و در موضوع خود کتاب مهمی است) که از آن به عنوان یک اثر علمی دارای اعجاز یاد میکنند، نام برد و همچنین كتاب «شرح و تفسير لوح محفوظ» و لوح «جُنَهَّ اَلاسماء» که در نوع خود بینظیر و دارای اعجاز است.
علاوه بر این آن زمانی که سیدابوالحسن لوح محفوظ را در صوفیپور منطقه كشمير تصفیف میکرده است، برج سنگی مربع شکلی ایجاد میکند تا مردم بتوانند به راحتی قبله را مشخص کنند. همچنین مرحوم حافظیان در شهر سرینگر کشمیر برای شیعیان مسجد نیز بنا کرده است.
سرانجام مرغ جان اين فرزانه بیبديل و استاد مسلم علوم غريبه بعد از سالها عمر پربركت و تلاش در 22 اردیبهشت سال 1360 به ديدار معبود شتافت و جسمش در دارالسرور حرم مطهر امام مهربانیها آرام گرفت.
زهرا قندهاری
بسیار جالب وبموقع وخوب وخلاصه ومفید اطلاع رسانی شد روحش شاد وراهش پررهروباد
به داشتن نسبت خویشاوندی با ایشان بسیار افتخار میکنم. روحشان شاد
کاش ایشان الان زنده بودند،