به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، سید علیرضا مهرداد، مدرس و کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی در نشست معرفی و بررسی کتاب «رؤیای نیمه شب» که عصر روز گذشته، 9 خردادماه در تالار اندیشه مجتمع فرهنگی گلستان کتاب مشهد برگزار شد، به نقد این رمان پرداخت و با اشاره به این روایت عرفانی که مجاز پلی برای رسیدن به حقیقت است، بیان کرد: در حوزههایی که رمان «رؤیای نیمه شب» در آن نوشته شده است، عشقهای مجازی عاشق را به معشوق حقیقی میرسانند؛ با ورود به جرگه عشق، چشم آدم به چیزهایی باز میشود که قبلا به آنها بسته بود باز میشود و کسانی که از عشق بی بهرهاند، راه را نمیشناسند.
وی افزود: نکته مهمی که در این داستان وجود دارد این است که شخصیتهای داستان، هر یک درگیر عشق مجازیاند اما به عشق حقیقی نائل میشوند و این ابزاری در رمانهای معروف است که عاشقانهای را ترسیم کرده و در بین آن حرف و مقصود خود را بیان کند اما در سالهای اخیر در سینما و ادبیات داستانی این قضیه نادیده گرفته شده و اصل داستان گم شده است.
این منتقد ادبی اذعان کرد: مثلثهای عشقی و داستان های عاشقانه آمدهاند جاذبه را برای انتقال پیام داشته باشند ولی این اتفاق نیفتاده و آنقدر جاذبهها انحرافی بوده که اصل ماجرا از بین رفته است.
«رؤیای نیمه شب»، عاشقانهای بدون ریخت و پاش!وی این رمان را عاشقانه بدون ریخت و پاش دانست و تصریح کرد: نویسنده بسیار عفیف و گذرا به عشق بازیها پرداخته و این حسن این عاشقانه است و اصل مطلب، ماجرای تشرف به محضر حضرت ولی عصر(عج) و آن رؤیای صادقه است.
مهرداد ابراز کرد: نویسنده بیان کرد که از تکنیک به داستان رفته است ولی این تصور به وجود آمد که نویسنده از پیام به سراغ تکنیک رفته است و این ضعف است؛ ما اگر پیام را اصل قرار دهیم و بعد داستانپردازی کنیم، اشتباه است؛ باید داستان خوب نوشت تا از آن پیام خارج شود و این امر اختلاف عقیده من و نویسنده است.
حرکت داستان بسیار تند و شتابان استوی مطرح کرد: داستان جذاب شروع شده است، وقتی میگوید من سه پله پایین آمدم، این سؤال برای مخاطب پیش میآید که از کجا به پایین آمده؟ و این مسئله بسیار جاذبه داشته و نیز داستان حرکت بسیار تند و شتابان دارد.
این نویسنده کشورمان اذعان کرد: داستان نباید الزاما واقعی باشد، باید حقیقی و ممکنالوقوع باشد؛ داستان ابو راجح همان واقعیت کار است و برای سروسامان دادن و انتقال این واقعیت، نویسنده دست به کاری زده که یک سری حقایق را در قالب واقعی خلق کرده است.
مهرداد افزود: البته وی به مسائل واقعی و اصل ماجرا خیلی نزدیک نشده و کالبدشکافی نکرده است، این یک نوع نگاه است؛ چرا که برای لذت بردن از خلوت و مناجات یک نفر، نباید به خلوت او وارد شد بلکه باید از کنارش گذشت و آن را چشید؛ نویسنده نیز به این مسئله توجه داشته و خیلی جزئی به جریان این تشرف پرداخته تا لوث نشود.
وی نقد دیگری به این رمان وارد کرده و اظهار کرد: در بعضی جاها بخصوص در فصلبندیها، نویسنده بدون ورود شخصیت یا موضوع جدیدی، به فصل بعدی رفته است که میتواند در این فصلبندی تجدید نظر کند و همچنین برخی واژهها مثل ناصبی، نیازمند توضیح بود.