به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از
خراسان رضوی، محمدعلی انصاری، مولف تفسیر مشکات، شب گذشته، 14 تیرماه در
ادامه سلسله مباحث تفسیری ماه مبارک رمضان که در مؤسسه بیان هدایت نور مشهد
برگزار شد، با اشاره به آیه «أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ
لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ، آيا آنها نديدند ما شب را قرار داديم كه در آن
بيارامند و روز را روشنیبخش، در اين امور نشانههای روشنی است برای كسانی
كه آماده پذيرش ايماناند.»(نمل/ 86)، گفت: مسئله شب و روز از موضوعات جدی
و شایع در قرآن کریم است.
وی در ادامه با بیان اینکه گاهی ذهن ما برخی
چیزها را به دلیل دیدن و شنیدنهای مکرر عادیسازی میکند و به همین دلیل،
اهمیتاش هم فروکش میکند، عنوان کرد: از همین رو توجه کرد که نباید عبادت،
عادت ما باشد و لذت و شوق در نماز خفته شود؛ مسئله شب و روز نیز از همین
قبیل است.
اهمیت اساسی شب و روز در زندگیانصاری پس از تبیین برخی
واژههای آیه به ارائه نکاتی پرداخت و ادامه داد: فعل «رؤیت» در این آیه به
معنای دیدن با چشم نیست بلکه به معنای رویت با بصیرت یعنی «تأمل و اندیشه»
است؛ در این آیه نکاتی وجود دارد: نکته اول اینکه انسان نیاز به آرامش و
تسکین دارد که بر همین اساس شب و روز تلاش اقتصادی، رفتار اجتماعی و ... را
تنظیم میکند؛ فضای شب با تسکینبخشی به جسم تناسب دارد و به لحاظ پزشکی
نیز ثابت شده که خواب روز اثر خواب شب را ندارد.
وی
با اشاره به آیات اول تا هفتم سوره مزمل با موضوع توصیه خداوند به
پیامبر(ص) درباره بیداری شب، به آرامش روح در شب اشاره کرد و توضیح داد:
این قانون الهی است؛ خداوند میفرماید: «إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا
ثَقِيلًا، چرا که ما به زودی سخنی سنگین به تو القا خواهیم کرد!»(مزمل/5) و
این ممکن نیست مگر با شب؛ چراکه «إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ
وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا، مسلّماً نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با
استقامتتر است!»(مزمل/6)؛ به همین دلیل است که بندگان شایسته خداوند از شب
برای پرورش روح و جان استفاده میکنند: «وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ
يَسْتَغْفِرُونَ، و در سحرگاهان استغفار ميكردند»(ذاریات/18).
مولف
تفسیر مشکات با اشاره به «أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا ... النَّهَارَ
مُبْصِرًا ...، آيا آنها نديدند ما روز را روشنیبخش قرار دادیم»(نمل/86)
اضافه کرد: منظور از «بصر»، بصیرت و دیدن است؛ این جمله که روز را دیدن
قرار دادیم در حقیقت، معنا چنین است که «روز زمینه دیدن را فراهم میکند.»
وی
با توجه به «... إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ، در اين
امور نشانههای روشنی است برای كسانی كه آماده پذيرش ايماناند.»(نمل/86)،
به تفاوت میان سکولاریسم و توحید در مسئله علوم طبیعی پرداخت و در اینباره
اظهار کرد: در محیطهای علمی، علم را به معنای لغوی آن «science» و برای
خود آن علوم و فایدهای که برای انسان دارد، میخواهند اما قرآن هرچه
درباره طبیعیات میگوید، برای رسیدن به شریعت است لذا میتوان گفت طبیعت در
قرآن، پلی برای رسیدن به شریعت و پرواز انسانها در وادی ایمان است.
معنای «نفخ صور»انصاری
در ادامه آیه «يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي
السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَكُلٌّ
أَتَوْهُ دَاخِرِينَ، به خاطر بياوريد روزی را كه در صور دميده میشود و
تمام كسانی كه در آسمانها و زمين هستند، در وحشت فرو میروند جز كسانی كه
خدا بخواهد و همگی با خضوع در پيشگاه او حاضر میشوند.»(نمل/87) را مورد
اشاره قرار داد و با بیان اینکه «نفخ صور» به دلیل اهمیتش بارها در قرآن
آمده است، توضیح داد: «نفخ» به معنای جریان هوا و «صور» به معنای شیپور
است؛ شیپور نیز برای اعلام استفاده میشده است؛ خداوند مطالب پیچیده را
طوری محسوس برای ما بیان میکند که کاملا برای ما قابل درک باشد.
وی
با بیان این مطلب که نفخ صور، دوبار، یکی پیش از وقوع قیامت و یکی پس از
آن اتفاق میافتد، ادامه داد: اولی در اصطلاح «نفخ اماته» است که تمام
موجودات جان میدهند و دومی «نفخ احیا» است که همگان زنده میشوند؛ نفخ صور
از نشانههای جدی قیامت است و آنچه در آیه 87 سوره نمل آمده نیز به هردو
نفخ معنا میشود.
مؤلف تفسیر مشکات با اشاره به
آیه 87 سوره نمل بیان کرد: در هنگام نفخ صور که همه اضطراب و نگرانی دارند و
مادر فرزندش را ترک میکند، خداوند میفرماید عدهای از این اضطراب در
اماناند؛ آنها چه کسانی هستند؟: «...الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا
الْحُسْنَى أُولَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ، كسانی كه وعده نيک از قبل به
آنها دادهايم(يعنی مؤمنان صالح) از آن دور نگاه داشته
میشوند.»(انبیاء/101)؛ البته ممکن است، منظور از این آیه «... فَفَزِعَ
مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ
...، تمام كسانی كه در آسمانها و زمين هستند، در وحشت فرو میروند، جز
كسانی كه خدا بخواهد»(نمل/87) در سطحی فراتر، «تسری مشیت» باشد، به این
معنا که خداوند مجبور نیست این کار را انجام دهد بلکه این اضطراب نیز به
مشیت و قدرت خداست؛ در پایان آیه نیز میفرماید همه انسانها از ابتدا تا
انتها ذلیلانه در مقابل خداوند حاضرند.
تبدیلشدن کوهها به غبار؛ نشانه قیامتانصاری
در ادامه به توضیح آیه «وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ
تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ
إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ، كوهها را میبينی و آنها را ساكن و
جامد میپنداری در حالی كه مانند ابر در حركتاند اين صنع و آفرينش خداوندی
است كه همهچيز را متقن آفريده، او از كارهایی كه شما انجام میدهيد آگاه
است.»(نمل/88) پرداخت و گفت: این آیه یا درباره قیامت است و یا خلقت و موضوعی
توحیدی را بیان میکند.
وی با اشاره به آیاتی از قرآن تشریح کرد:
خداوند کوهها را لنگر زمین قرار داد همانگونه که در قرآن بیان میکند «وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا، و [آیا]
كوهها را [چون] ميخهايی [نگذاشتيم]»(نبا/7)؛ این کوهها در قیامت خرد
شده، تبدیل شنهای ریز میشوند، مانند پودر ریزتر شده و در آخر تبدیل به
غبار میشوند؛ زمین به طور طبیعی بعد از این اتفاقات از بین رفته است و بعد
طوری میشود که دیگر اثری از آن نیست.
وی در همین موضوع در بیان علت
تشبیه کوه به ابر در آیه 88 سوره نمل اضافه کرد: حرکت سریع باد و تناسب شکل
کوهها با ابرها علت این تشبیه خداست که خداوند در پایان آیه میفرماید
این صنع خداست.
آیهای که حرکت زمین را اثبات میکند
مؤلف
تفسیر مشکات با اشاره به نظر برخی مفسران درباره ارتباط آیه 88 سوره نمل
به دو آیه قبل بیان کرد: بر این اساس، اگر این آیه در دنیا هم مفهوم داشته
باشد، چنین معنا میشود که تو به کوهها نگاه میکنی و آنها را ثابت
میبینی اما آنها درحرکتاند؛ حرکت انتقالی، وضعی و مغناطیسی درونی؛ این
آیه حرکت زمین را ثابت میکند، همچنانکه گالیله این نظر را داشت؛ این نظر
گالیله صحیح بود اما نظر دیگرش مبنی بر اینکه خورشید ساکن و مرکزیت است، صحت
ندارد؛ بر اساس آیات قرآن، هم زمین و هم خورشید در حرکتاند؛ البته اثبات
حرکت جوهری ملاصدرا نیز از این روش قابل اثبات نیست، مگر از راههای دیگری
که از تفسیر، خارج است.
انصاری در تبیین معانی واژههای «صنع» و «أتقن»
در آیه 88 سوره نمل ادامه داد: در زبان عربی برای کاری که اتفاق میافتد،
سه واژه استفاده میشود؛ فعل که عام است و شامل کار اختیاری و غیراختیاری
میشود، عمل که معنایش کار با اراده است و صنع که برای کاری که در آن نهایت
دقت، بررسی، ظرافت و هندسه دیده شود، به کار میرود؛ درباره خداوند «صنع»
به کار میرود؛ «أتقن» نیز به معنای استواری است؛ کار خداوند هم حسن ظاهری
دارد: «الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ ...، او همان كسی است كه هر چه را
آفريد، نيكو آفريد»(سجده/7) و هم استواری: «... الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ
شَيْءٍ ...، خداوندی است كه همه چيز را متقن آفريده»(نمل/88)؛ از همین رو
خداوند نیز دوست دارد ما مسلمانان کارها را هم با ظاهری خوب و هم متقن
انجام دهیم.
وی در بخش پایانی تفسیر آیه 88 سوره
نمل، پس از ارائه دو دیدگاه درباره این آیه تبیین کرد: این بخش از آیه که
بیان میکند «... أَتْقَنَ ...، محکم و استوار کرده است»(نمل/88) با دوام
کوهها و تفسیر به دنیا سازگار بوده و «... خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ، از
كارهایی كه شما انجام میدهيد آگاه است.»(نمل/88) با قیامت سازگار است؛
شاید ردیف آیات به مسیر قیامت، هماهنگی بیشتری داشته باشد اما در اینصورت
سؤالی پیش میآید که زلزله زمین و از بین رفتن آن چطور با اتقان صنع
سازگار است.
انصاری در پاسخ به سؤال مطرحشده با خوانش اشعاری از مثنوی
معنوی و اشاره به حکایت فردی که به دیگری برای بیل زدن و شخم زمین اعتراض
کرد، توضیح داد: آن شخص پاسخ داد این کار زمینه شکوفایی زمین است؛ نابودی
زمین هم باعث شکوفایی نسل انسان و ورود به قیامت است.
مؤلف تفسیر مشکات
با اشاره به آیه «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ
مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ، كسانی كه كار نيكی انجام دهند، پاداشی
بهتر از آن خواهند داشت و آنها از وحشت آن روز در اماناند.»(نمل/89) در
تبیین واژههای این آیه بیان کرد: «جاء» به معنای «آمدن» است؛ «باء» همراه
آن معنایش را به «آوردن» تغییر میدهد؛ قرآن میفرماید کسانی که حسنه را
بیاورند از اضطراب در اماناند اما «حسنه» چیست؟؛ حسنه در نگاه مردم
سلامتی، ثروت و ... است و نبود آنها سیئه محسوب میشود اما از نظر خداوند
اینطور نیست بلکه رضایت الهی و عدم رضایت حق، معیار سیئهبودن است؛ تقرب و
فاصلهگرفتن، ملاک الهی است که این مطلب، منظور آیه 86 سوره نمل است.
صرف انجامدادن کار نیک کافی نیست
انصاری
در توضیح اینکه چرا خداوند به جای واژه «... جَاءَ بِالْحَسَنَةِ ...،
کارهای خیر و نیک [به آخرت] بیاورند»(نمل/89) از فعلهای «عَمِلَ، فَعَلَ و
ارتَکَبَ» استفاده نکرد، یادآور شد: مشکل این است که گاهی در دنیا کار
خوبی انجام میدهیم اما در همین دنیا دفن میشود و توان رساندنش به قیامت
را نداریم؛ در ماه رمضان توفیق داشتیم، روزه بگیریم؛ آیا این را حفظ
میکنیم یا طی سال آینده از دست خواهیم داد؟؛ نگهداری و حفظ مهم است،
مانند آبرو که حفظ آن سختتر از به دست آوردن آن است؛ این مطلب بیانگر
همان مصرع حافظ است که عنوان کرده «الا یا ایهاالساقی ادر کأسا و ناولها/
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها».
وی در
همین موضوع اضافه کرد: قرآن که میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
آمِنُوا ...، ای كسانی كه ايمان آوردهايد، ايمان (واقعي) ...
بياوريد»(نساء/136) به این معناست که ایمانتان را حفظ کنید و ارتقا بدهید؛
اما چطور اعمال نیک از بین میرود؟؛ گاهی یک خطا باعث این اتفاق میشود
اما اگر کسی حسنات خود را حفظ کرد، خداوند میفرماید بهتر از آن برای اوست:
«مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا ... ، كسانی كه كار نيكی
انجام دهند، پاداشی بهتر از آن خواهند داشت»(نمل/89) و در جای دیگری
میفرماید: «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا ...، هر
كس كار نيكی بياورد 10 برابر آن پاداش خواهد داشت»(انعام/160)؛ آری خداوند
حداقل 10 برابر میدهد اما حداکثر آن حدی ندارد که این نیز فضل خداوند است.