به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، زینب اختری، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات علوم و اعصاب دانشگاه بقیهالله تهران، امروز، 10 مهرماه در همایش «عفاف و حجاب از دیدگاه نوروبیولوژی» که در دانشگاه فردوسی با حضور جمعی از دانشجویان برگزار شد، گفت: تغییرات هورمونی نقش بهسزایی در روابط اجتماعی افراد دارد، از همین رو هر گونه رفتاری که از فرد سر میزند تغییراتی را بر سلولهای «آمیگدال»(کنترل هیجانات)، میگذارد.
وی افزود: در حالت نرمال و طبیعی استرس برای هر انسانی تا حدودی لازم است، اما اگر این استرس به شکل مزمن تبدیل شود، تأثیرات منفی زیادی را بر روی جسم و روح انسان باقی میگذارد.
اختری با اشاره به اینکه هیجانات جنسی، نتایج مختلفی را بر مغز آقایان و بانوان میگذارد، تصریح کرد: ورودیهای حسی و هیجانی در بخش میانی مغز وارد میشوند و تغییرات مختلفی را بر روی افراد باقی میگذارند، از همین رو در بانوان بخش میانی مغز نسبت به ورودیهای حسی، بینایی و درک کمتری نسبت به بخش میانی مغز آقایان نسبت به ورودیهای حسی دارد.
نگاه کلینگر آقایان و تجزیه و تحلیل جزئیترین مسائل توسط بانوانوی با تأکید بر اینکه زن جزئیترین مسائل خانواده را درک و تجزیه و تحلیل میکند، ابراز کرد: اما آقایان نگاه کلینگری به شرایط دارند و به همین دلیل خیلی از مسائل هیجانی و حسی را به مرور زمان به فراموشی میسپارند، در چنین حالتی بانوان احساس میکنند که آقایان درک درستی از شرایط روحی آنها ندارد.
عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات علوم و اعصاب دانشگاه بقیهالله تهران گفت: هنگامی که استرس از حالت طبیعی خارج شده و به شکل حادی بروز کند، نتایج مختلفی را بر روی جسم زن وارد میکند که افسردگی و پوکی استخوان در نتیجه ترشح هورمون کورتیزول از جمله تأثیرات منفی استرس مزمن بر بانوان است.
وی تصریح کرد: دریافت هیجانات جنسی و حسی متفاوت از محیط خارجی، تأثیرات نامطلوبی را بر روی جسم و روح افراد باقی میگذارد، از همین رو از دیدگاه نوروبیولوژی پوشش بانوان باعث کاهش استرس آنان و در نتیجه سلامت جسمی بانوان میشود.
اختری با تأکید بر اینکه توجه به پوشش بانوان صرفا از دیدگاه نوروبیولوژی است و با نگاه معنوی مورد بررسی قرار نگرفته است، اظهار کرد: دین مقدس اسلام که سالها پیش پوشش را برای زن واجب کرده است به تأثیرات مثبت و منفی آن نیز توجه داشته و از همین رو ما در این جلسه صرفا به دیدگاه نوروبیولوژی پوشش میپردازیم و با آیات و روایات در این خصوص کاری نداریم.
وجود پوشش در مذاهب مختلفوی با تأکید بر اینکه در مذاهب مختلف پوشش وجود دارد، عنوان کرد: به عنوان مثال شما هیچگاه نمیتوانید یک عروس یهودی اصل را ببینید، زیرا براساس اعتقادات آنان عروس در قالب پوششی کاملا محفوظ و پوشیده صرفا برای دیدار با همسرش آماده میشود، یا در دیدگاه بودائیان حذف زینت بانوان مورد تأکید است بهگونهای که هنگام ورود در جمع آنان زن و مرد به سختی از یکدیگر شناخته میشوند، زیرا مو و ابروی بانوان و هرگونه زینت آنان را از ایشان میگیرند.
تأکید بر پوشاندن زینت زن در اسلام برای حفظ سلامت جسمی و روحی اختری با بیان اینکه در دین اسلام زینت زنان برای آنان باقی میماند، اظهار کرد: در دین اسلام نگاهی تند و سخیف به وجود زن وجود ندارد، بلکه صرفا بر پوشش زینت زن به دلیل تأثیر بر سلامتی جسمی و روحی شخص تأکید شده است.
وجود بار هیجانات جنسی بسیار در غرب، عامل اقبال به همجنسگرایش وی با بیان اینکه براساس تصور برخی در غرب به دلیل آزادی جنسی، مشکلاتی که در جوامع دیگر پیش میآید رخ نمیدهد، ابراز کرد: این در حالی است که در غرب به دلیل این که بار هیجانات جنسی زیادی وجود دارد، افراد کمکم به این شرایط عادت کرده و از جنسیت بانوان لذت نمیبرند، بلکه دچار تنوعطلبی شده و به سراغ همجنسگرایی و حیوانگرایی میروند.
عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات علوم و اعصاب دانشگاه بقیهالله تهران گفت: براساس آمار مرکز «سانتاباربارا»، تعداد قربانیان متجاوز به عنف در کشور انگلیس بالاترین رتبه را به خود اختصاص داده و در 20 کشور اول گرفتار تجاوز به عنف هیچ کشور مسلمانی دیده نمیشود، علاوه بر این 8.9 درصد جنس مذکر آمریکایی قربانی تجاوز شدند.
وی عنوان کرد: آماری که به دست ما رسیده صرفا آمار قربانیان تجاوز جنسی است و افرادی که از روی تمایل و با رضایت به وسیله اعضای خانواده یا اشخاص بیرونی گرفتار رابطههای جنسی بدون قاعده میشوند از این مجموعه خارج هستند.
رعایت پوشش، عامل کاهش استرسعضو هیأت علمی مرکز تحقیقات علوم و اعصاب دانشگاه بقیهالله تهران با اشاره به اینکه کل دنیا به دنبال راهکارهایی برای مدیریت استرس در جامعه میگردند، گفت: یکی از مواردی که میتواند استرس افراد را کاهش دهد رعایت پوشش و تأثیرات مثبت آن بر روی جسم و روح افراد است.
وی گفت: در دیدگاه کلی عفاف به معنای کنترل ورودیهای حسی و حجاب به معنای پوشش آن قسمت از بدن که باعث ورودیهای جنسی میشود، معنا میگیرد، بنابراین یک انسان اجتماعی برای حفظ حریم شخصی خود و آرامش روح و روانش میتواند از پوشش مناسبی استفاده کند و این یکی از راهکارهای کنترل استرس در تمام جوامع محسوب میشود.
اختری تصریح کرد: در مغز مراکز مهمی در ارتباط با پروسه عفاف و حجاب وجود دارد که از مهمترین آنها میتوان به مرکز کنترل هیجانات(آمیگدالا)، مرکز کنترل تصمیمگیری و قضاوت(پری فرونتال) و مرکز تشکیل حافظه(هیپوکمپ) اشاره کرد و تمام عملکرد مغز تحت تأثیر فعالیت این مراکز است و رفتارهایی که از فرد بروز مییابد در واقع برآیند عملکرد این مراکز میباشد.
این دکترای تخصصی فیزیولوژی ابراز کرد: مرکز کنترل هیجانات آمیگدالا نامیده میشود، هر ورودی حسی که ما از محیط دریافت میکنیم اعم از بویایی، بینایی، شنوایی، چشایی و لامسه به صورت مجزا یک سری ورودیهایی را به آمیگدالا ارسال میکند و حافظهای در این بخش تشکیل میشود و هر ورودی که دارای بار هیجانی باشد در این بخش ذخیره میشود، همچنین این ورودیها به سمت بخش قشری مغز جایی که محل تصمیمگیریها است، میروند و این امر ما را از دیگر موجودات متفاوت کرده است.
وی با اشاره به اینکه مرکز تصمیمگیری و قضاوت ما در قسمت پیشانی قرار دارد و بین این دو مرکز، ارتباطات فراوانی وجود دارد، ابراز کرد: اما نکته قابل توجه این است که وقتی مرکز هیجانات فعال باشد، قشر پیش پیشانی مهار میشود و رفتار فرد فقط بر اساس هیجاناتش شکل میگیرد.
عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات علوم و اعصاب دانشگاه بقیهالله تهران ادامه داد: مرکز کنترل تصمیمگیری ما که قسمت پریفرونتال(پیشپیشانی) است، دارای پیچیدگیها و ارتباطات فراوانی است که با استفاده از ورودیهای حسی و حافظه قبلی به ما اجازه میدهد که قدرت اختیار و انتخاب داشته باشیم.
روزه گرفتن و غلبه بر احساساتوی اضافه کرد: بهعنوان نمونه در مورد روزه گرفتن به لحاظ جسمی یعنی پرهیز از خوردن و نوشیدن در حالیکه میدانیم تغذیه برای بدن نیاز است، در اینجا من با بخش پریفرونتال مغزم تصمیم میگیرم که بر احساس خوردن و لذت آشامیدن غلبه کنم و نخورم و نیاشامم.
اختری در ادامه افزود: تقریبا میتوان گفت که ارتباط مرکز تصمیمگیری و قضاوت مغز ما با مرکز هیجانات، مهاری است، هر چه هیجانات ما بیشتر شود، اثر مهاری بر قضاوت ما بیشتر است و به هر میزان قدرت هیجان ورودی حسیمان بالاتر باشد، رفتاری که نشان میدهیم غیرمنطقیتر است. هر چقدر آمیگدالا بر قشر پریفرونتال تسلط داشته باشد، رفتار بیشتر بر پایه هیجانات و غیرمنطقی است و تأثیرات منفی آن بیشتر خواهد بود.