کد خبر: 3537820
تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۹۵ - ۰۸:۴۸
یادداشت وارده/

ولایت‌مداری و خدامحوری؛ الفبای حماسه عاشورای حسینی

گروه فرهنگی: آری امروز هم بشریت تشنه‌ درس‌ها، پیام‌ها و عبرت‌های مکتب پربار و حماسه‌ساز عاشورای حسینی است، مکتبی که الفبای آن فداکاری، جانبازی وفاداری، خلوص و صداقت، خودباوری خدامحوری و ولایت‌مداری است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، محمد غلامی، استاد دانشگاه و یکی از آزادگان هشت سال دوران دفاع مقدس، یادداشتی را در خصوص حماسه حسینی در اختیار خبرگزاری ایکنا قرار داد که متن کامل آن در ادامه می آید:
حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرمایند؛ «برای شهادت حسین، گرما و حرارتی در دل‌های اهل ایمان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود، هر که را خداوند دوست داشته باشد، عشق و محبت حسین را در قلب او می‌اندازد.» همچنین در این رابطه حضرت امام خمینی(ره) فرمودند؛ «خون شهیدان ما امتداد خون پاک شهیدان کربلاست».
حماسه عاشورا، نقطه عطف تاریخ شیعه است؛ حادثه‌ای که راهی نو و سرخ، پیش پای آزادگان گذاشت و مکتبی بنیان نهاد که غایتش شهادت بود و راهبرش پیشوای شهیدان رهبر معظم انقلاب.
امر به معروف و نهی از منکر مهم‌ترین هدف نهضت حسینی
کربلا بر شیعه نامکشوف نیست حکمتش جز امر بالمعروف نیست
امر بالمعروف نهی از منکر است شیعه بی‌امر و بی‌نهیف ابتر است
با چراغ وحی بنگر راه را           تا ببینی هر قدم الله را
ساقی سرمست ما دیوانه نیست سرگذشت انبیا افسانه نیست
آنچه در دستور کار انبیاست جنگ با مکر و فریب اغنیاست
ای مسلمان‌زاده پس از هر اذان رکعتی تنهی عن‌الفحشا بخـــوان
گر نمــــازت ناهی از منکر شود از اذانت گوش شیطان کر شود
از قرن‌ها پیش، ماه محرم و عاشورای خونبار حسینی تجلی درگیری حق و باطل و فداکاری‌ و جانبازی در راه دین و عقیده شناخته شده است، امام حسین(ع) به عنوان امام عادل و مصلح جامعه اسلامی در این ماه و در روز عاشورا با یارانی اندک ولی با ایمان و صلابت و اراده‌ای بزرگ و شکوه‌مند با سپاه سنگدل و بی‌دین حکومت یزید به مقابله برخاست و حماسه‌ای جاوید خلق کرد که حتی با یادآوری آن می‌توان به عظمت این نهضت حیاتی و الهام بخش حسینی پی‌برد، ابا عبدالله‌الحسین و یاران وفادارش، کربلا را به صحنه‌ همیشه زنده عشق خدایی و آزادی مبدل ساختند.
امام حسین(ع) که به دعوت اهل کوفه از مکه عازم این شهر بود تا به شیعیان انقلابی بپیوندند و رهبری آن را بر عهده بگیرد، پیش از رسیدن به کوفه با بی‌وفایی کوفیان در کربلا به محاصره‌ نیروهای ابن‌زیاد درآمد و چون حاضر نشد ذلت تسلیم و بیعت با حکومت غاصب و ظالم یزیدی را بپذیرد سپاه کفر ابن سعید و یزید با او جنگیدند، امام حسین(ع) و یاران فداکارش، روز عاشورا در نبردی نابرابر و ظالمانه، لب تشنه با شهادت و رشادتی بی‌نظیر و شگفت تا آخرین نفس و رمق و تا آخرین نفر در محضر امام(ع) و مقتدایشان با بصیرت، جهاد و مبارزه نمودند تا اینکه همگی با عزت به شرف شهادت نائل شدند.
و بازماندگان این قافله نور را دشمن به اسارت برد با این وجود امام حسین(ع) و یاران فداکار و با وفای رشید او با شجاعت و شهادتشان، بزرگ‌ترین حماسه جاوید تاریخ بشری را آفریدند و نام و خاطره و یاد خویش را در طول تاریخ و وجدان پاک انسان‌های فضیلت خواه و حق‌جو، ابدی و جاودانه ساختند.
فرهنگ عاشورایی
عاشورا نه یک حادثه و حماسه بلکه یک فرهنگ است، فرهنگی برخاسته از متن اسلام ناب محمدی(ص) که نقشی حیاتی را در استحکام ریشه‌ها و رویش شاخه‌ها و رشد نهال تنومند اسلام ایفا کرده است.
نهضت خونبار و حماسه جاوید عاشورای حسینی، از سال 61 هجری تا امروز و تا همیشه تاریخ، همچون چشمه‌‌ای زلال و جوشان و خروشان از آب زلال و گوارای خود تشنگان و معرفت را سیراب کرده و الهام بخش بسیاری از نهضت‌های حق علیه باطل گشت، همچون انقلاب شکوه‌مند اسلامی و دفاع مقدس هشت ساله که به قول امام خمینی(ره)، انقلاب ما و خون پاک شهیدانش امتداد خون پاک شهدای کربلا است.
فداکاری، الفبای حماسه عاشورای حسینی
آری امروز هم بشریت تشنه‌ی درس‌ها، پیام‌ها و عبرت‌های مکتب پربار و حماسه‌ساز عاشورای حسینی است، مکتبی که الفبای آن فداکاری، جانبازی و وفاداری، خلوص و صداقت، خودباوری خدامحوری و ولایت‌مداری است.
عاشورا اگرچه یک روز بود اما دامنه و تاثیر شگرف قیام مجاهدان حق‌جو و با ایمان آن تا ابدیت کشیده شد و با تبیین و روشنگری سفیران سرفراز آن یعنی امام سجاد(ع) و حضرت زینب کبری(س)، در کوفه و شام بلا چنان در عمق دل‌ها و جان‌ها و وجدان‌های خداجو اثر گذاشته که همه ساله دهه‌ی محرم و به ویژه عاشورا، اوج تجلی عشق و اخلاص و ارادت و اظهار محبت به ساحت مقدس، بزرگ معلم حریت و اسوه‌ی جهاد و شهادت و عبودیت، یعنی حضرت امام حسین‌بن علی(ع) می‌گردد و همه حتی غیر شیعه در مقابل عظمت روح سترگ آن آزاد مردان تعظیم نموده و اظهار ارادت و احترام و تحسین و محبت می‌کنند.
آری امام حسین(ع) هم‌ راه و راهنما، کاروان است و هم قافله سالار، حسین بن علی(ع) در فرمایش گوهربار جدش رسول اعظم(ص) چراغ راه هدایت و کشتی نجات و سعادت است. امام حسین(ع) چشمه زلال و جوشانی است که کام تشنگان آزادگی، بصیرت و معرفت و بندگی خالصانه و عارفانه ذات اقدس الهی را سیراب می‌سازد.
رمز ماندگاری عاشورا
اساس دین با عاشورا پیوند خورده و به برکت عاشورا هم باقی مانده است. اگر فداکاری بزرگ حسین‌بن علی(ع) نبود، در همان قرن اول یا نیمه‌ی قرن دوم هجری، بساط اسلام به کلی برچیده می‌شد. قطعا این‌گونه است. اگر کسی اهل مراجعه به تاریخ باشد و حقایق تاریخی را ملاحظه کند، این را تصدیق خواهد کرد. چیزی که وجدان جامعه‌ی اسلامی را در آن زمان برآشفت و اسوه و الگویی برای بعدی‌ها شد، همین حادثه‌ی عجیبی بود که تا آن روز در اسلام سابقه نداشت. البته، بعد از آن، نظایر بسیاری پیدا کرد؛ اما هیچ کدام از آن نسخه‌ها، مطابق اصل نبود.
امت اسلام، شهیدان زیادی داد. شهدای دست جمعی اما هیچ کدام به پای حادثه‌ی عاشورا نرسید. حادثه‌ی عاشورا، در اوج قله‌ی فداکاری و شهادت باقی ماند و همچنان تا قیامت باقی خواهد ماند. 
ابراهیم خلیل‌الله و حضرت سیدالشهدا(ع)
هنگامی که حضرت ابراهیم(ع) ملکوت آسمان‌ها را مشاهده کرد و نظر بر عرض اعظم نمود، پنج نور مقدس دید که بر عرش احاطه کرده‌اند و پرسید: این انوار مقدس از کیست؟ گفتند انوار مقدس حضرت محمدبن عبدالله(ص)، دختر او و دو فرزند آنها است و سوال نمود: سبب چیست که هرگاه به آن‌ها نگاه می‌کنم خوشحال می‌شوم و چون به نور پنجمی نظر می‌اندازم. ناراحت و دلشکسته می‌شوم. گفتند: ای ابراهیم! نمی‌دانی به صاحب این نور چه ظلم‌ها می‌کنند! و چون مقداری از آن را شنید، محزون و غموم گردید و زندگی بر او تلخ شد.
در روایت است حضرت ابراهیم(ع) از تنها ماندن خود در میان نمرودیان به خداوند شکایت نمود که صحرا و واقعه کربلا را به او نشان دادند. چون از آن مصائب مطلع گردید بسیار غمگین شد و گریست، به گونه‌ای که بیمار شد و هنگامی که نمرودیان، حضرت ابراهیم(ع) را به وعده‌گاه خود دعوت کردند، به ستارگان نگریست.
قریب به هزار و چهارصد سال از محرم و عاشورای حسینی 61 ه- ق می‌گذرد. واقعه‌ای که در یک جغرافیایی محدود و سرزمینی به نام نینوا «کربلا» و در زمانی محدود اتفاق افتاد. شرکت‌کنندگان در این واقعه، در هر دو جبهه، حداکثر سی هزار نفر بودندt در یک نگاه گذرا، این حادثه که به ظاهر، هم در جغرافیای مکانی و هم از نظر مدت زمان و هم تعداد جمعیت محدود است، نباید چندان مهم تلقی شود.
عاشورا، شجره طیبه
همه ما چند جنگ بزرگ جهانی در محدوده جغرافیایی همه دنیا با چند صد میلیون جمعیت، ده‌ها میلیون کشته و در مدت زمانی طولانی سراغ داریم که امروز از آن‌ها فقط نامی در برخی کتاب‌های تاریخ مانده است و بس، اما مگر حسین(ع) و یارانش در یک نی‌مروز چه کردند که تمام انسان‌های آزاد دنیا از گذشته تاکنون و تا همیشه جهان و زمان، تحت تاثیر حرکت او هستند؟ حق این است که عاشورا  یک واقعه عادی نیست. شجره طیبه است که ریشه در تاریخی بس طولانی دارد و شاخ و برگ و میوه‌ی آن بر همه‌ی دل‌ها سایه گسترده است. 
امام حسین(ع) مدرسه‌ای را در روز عاشورا گشود که هر انسان آزاده‌ای در آن ثبت‌نام کرد و پیروز آزمون‌های سخت گردید.
نازم آن آموزگاری را که در یک نیمه روز 
دانش‌آموزان عالم را چنین دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد در جهان
پس از آن با خون 72 تن امضا کند
مهم‌ترین درس‌ها و پیام‌های عاشورا
قصه محرم، قصه عبرت‌آموز و حق و باطل در طول تاریخ است که از‌ آغاز زندگی انسان شروع شده و تا قیامت ادامه پیدا می‌کند. فهم عاشورا و کربلا مانند فهم قرآن تقوی و تفکر و بصیرت می‌خواهد. مومنان حسینی و عزاداران واقعی کسانی هستند که کربلا و عاشورا را یک قضیه خصوصی و در یک زمان خاص ندانند و «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را با همه وجود باور داشته باشند. کربلا یک واقعیت است که هیچ انکاری در آن راه ندارد. 
کربلا مدرسه عبودیت انسان‌ها
کربلا یعنی «عبودیت»، عبودیت یعنی «بندگی»، آری! کربلا مدرسه‌ی عبودیت است اصلی‌ترین درس این مدرسه، آگاهی و معرفت است آگاهی در مقابل حق و باطل.
مردم در مواجهه با حق و باطل چهار گروهند، گروهی حق را از باطل تشخیص نمی‌دهند مانند جاهلان و ناآگاهان صدر اسلام، گروهی حق را از باطل تشخیص می‌دهند اما به علت برخی گرایشات قلبی نمی‌توانند حق را بر باطل ترجیح دهند مانند بسیاری از کسانی که در خدمت امام حسین(ع) تا کربلا بودند اما برگشتند، گروهی نیز هم حق را تشخیص می‌دهند و هم ترجیح می‌دهند اما توفیق جهاد برای پیروزی حق پیدا نمی‌کنند مانند عبدالله بن عباس، محمد حنیفه، گروه دیگر آنانند که ضمن تشخیص حق بر باطل، تا آخرین لحظه در راه پیروزی حق بر باطل تلاش می‌کنند تنها کسانی که تا آخر همراه حسین بن علی(ع) هستند که در تشخیص حق از باطل و ترجیح حق بر باطل و تلاش برای پیروزی حق بر باطل موفق باشند. اینها در کربلا فقط هفتاد و دو نفر بودند که امام حسین(ع) فرمودند من یاران و خانواده بهتر از یاران و خانواده خود نمی‌شناسم.
همراهی با ولی خدا بصیرت و معرفت
عین یعنی «چشم» و بصر یعنی «نور» چشم بصیرت یعنی «نور قلب»، عده‌ای چشم‌ دارند ولی نور چشم ندارند و اینها هر دو نابینا هستند عده‌ای هم چشم دارند و هم نور چشم، اما درک نمی‌کنند و بصیرت ندارند.
انسان‌ها در فهم حقایق چند گروهند: فاقدالبصیره «نابینا در دیدن حقیقت» صاحبان‌البصیره «بینا در دیدن حقایق»، نافذالبصیره «دارای بینش عمیق در فهم حقیقت» مشکل مردم کوفه این بود که فاقد بصیرت بودند، آنان حسین(ع) را دوست داشتند، بانوان آنان در مکتب حضرت زینب(ع) درس خوانده بودند، حقانیت حسین(ع) را می‌دانستند، از حکومت بنی‌امیه به شدت متنفر بودند اما مشکل آنان فقدان بصیرت بود. در کربلا، کوفیان دو گروه بودند: گروهی که در گمراهی بودند مانند شمرف ابن سعد، خولی، سنان و ...؛ گروهی که در سردرگمی بودند مانند اکثر اعراب و لشکریان عمر بن سعد گمراهی «ضلالت» ریشه در ظلم دارد. سران نفاق در کربلا، عظمت حسین(ع) را می‌فهمیدند، اما گرفتار نفاق بودند و منشا ستم شدند. سردرگمی ریشه در شک دارد؛ یعنی حق را بفهمی و ببینی اما اقدام نکنی.
بنابراین یکی از مهم‌ترین درس‌های عاشورا این است که در مقابل دشمنان دین و اسلام، بصیرت و بینش عمیق و درک صحیح داشته باشیم.
راستی می‌دانید در روز عاشورا گروهی از شیعیان در نزدیکی کربلا و پشت تپه‌های نینوا دست به دعا برداشته بودند و برای پیروزی امام حسین(ع) و نابودی یزید دعا می‌کردند، اما مورد لعن و نفرین امام صادق(ع) واقع شدند؟ این یعنی در هنگامه جهاد، دعا کردن و به صحنه جهاد نیامدن عین کمک به ظلم است چراکه دعا و جهاد با هم ظلم را می‌شکند. آری این بصیرت بود که یاران سیدالشهدا را به همراهی او موفق ساخت چراکه آنان «صاحب‌البصیره» بودند.
آری به راستی چه زیبا رهبر و امام جامعه‌ی اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بیان داشتند که عاشورا به ما درس می‌دهد که در مقابل دشمن، دین و بصیرت بیش از هر چیز لازم است. بصیرت یعنی اینکه امروز، معرفت و بینش صحیحی داشته باشیم تا ببینیم با چه نیرو و توان و ابزاری در مقابل چه دشمنی هستیم.
ای حسین ای غم تو همدم ما ای تو خود شاهد اشک غم ما
ای به هر رنج و غمی محرم ما ای خجل از کرم تو کم ما
تو کریمی و تو مولا تو ولی ای جگر گوشه‌ی زهرا و علی
دل ما غرق غم توست حسین سَرما و قدم توست حسین
کم ما و کرم توست حسین                       قبله‌ی ما حرم توست حسین
 به صفای دل صحرا سوگند                      به دعای شب زهرا سوگند
 ای که ناز تو خریدن دارد                            بار عشق تو کشیدن دارد
 گل گلزار تو چیدن دارد                                حرم پاک تو دیدن دارد
 صف اصحاب محبّت صف ماست                   جان اگر می‌طلبی در کف ماست
 گر چه ره روشن و روشن‌تر شد                    شب ما با غم یاران سر شد
 دیده از خون دل ما تر شد                             یک گلستان گل ما پرپر شد
 باز هم مهر تو روشنگر ماست                       باز ایمان و شرف سنگر ماست
 ای حسین ای پسر خون خدا                       ای تو روشنگر مصباح هدی
 ما و دل از تو بریدن ابدا                                ای جمال تو بهشت شهدا
 تو که جان دادن ما را دیدی                           امتحان دادن ما را دیدی
 تو که خود مرد ره توحیدی                            تو که در ظلمت شب خورشیدی
 تو که از شاخه غم گل چیدی                        تو که خود داغ برادر دیدی
 سوخته حاصل ما را بنگر                              داغ‌های دل ما را بنگر
 تو که خون شد زجدایی جگرت                       آمده خون دل از چشم ترت
 تو که خود بر سر نعش پسرت                       چتر غم سایه فکن شد به سرت
 تو که از دادن جان باخبری                             تو که از داغ جوان باخبری
 جبهه‌ها منتظر داد تواند                              دوخته چشم به امداد تواند
 سینه‌ها سوخته از یاد تواند                         این جوان‌ها همه اولاد تواند
 به غم عشق حسینی سوگند                       به تولای خمینی سوگند
 ای حسین ای غم تو همدم ما                      ای تو خود شاهد اشک غم ما
captcha