به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، کاهش سرمایه اجتماعی، ضعف دینداری، طلاق، روابط فرازناشویی، توجه کمتر به تشکیل خانواده، فاصله و شکاف نسلی، کاهش باروری از مهمترین مسائل خانواده امروزی ایران است.
در طول دو سده اخیر خانوادۀ ایرانی در جریان نوسازی فرهنگی و اجتماعی و سیاسی کشور تغییرات اساسی یافته است. به طوری كه بعضی از خانوادهها از سنتهای خود دورشده و فرهنگ بیگانه را در زندگی خود جای دادهاند. واین امر باعث به وجود آمدن مشكلاتی در خانوادهها شده است. سابقه و تحولات تاریخی خانواده طی دورههای متعدد، تغییرات خانواده، نسل و خانواده، ازدواج و تغییرات آن، چالشها و مشکلات سر راه خانواده از قبیل طلاق و فروپاشی از موضوعاتی است كه تحقیقات زیادی در مورد آن شده است.
خانواده ضمن اینکه بر دیگر نهادها اثر گذار است، از آنها نیز تاثیر خواهد گرفت. خانواده ایرانی دستخوش تغییرات عمدهای گشته است، چنان که در بسیاری از موارد کارکردها و ویژگیهای و ساختارهای آن دچار تحولاتی شده است که از عوامل این تغییرات میتواند این موارد باشد: شرایط جدید اقتصادی، افزایش سطح تحصیلات، مشارکت بیشتر زنان، اهمیت فرزندان در کنار اولیا، توسعه رسانههای جمعی، مد، مصرفگرایی و مسافرت موجب شده تا زنان در کنار مردان در تغییرات ساختار خانواده اقدام کنند.
خانواده در دهههای اخیر با تحولات و تغییرات گوناگونی مواجه بوده است. برای مثال، احساس میشود در فضای مناسبات و زندگی خانوادگی در خانوادههای گذشته، روابط خویشاوندی و ارتباطات بیشتر و گرمتر بود و مردم امروزه، با حالتی نوستالژیک از دوران قدیم یاد میکنند. امروزه، به نحو آشکاری متوجه میشویم الگوی «خانواده قدیمی»، دگرگون شده و ما وارد مرحله دیگری از تاریخ خانواده شدهایم و «خانواده جدید» متولد شده است. و این تغییرات خانواده از خانواده قدیم به خانواده جدید به دلایل متعدد برای همه اهمیت دارد.
حساسیتهایی که نسبت به خانواده وجود دارد، افراد را نسبت به تحولات خانواده حساس میسازد. دگرگونی در خانواده موجب تحول در «مسیر زندگی» و «تجربه زیستی» تکتک انسانها شده است. تحول خانواده به معنای تحول در سرنوشت همه افراد است. علاوه بر این، تحولات خانواده از یک طرف، ریشه در متحول شدن بنیانها و نهادهای جامعه مانند دین، علم، فناوری، هنر، جهانبینی، سیاست و اقتصاد دارد و از طرفی دیگر، پیامدهای تحول خانواده، دامنگیر تمامی ارکان جامعه، اقتصاد، فرهنگ و سیاست میشود. بنابراین نه تنها زندگی فردی مردم بلکه سرنوشت جمعی ما نیز به تحول خانواده گره خورده است.
علاوه بر عوامل فوق در سستی بنیان خانواده می توان به ضعف ایمان مذهبی و باورهای دینی اشاره کرد که آن هم در اثر تهاجم فرهنگی و هجوم فرهنگی، دین ستیزی و اسلام ستیزی در کشورهای اسلامی مثل ما به وجود آمده است. نکته دوم درگیر شدن بیش از حد مردم با مسائل معیشتی و زندگی اقتصادی است که اغلب مردم فشارها و استرسهایی را برای تأمین معاش دارند. این نگرانیها، فشارها و دغدغهها باعث میشود کمتر به مسائل اخلاقی توجه کنند و انسان وقتی عصبی شد و مشکل معیشتی پیدا کرد باعث می شود که دین و ایمانش هم ضعیف تر شود (من لا معاش له لا معاد له).
حسن قدیری/ دانشجوی دکتری جامعه شناسی بررسی مسائل اجتماعی