کمالالدین غراب در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، در خصوص جایگاه پیامبر اکرم در عالم هستی، ضمن اشاره به این بیت از مولوی: «این جهان همچون درخت است ای کرام٬ ما بر او همچون میوهای نیمه تمام» اظهار کرد: این تمثیل مولوی نگاه ما را در ارتباط با پیامبر نشان میدهد، به عبارتی دیگر مولوی جهان را به شکل درختی میبیند که ما انسانها میوههای این درخت هستیم.
وی افزود: درخت، اول یک یک دانه است که با طی کردن مراحل تکامل، ریشه و ساقه و شاخ و برگ آن پدید میآید و در آخر میوه میدهد که این میوه هم ابتدا کال است و بعد از تکامل تبدیل به میوهای شیرین میشود.
وی با بیان اینکه زمانیکه میوه درخت٬ تبدیل به میوه شیرین میشود٬ جایی است که میگوییم نبوت صورت گرفته است، گفت: بالاترین و بزرگترین علم بشر، علم غیب است و این حوزه به صورت کاملا اختصاصی فقط در اختیار انبیا و امامان است که آنها نیز به واسطه خداوند به این علم دست پیدا میکنند.
این پژوهشگر دینی با اشاره به اینکه شریعت٬ راه رسیدن ما به دانش غیبی است و از اینجاست که فلسفه دین پدید میآید، تصریح کرد: دین میخواهد یک دانش غیبی و بینش پیامبرگونه به ما ارائه دهد.
مولف کتاب نیایشهای پیامبر، پیامبران را میوههای شیرین درخت حیات جهانی عنوان کرد و افزود: درخت هر چه از عمرش میگذرد٬ میوههایش شیرینتر میشوند، بر این اساس اگر عالمانه سراغ کتب آسمانی نظیر انجیل، تورات و قرآن برویم٬ این تکامل را به راحتی درک میکنیم و میبینیم که چطور این میوه٬ تکامل پیدا کرده و به تدریج شیرینتر شده است.
وی با بیان اینکه میوه شیرین روی درخت، تضمین بقای حیات درخت است و با تکثیر دانههای میوه، هزاران درخت دیگر رشد پیدا میکنند، گفت: پیغمبر برترین میوه حیات است و برای ما بقای زندگی و حیات اخروی بعد از حیات دنیا را تضمین میکند.
تکامل پیامبری در عرصه اجتماعغراب با اشاره به اینکه پیامبری در عرصه
اجتماع هم پروسه تکاملی دارد، تصریح کرد: بشر اولیه پس از مدتی یک خانواده و قوم
را تشکیل میدهد و بعد٬ اقوام مختلف در جامعه شکل میگیرد که این همان
تمدن است.
این پژوهشگر دینی ادامه داد: به دوران پیامبر که میرسیم
جامعه از حالت قومی خارج شده و تعامل بین اقوام مختلف پدید آمده است لذا چون جوامع بزرگ شده و ارتباطات گسترش یافته باید پیامبری برای همه جوامع مبعوث
شود، در واقع رسالت پیامبر در اینجا نمیتواند قومی باشد بلکه رسالتی جهانی
است.
وی با بیان اینکه حضرت عیسی و پیامبران قبل از حضرت محمد(ص)، هر کدام برای
هدایت قوم خودشان مبعوث شده بودند٬ گفت: در مورد پیامبر اینگونه نیست٬ پیامبر
رسالتش برای همه جهانیان است و قوم و نژاد برایش مطرح نیست لذا میبینیم که در قرآن همیشه مخاطبان پیامبر با لفظ «یا ایهاالناس» آمده است.
آمادگی پیامبر برای مبعوث شدن غراب
با بیان اینکه مبعوث شدن پیامبر به یکباره صورت نگرفته است، گفت: اگر
تلاشهای خود پیامبر از 25 تا 40 سالگی و اعتکافهای پیامبر در غار حرا نمیبود، ظرفیت مبعوث شدن در
پیامبر ایجاد نمیشد.
وی افزود: تمام پاسخهایی که در قرآن در خصوص فلسفه و
چگونگی خلقت انسان آمده است، باید ابتدا سئوالش برای پیامبر ایجاد میشد
تا بعد در قالب وحی پاسخ به او الهام شود٬ همچنین پیامبر باید درد اجتماع و
مردم را درک کند تا بعد راهکار این مسائل و مشکلات در قالب وحی به او ارائه
شود.
غراب با اشاره به گفته پیامبر مبنی بر اینکه «زمانی نیست که وحی
بر من نازل شود و من احساس نکنم جانم از تنم کنده میشود»، اظهار کرد: جان و روح پیامبر باید از این دنیا جدا شود تا بتواند به عالم وحی متصل شود.
ویژگیهای دین در زمان پیامبروی در ادامه به بیان ویژگیهای دین در
زمان پیامبر اشاره کرد و گفت: دوران پیامبر به گونهای بود که باید یک دین
فراملی و توحیدی ارائه میشد چون به دلیل شرایط اجتماعی٬ این دین باید تمام
اقوام را در بر میگرفت و از طرفی باید خدای واحدی میداشت که همه اقوام را
در زیر یک پرچم به وحدت برساند.
وی با بیان اینکه دین در زمان پیامبر
همچنین باید ساده و روشن و عقلانی میبود، تصریح کرد: بزرگترین تجلیگاه دین
ما قرآن است و این قرآن در عین حال که یک عمق بیکران دارد، باید ساده برای
مردم بیان میشد، همچنین نمیتوانست تماما متکی بر غیب و اعجاز باشد، بلکه
باید با یک زبان عقلانی بیان میشد.
زمینههای اجتماعی و سیاسی زمان پیامبر
وی
در ادامه به شرایط اجتماعی و سیاسی دوران پیامبر اشاره کرد و گفت: در آن
زمان عربستان در یک انزوای سیاسی قرار داشت و همین انزوا، مهلت و
شرایط رشد را برای اسلام فراهم کرد.
این پژوهشگر دینی با اشاره به
اینکه در آن زمان در شبه جزیره عربستان هیچ حکومت قوی مرکزی وجود نداشت
و ساختار قبیلهای بر مردم حاکم بود، افزود: اعراب آن دوران ایمان قوی
نداشتند، از طرفی تشتت دینی، هیچ وحدتی را بین اعراب ایجاد نمیکرد.
وی ادامه داد: عرب آن زمان تفکر عمیق و انسان شناسانه نداشت و تمام این عوامل، زمینهها را برای ظهور اسلام در آن زمان فراهم ساخت.
وی
با اشاره به فساد و فحشا و بی قانونی که در بین اعراب آن زمان وجود داشت٬
گفت: اندیشههای جاهلی، انواع بت پرستیها، انواع خصلتهای بد اخلاقی نظیر
زنا، دروغ، زنده به گور کردن دختران در بین اعراب آن زمان رایج بود به عبارتی دیگر آنها در لبه
پرتگاه آتش ایستاده بودند و با آمدن پیامبر نجات یافتند.
نقش پیامبر در منزلت بخشی به زن غراب
در ادامه به زنده به گور کردن دختران در زمان قبل از ظهور اسلام اشاره کرد و
افزود: در زمانی که در ساختار خشن و قبیلهای عرب، زنان در جایگاه پستی
قرار داشتند و فقط نگاه ابزاری به آنها میشد، پیامبری مبعوث شد که زن و مرد
را در کنار هم قرار میداد.
وی تصریح کرد: یکی از محققان آمریکایی در
سخنرانیاش گفته در قرآن٬ هر کجا از مرد نام میبرد، از زن هم نام برده است و
این در سایر ادیان نیست.
وی با بیان اینکه اکنون پس از گذشت بیش از 1400 سال٬ هنوز اعراب٬ شان و منزلت زن را
آنگونه که اسلام بیان کرده درک نکردهاند٬ اظهار کرد: 1400 سال گذشته ولی
هنوز زنان عرب حق رای، حق انتخاب٬ حق رانندگی و ... ندارند و اینکه پیامبر
در آن زمان برای زنان٬ جایگاهی مساوی مردان قرار داد، انقلاب بزرگی بوده
است.
پیامبر؛ رحمه للعالمین
وی در ادامه به رحمهللعالمین بودن پیامبر اشاره کرد و با بیان اینکه خداوند که بزرگترین صفتش رحمانیت و رحیم بودن است، نمیتواند بنیانگذار یک آئین خشن باشد٬ تصریح کرد: به
صراحت در قرآن گفته شده که پیامبر برای رحمت آمده لذا به هیچ وجه نمیتواند
در وجود چنین فردی خشونت و بی رحمی گنجانده شود.
وی افزود: به هیچ وجه هدف پیامبر این نبوده که آئین اسلام را با شمشیر گسترش دهد بلکه میخواسته از طریق اندیشه، دین را رواج
دهد.
وی یادآور شد: هیچ کدام از جنگهای پیامبر نه تنها تجاوزکارانه نبوده بلکه تنها جنگهایی است که فقط و فقط مدافعانه بوده است.
غراب تصریح کرد: گرچه امروز آمریکا ادعا میکند که جنگهایش دفاعی است اما در واقع جنگهایش تجاوزکارانه است و تنها جنگهایی که فقط مدافعانه بوده جنگهای پیامبر است.
وی با بیان اینکه در قرآن و سنت ائمه، خشونت هیچ جایگاهی ندارد، گفت: اینکه امروزه برخی خشونتها را به اسلام وارد میکنند ریشه در رفتار خشن برخی حکام صدر اسلام دارد و هیچ ارتباطی با پیامبر ندارد و پیامبر عالم٬ همان رحمهللعالمین است.