حادثه انفجار یکی از واگنهای قطار در حین اطفاء حریق توسط آتشنشانان در آن سال منجر به کشته شدن 750 انسان بیگناه و 25 آتشنشان از شهرستانهای نیشابور، مشهد، درود، قدمگاه و مجتمع فولاد خراسان شد. حادثهای بسیار تلخ که هنوز در یاد بسیاری از افراد بر جای مانده است و متأسفانه جمع کثیری از مسئولان و پرسنل خدوم راهآهن خراسان رضوی نیز به شهادت رسیدند.

بعد از گذشت حدود 13 سال از آن واقعه تلخ، بار دیگر در بهمن 95 شاهد حادثه تلخی در کشور هستیم که بسیاری از مردم جهان را متأثر کرد و تکان داد. امروز فاجعهای را شاهد هستیم که اگر سالهای قبل رخ می داد، ایثار و فداکاری جمع خدوم آتشنشانها و فداکاریشان کمتر به چشم میآمد ولی در حال حاضر با پیشرفت تکنولوژی و انتشار سریع اخبار در شبکههای اجتماعی، عمق فاجعه ملموستر و به سرعت جانفشانی نیروهای آتشنشان منتقل شد و به چشم آمد.

شهادت 25 آتشنشان در حادثه قطار نیشابور با تعداد آتشنشانهایی که امروز زیر خروارها آهن و پارچه مدفون شدهاند و هر لحظه امید زنده ماندنشان کمتر میشود، برابری میکند.
سخن گفتن از ایثار و فداکاری کسانی که جانشان را برای نجات جان انسانهای دیگر کف دست گرفته و حتی گاهی اوقات بدون وجود امکانات مناسب و ایمنی لازم برای خودشان به دل خطر میزنند، با زبان هیچ قلم و نوشتهای قابل وصف و بیان نیست.
آنچه که این روزها بسیاری از مردم نمیدانند، رنج و مشکلات روحی و تبعیضهایی است که برخی مسئولان بر دل این عزیزان میگذارند و باعث رنجشان شده است.
برای اینکه از نزدیک با شغل آتشنشان بیشتر آشنا شوم به سراغ کسانی میروم که برای نجات انساها به دل آتش و خطر میروند. انسانهایی که گاه در زمان حادثه، شرایط مساعدی ندارند و به جای کمک و همکاری با آتشنشان، طلبکارانه با آنان صحبت کرده و باعث رنجششان میشوند.

بعد از نماز مغرب و عشاء به یکی از پنج ایستگاه آتشنشانی سبزوار میروم تا از دست دادن همکارانشان را در حادثه «پلاسکو» تسلیت بگویم و از نزدیک با مشکلات و خطرات این شغل آشنا شوم.
در حالی که وارد اتاقی تقریبا سه در چهار که هم اتاق مدیریت و هم اعظای تیم آتشنشان است، میشوم. جمعی از نمازگزاران را نیز مشاهده میکنم که برای عرض تسلیت همکاران جامعه آتشنشان وارد این مکان میشوند.

بعد از قرائت فاتحه و عرض تسلیت، قاسم نجفی، مسئول شیفت این ایستگاه با تشریح درجهها و رتبههای آتشنشانان به خبرنگار
ایکنا گفت: آتشنشانی، شغلی تخصصی و حرفهای است که متأسفانه بسیاری از مسئولان فقط بهعنوان یک رشته خدماتی مانند بسیاری دیگر از قسمتهای شهرداری به آن نگاه میکنند.
وی با اشاره به اینکه در هر ساعت تقریبا 20 تماس تلفنی داریم که 15 مورد آن غیرضروری و بعضا مزاحمتهای تلفنی است، تصریح کرد: در طول روز، به طور متوسط سه تماس عملیاتی داریم که شامل اقدام برای نجات افرادی که در چاه سقوط کردهاند، گیرکردن اعضای انسان در دستگاه، برخورد با حیوانات مانند مار، نجات از کوهستان، نجات از آسانسور، تصادفات جادهای و حریق را شامل میشود.
بیارزشی مدارک تخصصی/ نبود لوازم ایمنی برای آتشنشاناناین کارشناس اعلام خسارت آتشنشانی با ابراز اینکه در بدنه گروههای آتشنشان افراد متخصصی داریم که دارای مدارک بینالمللی هستند و دورههای تخصصی و ویژه را گذرانده اند، اظهار کرد: بدلیل اینکه شغل آتشنشانی، چارت کارشناسی نمیخورد و خدماتی محسوب میشود لذا فردی مانند من با داشتن دهها مدرک تخصصی و حرفهای از نظر شغلی حقوقم با کسی که هیچ دورهای را نگذرانده، برابری میکند و اگر تفاوتی در بعضی قسمتها لحاظ کنند در حد هزار تومان است که هیچ ارزشی ندارد.
وی اضافه کرد: متأسفانه یکی دیگر از مشکلات آتشنشانان سبزوار و برخی شهرهای کوچک، نداشتن وسایل ایمنی فردی کافی و یا تجهیزات اطفاء حریق مناسب برای ساختمانهای بسیار بلند است، زیرا مسئولان برخی شهرستانها، سازمان آتشنشانی را بهعنوان یک سازمان هزینهبر تلقی میکنند که هزینههای صرف شده در آن به چشم مردم نمی آید و درآمدی برای شهرداری ندارد.
نجفی با اشاره به اینکه چند سال پیش در حین اطفاء حریق استخر ارمغان سبزوار، یکی از همکارانشان به علت نبود امکانات ایمنی کافی و استفاده از ماسک معمولی یک ماه در کما بود، تصریح کرد: در حالی که بسیاری از مردم توقع دارند، آتشنشانان با جان و دل در دل آتش و حوادث خدمترسانی کنند. البته این انتظار بهحقی است، ولی متأسفانه برخی مسئولان شهری از خرید تجهیزات لازم و ایمنی آتشنشان مانند، دستکش ضد حریق که در زمان حادثه یکی از ضروریات است، دریغ میکنند و دستور میدهند از یک جفت دستکش معمولی استفاده کنید.
وی اضافه کرد: یکی از عللی که شهرداریها از خرید تجهیزات ایمنی شخصی آتشنشانان سرباز میزنند، گرانی این تجهیزات است بهعنوان مثال، یک کاپشن، شلوار، به همراه کلاه آتشنشانی ضد حریق حدود 50 میلیون ریال است.
آتشنشانی؛ شغلی تخصصی و استرسزا استعلیرضا نامنی یکی دیگر از همکاران آتشنشان این مجموعه اظهار کرد: کار آتشنشانی کاری پرخطر و استرسزا است، ولی برخی مسئولان شهری فکر میکنند که این افراد کار خاصی انجام نمیدهند، در حالی که یک آتشنشان در مأموریت،جانش را کف دست گرفته و بدون لحظهای فکر کردن به خودش، در حال خدمترسانی برای نجات جان انسانها است.
وی با اشاره به حادثه مرغداری اول بهمنماه 1395 که در سبزوار باعث کشته شدن سه نفر به علت آتشسوزی بخاری شد، تصریح کرد: کار آتشنشانی و اطفاء حریق کاری تخصصی و حرفهای است.
نامنی با بیان اینکه در پرداخت حقوقها بین افراد آتشنشان با یک درجه و رتبه یکسان و چارت سازمانی مساوی، تبعیض وجود دارد، ادامه داد: برخی افراد از قانون استخدامی وزارت کار پیروی میکنند، حکمشان کارگری خورده و با 20 سال بازنشسته میشوند، در حالی که همکارش در همان ردیف حکم کارمندی برایش خورده و با 30 سال بازنشسته میشود و هر دو حقوق متفاوتی میگیرند.
کار سخت و نداشتن وسایل ایمنی لازم
وی با اشاره به اینکه در ماه، 240 ساعت به صورت شیفتی کار میکنند، ولی برخی مسئولان فکر میکنند، پرداخت اضافی به صورت اضافهکار دارند در حالی که مطابق ماده 87 قانون مدیریت خدمات کشوری، ساعات کار کارمندان دولت 44 ساعت در هفته است، افزود: متأسفانه از بهمن 1394 حق برجستگی پرسنل آتشنشانی سبزوار را پرداخت نکردهاند در حالی که به کارکنان شهرداری پرداخت شده و فقط حقوق پرسنل آتشنشانی پرداخت نشده است.
نامنی در پایان یکی از مشکلات ساختمانهای سبزوار را ساخت و ساز در کوچههای باریک بیان کرد و گفت: برخی ساختمانهای بلندمرتبه در کوچههای باریک ساخته شدهاند که در صورت بروز حریق، ماشینهای آتشنشانی نمیتوانند وارد کوچهها شوند.
آتشسوزی ساختمان «پلاسکو»، بهانهای شد تا تمام نگاهها به ایثار و فداکاری آتشنشانان جلب شود و مردم زحمات و تلاش کسانی که از جان خود مایه میگذارند تا جان انسانها را نجات دهند را ببینند.
در پایان، آیا مسئولان کشوری و شهرستانها، نگاه خودشان را به سمت این قشر زحمتکش عوض خواهند کرد تا مشکلات این قشر بررسی و کمی از آلام روحی آنها برداشته شود؟ یا فقط با تقدیم چند گل از سوی مردم و ابراز همدردی با کسانی که جانشان را برای دیگران فدا کردهاند این جریان مانند حادثه قطار نیشابور به فراموشی سپرده خواهد شد؟