به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، محسن مسعودیان راد، پژوهشگر قرآنی و مدیرکل کمیته امداد خراسان رضوی، یادداشتی را در اختیار ایکنا قرار داده که بدین شرح است:
یکی از معجزات قرآن کریم خبرهایی است که نسبت به سرگذشت پیشینیان و آیندگان مطرح می کند بی شک این اخبار غیبی، حتمی الوقوع بوده و جای شک و شبههای در تحقق آن وجود نخواهد داشت. قرآن کریم یکی از نشانههای ایمان و تقوای افراد را میزان اعتقاد راسخ و ایمان قلبی نسبت به وقوع این خبرها میداند و یکی از مصادیق «یومنون بالغیب» را ایمان قلبی به انجام این خبرها میداند.
همانگونه که مومن واقعی و انسان متقی به داستانهای قرآن و حکایت سرگذشت پیشینیان اعتقاد راسخ دارد به همان میزان باید نسبت به وعدههای قرآنی، پیشگوییها و خبرهای آینده آن نیز ایمان و اطمینان داشته و هیچ شک و تردیدی در ذهن و دل خویش راه ندهد.
در همین راستا یکی از پیشگوییهای قران کریم، وقوع انقلاب اسلامی در ایران و مجاهدتهای ملت شریف ایران است که در حمایت از دین اسلام و برافراشتن پرچم توحید و اعتلای کلمه لا الله الا الله در سراسر گیتی نقش مهمی را ایفا کرده است.
نکته حائز اهمیت اینکه در کنار این آیات خطبه هایی از نهج البلاغه وجود دارد که درآنها تشابهات و مشترکات لفظی - معنوی دیده می شود که مجموعا از یک حقیقت واحده ای پرده می دارد و حکایت از پایمردی رشادت، صلابت امت ایران اسلامی در جریان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی داشته و به نقش مهم و اساسی رهبری معظم این انقلاب اشارات لطیف و روشنی دارد.
بیان مسئله:
در این مختصر سعی شده با ذکر آیاتی چند، توجه خوانندگان عزیز را به نکاتی مهم در این خصوص معطوف دارم.
1-وَيسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ (التوبة/39)
و گروه ديگری غير از شما را به جای شما قرارمیدهد؛ و هيچ زيانی به او نمیرسانيد؛ و خداوند بر هر چيزی تواناست!
2-وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيرَكُمْ ثُمَّ لَا يكُونُوا أَمْثَالَكُمْ (محمد/38)
و هرگاه سرپيچی کنيد، خداوند گروه ديگری را جای شما میآورد پس آنها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق میکنند).
3-وآخرین منهم لمایلحقوا بهم و هو العزیز الحکیم ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يؤْتِيهِ مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ ذو فضل عظيمٌ
و [نيز بر جماعتهايى] ديگر از ايشان كه هنوز به آنها نپيوسته اند و اوست ارجمند سنجيده كار(الجمعه/3)
4-يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يحِبُّهُمْ وَيحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يؤْتِيهِ مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
اى كسانى كه ايمان آورده ايد هر كس از شما از دين خود برگردد به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى آورد كه آنان را دوست مى دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند [اينان] با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى ترسند اين فضل خداست آن را به هر كه بخواهد مى دهد و خدا گشايشگر داناست ( المائدة/54)
در آیات فوق چندین مسئله حائز اهمیت است.
الف) تهدید نسبت به بعضی اطرافیان پیامبر گرامی (ص)
در این آیات خداوند خطاب به بعضی اطرافیان پیامبر که سست ایمان بوده و در دفاع از دین و حمایت از پیامبر عظیم الشأن کوتاهی کرده و یا در معرض روی گردانی از دین و ارتداد «مَنْ يرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ» بوده اند ابراز ناراحتی کرده و با لحنی تند و عتاب آلود آنها را تهدید می کند.
ب) وعده و بشارت به ظهور امتی دیگر
از طرفی آیات فوق ظهور امتی جدید با ویژگیهای زیر را نوید می دهد:
يأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ
خداوند صریحاً آوردن این قوم را بخود نسبت می دهد حکایت از اینکه این ملت همواره مورد حمایت و تأیید الهی خواهند بود.
سَوْف
این رخداد در آینده ای نه چندان دور اتفاق خواهد افتاد.
وَلَا تَضُرُّوهُ شَيئًا
شما اعراب سست عنصر نمی توانید هیچ ضرر و زیانی به آن قوم برسانید
ثُمَّ لَا يكُونُوا أَمْثَالَكُمْ
آنها در انجام تکالیف الهی و حمایت های مالی، مادی و انفاقات سخاوتمندانه همانند شما عمل نخواهد کرد و در دفاع از دین و رهبری خویش ثابت قدم خواهند بود.
يحِبُّهُمْ وَيحِبُّونَهُ
این امت با تمام وجود به خداوند متعال عشق می ورزند و متقابلاً خداوند نیز آنان را دوست می دارد
أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
این مردم در برابر یکدیگر خاضع اند در میان خود با مهربانی، عطوفت و با صفا رفتار می کنند و در سختیها و مشکلات به کمک هم می شتابند.
أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ
در رویایی با دشمنان در نهایت شدت و صلابت استوار بوده و در برابر تهدیدها، شکنجه و فشارها ذره ای ترس به دل راه نداده و از مواضع اصولی خویش قدمی عقب نشینی نمی نمایند.
يجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
همواره در راه خدا، اعتلای کلمه توحید و برافراشتن پرچم دین در حال جهاد و تلاش بوده و امتی خستگی ناپذیر خواهند بود.
وَلَا يخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ
در مسیر حاکمیت حق و عدالت، در برابر تهدیدات، سرزنشها و شماتت های دشمنان، ذره ای خم به ابرو نیاورده و کوچکترین عقب نشینی نخواهد کرد و محکم و با صلابت در مسیر توحیدی خویش به پیش می روند.
ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يؤْتِيهِ مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
این امت با کمال خضوع و خشوع در پیشگاه الهی، تمامی نعمات و تفضلات را از ناحیه خداوند متعال دانسته و بخود مغرور نخواهد شد.
ج) معرفی مصداق امت جدید
ذیل آیات فوق: پیامبر گرامی (ص) در صدد معرفی مصداق این امت جدید برآمده و در برابر سئوال اصحاب خویش، دست به شانه سلمان فارسی زده و فرمود: اين و ياران او و هموطنان او هستند و به اين ترتيب از اسلام آوردن ايرانيان و کوششها و تلاشهاى پرثمر آنان براى پيشرفت اسلام در زمينه های مختلف، پيشگوئى کرد.سپس فرمود:
لو کان الدين معلقا بالثريا لتناوله رجال من ابناء الفارس
اگر دين (و در روايت ديگرى اگر علم) به ستاره ثريا بسته باشد و در آسمانها قرار گيرد، مردانى از فارس آن را در اختيار خواهند گرفت.
نهجالبلاغه
وجود چندین خطبه در نهجالبلاغه که در شهر بصره پس از جنگ جمل و نهروان در سنوات 36و38 هجری ایراد شده و خبر از حوادث آینده میدهد، تفسیر روشنتری از مفاهیم و مصادیق این آیات خواهد بود اگر چه در ضمن آن از فضایل و کمالات و پیشگوئیهای دقیق علی (ع) نیز پرده بر می دارد.
خطبه 103 حضرت دارای وجوه مشترک و تشابهات لفظی و معنوی با آیه 53 مائده دارد که احساس میشود این پیشگویی حضرت ملهم از این آیه باشد و هر دو قریب به یک معنا و مضمون را می رساند.
لفظ «قَوْم» «يجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» «اذله» و... مهر تاییدی است که بر اسلامی و الهی بودن انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی، زده شده است.
نکته بعدی در خطبه 128 ملاحظه میشود
ومن کلام له عليه السلام
«فيما يخبر به عن الملاحم بالبصرة
يا أحنف، کأني به وقد سار بالجيش الذي لا يکون له غبار ولا لجب، ولا قعقعة لجم، ولا حمحمة خيل، يثيرون الأرض بأقدامهم کأنها أقدام النعام. قال الشريف: يوميء بذلک إلي صاحب الزنج. ثم قال عليه السلام: ويل لسکککم العامرة، و دور المزخرفة التي لها أجنحة کأجنحة النسور، وخراطيم کخراطيم الفيلة، من أولئک الذين لا يندب قتيلهم، ولا يفقد غائبهم. أنا کاب الدنيا لوجهها، وقادرها بقدرها، وناظرها بعينها.»
توصیفات متعددی که حضرت در این خطبه می کند تنها و تنها بر جنگ تحمیلی ایران و عراق دلالت دارد.
دیگر اینکه حرکت سپاه عظیمی که نه سر و صدا و نه گرد و غبار و نه شیهه اسبان داشته باشد «لا يکون له غبار ولا لجب، ولا قعقعة لجم، ولا حمحمة خيل» فقط بر حملات شبانه رزمندگان اسلام، آن هم «بأقدامهم کأنها أقدام النعام» پاهای آنها همانند پاهای شتر مرغان کشیده و بلند باشد. فقط بر کفش های غواصان که از آن به «فین» یاد می شد دارد که این دقیقاً بر غواصان دلیر مرد هورالعظیم هورالهویزه، شلمچه و عملیاتهای خیبر، بدر، والفجر 8، کربلای 4-5 و... صدق می کند.
شهیدانی که رشادتها و دلیر مردیها و فداکاریهای بالایی از خود نشان دادند. بسیجیان عارفی که بقول امام راحل یک شبه راه صد ساله را طی کردند ادامه خطبه برای اطمینان بیشتر حضرت رمزها و گراهایی را برای جنگ تحمیلی مطرح می کند از آن جمله خانههای تزیین شده ای که دارای بالهایی همانند بالهای کرکسان ودور المزخرفة التي لها أجنحة کأجنحة النسور، (هواپیماهای جنگی) و خانههای تزیین شدهای که دارای خرطومی همانند خرطوم های فیل وخراطيم کخراطيم الفيلة ( تانکهای جنگی ) و... همه اینها صرفا دلالت بر جنگ تحمیلی و بسیجیان گمنام دارد. و در طرف مقابل ازبصریان و عراقیان کسی بر کشتههای آنان گریه نمی کند «من أولئک الذين لا يندب قتيلهم» و از مفقود الاثرهای آنان کسی جستجو نمیکند «ولا يفقد غائبهم»
در این رابطه نیز حدیثی در بحار الانوار جلد 32 ص 251 آمده که مشروح آن چنین است:«يا أهل البصرة يا أهل المؤتفكة وائتفكت بأهلها ثلاثا وعلى الله تمام الرابعة يا جند المرأة وأعوان البهيمة رغا فأجبتم وعقر فانهزمتم أخلاقكم دقاق ودينكم نفاق وماؤكم زعاق بلادكم أنتن بلاد الله تربة وأبعدها من السماء بها تسعة أعشار الشر المحتبس فيها بذنبه والخارج منها بعفو الله» «كأني أنظر إلى قريتكم هذه وقد طبقها الماء حتى ما يرى منها إلا شرف المسجد كأنه جؤجؤ طير في لجة بحر!!
فقام إليه الأحنف بن قيس فقال له: يا أمير المؤمنين ومتى يكون ذلك؟
قال: يا أبا بحر إنك لن تدرك ذلك الزمان وإن بينك وبينه لقرونا ولكن ليبلغ الشاهد منكم الغائب عنكم لكي يبلغوا إخوانهم إذا هم رأوا البصرة قد تحولت أخصاصها دورا وآجامها قصورا فالهرب الهرب فإنه لا بصيرة لكم يومئذ»
بعد از توصیف شرایط بصره... احمد بن قیس ایستاد و از حضرت پرسید این قضیه در چه زمانی اتفاق خواهد افتاد؟حضرت فرمود: ای ابا بحر تو آن زمان را درک نخواهی کرد و بین تو و بین آن، قرنها طول خواهد کشید.
«ثم التفت عن يمينه فقال: كم بينكم وبين الأبلة؟ فقال له المنذر بن الجارود: فداك أبي وأمي أربعة فراسخ قال له: صدقت فوالذي بعث محمدا صلى الله عليه وآله وأكرمه بالنبوة وخصه بالرسالة وعجل بروحه إلى الجنة لقد سمعت منه كما تسمعون مني أن قال لي: " يا علي هل علمت أن بين التي تسمى البصرة والتي تسمى الأبلة أربعة فراسخ»سپس بطرف راست خود رو کرد و فرمود: «بین شما و ابله چقدر فاصله است؟ منذر بن جارود عرض کرد پدر و مادرم فدات: چهار فرسخ حضرت راست گفتی قسم به کسی که پیامبر را به نبوت و رسالت تکریم و در پرواز روحش بسوی بهشت تعجیل کرد از او شنیدم همانگونه که شما از من می شنوید و گفت: ای علی می دانی بین آنچه بصره نامیده می شود و ابله گفته می شود چهار فرسخ فاصله دارد.»
از آنجا که هر فرسخ شش کیلو متر است باید 24 کیلومتر باشد جالب اینکه این فاصله از اینترنت جستجو کردم این عبارت آمد
«خرمشهر يا محمره؟، خرمشهری كه تا بصره عراق 24 كيلومتر، تا آبادان 12 كيلومتر، تا اهواز 120 كيلومتر و تا ساحل خيلج فارس 105 كيلومتر فاصله داشت.»
«وسيكون التي تسمى الأبلة موضع أصحاب العشور ويقتل في ذلك الموضع من أمتي سبعون ألفا شهيدهم يومئذ بمنزلة شهداء بدر.
فقال له المنذر: يا أمير المؤمنين ومن يقتلهم فداك أبي وأمي؟ قال: يقتلهم إخوان الجن وهم جيل كأنهم الشياطين سود ألوانهم منتنة أرواحهم شديد كلبهم قليل سلبهم طوبى لمن قتلهم وطوبى لمن قتلوه ينفر لجهادهم في ذلك الزمان قوم هم أذلة عند المتكبرين من أهل الزمان مجهولون في الأرض معروفون في السماء تبكي السماء عليهم وسكانها والأرض وسكانها»
ثم هملت عيناه بالبكاء ثم قال: «ويحك يا بصرة ويلك يا بصرة من جيش لا رهج له ولا حس»
آخرین و عجیب ترین نکته،خطبه 187 نهجالبلاغه است که احتمالا به نوعی در خصوص نقش رهبری و لزوم تبعیت از او اظهار نظر میکند.
از سیاق جملات و تکرار واژههای مشابه خطبههای قبلی چنین بر میآید که احتمالا این خطبه نیز در ادامه پیشگوییهای قبلی باشد.
طلیعه این خطبه نیز با تکرار این جمله «هم من عدة أسماؤهم في السماء معروفة وفي الأرض مجهولة» باری دیگر از مقام شامخ شهیدان گلگون کفن و بسیجیان گمنام به بزرگی و عظمت یاد می کند امت اسلامی را از فتنه هایی که بعد از این ماجراها فضای جامعه اسلامی را غبار آلود می کند بر حذر می دارد و در یک جمله تکان دهنده به تمام آحاد امت اسلامی هشدار می دهد که «ولا تصدعوا علي سلطانکم» مبادا از رهبر و امام قدرتمند خویش دست بردارید، که «فتذموا فعالکم» اگر از یاری وی دست کشید بزودی از کرده خویش پشیمان خواهید شد.
عبارت سلطان اگر چه در سیاق روایات بعنوان کلمه منفی یاد میشود ولی جالب است که اینجا اولاٌ حضرت قداست و تقوای این زمامدار و رهبر را با این عبارت تأیید کرده و نکته دیگر این رهبر را واجد قدرت، عظمت، شوکت و اقتدار میدانند و توصیه اکید میکنند مبادا او را تنها گذارید که موجب سرزنش خود در آینده و درافکندن خویش در آتش فتنهها خواهد شد.
قطعاً میتوان از این عبارت به امام و رهبر جامعه اسلامی پس از جنگ که آتش فتنهها در زمان او شعله ور خواهد شد یعنی امام و مقام معظم رهبری تعبیر کرد که این افتخاری است بس بزرگ، عظیم و مقدس که حضرت علی(ع) با این پیشگویی، مهر تأیید و حمایت خویش را از امام و امت اسلامی ابراز داشتهاند.
محسن مسعودیان راد