به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی،تاریخ سرزمین ایران پر است از رشادتها و ایثار رزمندگان و دلاور مردانی که فداکاری آنها زیانزد خاص و عام است و بعد از سالها هنوز آنها را فراموش نکردهاند، دلاورمردانی که شیرزنانی آنها را تربیت کردند که خودشان برای تدفین جگر گوشه خودشان پیش قدم شدند.
یکی از این شهدا، دانشآموزی است که از 10 سالگی در اردوهای جهادی شرکت داشت؛ این شهید بزرگوار در زمان دفاع مقدس با دستکاری در شناسنامه به جبهه اعزام شد و بعد از حدود دو سال ایثار و رشادت در سن 12 سالگی در قلاویزان مهران به شهادت رسید.

نام بلند او بر تاریخ پر گهر ایران همواره درخشان ماند و نام و یادش بعد از 45 سال از زمان تولدش همچنان میدرخشد کسی که به حضرت علی اصغر(ع) اباعبدالله الحسین(ع) می بالید گلویش نیز مانند او در زمان شهادت بریده شد.
شهید احمد نظیف گرجه سن کمی داشت ولی از روحی بلند و ملکوتی برخوردار بود که هنوز بعد از حدود 33 سال از زمان شهادتش برایش یادواره میگیرند و از نیکیها و خوبیهایش برای جوانان و کودکان میگویند و به وصیتنامهاش اشاره میکنند که گفته است امام را تنها نگذارید و به مادرم بگویید برای من گریه نکند.

شهید نظیف خردسال بود ولی ایمانی قوی داشت که در تهاجم دشمن با تمام سختیها آن را حفظ کرد و امروز الگویی برای تمام مردان و زنان ایران زمین است.
محمد نظیف درباره برادر شهیدش با بیان اینکه احمد با دستکاری در کپی شناسنامه توانسته بود سنش را 17 ساله بیان کرده و به جبهه اعزام شود، اظهار کرد: آن دلاورمرد کوچک در سن 12 سالگی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به گلویش به شهادت رسید.

این برادر شهید با اظهار اینکه احمد مهربانی و عطوفت خاصی داشت و در زمان مرخصی به همه فامیل سرکشی میکرد، افزود: من با اینکه سن کمی داشتم هر زمان احمد جایی میخواست برود مرا هم با موتور گازی با خودش میبرد.

محمد با اشاره به اینکه احمد حدود شش ماه در منطقه دو چاهی در اردوهای جهاد سازندگی شرکت داشت، به تشییع پیکر شهید توسط مادرش اشاره و گفت: زمانی که مادرم اصرار داشت خودش پیکر احمد را در خاک قرار بدهد وقتی این کار را انجام داد در همان محل از هوش رفت.

مادر شهید احمد نظیف، درباره فرزند شهیدش به خبرنگار ایکنا گفت: به فرزندم میگفتم سن شما اقتضا نمیکند که به جبهه بروید در پاسخم جواب داد، سن حضرت علی اصغر امام حسین(ع) شش ماه بود و من 10 ساله هستم چرا نباید به جبهه بروم.
وی با اشاره به اصرار احمد به رفتن به جبهه برای دفاع از انقلاب اسلامی بیان کرد: با رفتنش موافقت کردم و سپردم به خداوند سبحان و از خدا میخواستم خدایا خودت امانت به من دادی، خودت نیز محافظش باش.
این مادر شهید با درخواست از جوانان که راه شهدا را ادامه بدهند، اضافه کرد: زمانی که احمد برای اول راهنمایی اسمنویسی کرد بعد از مدتی ترک تحصیل و به اردوهای جهادی اعزام و از آنجا برای خنثی سازی مین به مناطق عملیاتی رفت.