کد خبر: 3583910
تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۸:۴۹

دست‌گیری از نیازمندان در آستانه بهار/ بیایید به خودمان فکر کنیم

گروه اجتماعی: این روزها همه جا حرف از سال نو و خریدهای شب عید است ولی هستند آن‌هایی که با اندوه نداشتن سالشان را آغاز می‌کنند؛ شمارش معکوس برای دست‌گیری از این افراد شروع شده؛ بیایید به خودمان فکر کنیم، حتی می‌توانیم برای شادی دل خودمان و چشیدن طعم انسانیت و عشق، نگذاریم، عده‌ای با اندوه، سالشان را آغاز کنند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، این روزها مردم در سراسر کشور خود را برای رسیدن به بهاری دیگر آماده می‌کنند و همه چیز به یمن آمدن این میهمان عزیز فراهم شده است.
اما داستان در یک نقطه از کشور جور دیگری است، بهار که می‌آید، روحی دیگر به شهر دمیده می‌شود؛ اولین اتفاق مهمی که قرار است بیفتد این است که یک ملت می‌خواهند در بهشت روی زمین دورهمی بگیرند.
فقط این را بگوییم که اگر قصد شرکت در این میهمانی را دارید، از همین الان به فکر باشید چون آن‌قدر این جشن بزرگ است که از هر نقطه کشور که بگویید، میهمان داریم و خلاصه خیلی شلوغ است.
داشتیم از دورهمی‌مان می‌گفتیم، یک اجتماع میلیونی در شمال شرقی ایران،‌ برای اینکه نور روی نقشه را واضح‌تر ببینیم، باید بیشتر زوم کنیم، نزدیک‌تر می‌شویم، گنبد طلا خودنمایی می‌کند، منشأ نور همان‌جاست؛ دور این گنبد، کبوترانی در حال پروازند و بوی بهشت از این نقطه از زمین به مشام می‌رسد.
جنب و جوش در شهر امام رضا(ع)
اصل قصه همین بود که گفتم اما شهر امام رضا(ع) هم این روزها بیش از هر زمان دیگری در جنب‌وجوش است، مردمانش را می‌گویم؛ مشهد در روزهای عادی ترافیک‌های سنگینی را به خود دیده و این روزها بیشتر، گاهی نگران می‌شویم برای مشهدمان که یک‌وقت نفسش نگیرد این شهر آسمانی، آخر حیف است این شهر که در دلش قطعه‌ای از بهشت جای‌ گرفته با دود سیاه پوشانده شود.
این روزها اگر باران نبارد حتی برج‌های شهر که قدشان از همه بلندتر است هم نمی‌توانند در هوای تمیز نفس بکشند چه رسد به آدم‌هایی که میان دود ماشین‌ها مشغول خریدند و چه زیبا روز گذشته، این شهر میزبان قطرات رحمت الهی بود...
داشتیم از شلوغی مشهد می‌گفتیم، بازارها و مراکز تجاری این روزها پرمشتری‌اند و شاهد کودکانی که با پدر و مادرشان برای خرید لباس عید، شب‌های آخر زمستان را بیرون منزل سپری می‌کنند.
از خیابان‌های شهر که گذر کرده باشی، نمی‌شود ایستگاه‌های خیریه، کمیته امداد، بهزیستی و گروه‌های مردمی‌ای که فقط و فقط برای یک هدف برپا شده‌اند را ندیده باشی؛ راستش اصل قصه همین جاست؛ دل ما اجازه نمی‌دهد با آمدن بهار که خود، نماد طراوت و شادی است، ببینیم عده‌ای با دلی گرفته و روحی خسته سالشان را آغاز کنند.
اندوهی که با نزدیک‌شدن به روزهای پایانی سال بیشتر می‌شود
همان‌طور که بازارها شلوغ‌تر می‌شوند، فروشندگان بیشتر می‌فروشند و نوید آمدن نوروز همه‌مان را نشاطی خاص بخشیده، اما در گوشه‌هایی از همین کشور و همین شهر، عده‌ای با نزدیک‌شدن به روزهای پایانی سال، اندوهشان بیشتر می‌شود، نه اینکه ندانند بهار چیست، نوروز چگونه رسمی است یا از این دست دلیل‌ها بلکه به این علت که شاید، به دلایل متعدد نتوانند مثل دیگران با لباس نو وارد نوروز شوند، بعضی‌ها می‌‌روند دست‌فروشی، بعضی‌ها سر چهارراه‌ها شیشه ماشین تمیز می‌کنند و بعضی‌ها ...
این نوشته، نوشته عید است و برای شادی و شادی واقعی وقتی است که همه‌مان آن را داشته باشیم؛ یام هست در حوالی حرم، باب‌الجواد، پل عابر نزدیک میدان بیت‌المقدس که به میدان آب معروف است، دختر بچه‌‌ای شب‌ها می‌نشست و دست‌فروشی می‌کرد، نمی‌دانم الان کجا دست‌فروشی می‌کند و البته از این دست آدم‌ها کم نیستند؛ زنان دست‌فروشی که غیرت مردانه‌شان اجازه نمی‌دهد، فرزندشان که علاوه بر تحمل درد نبود پدر، رنج و اندوه نداشتن لباس نو را هم تجربه کند.
برای شادی دل خودمان نگذاریم، عده‌ای با اندوه، سالشان را آغاز کنند
از این دست آدم‌ها در شهرها و کوچه‌هایمان کم نیستند و البته هستند آن‌هایی که توان مالی‌شان اجازه می‌دهد دستی بگیرند و دلی شاد کنند؛ بیایید به خودمان فکر کنیم، حتی می‌توانیم برای شادی دل خودمان و چشیدن طعم انسانیت و عشق، نگذاریم، عده‌ای با اندوه، سالشان را آغاز کنند.
با رسیدن به روزهای پایانی زمستان زیبای 95، کم‌کم میهمانان بیشتری وارد شهر بهشت می‌شوند، انصاف نبود اگر در این نوشته، یادی نکنیم از خادمانی که هرساله و در مناسبت‌های مختلف، زمینه را برای آسایش بیشتر میهمانان آماده می‌کنند، میهمانانی که در واقع خودشان در خوان کرم علی‌بن موسی‌الرضا صاحب‌خانه محسوب می‌شوند.
باز دوباره برمی‌گردیم به اصل قصه، دورتادور صحن‌ها پر شده از گل، بوی عطری پیچیده در حرم و زمزمه دل زائران با امامشان و آن عیددیدنی بزرگ که تا چند روز دیگر موعدش فرا خواهد رسید، و همه لحظه‌شماری می‌کنند برای خواندن دعای یا مقلب‌القلوب، برای دست‌ بلندکردن به سوی آسمان بهار و چه جایی را می‌توان یافت بهتر از این‌جا؟ ایران، خراسان و مشهد.
غیرتی که در تقویم ثبت شد
آری سال 95، با همه سختی‌ها و شادی‌هایش، روزهای پایانی خود را سپری می‌کند، سختی‌هایی از جمله مردانگی و غیرت آتش‌نشانانی که برای نجات جان انسان‌‌ها، به‌سان فرشته‌ای به آسمان پر کشیدند، همچون خاطره‌ای جانسوز و عاشقانه در تقویم 95 ملت ایران ثبت شد.
تا یادم نرفته بگویم از بزم روز اولی امام با امتش در حرم، بازهم مثل همیشه، رهبر انقلاب در جوار حرم علی‌بن موسی‌الرضا(ع) میزبان امتش است تا آینده‌ پیش‌روی ایران عزیز را در سال جدید نشانشان دهد، تا نصب‌العینی باشد برای همه.
احسان شریفی
captcha