کد خبر: 3588391
تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۷:۰۱
پارسانیا:

تعریف متافیزیک در غرب متحول شده است

گروه اجتماعی: عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی به تشریح مفاهیم مرتبط به متافیزیک در غرب پرداخت و این تعریف را تغییر یافته و متحول شده در طول دوران‎های مختلف دانست.

به گزارش خبرگزاری بین‏‎المللی قرآن(ایکنا) از قم، حجت‎الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا دیشب 20 فروردین در نشست علمی نسبیت متافیزیک با علوم انسانی در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: به لحاظ تاریخی علم را در یونان به سوفیا و فیلاسوفیا می‎نامیدند زیرا که عالمان بد عمل می‎کردند؛ این علم بر اساس تفسیر و تصویری از انسان شکل می‏ گرفت و تقسیم بندی‏هایی را نیز بیان می‏ کرد.
وی افزود: در یک تقسیم بندی کلان موضوع در ابتدا موجودی بود که مستقل و یا با اراده انسان تولید می‎شود؛ اگر این علم به موضوعاتی خارج از اراده انسان می‎پرداخت آن را حکمت و فلسفه نظری می‎گفتند و اگر با اراده انسان می ‏پرداخت آن را فلسفه و حکمت عملی می‎نامیدند؛ قسم سوم نیز دانش مهارتی بود که فارابی به بخش دوم، علم انسانی می گوید.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان کرد: فلسفه به معنای خاص نام‎‏های متعددی داشت که یکی از آنها متافیزیک بود؛ دلیل منطقی‎تر نامیدن متافیزیک آن است که فلسفه به معنای خاص که پیرامون موجود بحث می‎کند در خصوص موجود با قید طبیعی بحث نمی کند و به همین دلیل ماورای این امور است.
وی گفت: احکام متافیزیک مرز جزیی ندارد و به همین خاطر به متافیزیک، علم کلی و فلسفه کلی نیز می‏‎گفتند؛ نام‎های دیگری نیز متناسب با این مساله به متافیزیک گفته می شد؛ در آن زمان می‎توانستیم بیان کنیم که همه علوم دارای متافیزیک هستند زیرا اصل وجود موضوع خود باید در آن بحث می‎شد.
استاد حوزه بیان کرد: علم وصفی بود که انسان با آن عالم را می‎شناخت؛علم دارای طریقیت بود نه موضوعیت؛ اما علم، واقع و حقیقت و موجودات را نشان می‎داد و حکایت می کرد و این مساله مبتنی بر یک نوع معرفت شناسی و انسان شناسی بود.
پارسانیا اظهارکرد: در این صورت بحث را می‏توان به دو شکل دنبال کرد؛ نخست اینکه آیا علمی وجود دارد که فارغ از این داوری‎ها و داد وستدهای منطقی باشد؟ گاهی دیگر نیز به مدعیات عالمان باز می‎گردیم که در مقطعی از تاریخ بیان می کنند که متافیزیک به طور کلی وجود ندارد و یا آن را به اپیستمولوژی یا فرهنگ و... فرو می کاهند.
وی گفت: به لحاظ واقع این گونه نیست که عالمان مذعن به وجود متافیزیک باشند؛ گاهی به جایی رسیدیم که متافیزیک را محمل گویی نامیدند و آن را به امری از انسانیات باز گرداندند؛ در مقطعی هستیم که علم را شبیه متافیزیکی که دیگر علم نیست مرتبط می‎دانند؛ به لحاظ تاریخی گرفتار یک مسیری هستیم که دارای دو سوی است که نخست یک مقطعی که متافیزیک علم و ام العلوم است و دوم مقطعی که به طور کلی متافیزیک انکار می شود؛ سپس به متافیزیک توجه شد که آن را محصول اراده انسانی دانستند که امروز در این مقطع حضور داریم.
پارسانیا اظهارکرد: مقطع دوم، مقطعی است که در واقع به لحاظ واقع شاهد یک متافیزیک خاص هستیم که همان حوزه ماتریالیسم و محدودیت جهان در امور مادی و محدودیت هستی در امور محسوس است؛ اوج این رویکرد در نیمه اول قرن بیستم و یا نیمه دوم قرن نوزدهم است که در حلقه وین عینیت دارد که فوق عالم طبیعت را انکار می کند و شناخت را محصول حس می داند.
وی گفت: جریان دیگری که به موازات این جریان شکل گرفت، جریانی است که حس گرا نیست ولی مشکلاتی که حس گرایان با آن مواجه شدند آنها را گرفتار کرد و نقطه اوج آن در کانت بود که بیان کرد هیوم مرا از خواب خرگوشی بیدار کرد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهارکرد: اگر قرار بود که موجود شناسی به نام متافیزیک بر عالم شناسی سایه می ‏افکند متافیزیک به معرفت شناسی مبدل شد؛ کانت مرگ متافیزیکی را اعلام می کند و بیان می‏ کند که متافیزیک از ابتدا، مرده‏ ای بیش نبود.
استاد حوزه علمیه بیان کرد: بحث‏ های نوکانتی، سوژه محور بود ولی در ادامه به مرگ سوژه نیز انجامید یعنی انسان با اراده خود ساختارهایی را می سازد که در تفسیر خود در اراده این مناسبات نیز به مشکل بر می‎خورد.
captcha