حجتالاسلام اصغر رکوفیان، نماینده نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در استان تهران در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) به ذکر خاطرات خود از دوران همکاری با شهید تقوی در دانشگاه هنر پرداخت.
وی گفت: بنده از سال 80 تا 84 به مدت چهار سال با ایشان در دانشگاه هنر همکار بودم. محل استقرارشان به گونهای بود که حتی شبها هم در کنار هم بودیم. چون ایشان از قم میآمدند، سه یا چهار شبانهروز را اینجا بودند و بعد برمیگشتند قم.
همکار سابق شهید تقوی افزود: خاطرات خیلی زیاد است. ایشان جزء طلبههای خودساخته بودند. هم تکلیف برایش مهم بود و هم دنبال هوی و هوس مثل عنوان، شغل و ... نبود. باتوجه به این که ایشان معاون نهاد بودند، خیلی اوقات کارها را به من واگذار میکرد و میگفت تو برو این کار را به اسم خودت انجام بده؛ یعنی این برایش مهم بود که کار انجام بگیرد. اینکه چه کسی پشت کار است و کار میخواهد به اسم چه کسی تمام شود برایش اهمیت نداشت.
پیگیری مباحث قرآنی
رکوفیان ادامه داد: از همان اول هم دنبال مباحث قرآنی بود؛ یعنی روحیه خودش این گونه نبود که به عنوان یک شغل به مباحث قرآنی نگاه کند. شبها که ما پیش هم بودیم خیلی اوقات روی آیات قرآن و مباحث قرآنی مباحثه میکردیم. دائما در صحبتهایشان از آیات قرآن استفاده میکردند. به گونهای بر آیات قرآن تسلط داشت که هنگام صحبت کردن خیلی راحت از آیات استفاده میکرد؛ یعنی مسئله را حلاجی کرده بود و در ذهنش نگه داشته بود.
وی اضافه کرد: این طور نبود که ایشان برای یک حقوق یا عنوان شغلی دغدغه داشته باشد. دغدغههایش بیشتر دغدغههای مبانی فکری نظام اسلامی و انقلاب اسلامی بود. فرصتهایی هم که به دانشگاه میآمدند و با دانشجویان ارتباط داشتند بیشتر سعی میکردند فکر دانشگاه را تغییر دهند و روی تفکر دانشجویان تأثیر بگذارند. هرکس پیش ایشان میآمد یک چیزی دریافت میکرد؛ یعنی شهید تقوی فکر مخاطب را اصلاح کرد. این باید خیلی برای طلبهها مهم باشد. اگر طلبهای بتواند روشنگری کند و روی فکر کسی تأثیر بگذارد این خودش بزرگترین کار است.
رکوفیان ادامه داد: شهید تقوی دنبال رقابت با طلبهها نبود و اگر میدید کسی استعدادی دارد خیلی از او تعریف میکرد. شهید تقوی از آن جایی که خودخواهی نداشت وقتی یک صفت خوب در کسی میدید خیلی از او تعریف میکرد. این خیلی ویژگی خوبی است. این ویژگی در شهید تقوی خیلی نمایان بود. هروقت تذکری داشت، رو در رو میگفت.
وی در خصوص روحیه گفتوگو در شهید تقوی اظهار
کرد: ایشان خیلی اهل بحث و منطق خاصی بودند؛ یعنی دارای مبانی فکری بود. ایشان در
برخورد با دانشجویان و در برخورد با مردم یکسری مبانی فکری داشت. به خاطر همین
خیلی صمیمی و خیلی گرم برخورد میکردند. گاهی بحثهای ایشان با دانشجویان سه یا
چهار ساعت طول میکشید. گاهی از ایشان میپرسیدم خسته نشدید؟ ایشان پاسخ میداد
نه، الآن بحث به یک جایی رسید. حتی خود ما هم در بعضی شبها تا اذان صبح با هم بحث
میکردیم و پس از اذان صبح میخوابیدیم.
تفکر تکلیفمدار و انقلابی
حجتالاسلام رکوفیان خاطرنشان کرد: تفکر ایشان یک تفکر تکلیفمدار و کاملا انقلابی بود. واقعا دنبال مظاهر دنیایی نبود. شهید تقوی در چند حوزه صاحب نظر بود، از جمله بحث مهدویت. ایشان بحثی را راجع به تمدن مهدوی دنبال میکرد. برایش مهم بود که جایگاه هرکسی در تمدن مهدوی کجاست. یک بحث دقیقی داشت. بنده این بحث را از ایشان گرفتم و ادامه دادم. یکی از موضوعات دیگری که ایشان در آن نظراتی داشتند، حوزه روابط اجتماعی بود که میتوان قابل تأمل و مورد نیاز باشد.
وی در خصوص نحوه ارتباط شهید تقوی با دانشجویان
عنوان کرد: اصلا به ظاهر دانشجویان توجه نمیکرد. هر کسی در دانشگاه هنر توان
ماندن نداشت. وقتی بنده میخواستم بروم دانشگاه هنر، حاج آقای پناهیان فرمودند که
طلبهای به راحتی این جا دوام نیاورد. چون کار کردن در دانشگاه هنر خیلی سخت است.
درحالی که شهید تقوی حداقل 4 سال در آن جا فعالیت داشت. خاطرات ایشان از فضای
دانشجویی زیاد است. از جمله از اردوی ضیافت اندیشهای که با هم رفتیم و دروس معارف
را در مشهد برگزار کردیم. نوع نگاه ایشان به یک اردو یا یک برنامه این طور بود که
میگفت آیا ما بعد از این اردو تغییر فکری یا تغییر رفتاری در دانشجویان میبینیم
یا خیر؟ واقعا به دنبال این بود.
نگاه تربیتی به جای تشکیلاتی
وی در خصوص منش شهید تقوی در کار تشکیلاتی گفت: فضای هیئتی خیلی برایش مهم بود. یک فضای صمیمی خودمانی. میگفت در محیط دانشگاه کسی میتواند موثر باشد که نگاهش به دانشجو و استاد، یک نگاه کاملا تربیتی باشد، یک نگاه تشکیلاتی نباشد. اگر صرفا یک نگاه تشکیلاتی داشته باشد خودش را بالا میبیند. اما اگر نگاهش، نگاه تربیتی باشد میتواند از همان اول بر دانشجو تأثیرگذار باشد. معتقد بود کسی که میخواهد بیاید در فضای دانشگاه، باید تشکیلاتی نباشد، باید «آخوند» باشد. آخوند، زمان نمیشناسد، وقت نمیشناسد.
وی افزود: در برخورد با دانشجویان ایشان نمیگفت من معاونم و مثلا اول باید فلانی را ببینید و بعد پیش من بیایید. اگر کسی میآمد کاری داشت، خودش پیگیری میکرد. بدون این که بخواهد خودنمایی کند، یعنی روحیه عادیاش این طور بود. در مواردی دانشجویی دیروقت به شهید تقوی زنگ میزد و میگفت امکان دارد اکنون بیایم با هم صحبت کنیم؟ حاج آقای تقوی میگفت بیا. مثلا بنده میدیدم شهید تقوی تا ساعت 2 نیمه شب دارند با دانشجو صحبت میکنند. میگفت این دانشجو امشب حالش خوب نبود باید امشب او را تحویل میگرفتم.
وی در پایان گفت: حالا اگر یک نگاه تشکیلاتی باشد میگوید برو در ساعت اداری بیا. در نگاه تشکیلاتی، ساعت اداری و روند اداری حاکم است. اما چون نگاه ایشان یک نگاه تربیتی بود، در همان ساعت که مریض به طبیب نیاز دارد، در همان زمان دانشجو را تحویل میگرفت.