به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، دين اسلام و به ويژه مذهب تشيع از آغاز تاکنون با خطر جدي بدعت روبهرو بوده است. خطر بدعتگذاري در اسلام و تبعات ناشي از آن که فتنهانگيزي در دين، از بين رفتن سنتهاي نيکو و هلاکت و گمراهي است، از صدر اسلام توسط خداوند به پيامبر وحي گرديد و حضرت محمد(ص) به اقتضاي رسالت خود اين خطر را به مسلمين گوشزد نمودند و امامان معصوم نيز در زمان خود با اين خطر جدي مبارزه نمودند. مبارزه با بدعت و بدعتگذاري در اسلام يکي از اصليترين مصاديق امر به معروف و نهي از منکر به شمار ميآيد، زيرا بدعتگذاري مصداق بارز ايجاد انحراف در نسلهاي بشري است که پيروان دين را به سمت گمراهي ميکشاند.
بدعت در لغت به معناي کار نو و بيسابقه است و در اصطلاح شرعي به معناي نسبت دادن چيزي به دين، در حالي که در واقع مطابق با هيچ يک از دستورات کلي دين و شريعت نباشد.
آيتالله سبحاني در کتاب «وهابيت؛ مباني فکري و کارنامه عملي» سه شرط را براي بدعت بودن امري لازم ميدانند که عبارتند از: 1-نوعي تصرف در دين، از طريق افزودن يا کاستن شريعت باشد. بنابراين آنجا که نوآوري، ربطي به دين و شريعت نداشته باشد، بلکه به عنوان يک مسأله عرفي و عادي انجام گيرد، بدعت نخواهد بود، مثل بازي واليبال و فوتبال و قوانين آن. 2- با هيچ يک از قوانين و مقررات جزئي و کلي اسلام هماهنگي و سازگاري نداشته باشد و نتوان مقررات کلي اسلام را بر مصاديق جديد و تازه تطبيق کرد؛ يعني هرگاه انسان عملي را به عنوان يک عمل ديني انجام ميدهد و دليل شرعي(به صورت خاص، يا کلي و عام) بر مشروعيت آن وجود داشته باشد، آن عمل بدعت نخواهد بود، مثل تجهيز ارتش و آمادگي براي دفاع از مرزها که در قرآن به آن تصريح شده است. 3- اقدام براي رواج و اشاعه آن عمل بين مردم، يعني تا زماني که فرد خود به تنهايي عمل خلاف سنت را انجام ميدهد، بدعت به شمار نميآيد، اما هنگامي که به اشاعه آن بين مردم اقدام نمايد، مبارزه با آن واجب ميشود.
بعضي از فرقهها(وهابيت و تا حدي حنبليها) انجام هر عمل ديني را که دقيقا از پيامبر و خلفاي سلف او نقل نشده باشد، حرام و بدعت ميشمارند و بدين ترتيب بسياري از دیگر فرق مسلمين را بدعتگذار و حتي مشرک ميدانند؛ براي مثال خواندن قرآن با صدای بلند، درود فرستادن بر پيامبر اسلام(ص)، خواندن ذکر يا دعايی بعد از اذان و در شب جمعه و شبهای ماه رمضان و شب عيد فطر و عيد قربان، تسبيح به دست گرفتن برای گفتن ذکر، بلند کردن صدا به ذکر «لا اله الا الله» هنگام تشييع جنازه و هنگام پاشيدن آب روی قبر از نمونههاي آن است.
در بين مردم دو دسته اقدام به بدعتگذاري مينمايند، دستهاي که به صورت جاهلانه به منظور خدمت به دين اقدام به اين عمل مينمايند و در واقع عمل آنها نوعي تقدسمآبي است و دسته ديگر که از روي تعصب عالمانه خود و در کمال آگاهي اقدام به بدعتگذاري ميکنند و بدعتگذاري را راهي براي رسيدن به اهداف خود ميدانند.
بدعتگذاري در دين اسلام پديده تازهاي نيست و سابقه آن به زمان حضرت محمد(ص) و امامان معصوم(ع) باز ميگردد. خطر بدعت از همان آغاز اسلام توسط پيامبر(ص) گوشزد شده، تا آنجا که پيامبر(ص) فتنهانگيزترين گروه در امتش را بدعتگذاران ميداند و نظام امر به معروف يکي از راههايي بود که پيامبر(ص) براي مبارزه با آن ايجاد نمودند و توسط اهلبيت(ع) ادامه يافت. دستور تخريب مسجد ضرار توسط پيامبر(ص) از نمونههاي مبارزه با بدعتگذاري بود(بحارالانوار، ج 20، ص 253)
انتقال مقام ابراهيم(ع) به محل آن در جاهليت، بدعت در ارث جد، بدعت درباره طلاق، حذف حي علي خير العمل از اذان، بدعت در حکم همسر مفقود و غصب فدک از بدعتهاي زمان خلافت ابوبکر و عمر است. تبديل خلافت به سلطنت، حلال نمودن ربا، سر باز زدن از اجراي حدود الهي، مقدم داشتن خطبه نماز عيد بر نماز عيد و رواج ناسزاگويي به امام علي(ع) و اهلبيت(ع) از بدعتهايي است که توسط معاويه پديد آمد(رک به پايگاه اينترنتي آيتالله مکارم شيرازی)
در زمان حاضر بدعتگذاري به صورت ملموس توسط جريانهاي تکفيري مانند وهابيت و داعش قابل مشاهده است. روزه گرفتن در روز عاشورا، تکفير مسلمين، جهاد نکاح، تغيير اوقات شرعي و فتواهايي درباره زنان و ... نمونههايي از بدعتگذاري اين گروهها است. علاوه بر بدعتهاي گروههاي تکفيري، نمونههايي از بدعتگذاري توسط برخي نويسندگان در مسائل ديني، برخي مداحان در مسائل عزاداري و برخي افراد در استفاده از ابزار ناصحيح براي عزاداري و... در جامعه ما در حال شکلگيری است.
از آنجايي که امر به معروف و نهي از منکر داراي بستر ارزشمندي براي استقرار ديگر معارف ديني در جامعه است و فراموشي آن دين و اصول آن را در گذر زمان به حاشيه ميراند، توجه به اصول آن و اجرای آن در جامعه فرصتي براي کاهش آسيبهاي اجتماعي و اصلاح امت است. احياء امر به معروف و نهي از منکر بزرگترين سد در برابر بدعتگذاري بر پايه سنتهاي ديني و مصداق عيني آن قيام عاشورا است.
اما مهمترين وظيفه در امر مبارزه با بدعتگذاران بر عهده علماي دين است. زيرا بدعتگذاران در طبقه بلندي از انحراف هستند و عموم مردم بايد همنشيني با اين گروه را ترک نمايند، اما انکار آنها بر عهده علمايي است که در مرتبه علمي بالايي قرار داشته و قادر به پاسخگويي به آنها باشند و امر به معروف و نهي از منکر را با نشر علم خود و پاسخگويي به بدعت گذاران انجام دهند، کاري که پيامبر اکرم(ص) بر انجام آن توسط علما تأکيد نمودهاند و در اين باره ميفرمايند: «هر گاه در امّت من بدعتها ظاهر شد، بايد عالم براي مقابله با آنها علم خود را نشر دهد و جواب بدعتگذاران را بدهد و هر کس چنين نکند، لعنت خدا بر او باد» ( کافی، ج 1، 54)
منابع:
-سبحاني جعفر (1388)، وهابيت مباني فکري، کارنامه عملي، قم، انتشارات مؤسسه امام صادق(ع).
-مجلسى، محمد باقر بن محمد تقي(1403 ق)، بحار الأنوار (ط- بيروت)، جلد 20.
-کليني محمد بن يعقوب(1369)، کافي، کتابفروشي علميه اسلاميه، تهران.
یادداشت از اعظم شجاعی