کد خبر: 3640405
تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۲
محسن حبیبی مطرح کرد:

توسعه معنایی هجرت در قرآن/ گسست از باطل به سوی حق با شناخت امام

گروه اندیشه: حبیبی با بیان اینکه امیرالمؤمنین(ع) در خطبه 189 نهج‌البلاغه در معنای مهاجر توسعه معنایی داده‌اند، گفت: هجرت تنها شامل هجرت مکانی نمی‌شود، بلکه به معنای کندن از باطل به سوی حق است و نام مهاجر را نمی‌توان جز بر کسی گذاشت که حجت خدا بر روی زمین را شناخته باشد.

در قرآن کریم در چند موضع بحث هجرت مطرح شده است؛ مهاجر حقیقی کسی است از تاریکی به سوی نور حرکت کند و در این مسیر گوش به فرمان پیشوای خود باشد. این پیشوا می‌تواند امام ظاهری باشد و یا پیامبر باطنی که همانا ندای درونی و قلبی اوست باشد که او را به سوی حق فرامی‌خواند.
در بازخوانی بحث هجرت در آیات و روایات با محسن حبیبی، استادیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی به گفت‌وگو نشستیم؛ در بخش نخست گفت‌وگو وی به ضرورت هجرت، تقسیم انسان‌ها بر اساس این اصل پرداخت و دامنه بحث حتی به فضای مجازی نیز کشیده شد؛ در بخش دوم گفت‌وگو به هجرت و قرار گرفتن در مسیر هدایت بر اساس فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه پرداخته می‌شود؛

حبیبی با بیان اینکه امیرمؤمنان علی(ع) در خطبه 189 نهج‌البلاغه، اشاره به هجرت دارد، اظهار کرد: این خطبه، یکی از خطبه‌های بسیار پر مغز و پر معناست که در پایان آن آمده است: «أَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْضِ»؛ من راه‌های آسمان را بهتر از راه‌های زمین می‌دانم. مردم بپرسید تا وقتی که من در بین شما هستم و از بین شما نرفتم. این خطبه به مسئله ایمان می‌پردازد و جالب است که در این خطبه، بحث هجرت به بحث ایمان گره می‌خورد و در واقع هجرت نوعی نشانه ایمان انسان‌ها است.

این پژوهشگر ادامه داد: این خطبه با بحث ایمان آغاز می‌شود که مومنین را به دو گروه و به عبارتی، ایمان را به دو بخش تقسیم می‌کند؛ ایمان‌هایی داریم که مستقر و ثابت است، اما بسیاری از ایمان‌ها ناپایدار هستند. بر اساس این خطبه، نباید خوبی یا بدی افراد را قضاوت کنیم و اگر می‌خواهید از کسی برائت بجویید صبر کنید تا مرگش فرابرسد، اگر دیدید در لحظه مرگش باایمان بود، که دیگر مومن از دنیا رفته است، اما اگر چنین نبود، آنگاه از او برائت جویید.

حبیبی در توضیح ایمان‌های ناپایدار گفت: انسان‌هایی که ایمانشان محکم نیست و ممکن است هر لحظه ایمانشان را از دست بدهند و دوباره ایمان بیاورند، نمی‌توان در مورد ایمان آنها زود قضاوت کرد؛ باید صبر کنیم تا ببینم واقعا در لحظه آخر چگونه از دنیا می‌روند.

این پژوهشگر گفت: حضرت علی(ع) در این خطبه، برداشت دیگری از آیات مرتبط با هجرت یعنی آیات 97 تا 100 سوره مبارکه نساء مطرح می‌کند. یعنی فقط این آیه مختص مهاجرین مکه نیست که از مکه کندند و به یثرب رفتند و همراه پیغمبر(ص)، جامعه ایمانی را ساختند، هرچند این آیات برای آنها نازل شده است، بلکه هنوز هم تعریف هجرت برقرار است و هنوز ظالم، مستضعف و مهاجر داریم.

وی ادامه داد: حضرت علی (ع) در این خطبه به این نکته اشاره می‌کند که خداوند به ایمان پنهان یا آشکار افراد حاجتی ندارد و این ما هستیم که برای حفظ ایمان خود، گاهی باید اقداماتی را علی‌الظاهر به ضرر منافع مالی، جانی، موقعيتی و آبرویی خود انجام دهیم.

حبیبی با بیان اینکه حضرت در معنای مهاجر گسترش ایجاد می‌کند، اظهار کرد: این توسعه معنایی به این صورت است که هجرت فقط شامل هجرت مکانی نمی‌شود، بلکه به معنای کندن از باطل به سوی حق است و نمی‌شود نام مهاجر را جز بر کسی گذاشت که حجت خدا را روی زمین شناخته باشد.

وی ادامه داد: حجت می‌تواند به معنای امام، راه، برهان، دلیل، علم و معرفت حقیقی به سوی حق تعالی باشد که در رأس آن معرفتی است که توسط ولی و امام به مردمان عرضه می‌شود. امام واقعی کسی است که مردم را صاحب علم و معرفت می‌کند، دستشان را می‌گیرد و به مقصد می‌رساند. امام یعنی پیشرو و کسی که مردم را به علم و معرفت می‌رساند.

استادیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به اینکه مفاهیم قرآن، نهج‌البلاغه و احادیث اهل بیت(ع) و همه انبیای الهی نشان می‌دهند، آنچه باعث برتری انسان‌ها و سعادتمندی آنهاست، علم و معرفت است، خاطرنشان کرد: امیرالمومنین(ع) در حکمت 147 نهج‌البلاغه، علم را مبنای دسته‌بندی ‌مردم قرار می‌دهد و می‌فرماید مردم سه دسته هستند: «فَعالِمٌ رَبّاني وَ مُتَعَلِّمٌ عَلي سَبيلِ نَجاةٍ وَ هَمَجٌ رَعاعٌ».

حبیی گفت: دسته‌ای از مردم، عالم ربانی هستند که صفات ربوی را در خود محقق کرده‌اند و دسته‌ای دیگر در راه کسب چنین علمی هستند و پشت سر عالم ربانی حرکت می‌کنند و در واقع اینان هم از علم و تربیت حقیقی بهره‌مند هستند و دسته سوم «همج رعاع» هستند، یعنی مانند پشه و مگس پراکنده و سرگردان و بدون هدف.

حبیبی با بیان اینکه امیرمؤمنان(ع) در حکمت 147 می‌فرماید «مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ دِينٌ يُدَانُ بِهِ»، گفت: با علم است که انسان‌ها جزا و پاداش می‌گیرند و می‌بینیم که سعادتمندی با علم رقم می‌خورد و البته اینجا هم از حجت نام برده می‌شود حجت هم می‌تواند دلیل و برهان به سوی حق تعالی معنا شود و البته امام هم حجت نام دارد چون مردمان را هدایت می‌کند.

این پژوهشگر ادامه داد: در فرهنگ شیعه به مقام و کسی که راهنما و دستگیر مردمان به سوی هدایت و صراط مستقیم است حجت می‌گوییم و کسی که حجت را بشناسد، اسم مهاجر بر او نهاده می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: امام علی(ع) می‌فرماید مهاجر نمی نامیم کسی را که هنوز نتوانسته است چنین معرفتی را به دست آورد و مهاجر کسی است «معرفت حجت» را کسب کند و در واقع، انسان‌هایی که حق را بشناسند و به سوی حق حرکت کنند، مهاجر هستند و بنابراین کنده شدن از باطل بسوی حق، ملاک مهاجر بودن است و حال گاهی این مهاجرت، در شکل مکانی و زمانی صورت می‌گیرد و برای مثال باید از مکه کنده شود و به یثرب بیاید.

حبیبی با بیان اینکه از نظر امام علی (ع)، کسی که حجت به او ابلاغ شده است، مستضعف نیست، اظهار کرد: کسی که حجت به او رسیده است، اما به دلایلی مانند ترس، امکانات و منافع یا ضررهایی احتمالا خواهد دید، نمی‌خواهد تغییر موقعیت بدهد مستضعف نیست.

وی افزود: به صورت خاص می‌توان امام را حجت دانست و البته می‌توان امام درونی انسان‌ها را حجت نامید. در حدیثی هم از امام کاظم(ع) داریم که امام و حجت بر دو حجت ظاهری و حجت باطنی اطلاق می‌شود که عقل حجت باطنی است.

حبیبی خاطرنشان کرد: بر اساس خطبه حضرت علی(ع)، مستضعف کسی است که چاره ندارد و چون استدلال و حجت بر او تمام نشده است، حرجی بر او نیست؛ زیرا خداوند انسان را مختار خلق کرده است و انسان ابتدا باید بشناسد و سپس بر اساس شناخت خود، قدم بردارد. انسانی که شناخت او کامل نشده است، نمی‌تواند به اجبار بپذیرد و البته هر کس خودش می‌داند که حجت بر او تمام شده است یا نه و در قیامت خداوند داوری خواهد کرد.

وی ادامه داد: سه‌گانه ظالم، مستضعف و مهاجر می‌تواند در هر زمان و هر مکان گسترش پیدا کند و حتی به صورت فرازمانی و فرامکانی در درون هر انسانی محقق شود. ممکن است انسان‌هایی ظالم محسوب شوند، چون نتوانستند خودشان را از کفر به سوی ایمان بکنند.

این پژوهشگر خاطر نشان کرد: حتی اگر ادله برای کسی مهیا نبود، باید پژوهش کند و تنها کسانی مستضعف هستند که حتی امکان تحقیق هم ندارند.

حبیبی اظهار کرد: خداوند درون همه انسان‌ها خوبی و بدی اجمالی را قرار داده است و هر کس اجمالا خوبی و بدی را درک می‌کند. حتما لازم نیست پیامبری مبعوث شود و بگوید حقوق دیگران را رعایت کنید؛ انسان‌ها در همه شرایط و در همه جوامع می‌توانند بفهمند که امانتداری خوب است، خیانت بد است، رعایت حقوق دیگران خوب است، پایمال کردن حقوق دیگران بد است، دروغ بد است و راستگویی خوب است.

وی ادامه داد: انسان‌ها نمی‌توانند بگویند ما تمام بدی‌ها را مرتکب می‌شویم و به طور کامل در جبهه باطل قرار می‌گیریم، چون سخن حجت خدا به گوش ما نرسیده است؛ زیرا حداقل درون هر کس وجدانی است که بدی و خوبی را می‌داند.

استادیار فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی اظهار کرد: بر اساس سخن امیر مومنان علی(ع)، مهاجر فقط زمانی و مکانی نیست که از یک شهر در زمان خاصی به جای دیگر برود، بلکه فراتر از آن، به معنای خارج شدن از سیطره کفر، نفاق و شرک و آمدن در سیطره و حکومت ایمان، اسلام و ایمان حقیقی است.

وی یادآور شد: شاید بتوان گفت این سه‌گانه خیلی به سه‌گانه سوره واقعه شباهت دارد که مردم به سابقون، اصحاب یمین و اصحاب شمال تقسیم می‌شوند. در آنجا نیکان و سعادتمندان در قیامت به دو گروه سابقون (که واقعا در درجه اعلی هستند) و نیز «اصحاب یمین» تقسیم می‌شوند و البته «اصحاب شمال» شقاوتمندان هستند که راه ظلم را در پیش گرفتند.

captcha