به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، حجتالاسلام سیدابراهیم لواسانی، مدرس حوزه علمیه، در اولین نشست از سلسله جلسات آیات نور با رویکرد بررسی ابعاد شخصیت آیتالله سیدمحمدحسین حسینیطهرانی که شامگاه هفتم آبانماه در حسینیه الزهرا(س) مشهد برگزار شد، به ایراد سخن با محوریت در رثای نور، روزنهای به حیات طیبه مرحوم آیتالله حسینیطهرانی پرداخت.
وی که از شاگردان آیتالله فلسفی بوده است، ضمن ابراز خرسندی از ارتباط خود با علامه تهرانی، به بیان خاطراتی در بعد ظاهری و باطنی شخصیت علامه پرداخت و گفت: دید ایشان یک دید جامع بود.
حجتالاسلام لواسانی بیان کرد: آیتالله حسینیطهرانی بسیار به ظاهر، بدن و لباسشان توجه داشت، بسیار آراسته بود و در عین حال اعتدال داشت؛ چون از شاگردان علامه طباطبایی بود، مانند استادش مکلّا بود.
وی ادامه داد: علامه بیان نطق شیوایی داشت و سخنرانیاش شمرده، کتابی و مؤدب بود و ما هرگز سخنی غیر مؤدبانه از ایشان سراغ نداریم. ایشان همچنین خط بسیار زیبایی داشت.
حجتالاسلام لواسانی با اشاره به اصالت خانوادگی آیتالله حسینی طهرانی، اذعان کرد: میرزای قمی و علامه مجلسی، از اجداد علامه حسینیطهرانی هستند.
وی ابراز کرد: علامه در زمان خفقان، به دانشسرای عالی تهران رفت و با روزی یک ساعت مطالعه، در تمام سطوح شاگرد اول بود اما وقتی طلبه شد گفت این حق طلبگی نیست و روزی 10 ساعت مطالعه میکرد و حتی در تعطیلات و تابستان هم مشغول تحصیل بود.
لواسانی ادامه داد: در زمان تشرف به نجف هم در محضر حاج قاسم حلّی و فقه آیتالله خویی تحصیل کرد و با آیتالله سیستانی مباحثه میکرد؛ ایشان احترام زیادی برای علامه قائل هست و هرچند برخی همقطاران علامه مجذوب در جلوههای دانشگاه و عناوین و القاب و ... شد اما ایشان در آن زمان هم اصالتش را حفظ کرد و به مسیر خود ادامه داد.
وی درخصوص بعد باطنی آیتالله حسینیطهرانی، اظهار کرد: ارتباط ایشان محدود به برخی شاگردان نبود و با عامه مردم ارتباط داشت، البته با عدهای حشر و نشر خاص داشت اما تافته جدابافته نبود و در منزلش به روی همه باز بود.
حجت الاسلام لواسانی ادامه داد: علامه حسینیطهرانی با هرکسی نماز میخواند و میگفت: من با او نماز نمیخوانم، بلکه با «او» نماز میخوانم و ظاهر شرع هم همین است. ایشان با اینکه واردات قلبی در اثر تزکیه و ادعیه داشت اما به مکاشفات، دست رد میزد تا چیزی او را از توجه قلبی به توجه تمثیلی نبرد، چرا که سالک به دنبال تضعیف نفس و بلکه فنای آن است.