گروه اندیشه: نظام قانونگذاری اسلام به گونهای جعل شده است که پیش و بیش از پرداختن به اصول و قواعد حقوقی خانواده را بر محوریت اخلاق و محبت استوار مینماید اما هرجا که حکمی در مورد خانواده صادر میکند، به دلیل حساسیت بالایی که برای حفظ این نهاد اجتماعی قائل است، اصل عدالت را ملاک قرار میدهد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) نگاه انسانی قرآن کریم به زن میتواند در نگرش مسلمانان در تنظیم روابط
اجتماعی بسیار تأثیرگذار باشد. اینکه زن میتواند با توجه به توانمندی های خدادادی
به کسب درآمد بپردازد و خود مالک دستاورد خود شود، نشان از نگاه بلند قرآن کریم
به انسان است. در این زمینه با زهره کاظمی، اولین دانشآموخته مطالعات زنان از دانشگاه تربیت مدرس که کارهای پژوهشی متعددی درباره مسائل
زنان و خانواده انجام داده، گفتوگویی داشتهایم که در ادامه از نظر میگذرد؛
- قرآن چه رویکردی نسبت به مسئله مالکیت زن دارد؟
هدف نظام حقوقی اسلام، تامین هر چه بیشتر مصالح اجتماعی و متقابلاً دفع هر چه فزونتر مفاسد اجتماعی است. با توجه به نقش و جایگاه ویژهای که زن در خانواده در جهت حفظ و تربیت نسل دارد، نظام حقوق خانواده در اسلام ایجاب میکند که حمایت از حقوق زنان به گونهای باشد که تمام ابعاد زندگی زنان را چه در بعد طبیعی و چه در بعد انسانی دربرگیرد، حتی در حقوق مالی رعایت دقیق حقوق معنوی شده و تمام اصول حاکم بر نظام خانواده و نظام جمعی لحاظ شده است.
بعلاوه نظام قانونگذاری اسلام به گونهای جعل شده است که پیش و بیش از پرداختن به اصول و قواعد حقوقی خانواده را بر محوریت اخلاق و محبت استوار مینماید. اما هرجا که حکمی در مورد خانواده صادر میکند، به دلیل حساسیت بالایی که برای حفظ این نهاد اجتماعی قائل است، اصل عدالت را ملاک قرار میدهد. به گونهای که در مسائل مالی، قرآن کریم سیستم استقلال مالی زن را مورد تأکید قرار داده و در این خصوص در آیه ۳۲ سوره نساء می فرماید: «للرّجال نَصیبٌ ممّا اکتسَبوا و للنّساء نَصیبٌ ممّا اکتَسبنَ؛ مردان را از آنچه کسب می کنند و نیز زنان را از آنچه به دست میآورند بهرهای است».
کلمه اکتساب به معنی به دست آوردن است اما
فرقی که راغب اصفهانی بین معنای کسب و اکتساب متذکر میشود بسیار قابل توجه و دلیل
بر مدعاست؛ وی میگوید: کلمه اکتساب در بهدست آوردن فایدهای استعمال میشود که
انسان میخواهد خودش از آن استفاده کند و بهرهبرداری اختصاصی از آن نماید و کسب هم
آنچه را که خود میخواهد استفاده کند شامل میشود و هم آن چیزی که برای دیگران به
دست میآورد.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه میگوید: «اگر مرد یا زن از راه عمل چیزی به دست میآورد خاص خود اوست و خدای تعالی نمیخواهد به بندگان خود ستم کند. از اینجا روشن میشود که مراد از اکتساب در آیه نوعی حیازت و اختصاص دادن به خویش است، اعم از اینکه این اختصاص دادن به وسیله عمل اختیاری باشد نظیر اکتساب از راه صنعت و یا حرفه یا به غیر عمل اختیاری. لیکن بالاخره منتهی می شود به صفتی که داشتن آن صفت باعث این اختصاص شده باشد .... و معلوم است که هر کس، هر چیزی را کسب کند از آن بهرهای خواهد داشت و هر کسی هر بهرهای دارد، به خاطر اکتسابی است که کرده است.
یکی از مفسرین با برداشت وسیعتری از این آیه، نسبت به آزادی زنان در اشتغال و تجارت، میگوید: «خداوند در کسب و تجارت، نسبت به سعی و کوشش هر کسی از مرد و یا زن از نعم خود عطا میفرماید ... آیه شریفه دلیل است که زنان هم میتوانند به تجارت مشغول شوند و همچنین نسبت به سعی و کوشش خود از نعم الهی بهرهمند شوند».
بنابراین در منظر دین، زن از استقلال کامل اقتصادی برخوردار است. محرومیت تاریخی زنان در این بخش، مشهودتر از سایر بخشهاست، اسلام با به رسمیت شناختن استقلال اقتصادی زن به محرومیت کهن و نمادی شده وی در این خصوص پایان داد. به طوری که در انواع مختلف حقوق مالکیت و استقلال در تصرف اموال منقول و غیر منقول و سایر شئون تابعه آن از تجارت، عطیه و بخشش، رهن، قرض، صلح، شرکت، مضاربه و سرمایه گذاری، حواله، کفالت، وقف، قوانین افلاس و محجوریت، اجاره، مزارعه، باغداری، مساقات، ودیعه، ضمان، عاریه، وصیت و واگذاری اموال به اشخاص، شفعه، قراردادهای بازرگانی و غیر آن، جعاله، احیای موات و ... برای زنان و مردان تبعیضی نبوده، در این حقوق مساویاند.
- آیا زن حق دارد در جامعه شغل داشته باشد مهمترین موانع موجود در مسیر اشتغال زنان چیست؟
با توجه به تصریح مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر حق برخورداری همه آحاد ملت از اشتغال دلخواه و متناسب با کرامت انسانی و با وجود حضور فزاینده زنان در بازار کار، تمایز جدی میان مشاغل زنان و مردانه وجود دارد. این تمایز هم عمودی است و هم افقی، زیرا زنان از یک سود در بخشهای خاصی از اقتصاد کشور مشغول به کار هستند و از سویی دیگر در صنایعی که عمدتاً زنان در آنها مشغول به کار هستند در سطوح پایین سلسلهمراتب سازمانی جای میگیرند.
محدودیتهای ساختاری در بازار کار نیز، در جداسازی جنسیتی مشاغل ایفای نقش میکند. بازار کار دارای دو بخش متفاوت است؛ ویژگی بخش اولیه، وجود مشاغل با دستمزد بالا، چشمانداز ارتقاء شغلی و شرایط مطلوب کار است. در حالی که در بخش ثانویه مشاغلی با دستمزدهای پائین، فقدان مهارت، کارهای پارهوقت، موقت و روزمزدی با مزایای محدود قرار دارند. زنان عمدتا در بخش ثانویه مشغول به کار هستند. جدایی شغلی یکی از مهمترین عوامل نابرابری جنسیتی در بازار کار، به ویژه نابرابری در دستمزد است
زنان 60 درصد شاغلین در بخش تولید منسوجات، 44 درصد آموزگاران و 39 درصد از کارکنان بخش بهداشت و درمان را تشکیل میدهند، ولی در عوض 5/96 درصد از مشاغل مدیریتی به مردان اختصاص دارد. زنان ایرانی، در هرم تصمیمگیری، سهم ناچیزی دارند.
نتایج مطالعات و پژوهشهای متعدد نشان میدهد که اشتغال زنان در ایران دچار علایم و نشانههای بیمار گونهای است که بیانگر وجود وضعیتی نامناسب، نامتعادل و نیازمند به تغییر است. حال باید دید که چه عواملی این تبعیض جنسیتی در شغل را ایجاد کرده و طی زمان آن را تثبیت و نهادینه نمودهاند، برای رسیدن به این مقصود، در این بحث تاکید ما بر موانع اجتماعی – فرهنگی است گرچه معتقدیم که عوامل زیستی، جسمی، روانی – عاطفی، اقتصادی، سازمانی، سیاسی – حقوقی و اقلیمی – جغرافیایی نیز در این امر دخیل هستند.
چه موانع اجتماعی – فرهنگی برای اشتغال زنان در جامعه ما وجود دارد؟
یکی از موانع، وجود عقاید قالبی درباره اشتغال زنان است؛ نتایج یک تحقیق در ایران نشان میدهد که موانع فرهنگی – اجتماعی نقش بسیار مهمتر و برجستهتری در میزان مشارکت زنان در بازار کار نسبت به موانع جسمی و نقش دوگانه آنان در خانه و محل کار دارند. بر اساس این تحقیق، زنان مدیر از سوی مردان و حتی زنان همکار، مورد پذیرش قرار نمیگیرند. باور بهتر بودن مردان برای تصدی پستهای مدیریتی، زنان را در ارتقای به این سطوح، در درجه دوم قرار میدهد و فرهنگ جامعه، آمادگی پذیرش زنان در سطوح مدیریت را ندارد. تأثیر این نوع نگرش به گونهای بوده است که به تثبیت فرهنگ تبعیض و در نتیجه، ادامه وضعیت تبعیضآمیز اشتغال در سطوح مختلف منجر شده است.
نگرشهای افراد جامعه درباره مشاغل مناسب مردان و زنان نیز از دیگر عوامل بازدارنده به شمار میآید؛ نتایج پژوهشها نشان میدهد که مهمترین مشاغل مناسب برای زنان، از نظر مردان عبارتست از : معلمی، اداری و دفتری، پرستاری و مشاغل هنری. همچنین 73 درصد از خود زنان شاغل، کار در آموزش و پرورش را مناسبترین شغل برای زن اعلام کردهاند.
زنان برای تلفیق نقشهای خانهداری و شغلی خود مشکلاتی دارند؛ نتایج یک تحقیق بر روی زنان خانهدار و شاغل در تهران نشان میدهد که بیشتر از 60 درصد زنان خانهدار و 70 درصد زنان شاغل، تأیید کردهاند که چنانچه همسرانشان راضی نباشند آنان نمیتوانند به کار اشتغال داشته باشند. همچنین. بیشتر از 60 درصد زنان ترکیب نقشها و وظایف خانهداری با کار بیرون را مشکلی اساسی برای اشتغال زنان دانستهاند و به طور خاص در مورد نگهداری از فرزند و تربیت آنان، اکثراً مشکل را بیشتر مطرح نمودهاند. اینگونه مسایل و مشکلات برای مردان یا اصلاً وجود ندارد و یا این که نسبت به تعهدات شغلی آنها در درجه دوم اهمیت قرار میگیرند.
از سوی دیگر، اثرات منفی اشتغال زنان بر ساختار روابط خانوادگی نیز ترویج و تبلیغ میشود؛ برخی از جامعهشناسان و تئوریپردازان، بهشدت به مسئله تفکیک نقشها و تقسیمکار در جوامع صنعتی، تاکید میکنند. به نظر آنها خانواده بر مبنای تفکیک وظایف زن و مرد بنا شده است. تخصص و تفکیک نقشها به حفظ نظام خانوادگی کمک میکند و مبنای اجتماعی کردن کودک است. مرد، رئیس خانواده است و نقش نانآور را به عهده دارد و زن نقش کدبانویی خانواده را ایفا میکند. از این دیدگاه زن وقتی شاغل است، رقیب شوهرش میشود و نقش و وظایف هر یک مشخص نگردیده و نظام خانواده به هم میریزد.
نابرابری جنسیتی در استفاده از امکانات ورزشی – تفریحی نیز وجود دارد؛ ورزش و تفریح در ایجاد حس سازگاری با محیط، تقویت روحیه همکاری و اجتماعی شدن دانشآموزان نقش بسیار مهمی دارد. نتایج برخی تحقیقات نشان میدهد که دختران به دلیل چنین محدودیتهایی دچار زیان شدهاند. در تحقیقی که آموزش و پرورش اصفهان بر روی 500 دانشآموز در 16 مدرسه دخترانه انجام داد، نشان داد که غالبا دانشآموزان دختر دچار ناهنجاری قامتی هستند.
ایجاد حس فروتری نسبت به پسران هست؛ موفقیت تحصیلی تحتتأثیر تصوری است که دانشآموزان نسبت به خود دارند. یکی از راههای ایجاد تصور از خود در دانشآموزان، کتابهای درسی هستند که از طریق عکسها و مطالب تأثیریگذاری میکنند. تصاویر ارائه شده از زن در کتاب فارسی سال اول به مراتب کمتر از تصاویر مردان (55 بار در برابر بار 108 بار) و به لحاظ کیفی منفعل و فاقد نقشهای اجتماعی است. در این کتاب مادر کسی است که فقط غذا میپزد و خانه را نظافت میکند.
نتایج پژوهشی بر روی یکصد پسر و یکصد دختر 14 تا 18 ساله نشان میدهد که 86 درصد دختران نمیخواستند که دختر باشند. دلایل آنها تبعیض، تحقیر، بدرفتاری از سوی پدر و مادر و گاه برادران و نیز جامعه بوده است. 93 درصد پسران از جنسیت خود راضی بودند و ناراضیها نمیخواستند که دختر باشند و اینها حاکی از شرایط نابسامان موجود در اشتغال زنان است.
- پیشنهاد شما برای اصلاح شرایط موجود اشتغال زنان چیست؟
به نظر میرسد توجه بر توانمندسازی زنان از مهمترین راهکارها جهت اصلاح شرایط موجود و حرکت به سوی شرایط مطلوب اشتغال زنان است. مفهوم توانمندسازی به معنای برتری فردی بر فرد دیگر (زن بر مرد) نیست. بلکه هدف آنان ارتقای خودباوری و خوداتکائی زنان است. تعریف دیگری که از این مفهوم میشود این است که مفهوم توانمندسازی به معنای بهرهگیری از نتایج توسعه نیست بلکه حضور فعال در اجرای برنامه توسعه است.
توانمندسازی با توجه به تعریف سازمان ملل متحد شامل پنج بخش عمده است که عبارتند از: 1-احساس ارزش داشتن 2- حق مالکیت و تصمیمگیری 3- حق دسترسی به فرصتها و منابع 4- حق کنترل زندگی خود در داخل و بیرون از خانه 5- قدرت تاثیرگذاری بر جریان تغییرات اجتماعی برای به وجود آوردن نظام عادلانه اقتصادی در محدوده ملی و جهانی.
با توجه به این تعریف، زنان باید به عنوان شهروندان فعال قلمداد شوند که در بعضی از تحقیقات به نام کنترل شهروندی هم تعبیر میشود که عالیترین سطح و نوع مشارکت تشخیص مطرح میشود که به معنای تصمیمگیری و مشارکت در امور زندگی خانوادگی و اجتماعی است، رفاه، دسترسی، آگاهی و کنترل، معیارهای دیگری هستند که در فرایند توانمندسازی اهمیت دارند. البته در حال حاضر بحث حقوق شهروندی در سطح دستیار ویژه رئیس جمهور مطرح است که امیدواریم مسیر درست را بپیماید.
وسایل ارتباط جمعی (رادیو، تلویزیون، مطبوعات، سینما،...) از ابزارهای مهم تغییر نگرش جامعه هستند که میتوانند جهت ارتقای سطح آگاهی زنان نسبت به حقوق خویش و تحول باورهای سنتی در سمت و سوی پذیرش نقش اقتصادی – اجتماعی زنان اقدام نماید. رفع موانع فرهنگی و اقتصادی اشتغال زنان، اعمال برنامههای متنوع و گستردهای را میطلبد علاوه بر وسایل ارتباط جمعی، کتب درسی و برنامههای آموزشی نیز در تغییر باورهای غلط و جایگزین ساختن دیدگاه مثبت نسبت به فعالیتهای اقتصادی اجتماعی زنان نقش تعیینکنندهای ایفا مینماید.
حذف موانع نامرئی بر سر راه حضور زنان در
مشاغل مدیریتی، زمینه مناسبی برای بروز توانایی و استعداد زنان تحصیل کرده فراهم میآورد. تبلیغ در جهت افزایش نقش مؤثرتر مردان در
مراقبت و تربیت فرزندان، تقبل برخی از مسئولیتهای خانه همراه با همسران شاغلشان و
همکاری و همیاری دیگر اعضای خانواده در انجام کارهای روزمره در خانه، رشد استعدادها و ترویج و تقویت استقلال فکری
دختران و ایجاد حساسیت به مؤثر بودن نقش آنان در آینده کشور به عنوان عناصر تصمیمگیرنده،
تصمیمساز و مسئولیتپذیر از طریق خانوادهها، به ویژه نظام آموزشی و رسانههای
گروهی، انتخاب مدیران و کارگزاران بر اساس شایسته
سالاری و اصیل شمردن عنصر شایستگی و توانایی به عنوان عامل گزینش و به کارگیری
افراد بدون توجه به جنسیت آنها از جمله راهکارهای مؤثر در تغییر باورهای غلط است.