کد خبر: 3680326
تاریخ انتشار : ۱۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۴
در نشست نقد «اسطوره‌های کهن فولکلور در قرآن» مطرح شد:

قرآن قابل مقایسه با متن فولکلور نیست

گروه اندیشه: در نشست معرفی و بررسی کتاب «اسطوره‌های کهن فولکلور در قرآن» مطرح شد که قرآن به زبان فصیح نازل شده، متنی فاخر است و بلاغت بسیار بالایی دارد و قابل مقایسه با متون فولکلور نیست.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، نشست معرفی و بررسی کتاب «اسطوره‌های کهن فولکلور در قرآن» تالیف آلن داندس امروز 18 دی، با سخنرانی محمد جعفری‌قنواتی، پژوهشگر حوزه ادبیات شفاهی، ابوالفضل حری، استاد دانشگاه اراک و پژوهشگر حوزه نقد ادبی و مریم حسین‌گلزار، مترجم کتاب «اسطوره‌های کهن فولکلور در قرآن» در سرای اهل قلم برگزار شد.

کتاب تناقضات زیادی دارد

حسین‌گلزار در بخشی از سخنانش گفت: این کتاب تناقض‌های زیادی دارد. فرازهای تکراری قرآن را فهرست کرده و این از محاسن کتاب است. ایشان به عنوان فردی غربی قرآن را بررسی می‌کند و از این رو کارش نقاط ضعفی دارد.

وی افزود: داندس اشاره کرده است که از کشف‌الآیات حنان کسیس به انگلیسی بهره زیادی برده است که بر اساس ترجمه انگلیسی از قرآن تنظیم شده است. من بر اساس ترجمه‌های دیگر انگلیسی از قرآن، تناقضاتی در کتاب او یافتم و پس از مکاتباتی با خانم کسیس، متون کشف الآیات او را اخذ کرده و با متن داندس مقایسه کردم و متوجه شدم که برخی از نقل قول‌های متفاوت از کشف‌الآیات آمده است و برخی مواقع‌ آیات را مفهومی ترجمه کرده‌ است.

مترجم کتاب «اسطوره‌های کهن فولکلور در قرآن» تصریح کرد: این کتاب چهار فصل دارد. این کتاب تناقضات و برداشت‌های ناقصی دارد. وی عرش را جسمانی و عینی تلقی کرده است. یکی از ایراداتی که می‌توانیم به این کتاب بگیریم این است که چون ایشان متخصص در زبان عربی نبوده به منابع عربی رجوع نکرده و به همین دلیل نتوانسته به قرآن هم مراجعه مستقیم داشته باشد. این کتاب 192 منبع غربی دارد و کمتر مسلمانی محل رجوع او بوده است. یکی از لوازم هر تحقیق دینی این است که باید منابع آن دین را دید و در خصوص قرآن نباید تنها منابع غیراسلامی را در نظر داشت.

حسین‌گلزار ادامه داد: مثال‌های متعددی از برداشت‌های نادرست این کتاب وجود دارد و من در پانوشت‌های این کتاب توضیح داده‌ام. برخی از اشتباهات به شماره آیات باز می‌گردد.

وی افزود: از نظر آنجا که ارجاعاتشان درونی متنی است ارجاعات‌شان استاندارد است. سبک ارجاعات داندس به جز دو نمونه از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده است. در یکی دو موردی که بررسی شده است با توجه به منابع دکتر حسیس، نویسنده کاملا به منابع ایشان امانت دار نبوده است. همچنین برخی عباراتی که از ترجمه آربری استفاده کرده است که معادل‌های دیگری را برای ترجمه آربری استفاده کرده است.

وی تصریح کرد: نویسنده خواسته است که خیلی محققانه کار را پیش ببرد و داده‌های تجربی داشته است اما چون قرآن کتاب آسمانی ماست نمی‌توان پذیرفت این روش بر قرآن منطبق شود. داندس به ساختار شفاهی قرآن و نزول قرآن اشاره کرده و قرآن را اثری شفاهی دانسته‌ است. از نظر داندس نزول شفاهی قرآن، ضرب‌المثل‌ها و قصص عامیانه و تکرار در قرآن، دال بر ساختار شفاهی قرآن است.

قرآن قابل مقایسه با فولکلور نیست

در ادامه این نشست قنواتی گفت: قرآن را می‌توان از زوایه ادبی و فولکلور بررسی کرد و شاخه‌ای از این علم، شاخه‌ فولکلور دینی است. مطالب بسیاری در بین مردم است که به عنوان دین قبول دارند اما در هیچ یکی از متون مذهبی ما نیامده است که سفره‌های نذری از این دست است، این از جمله نمونه‌های فولکلور دینی است. اما داندس از زاویه‌ دیگری به این مسئله پرداخته است.

وی افزود: همان‌طور که خود کتاب گفته است مبتنی بر نظریه ادبیات شفاهی است. چیزی که از ادبیات شفاهی در غرب وجود دارد قابل انتقاد است و قابل انطباق با قرآن نیست. دکتر نحوی مقاله‌ای عالی در این زمینه دارد و به شیوه‌های ارجاع دهی به منابع اسلامی پرداخته است. مثلا شنیدن به چه معنایی در متون اسلامی مطرح است. انتقال علوم در حوزه تمدن اسلامی با نوع انتقال علوم در غرب متفاوت است. در تمدن اسلامی ایرانی نوشتن اهمیت زیادی داشته و اساس انتقال فرهنگ ما کتبی بوده است.

قنواتی ادامه داد: اهمیت کتابت در تمدن اسلامی و فرهنگی ایرانی قابل اثبات است. میزان نسخه‌های کتبی که در حوزه تمدن اسلامی ایران وجود دارد که در مقایسه با غرب نشان دهنده اهمیت کتابت است. نسخه‌های عربی، فارسی و ترکی در تمدن اسلامی با نسخه‌های مکتوب در غرب قابل مقایسه نیست.

پژوهشگر حوزه ادبیات شفاهی تصریح کرد: ما نمی‌توانیم هر چیزی که ادب شفاهی باشد را فولکلور بخوانیم. اگر عالمی سخنرانی می‌کند و متن را به صورت شفاهی ارائه می‌دهد، آیا متن شفاهی است؟ لحن و زبان در فولکلور محاوره‌ای و گفتاری است و این ارجح به ارائه شکلی و شفاهی گفتار است. شما در کلیله و دمنه نیز این را می‌توانید ببینید. کلیشه‌های شفاهی در این کتاب و شاهنامه وجود دارد اما این کافی نیست که این آثار را جز ادبیات شفاهی و فولکلور بدانیم. همه می دانند که قرآن به زبان فصیح نازل شده، متنی فاخر است و بلاغت بسیار بالایی دارد و قابل مقایسه با متون فولکلور نیست.

وی ادامه داد: یک متن ممکن است سال‌ها به صورت شفاهی منتقل شود و بعد مکتوب شود، اما اگر متنی در زمان نزول به کتابت در بیاید و حساسیت ویژه‌ای وجود داشته باشد احتمال اینکه آن را با فولکلور مقایسه کنیم، وجود ندارد. در حدیث ما سلسله از رواة را می‌بینیم که باید دقیق و درست باشند و این طور نیست که هر کسی باید و بگوید من چیزی شنیده‌ام. فولکلور به صورت شفاهی منتقل می‌شود و نقل کننده‌ها روی آن تاثیری می‌گذارند و حساسیتی روی ناقلین آن نیست. اینکه نقل کننده زن یا مرد باشد، چه سنی داشته باشد در روایت فولکلور تاثیری می‌گذارد. این خصوصیت ادبیات شفاهی را نباید با متن‌های دینی و کتاب مقدس مقایسه کرد.

قنواتی افزود: جنبه اصلی قرآن تعلیم است و از این رو کلیشه‌های ادبیات شفاهی را می‌توانیم در آن ببینیم و هیچ متنی تعلیمی نیست که جنبه ادبیات شفاهی نداشته باشد و وجود این ادبیات به معنای فولکلور بودن متن نیست.

وی افزود: داستان‌هایی هم که در قرآن وجود دارد از زاویه ژانرشناسی بررسی نشده‌اند. اساس داستان‌های دینی از افسانه متفاوت است. راوی و مخاطب افسانه می دانند که افسانه دروغ است اما اتفاق در قصص قرآنی این است که واقعی هستند. امور خرق عادت در قصص قرآنی باعث نمی‌شود که آن را از زاویه تخیل دید و باید آن را از منظر اعتقادات دینی دانست. قصه‌ها را افراد با سواد نقل می‌کنند اما افسانه‌ها را افراد بی‌سواد نقل می‌کنند. در همه ادیان قصص را وعاظ نقل می‌کنند. تفاوت دیگر قصص و افسانه این است که افسانه برای سرگرمی نقل می‌شود اما قصه‌ها برای تبلیغ و ترویج دین بیان می‌شود.

پاشنه آشیل ترجمه، نقطه ضعف آن شده است

ابوالفضل حری در ادامه این نشست گفت: عمده کارهای نویسنده روی فولکلور است و می‌توان او را پدر فولکلور جهان دانست. وقتی یک اسطوره‌شناس درباره قرآن بحث می‌کند، قرآن برایش متن است و جنبه‌های قداست قرآن از نظر ما برای او وجود نداشته است، به همین علت روش‌شناسی او دچار اشکال شده است.

وی افزود: بزرگ‌ترین اشکال کتاب او ضعف در روش‌شناسی است. پیشینه نویسنده این است که به تفصیل در خصوص اسطوره کار کرده است. روش‌شناسی نویسنده برای قرآن‌پژوهان ما می‌تواند آموزنده باشد. او هیچ کجا متن را زیر سوال نبرده است. ضعیف‌ترین بخش کتاب بخش اول است که درباره قرآن صحبت می‌کند. او اطلاعات غلطی درباره قرآن در این فصل می‌دهد.

عضو هیئت علمی دانشگاه اراک تصریح کرد: داندس وقتی در خصوص کلیشه‌های شفاهی صحبت می‌کند به دنبال آن، الگوهای قرآنی آورده است، اما غافل است از این که قرآن خود را کتاب می‌داند و او اگر این را می‌دانست این مباحث را مطرح نمی‌کرد. قرآن در یک فضای شفاهی ایجاد شده و نزول قرآن جنبه شفاهی داشته است اما با نگاه تحلیل گفتمانی، قرآن یک گفتمان زنده است و همیشه با مخاطب صحبت می‌کند.

وی افزود: اساس گفتمان شفاهی بر اساس تکرار است. نویسنده تنها تکرار آیات را آورده است و به این نپرداخته است که چرا این تکرار صورت گرفته است. نویسنده اگر قرآن را یک متن منسجم بین آیات و سوره‌ها می‌دید، کارش اشکال پیدا نمی‌کرد. می‌توان پذیرفت آیات تکراری در قرآن هست اما هدف از این تکرار چه بوده است؟

حری تصریح کرد: داندس قصصی از قرآن را آورده و با کتب مقدس قبلی مقایسه کرده است اما به این توجه نکرده است که چنانچه ایزوتسو معتقد است، قرآن این قصص را قرآنی کرده و نظامی اخلاقی ایجاد کرده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه اراک ادامه داد: مترجم به متن اصلی کتاب بسیار وفادار بوده است که این نقطه قوت و همچنین پاشنه آشیل این ترجمه است. خواننده فارسی حق دارند متن روان و سلیسی بخواند و ترجمه ایشان چندان روان نیست.

وی تصریح کرد: از نظر واژگان، ایشان عملکرد بسیار خوبی داشته‌اند. ترجمه در سطح جملات و نحو در موارد بسیار زیادی، در زبان فارسی مفهوم نیست و در این سطح خواننده متن را متوجه نمی‌شود چون عین متن اصلی برگردانده شده است و باید با توجه به ساختارهای فارسی ترجمه می‌شد.

حری در پایان گفت: در مقاله‌ای آسیب‌شناسی کردم که چرا قصه‌های قرآنی مورد استقبال قرار نگرفته‌اند. کتاب‌های زیادی در خصوص بلاغت قرآن سخن گفته‌اند اما قصص قرآن مورد توجه ویژه قرار نگرفته است، خداوند راوی حقیقت است، یک چهارم قرآن به قصص اختصاص دارد و باید در خصوص قرآن کار ویژه ای شود که می‌تواند دستمایه تولیدات فرهنگی فاخری باشد.

captcha