کد خبر: 3688693
تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۱:۴۰
به مناسبت سالروز عملیات والفجر8؛

ماجرای فرار یک رزمنده از نماز جماعت

گروه فرهنگی: یکی از رزمندگان عملیات والفجر8 عنوان کرد: ما در دوره آموزشی با اینکه امام جماعت داشتیم، از شهید حکمت‌پور خواستیم امام جماعت شود اما اکراه داشت و قبول نمی‌کرد و به اصرار ما امام جماعت شد اما با مکبر هماهنگ کرده بود وقتی به سجده رفت، فرار کند و برود.

سید هاشم میربمانی، از رزمندگان عملیات والفجر8 و غواص واحد عملیات لشکر پنج نصر، به مناسبت سالروز این عملیات در تقویم که ۲۰ بهمن‌ماه است، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، اصل غافلگیری دشمن را مهم‌ترین ویژگی عملیات والفجر8 برشمرد و افزود: با توجه به جزر و مد آب، گردابی‌شدن رودخانه و تلاطم آن باعث شده بود که دشمن نتواند حتی تصور کند که نیروی نظامی از این منطقه عبور کند.

ایمان و تکلیف‌مداری بچه‌های رزمنده در محاسبات نظامی عراقی‌ها نمی‌گنجید

میربمانی در توضیح بیشتر به بیان خاطره‌ای پرداخت و افزود: سردار کوثری به عنوان یک کارشناس نظامی برای حضور در مانور ارتش و عبور نیروها از رودخانه به خارج از کشور دعوت شده بود؛ رزمایش هر لشکر به این صورت بود که باید با سه پل از رودخانه‌ای با عرض 100 متر عبور کنند؛ در همان جلسه یکی از کارشناسان خارجی از ایشان پرسیده بود شما هم عملیاتی شبیه این داشته‌اید؛ وقتی شرح عملیات والفجر8 را از سردار کوثری شنید، گفت آنچه باعث موفقیت شما در عملیات شد قوانین نظامی نبود و عامل دیگری رمز موفقیت شما بوده که به ما نمی‌گویید؛ این عامل همان ایمان، تکلیف‌مداری و شهادت‌طلبی بچه‌های رزمنده بود که در محاسبات نظامی عراقی‌ها نمی‌گنجید.  

میربمانی که از 15سالگی در جبهه حضور داشته، در بخش دیگری از سخنانش در رابطه با آموزش‌های غواصی که پیش از عملیات والفجر8 به رزمندگان داده شد، عنوان کرد: آموزش‌ها در چهار مرحله انجام شد؛ در مرحله اول چهار نفر در دریای مازندران، در شمال توسط نیروی دریایی آموزش اسکوپا، زیردریایی و رودریایی دیده بودند، در مرحله دوم، 12 نفر و در مرحله سوم که ما حضور داشتیم، حدود 50 نفر آموزش دیدیم و در مرحله چهارم که در بهمنشیر برگزار شد، تعدادمان به 150 نفر رسید و گروه‌های قبلی، بعدی‌ها را آموزش می‌دادند.

وی در همین راستا اضافه کرد: دوره‌های آموزشی ما در کارون برگزار شد و ما جلیقه می‌پوشیدیم و در آن سنگ می‌ریختیم تا تمرین کنیم و بتوانیم بعدها وزن مواد منفجره و سلاح‌ها را حمل کنیم، بعدش هم می‌رفتیم زیر آب؛ ما یک‌ماه به این صورت آموزش دیدیم که شرایط سختی بود.

شوق رزمندگان برای عملیات

این رزمنده دوران دفاع مقدس با اشاره به شوق رزمندگان برای حضور در عملیات، ادامه داد: رضا کربلایی که فرمانده ما در دوران آموزشی بود به ما گفته بودند که مراقب باشید و در زیر آب صحبت نکنید چراکه صدا در آب منتقل می‌شود؛ در همان حال صدای به‌هم‌خوردن دو آهن به‌هم به گوش می‌رسید؛ وقتی پیگیر شدیم، دیدیم شهید جمشید ضیایی که طلبه و کمی لاغر بودند، دندان‌هایشان از لرز به هم‌ می‌خورد؛ به او گفتیم برود بیرون تا گرم شود اما اشکش جاری شد و خواست که او را از دوره آموزش خارج نکنند.

میربمانی به بیان خاطره‌ای از شهید امیر حکمت‌پور که دستش را در والفجر مقدماتی از دست داده بود، پرداخت و ادامه داد: ما در دوره آموزشی با اینکه امام جماعت داشتیم، از شهید حکمت‌پور خواستیم امام جماعت شود اما اکراه داشت و قبول نمی‌کرد و می‌گفت ما لیاقت نداریم؛ اما ایشان به اصرار ما امام جماعت شد در حالیکه با مکبر هماهنگ کرده بود وقتی به سجده رفت، از سجاده بلند شد و رفت،  بعد از  گذشت چند دقیقه دیدم امام جماعت از سجده بلند نمی‌شود، متوجه شدیم که فرار کرده است و نماز هم به خورد.

غواص واحد عملیات لشکر پنج نصر، در پایان صحبت خود یکی از خاطرات به یادماندنی‌اش را برایمان بازگو کرد و افزود: ما در فاصله 700، 800متری خاک عراق دو ساعتی در آب بودیم و این دو ساعت کلی برایمان خاطره دارد؛ وسط آب که رسیدیم، دیدیم دشمن شروع به تیراندازی کرده اما ما هنوز به ساحل دشمن نرسیده بودیم، نگرانی ما را فرا گرفته بود و نمی‌دانستیم، می‌توانیم برسیم یا نه؛ در همین حال باران زد، قطره‌های باران آتش دشمن را خاموش کرد.

وی در همین راستا اضافه کرد: خداوند با بارش باران همراه خودش سکینه و آرامش نازل می‌کند، صدای ما در صدای باران ادغام شد، دشمن برای اینکه زیر باران نماند، به سنگرهای خود رفت و فرصتی برای ما به وجود آمد تا به خط دشمن نزدیک شویم.

captcha