به گزارش ایكنا از خراسان رضوی، وقتی خاطرات انقلاب و دوران دفاع مقدس را مرور میكنیم، علاوه بر حضور مردان در صحنههای نبرد نیز با زنان و مادرانی رو به رو میشویم كه پا به پای مردان و همسران خود در صحنههای مبارزه نقش پشتیبانی و پررنگی داشتند.
زنانی كه در عرصههای مختلف اجتماعی فعالیت داشته و به نوبهخود دینشان را به میهن ادا كردند، همانهایی كه زخمها و جراحت مجروحان و رزمندگان را درمان بخشیدند و درد دوری از خانواده و فرزند را، به عشق آزادی خاك و مرز و بومشان، صبورانه و زینبوار(س) تحمل كردند. در ادامه، به مناسبت شهادت حضرت زینب(س)، گفتوگو با مسئول اعزام پرستاران استان به جبهه را میخوانید.
عفت ناظمی، یكی از پرستاران پشتیبانی در میدانهای جنگ، در گفتوگو با ایكنا، با اشاره به اینکه سال 1330، در شهرستان بیرجند در خانوادهای 9 نفره، به دنیا آمدم، افزود: فوقلیسانس مدیریت پرستاری دارم و اكنون نیز فعالیت نمیكنم. سال 1352 ازدواج كرده و ثمره آن نیز شش فرزند است.
برای سركشی اورژانس خط و نیروها سال 61 به خرمشهر اعزام شدم
ناظمی در ادامه گفتههای خود درخصوص فعالیتی كه در ستاد پشتیبانی جبهه داشته است، ابراز كرد: توفیق حضور مستقیم در جبهه را نداشته و به لحاظ مسئولیتی كه آن زمان در ستاد بحران داشتم، كمتر به جبهه میرفتم، اولین حضورم نیز، همزمان با آزادسازی خرمشهر سال 61 بود كه برای سرکشی از اورژانسهای خط و نیروهایی كه اعزام كرده بودیم، به جبهه رفتم.
این پرستار پشتیبانی در میدانهای جنگ تصریح كرد: به همراه سپاه، 10 روزی را در مناطق جنگی آبادان بودیم؛ جاییكه در 50 متریمان تیراندازی میكردند، از بچههای رزمنده دلجویی كردیم و بعد به مشهد برگشتیم.
مسئول اعزام نیروهای درمانی به جبهه بودم
مادر كاپیتان تیم ملی پدیده مشهد با اشاره به اینكه آن زمان مشهد تنها منطقه امن بود، بیان كرد: آن سالها من، 27 سال بیشتر نداشتم كه مسئول اعزام نیروهای پزشك، پرستار، ماما و... به جبهه بودم.
وی در ادامه گفتههای خود عنوان كرد: شرایط بسیار سختی بود، 24 ساعت هم كار میكردیم، باز وقت كم میآوردیم. من نیز به دلیل مسئولیتی كه داشتم، اصلا به خانه نمیرفتم؛ از طرفی هم دو فرزند داشتم كه همسرم از آنها نگهداری میكرد.
بیشترین مجروحان درعملیات كربلای 5 و6 بود
ناظمی با بیان اینكه در عملیات كربلای 5 و6 بیشترین مجروحان را داشتیم، بیان كرد: آن روزها به شدت به نیرو نیاز داشتیم، به همین خاطر بیشتر نیروهای پرستاری آماده باش برای جبهه بودند كه خیلی از آنها شهید شدند.
وی در همین راستا افزود: طی فراخوانی كه داده بودیم، همه بهیاران، پزشكان، پرستاران و نیروهای امداد كه مرد بودند، اسم نوشتند تا موقع عملیات به جبهه اعزام شوند.

این پرستار دوران جنگ ادامه داد: آنقدر اوضاع سخت بود و همه به نیرو نیاز داشتند، مثلا یادم است كه استانداری فوری 60 نیرو میخواست و ما در مدت 5 ساعت، تمام نیروها را برای اعزام به جبهه آماده كردیم.
درست كردن نقاهتگاه برای مجروحان
مادر كاپیتان تیم پدیده مشهد تصریح كرد: بعد از عملیات، یك هواپیما ایرباس ایر 330، مجروحان را به مشهد آورد و آنها به بیمارستان شریعتی منتقل شدند، ما باید برای آنها نقاهتگاه درست میكردیم، بعد از درست كردن نقاهتگاه، از آنها پرستاری میكردیم، شرایط روحی خوبی نبود؛ ما از تمام توان خود بهره میگرفتیم.
ختم صلوات مجروحان در بیمارستان؛ برای بهبودی امام خمینی(ره)
ناظمی در خصوص شرایط رزمندگان در آن زمان، اظهار كرد: مدتی بود كه امام خمینی(ره)، كسالت داشتند و مجروحان زیادی هم در بیمارستان بستری بودند، عشق به امام كاری با آنها كرده بود كه خود را فراموش كرده و برای سلامتی ایشان ختم صلوات برداشته بودند.
وصیت یك شهید و استفاده از جنازهاش بر روی مین
مسئول اعزام پرستاران به جبهه، در ادامه به ذكر خاطرهای پرداخت و عنوان كرد: یادم میآید یكی از مجروحان، در بیمارستان امدادی مشهد به ما وصیت كرده بود كه اگر شهید شد، جنازهاش را به شلمچه برگردانیم تا آن را روی مین بگذارند و گروه تخریب بتواند به خوبی در منطقه جلو برود؛ جنگ و جبهه آنقدر برای این شهید اهمیت داشت كه دوست داشت، جسدش هم مورد استفاده قرار بگیرد، این رزمندگان روح والایی داشتند.
ناظمی ادامه گفتههای خود را این چنین، ابراز كرد: وقتی انسان یكی از اعضای بدن خود را از دست میدهد، تا مدتها فكر میكند كه آن جسم وجود دارد، آن رزمندگان بیدست و پا، تنها با روح والایی كه داشتند، در بدترین شرایط جسمی، از بیمارستان فرار میكردند تا به كشور خدمت كنند.
موروثی بودن روحیه مبارزه در خانواده ما
مسئول اعزام پرستاران استان به جبهه با بیان اینكه روحیه مبارزه و میهنپرستی در خانواده ما موروثی بود، اظهار كرد: برادر شهیدم، یكی از رزمندگان دوران دفاع مقدس بود كه تازه در رشته مهندسی با رتبه دو رقمی قبول شده بود اما به خاطر عشق به جبهه درسهایش را در منطقه میخواند و در عملیاتها شركت میكرد.
ناظمی ادامه داد: به جز برادر شهیدم، برادران دیگرم نیز در جبهه حضور داشتند، در این امر نیز مادرم كه ولایتی و سید بود؛ نقش پررنگی داشت.
روح رزمندگان دوران دفاع مقدس حل شده در ولایت بود
وی با اشاره به اینكه رزمندگان دوران دفاع مقدس روحشان حل شده در ولایت بود، عنوان كرد: این رزمندگان با عشق به ولایت و میهن، در جنگ پیروز شدند؛ آن زمان رزمندگان مطیع محض ولی فقیه خود بودند و دفاع از كشور را وظیفه خودشان میدانستند.
این پرستار دوران جنگ ادامه گفتههای خود را این چنین، ابراز كرد: در آن زمان مسائل دنیوی به شكل امروزی مطرح نبود، ما وضع مالی خوبی داشتیم؛ من نیز دوران دانشجویی، سال 1357، درحالیكه حقوق زیادی نمیگرفتم، بیشتر حقوق خود را به خانوادهای نیازمند كمك میكردم.
نصب اطلاعیه امام(ره) در بُرد بیمارستان
وی در ادامه گفتههای خود با ذکر خاطرهای از دوران انقلاب، تصریح كرد: 14 خردادماه، امام خمینی(ره) اطلاعیه داده بودند كه 15 خردادماه نیز تعطیل است؛ در بیمارستان ما كسی امام خمینی(ره) را نمیشناخت، من نیز اطلاعیه امام(ره) را، در جیب مانتوم گذاشته و یواشكی در بُرد بیمارستان چسباندم و بعد وارد سالن شدم.
ناظمی ادامه گفتههای خود را این چنین، ابراز كرد: هنگام چسباندن اطلاعیه امام(ره) بر روی بُرد، آنقدر آیتالكرسی خواندم كه مستخدم من را نبیند؛ بعد از انجام مأموریتم، به بهانهای جلوی بُرد ایستادم و پرستاران را صدا كردم و گفتم كه فردا تعطیل است.
این پرستار دوران جنگ تصریح كرد: یكی از همكارانم كه ساواكی بود با دیدن اطلاعیه به سمتم آمد و گفت: «چسباندن اعلامیه كار توئه؟»؛ من هم خودم را به آن در زدم و به گونهای وانمود كردم كه قانع شد، همین پرستار، با تغییر نظام نیز تمام هستی و خانوادهاش را از دست داد.
به همراه همسرم در مبارزات انقلاب شركت میكردم
مادر كاپیتان تیم پدیده مشهد با اشاره به حضور خود و همسرش در راهپیماییهای دوران انقلاب و پخش اعلامیه امام راحل(ره)، اظهار کرد: در دوران انقلاب بیشتر شبها به همراه همسرم، پای منبر و سخنرانی آیتالله هاشمینژاد و بقیه مینشستیم.
ناظمی با اشاره به اینكه وقتی انقلاب شد، عضو انجمن مراكز درمانی شدم، اظهار كرد: آنزمان انجمن پرستاری تأسیس كردیم و ماجراهای بسیاری با منافقان داشتیم، آنها خیلی ما را اذیت كردند.
تأسیس پنج بیمارستان در مشهد
این پرستار پشتیبانی در جبههها با بیان اینكه آن زمان پنج بیمارستان تأسیس كردم، ابراز كرد: بیمارستان طالقانی، حضرت زینب(س)، شریعتی و... از جمله این بیمارستانها بودند.

وی در خصوص بهترین خاطره زندگی حرفهای خود، افزود: در اولین اعزام كاری خود، به یكی از مناطق محروم رفته بودم كه مردمش بسیار فقیر بودند؛ معدن آنجا فرو ریخته بود و یكی از كارگران خونریزی داخلی كرده بود و نیاز به خون داشت.
وقتی یك كارگر معدن با تزریق خونم حیات دوباره یافت
ناظمی گفتههای خود را این چنین ادامه داد: برای نجات آن كارگر، از من خون گرفته شد و خونم را به او وصل كردم؛ وقتی زندگی دوباره كارگر معدن را با چشمان خودم دیدم، بسیار خوشحال شدم.
مادر كاپیتان تیم پدیده مشهد در پاسخ به این سوال كه به كدام یك از ائمه(ع) علاقه خاصی دارد، تصریح كرد: همه اهل بیت(ع) را دوست دارم و عاشق كربلا هستم و دوست دارم سالی دو بار به آنجا بروم؛ از طرفی هم امام رضا(ع) ولی نعمت ما است و زندگی كردن در جوار ایشان بركت است.
زیارت وارث را دوست دارم
وی با اشاره به اینكه زیارت وارث و جامعهالكبیره را دوست دارم، اظهار كرد: دعای ندبه و توسل هم از دیگر ادعیههایی است كه میخوانم.
رنگ و بوی مبارزه را در كتابهای شریعتی دیدم
مسئول اعزام پرستاران به جبهه در پاسخ به این سوال كه چقدر اهل مطالعه است، افزود: انقلاب با خود جوی ایجاد كرده بود كه افراد كتاب میخواندند، كتابهای شهید مطهری، شریعتی را میخواندم و رنگ و بوی مبارزه را در كتابهای شریعتی دیدم.
ناظمی ادامه داد: کتابهای مربوط به مبارزان آفریقا و انقلاب آفریقا، از دیگر كتابهایی بود كه علاقه زیادی به خواندنشان داشتم، وقتی انقلاب شد، به دلیل ادامه تحصیل، بیشتر كتابهای ترجمه مربوط به رشتهام را مطالعه میكردم.
تداوم انقلاب و سلامتی رهبر، آرزویی كه سال تحویل دارم
این پرستار دوران جنگ، آرزوی خود در لحظه تحویل سال را ظهور امام عصر(عج) دانست و بیان كرد: طول عمر رهبر معظم انقلاب و موفقیت و متحد شدن مردم كشورم، دور شدن دست منافقان از کشور و تداوم انقلاب، رساندن آن به دست اهلش، از دعاهای من در لحظه سال نو بود.
زری ابو
انتهای پیام