گروه اندیشه ــ پویا معتقد است نگاه درجه دوم، چه در حوزه تفسیر و چه دیگر علوم مطرح در رشته علوم قرآن و حدیث، مورد غفلت قرار گرفته است و رشته علوم قرآنی نیازمند پرداخت جدی به فلسفه تفسیر است.

اعظم پویا، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرگزاری ایکنا به توضیح دانش فلسفه تفسیر و جایگاه درس «روشها و مکاتب تفسیری» در رشته علوم قرآن و حدیث میپردازد. به نظر وی این درس در حوزۀ فلسفه تفسیر قرار دارد، که دانشی درجه دوم است. پویا معتقد است نگاه درجه دوم، چه در حوزه تفسیر و چه دیگر علوم مطرح در رشته علوم قرآن و حدیث، مورد غفلت قرار گرفته است. در پی مشروح این گفتوگو را ملاحظه میکنید:
ایکنا: درس «روشها و مکاتب تفسیری» چه جایگاهی در رشته علوم قرآن دارد؟
ایکنا: فلسفه علم در کدام دسته از علوم قرار میگیرد؟
ایکنا: پس فلسفههای مضاف علوم درجه دوماند؟
هم بله و هم خیر. بله چون بسیاری از فلسفههای مضاف علم درجه دوماند مانند فلسفه علم، فلسفه فلسفه، فلسفه منطق و ... اما فلسفههای مضافی هم هستند که علم درجه دوم نیستند مانند فلسفه دین. در فلسفه دین بحث عقلی و فلسفی در باب موضوعاتی چون خدا، جبر و اختیار، دنیای پس از مرگ و موضوعات دیگر میشود. اینها رشته علمی نیستند، بلکه پدیدهای از پدیدههای هستیاند. متاسفانه این خلطی است که در بحثهای رایج در این حوزه در جامعه ما معمولا رخ میدهد و شکل صوری این واژه ترکیبی رهزنی کرده است.
پس به نظر میرسد بهتر باشد از اصطلاح فلسفه مضاف صرف نظر کنیم. آنچه که یک علم را درجه دوم میکند، اضافه شدن واژه فلسفه به آن نیست، بلکه جنس موضوعی است که آن علم به آن میپردازد. اگر آن موضوع یک رشته علمی بود آن دانش درجه دوم است و اگر نه، درجه اول خواهد بود.
ایکنا: در فلسفه علم به چه چیز پرداخته میشود؟
فلسفه علم، که چنانکه گفتیم ناظر به یک رشته علمی است، اول آن که به توصیف تحول تاریخی نظریههای موجود در آن علم میپردازد. به همین دلیل تاریخ آن علم برای فیلسوف علم اهمیت زیادی دارد. از این جهت فلسفه علم دانشی توصیفی است نه تجویزی و دوم این که به تبیین و تحلیل فلسفی مفاهیم بنیادی آن علم میپردازد و سوم آنکه بررسی و تحلیل روش آن علم را وظیفه خود میداند. و چهارم رابطه آن علم را با علوم دیگر مورد بررسی قرار میدهد و چگونگی تاثیر نهان و آشکار علوم دیگر بر آن علم را میکاود. همین فعالیتها در فلسفه تفسیر هم انجام میگیرد. اما اجازه دهید قبل از توضیح این مطلب نشان دهم که چرا فلسفه تفسیر یک علم درجه دوم است.
علم تفسیر یک رشته علمی است که به متن میپردازد. اگر متن را پدیدهای از پدیدههای هستی بدانیم، یا بهتر بگویم، ابژهای که یک رشته علمی نبوده و از جنس معرفت نیست، پس علمی که ناظر به بررسی آن است، علم درجه اول است. دانش تفسیر که محصول فعالیت تفسیری مفسر بر روی متن است، علمی است درجه اول. این علم، مانند هر علم دیگری، روش، مبانی و پیشفرضهایی دارد، با علومی دیگر در ارتباط است و بالاخره تاریخ دارد. حال علم دیگری به این علم موجود میپردازد. این علم موجود ابژه آن علم دیگر قرار میگیرد. آن علم دیگر فلسفه تفسیر است و علمی است درجه دوم. فلسفه تفسیر به تحلیل روش یا روشهای به کار گرفته شده در تفسیر میپردازد. به توصیف تحول فهمهای تفسیری از متن میپردازد و در این کار از تاریخ تفسیر، که از قضا یکی از عناوین دروس کارشناسی علوم قرآنی است، بهره میگیرد.
فیلسوف تفسیر از ابزارهای فلسفی برای تحلیلهای خود استفاده میکند، او مبانی دانش تفسیر را مورد بررسی قرار میدهد و نقش پیشفرضها در فهم مفسر از متن را میکاود و اینها همان کاری است که در فلسفه علم صورت میگیرد.
ایکنا: روشهایی که در فلسفه علوم مطرح است در فلسفه تفسیر هم مطرح است؟
فلسفه علم با روش عقلی در علوم عقلی و روش تجربی در علوم تجربی سرو کار دارد و البته با روش تاریخی در علوم تاریخی. در فلسفه تفسیر هم میتوان متناظر با آن به روشهای مطرح در تفسیر اشاره کرد. روش تفسیر عقلی (در تفسیر عقلی)، روش تفسیر تجربی (در تفسیر علمی)، و روش تفسیر تاریخی (در تفسیر نقلی). البته علوم تجربی روش تجربی دارند و علوم عقلی روش عقلی و علوم تاریخی روش تاریخی، اما در تفسیر، گرچه با یک ابژه یعنی یک متن روبرو هستیم، اما این متن با روشهای مختلف فهم و تفسیر شده است.
یعنی مفسری با روش عقلی و مفسری با روش نقلی و... به فهم قرآن پرداخته است و حتی میتوان گفت یک متن میتواند با روشهای مختلف توسط یک مفسر تفسیر شود. این البته بستگی به پیشفرض مفسر در باره قرآن دارد. اگر پیشفرض مفسر این باشد که قرآن یک ابژه واحد نیست و بلکه ابژههای مختلفی است، یعنی مجموعهای از آیات به موضوعات علمی پرداختهاند و مجموعهای دیگر به موضوعات عقلی و دستهای به موضوعات تاریخی؛ بنابراین به هر دسته از آیات میتوان با روشی نزدیک شد.
گفتوگو از میثم قهوهچیان
انتهای پیام