به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، حجتالاسلام دکتر رضا الهیمنش در نشست مشترک مجمع عالی حکمت اسلامی مشهد و بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی پیرامون مبانی اخلاق عرفانی اظهار کرد: انسان اگر به مرتبه نفس انسانی برسد، اهل عدالت میشود چون عقل عاقبتاندیش و جامعنگر در انسان شکوفا میشود که حق را میبیند و برای حق ارزش قائل است. عدالت یعنی اینکه انسان حق را بشناسد و پیوسته دنبال استحقاق حق خود باشد.
وی افزود: مبانی اخلاق عرفانی به جهانبینیاست که یک عارف نسبت به هستی دارد و بر اساس آن برایش اخلاق معنا پیدا میکند که نافعترین و موثرترین سطح اخلاق را در اختیار انسان قرار میدهد.
این استاد دانشگاه عنوان کرد: واژه مبانی، واژه اخلاق و اخلاق عرفانی سه واژه مهم در این مبحث هستند. منظور از مبانی عمیقترین معارف نظری است که هر عمل و کرداری در نهایت بر آن پایههای معرفتی بنا شده است.
وی ادامه داد: انسان موجودی مختار است؛ از این رو هر کاری که انجام دهد، خیرگزینی میکند. انتخاب هم به معنای نخبهگزینی است. خیرگزینی و نخبهگزینی نیازمند آگاهی است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: مبانی عمیقترین معارف نظری است که به جهانبینی تعبیر میشود. هر علمی برای خودش جهانبینی دارد و جهانبینی آن، همان معارفی است که آن علم بر آن مبتنی است.
الهیمنش با بیاناینکه اخلاق در کنار سیاست مدن و سیاست منزل، از فروعات عقل عملی است، خاطرنشان کرد: اخلاق اساسا بیش از همه بر عمل تاکید دارد؛ البته از عملی مبتنی بر یکسری مبانی نظری است؛ آن بایدها و نبایدهایی که با توجه به آنها و عملیسازی آنها، روابط انسانها با یکدیگر، روابط انسان با خدا و روابط انسان با خودش بر اساس آن تنظیم میشود. اخلاق سه شاخه دارد که البته اخلاق زیستمحیطی، اخلاق با حیوانات و... همه ذیل اخلاق در ارتباط با دیگران قرار میگیرد.
وی افزود: اخلاق پیوسته از نیازهای دمدستی و در واقع مورد توجه همه آحاد بشر بوده است و جزو ضروریات زندگی بشر بشمار می رود از این رو همه از اخلاق دم میزنند. مکاتب مختلف اخلاقی هم داریم که زیربنایش مادی است و این به دلیل احساس نیاز است.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: مکاتب اخلاقی در سه مکتب دستهبندی میشود؛ مکتب اول، مکتب مادی است؛ کسانی که به خدا اعتقاد ندارند یا اگر به خدا اعتقاد دارند، به معاد اعتقاد ندارند و ممکن است اعتقاد به خدا و معاد باشد اما روح جاودانی برای بشر قائل نباشند که همه اینها «اخلاق ماتریالیستی» است. دیدگاه دوم مکتب انبیاءالهی است که اعتقاد به خدا، قیامت و روح مجرد دارند و اینکه انسان حیات اخروی هم دارد. مکتب سوم، اسلام به صورت خاص است؛ هرچند در مکتب دوم اسلام هم جای میگیرد اما اسلام به صورت خاص هم برای خودش مکتبی دارد.
الهیمنش در خصوص شاخههای اخلاق عرفانی عنوان کرد: عرفان عبارت است از عمیقترین دریافتهای بشر. بشر مراتبی از ادراکات دارد؛ ادراکات حسی، خیالی، وهمی، عقلی و مرتبه بالاتر از اینها ادراک الهی است که خود آن هم مراتب دارد. میتوان گفت آنچه از آن به ادراک الهی تعبیر میشود، حوزه عرفان است که ابزار ادراکش هم غیر آن چهار مورد است. ابزار ادراک الهی، قلب آدمی است که فراتر از هوش و حافظه که مجموعا جایگاه بروز قوه واهمه و بروز قوه عاقله است، هست.
وی ادامه داد: ادراک وهمی و عقلی در حوزه انسانیت اتفاق میافتد؛ البته ادراک وهمی و خیالی در عین حال که در حوزه انسانیت هستند، با هم متفاوتند. ادراک وهمی در حوزه حیوانیت ماست و دیگری در حوزه انسانیت. (انسان بما هوَ انسان)، موجودی است که قدرت ادراک حقایق را به طور جامع دارد؛ اما قدرت واهمه ادراکات جزیی دارد ولی به اجمال بدانیم که ما آدمیان گرفتار ادراکات وهمی خود هستیم و در اکثر مواقع بر اساس ادراکات وهمی خود تصمیم میگیریم و به بیان قرآن، انسان از ادراکات عقلی خود کم استفاده می کند.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه لازمه ادراکات انسانی، انسانیت انسان است، عنوان کرد: در روایات آمده که انصاف کمترین اثری است که از انسان بروز پیدا میکند و مادامی که انسان در حوزه انسانیت است، گرفتار حدود است اما اگر انسان بخواهد از نظر کمالات انسانی از محدودیت بیرون آید، باید از محدودیت انسانی خود بالا بیاید که این کار از طریق ادراک الهی در انسان به وجود میآید و خود ادراک الهی هم مراتب دارد.
الهی منش گفت: آنچه به عنوان دین الهی تعبیر میکنیم، در مجموعه خودش عرفان دارد اما اساسیترین معارفی که از طریق پیامبر(ص) برای بشر آمده، شرح و تدبیر عصمت و طهارت(س) است که حاصل آن عمیقترین سطح معارف است.
وی ادامه داد: هرچه نگاه به هستی عمیق باشد، نتیجهاش در مقام عمل روشنتر است و جهانبینی یک عارف نسبت به هستی در سه بخش قابل دستهبندی است؛ اول تصویری که انسان از خدا دارد (خداشناسی)، نگاهی که به انسان داریم (انسانشناسی) و آخر رابطه مخلوقات با خداست.
این استاد دانشگاه افزود: انسان در مقام عمل نیاز به باور دارد. عمل انگیزه میخواهد و جوهره انسانیت، عزم و اراده است و اختلاف انسانها و تفاوت انبیا هم به عزم و اراده است؛ البته خود نبی اکرم(ص) سطحی از عزم و اراده و صبر و معرفت دارند که این را به منصه ظهور گذاشتند ولی انبیا اولوالعزم این صبر را به این اندازه نداشتند.
الهیمنش با اشاره به اینکه هرچه انسان معرفتش به هستی عمیقتر شود، در عمل او نقش دارد، اظهار کرد: هر نگاهی که نسبت به هستی داریم، این نگاه در ارزشگذاری ما تاثیر مستقیم دارد و اگر دیدید فردی ظاهرا چیزی را خوب میپندارد ولی آن را عملی نمیکند، بدانید که معرفتش کامل نیست و الا اگر معرفت کامل و جامع باشد، عمل را به دنبال خودش خواهد آورد.
وی گفت: اگر کسی اعتقاد داشته باشد که خداوند خالق هستی و روح است، آن وقت در مقام عمل، اخلاقی باانگیزه و قویتر دارد و اگر انسان به سطح معرفت الهی دست یابد، در آن سطح مراتبی از اخلاق انسان بروز پیدا میکند که با اخلاق انسانی قابل مقایسه نیست.
الهیمنش در خصوص معنای «احسان» گفت: احسان این است که خدا را طوری بندگی کنید که گویا اورا میبینید. احسان ظهور یک مرتبه از توحید است.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه رسول خدا (ص) کل عقل است و مقام ایشان برای ما شناخته شده نیست ، بیان کرد: لقاء رسولاللّه، لقاءاللّه است.
انتهای پیام