به گزارش ایکنا از خراسان رضوی مصطفی ملکیان، استاد فلسفه اخلاق، شب گذشته 9 آبان ماه، در نشستی با عنوان «درس گفتارهای اخلاق کاربردی» که پژوهشکده تعلیم و تربیت عباسزادگان برگزار شد، اظهار کرد: سؤالی که در اینجا مطرح میشود، این است که درون خانواده اعضا باید باهم چه ارتباطی داشته باشند که بتوان گفت ارتباط آنها براساس اخلاق است. بر این اساس، اخلاق خانواده دارای 4 قسم است. نخست رابطه دو همسر به لحاظ اخلاقی باید چگونه باید باشد تا فیلسوفان علم اخلاق آن را اخلاقی تلقی کنند.
وی تصریح کرد: همچنین رابطه زن و شوهر با فرزندان چگونه باید باشد که این رابطه نیز اخلاقی تلقی که تحت عنوان اخلاق فرزندپروری و اخلاق والدینی مطرح میشود، یعنی چگونه فرزند را باید پرورش دهند که آن نحوه پرورش را بتوان اخلاقی دانست و نیز رابطه فرزند باید با والدین خود چگونه باشد؛ بدین معنا که فرزند چه ارتباطی با والدین خود داشته باشد که آن ارتباط را بتوان اخلاقی دانست.
ملکیان افزود: تا اینجا با خانواده هستهای مواجه هستیم؛ خانوادهای که تنها متشکل از زن، شوهر و فرزندان است اما غیر از این خانواده در یک خانواده بزرگ نیز به سر می بریم که در آن پدربزرگها، مادربزرگها، نوهها، عمه، عمو، خاله و... حضور دارند. این خانواده را جامعهشناسان خانواده بزرگ مینامند و بخش چهارم اخلاق خانواده تحت عنوان خانواده بزرگ خویشاوندی مطرح میشود.
این پژوهشگر علم اخلاق در خصوص اخلاق همسرانگی و یا همان اخلاق همسران با یکدیگر عنوان کرد: وقتی این نوع از اخلاق مطرح می شود اولین ویژگی که در این نوع اخلاق مورد توجه همگان قرار میگیرد، موضوع وفاداری همسران به یکدیگر به عنوان اولین مولفه یک ارتباط اخلاقی است.
ملکیان با بیان اینکه وفاداری به طور کلی فارغ از نهاد خانواده دارای سه قسم در مناسبات اجتماعی است، عنوان کرد: نخستین موضوع وفاداری، وفاداری است که در آن اراده و اختیار وجود ندارد و تحت عنوان «وفاداری فرزند به والدین» مطرح میشود. فرزند خودش اراده نکرده فرزند این پدر و مادر باشد و طبعا چون خودش اختیار نکرده، بدون اراده، فرزند این پدر و مادر است. اما ظاهرا ما توقع داریم این وفاداری را نسبت به پدر مادر خود حفظ کند.
وی قسم دیگر وفاداری را نیمه ارادی و نیمه اختیاری دانست و خاطرنشان کرد: به این معنا که اندکی اراده و اختیار در آن دخالت دارد و تا حدی نیز اراده و اختیار در آن دخالتی نداشته که تحت عنوان «وفاداری پدر و مادر به فرزندان خود» مطرح میشود. این وفاداری نیمه ارادی و نیمه اختیاری است. به این جهت که پدر و مادر در اصل فرزنددار شدن، اراده و اختیار داشتهاند و خودشان تصمیم گرفتهاند فرزند داشته باشند اما اراده آنها این بوده که فرزند به دنیا بیاورند نه این فرزند به خصوص چون این فرزند به خصوص در اراده خودشان نبوده است.
این پژوهشگر علم اخلاق اضافه کرد: بنابراین در حال حاضر باید وفاداری به فرزندی داشته باشند که در به وجود آوردن آن، هم اراده داشتند و هم اراده نداشتند. اراده داشتند چرا که در تولید مثل خود همبستری کردند و برای به وجود آوردن فرزندی نه این فرزند خاص اراده نداشتند که خاص بودن این فرزند دیگر در اختیار زن و مرد نبوده است اما میتوان گفت با اینکه در این مورد، نوعی غیرارادی بودن و در عین حال ارادی بودن وجود دارد اما باز هم انتظار و توقع اخلاق این است که پدر و مادران به فرزندان خود وفاداری نشان دهند.
ملکیان عنوان کرد: بقیه وفاداریهایی نیز که انسان در طول عمر خود باید نسبت به دیگران داشته باشد، وفاداری کاملا ارادی و اختیاری است. به عنوان مثال وفاداری که انتظار می رود فرد در تجارت نسبت به شریک خود داشته باشد. وفاداری که در عالم دوستی وجود دارد و انتظار میرود فرد نسبت به دوست خود وفادار باشد چرا که دوستان با علم و اراده افراد انتخاب میشود.
این پژوهشگر علم اخلاق با بیان اینکه این قسم از وفاداری در ازدواج نیز مورد توجه قرار می گیرد چرا که ما خودمان شریک زندگی خود را انتخاب میکنیم، گفت: بنابراین از این لحاظ، ازدواج مانند دوستی و همکار بودن است که خودمان طرف مقابل خود را انتخاب میکنیم و طرف مقابل ما نیز به این انتخاب جواب مثبت میدهد و بنابراین وفاداری بین زن و شوهر، از نوع وفاداری است که در آن طرفین با علم و اراده، طرف قرارداد خود را انتخاب میکنند و بنابراین این وفاداری را باید از قسم کاملا ارادی و اختیاری بدانیم.
ملکیان با طرح این موضوع که در وفاداری قراردادی، به مقتضای یک قرارداد، میثاق و عهد که به آن التزام داریم، باید به چه چیزی وفادار باشیم، تصریح کرد: در اینجا ما با یک میثاق و پیمان سروکار داریم چرا که ازدواج یک قرارداد است. شکی نیست که هر عقلی می گوید وفاداری در قراردادها یعنی وفاداری به آنچه در قرارداد به امضا می رسد، است. افراد تا زمانی که به آنچه در قرارداد با طرف مقابل امضا شده، وفادار باشند، به طرف مقابل خود نیز وفادار خواهند بود.
وی ادامه داد: وفاداری به همسر به معنای وفاداری ما به آنچه در قرارداد همسری آمده است، تا وقتی فرد مفاد قرارداد همسری را رعایت میکند و کاملا به آن التزام نظری و عملی دارد، باید فرد را به همسر خود وفادار بدانیم چرا که ارتباط فرد با همسرش از سنخ قرارداد است و دو طرف باید به مفاد قرارداد عمل کنند.
ملکیان با بیان اینکه مفاد یک قرارداد ازدواج مشخص و واضح نیست، اضافه کرد: در اینجا باید مفاد را از یکدیگر تفکیک کرد تا زن و شوهر بدانند باید برای کدام یک از مفاد باهم قرارداد ببندند. در این خصوص اگر مفاد قرارداد دارای ابهام باشد افراد نمی توانند متوجه شوند که آیا به همسر خود وفادار هستند و یا نسبت به او بی وفا شدهاند.
وی گفت: مفاد قرارداد، مفادی است که بین زن و مرد بسته می شود و به اعتقاد برخی، اولین مفاد این قرارداد، «عاشقی» است. به این عنوان که زن و شوهر باهم قرارداد می بندند که عاشق هم باشند و عاشق هم نیز بمانند. بنابراین در نظر بعضی، ماده قرارداد ازدواج همین تک ماده یعنی عشق است و گویا با امضای قرارداد ازدواج به همسر خود میگویند من در حال حاضر عاشق تو هستم و تا آخر عاشق تو خواهم ماند و همسر نیز با همین شرط به این قرارداد ورود پیدا می کند.
این پژوهشگر علم اخلاق اضافه کرد: در این میان، عدهای نیز معتقد هستند آمیزش جنسی، مفاد قرارداد ازدواج و این قرارداد بر پایه آمیزش جنسی زن با شوهر خود و شوهر با زن خود است.
ملکیان در ادامه با بیان اینکه در این میان افرادی گفتهاند ماده سومی در قرارداد وجود دارد که زن و شوهر طبق آن، قرارداد می بندند، گفت: بر مبنای این قرارداد افراد تصمیم می گیرند در مسیر زندگی یار یکدیگر باشند و به هم کمک و خدمت کنند. به عنوان مثال فردی زمانی قرارداد خود را زیرپا می گذارد که به همسر خود کمک نکند. عدهای نیز معتقدند مفاد قرارداد ازدواج تقسیم منافع زندگی است و در این خصوص زن و شوهر باهم قرارداد میبندند که در طول زندگی هرآنچه کسب کردند با یکدیگر تقسیم کنند و همه منافع برای یک نفر نباشد. عدهای نیز مفاد قرارداد ازدواج را بر پایه فرزندآوری میدانند و زن و شوهر در این خصوص باهم قرارداد می بندند چراکه هیچکدام به تنهایی قادر به فرزندآوری نیستند.
وفاداری به معنای التزام به مفاد قرارداد است
این پژوهشگر علم اخلاق با بیان اینکه این 5 غرض ازدواج مبهم و چون دارای ابهام است مشاهده میکنیم فیلسوفان اخلاق در خصوص شان اخلاقی ازدواج بحثهای فراوانی دارند، اظهار کرد: این موضوع حائز اهمیت است چرا که هنوز برخی زن و شوهران میخواهند اخلاقی در خانواده رفتار کنند اما چون در جریان مفاد قرارداد ازدواج خود نیستند، نمیدانند چه زمانی اخلاقی و چه زمانی غیراخلاقی عمل کردهاند چرا که وفاداری در این جا به معنای التزام به مفاد قرارداد است.
وی با طرح این سوال که با وجود این ابهام تاریخی موجود در قرارداد ازدواج چه باید کرد، گفت: فیلسوفان علم اخلاق معتقد هستند تا این ابهام زدایی تاریخی صورت نگرفته زن و شوهر باید خودشان به تعدادی از مفاد این قرارداد پایبند باشند.
ملکیان گفت: بسیاری از موارد اختلاف بین زن و شوهر این است که تصور می کنند خود وفادار و طرف مقابلشان وفادار نیست چرا که نمی دانند چه چیزی را به سود طرف خود امضا کردهاند. این ابهام در همه فرهنگها، تمدن ها، ادیان و مذاهب به چشم می خورد که تعیین نشده است که قرارداد ازدواج قرارداد چه کارها و چه کارهایی در قبال طرف مقابل است. اگر این موضوع روشن شود و طرفین بدانند چه باید بکنند و بتوانند قرارداد زناشویی قبلی خود را از ابهام خارج و برای خود روشن کنند. در آن صورت فلسفه اخلاق به سادگی میتواند تعیین کند که چه کسی به آن عمل کرده و چه کسی عمل نکرده است.
این فیلسوف علم اخلاق بیان کرد: به عنوان مثال گمان مردی و یا زنی این است که اگر با زن و مرد دیگری دست دهد، خلاف قرارداد است اما طرف مقابل این قرارداد را نمی پذیرد چرا که مشخص نیست آیا این مورد جزو مفاد قرارداد بوده و یا خیر. به نظر میرسد این ابهام فرهنگی برای اینکه وجدان اخلاقی طرفین معذب نباشد، باید درنظر گرفته شود و برای اینکه اگرخیانتی صورتی گرفت، دقیقا بدانند خیانت کردهاند و وقتی خیانت نکردهاند، بدانند خیانت نکردهاند، در این میان چارهای جز ابهام زدایی وجود ندارد.
وی عنوان کرد: قصد ازدواج در دختران و پسران با توجه به پنج عاملی که شخصیت و منش آنها را میسازد، ممکن است متفاوت باشند. برخی برای کمک و یاری، دیگری به خاطر غریزه جنسی و یکی برای فرزندآوری وارد قرارداد ازدواج میشود. در این میان باید آنچه که خواهان آن هستیم را به طور صریح بیان کنیم تا طرف مقابل بداند با چه فرضی قصد ازدواج وجود دارد.
ملکیان عنوان کرد: سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که شخصی که قرارداد را رعایت میکند اما کارهایی که در قرارداد عنوان نشده را مطابق میل طرف مقابل انجام نمیدهد، خلاف قرارداد عمل کرده یا خیر؟ در این مورد باید گفت تا زمانی که فرد مخالف مفاد قرارداد عمل نکرده، به طرف وفادار مانده است. اگر سایر موارد مطابق با ذوق، سلیقه، عقاید، احساسات و عواطف طرف مقابلش نباشد اما قرارداد را به طول کامل اجرا میکند، طرف مقابل حق اعتراض ندارد چرا که فرد به طرف مقابلش وفادار است.
این پژوهشگر علم اخلاق با بیان اینکه در این موارد تا زمانی که همسر در حال اجرای تعهدات قرارداد است، بقیه موارد را باید به حال خود رها کرد تا موضوع «حریم خصوصی» شکل بگیرد، اظهار کرد: شرط دوم یک ازدواج اخلاقی این است که طرفین برای طرف مقابل خود حریم خصوصی قائل شوند؛ یعنی اگر طرف مقابلشان مفاد قرارداد را رعایت میکند، حق اعتراض و دخالت در طرف مقابل وجود ندارد.
وی با اشاره به اینکه حریم خصوصی موردی است که در جوامع ما وجود ندارد و طرفین حریم خصوصی مشخصی را برای طرف خود قائل نیستند، تاکید کرد: حریم خصوصی یعنی اینکه وقتی چیزی جزو قرارداد نیست، طرفین حق نظارت، دخالت و مخالفت ندارند.
ملکیان عنوان کرد: اما اگر فردی موردی را در طرف مقابل خود نمیپسندد، میتواند با استفاده از «نیروهای باوراننده» که تحت عنوان نیروی استدلال و نیروی اغنای عقلی مطرح میشود، طرف مقابل را قانع کند که روش و منش خود را تغییر دهد. اگر فردی با استدلال بتواند صادق نبودن، معقول نبودن احساسات او و یا درست نبودن گفتار و عقاید همسر خود را به او نشان دهد، میتواند طرف مقابل به آن امر التزام پیدا کند.
این فیلسوف علم اخلاق با بیان اینکه در اغراض پنجگانه مورد عشق غیرارادی اما بقیه موارد ارادی است، بیان کرد: در قراردادها باید امور ارادی و اختیاری گنجانده شود اما باید گفت زمینههایی که ممکن است فرد را به عاشقی بکشاند، باید در زندگی شخص مقابل پدید آورده نشود و فرد عاملا و عامدا به دنبال ایجاد آن زمینهها نباشد. همچنین اگر طرف عاشق شد، در درون خود حفظ کند و رفتار عاشقانه نسبت به طرف مقابل از خود نشان ندهد که بروز رفتار عاشقانه ارادی است اما خود عشق غیرارادی است. همچنین اگر عشق دوسویه شد، ارتباط زناشویی را خدشهدار میکند.
وی تاکید کرد: بنابراین عاشقی به عنوان شرط اول قرارداد ازدواج نباید وارد مفاد یک قرارداد شود چرا که دو طرف می تواند با عشق با یکدیگر ازدواج کنند اما نمیتوان یکی از مفاد قرارداد این باشد که فرد عاشق بماند که عاشق ماندن و عاشق شخص دیگری نشدن در اختیار خود شخص نیست.
ملکیان عنوان کرد: نکته سوم اخلاق همسرانگی «شخص تلقی کردن طرف مقابل» است در اینجا شخص در مقابل شی است. اینکه همسر خود را شخص تلقی کرده و شی تلقی نکنیم، میتوان در نتیجه حریم خصوصی باشد. «شخص به حساب آوردن» یک نفر به این معناست که فرد در مقام نظر به عقلانیت و در مقام عمل به آزادی طرف مقابل احترام بگذارد. احترام به عقلانیت نظری یعنی اینکه شخص نخواهد به هر صورتی که هست عقلانیت فرد را بگیرد و عقلانیت خود را به طرف بدهد.
شخص بودن یک شخص به عقلانیت ذهنی و آزادی رفتاری اوست
این پژوهشگر علم اخلاق گفت: همچنین باید به آزادی طرف مقابل احترام بگذاریم؛ یعنی معتقد باشیم که فرد آزاد است چه کند و چه نکند و... . تا زمانی که فرد خلاف مفاد قرارداد عمل نکرده، میتواند آزادی عمل داشته باشد. اگر به عقلانیت نظری و ذهنی و یا آزادی رفتاری و عملی فرد التزام ورزیده نشود، فرد را شی فرض کردهایم.
ملکیان در پایان اضافه کرد: شرط چهارم اخلاق همسرانگی صداقت همراه با صراحت است. صداقت یعنی گفته شخص منطبق بر باورش باشد و صراحت به این معنا که گفته شخص قابل تفسیرهای متعدد نباشد.
انتهای پیام