
آیت الله محسن غرویان در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی پیرامون برداشتها و استنباطها از اسلام اظهار کرد: معتقدیم تفکر، اندیشه و فرهنگ زیربنای نهادهای دیگر اجتماعی، همچون نهاد اقتصاد، سیاست و حکومت است؛ بنابراین این موارد ریشه در تفکر و بینش فرهنگی دارد؛ لذا کسانی که حاکمیت را اداره کرده و در رأس حاکمیت هستند، نوعی نگاه از دین، انسان و جهان داشته و براساس همان تفکر عمل خواهند کرد؛ به این معنا که کنشهای آنان براساس نوع نگاهشان به عالم و آدم است و این قضیه در تمام دنیا همینگونه بوده و در واقع راهی جز این نیست و اگر هر انسان دیگری نیز حاکمیت را در دست داشته باشد، بر طبق نوع فلسفه و تفکری که در مورد خود، دیگران، جامعه و جهان دارد عمل میکند.
وی تصریح کرد: به طور مثال در آمریکا، لیبرالیسم، نگاه فیلسوفانه آنان بوده و کنشگران سیاسی آن نیز چه بدانند و چه ندانند، تحت تأثیر اندیشههای لیبرالیستی امثال ویلیام جیمز هستند؛ یعنی این فلسفه سالها و قرنها بر جامعه آمریکایی حاکم است و تیمهای سیاسی و اقتصادی نیز در واقع متاثر از افکار فیلسوفان آمریکا هستند؛ بنابراین معتقدم فلسفه است که سیاست، اقتصاد و نوع نگاه سیاسی اقتصادی را تولید میکند؛ اگرچه آن فیلسوفان خود روی صحنه نیستند ولی در پشت صحنه عمل میکنند و فلسفه آنان تأثیر مستقیم بر این قضیه دارد؛ لذا در ایران نیز همین قضیه صادق است و اکنون نوع تفکری که بر جامعه ما حاکمیت دارد، دارای نقش زیربنایی است.
غرویان با بیان اینکه قرائتها از دین متفاوت است، اظهار کرد: جامعه ما یک جامعه دینی و مذهبی بوده و در آن شکی نیست و هیچکس نمیتواند آن را انکار کند و علمای دین، اساتید دانشگاهها و اندیشمندان در آن تاثیرگذارند ولی در هر حال نوع قرائت از دین، مذهب و اسلام حرف اول را میزند. به عنوان مثال، زمانی قرائت شما از اسلام یک قرائت تنها فقیهانه است؛ یعنی چندان به دنبال تعقل و عقلانیت نبوده و میگویید ظاهر روایت، قرآن، کتاب و سنت چنین گفته که به طور مثال پیغمبر(ص) واهل بیت(ع) چنین عمل میکرده و ما نیز باید عیناً این گونه عمل کنیم و برخی از علما نیز اینطور صحبت میکنند. به عنوان مثال گفته میشود «چون پیغمبر(ص) زناکار را سنگسار کرده است، ما نیز باید سنگسار کنیم و کاری به تبعات جهانی و بینالمللی آن نداریم؛ ما به حکم خدا عمل میکنیم؛ گرچه هر نوع لوازم و تبعاتی با خود به همراه داشته باشد». پس این نوعی قرائت از اسلام است.
این استاد حوزه علمیه افزود: نوع دیگری از قرائت آن است که یک منبع فقه به نام عقل را دارا هستیم و باید با عقلانیت نیز بسنجیم. آیا در این زمان و جهان و دنیای امروز، اگر زن خلافکاری را سنگسار کنیم، این امر اشمئزاز انسانی را به دنبال دارد یا خیر؟ آیا دنیا را با ما دشمن میکند یا خیر و یا این که عواطف انسانها را جریحهدار میسازد؟
وی بیان کرد: عقل و عقلانیت در طول زمان تغییر میکند؛ نه به این معنا که ریاضیات و هندسه عوض شود؛ بلکه در مسائل انسانی مفهوم و مصداق عقل و عقلانیت تغییر مییابد.
تفکر امام(ره) تفکری بهروز بود
غرویان با بیان اینکه نوع تفکر امام(ره) تفکری بهروز و استنباط ایشان آن بود که فتوا باید مطابق با مقتضیات زمان و مکان امروز باشد، گفت: اکنون ما در کشور دچار چنین بُنبستی هستیم و عدهای از علما، حقوقدانان و فقهای ما به گونهای سفت و سخت برآنند که مرُّ اسلام باید عمل شود و مر اسلام نیز به گمان آنان این است که به طور مثال برای یک دیه باید 100 شتر آورده شود و اگر معادل ریالی آن محاسبه شود، اسلام از بین خواهد رفت! بنابراین قرائتها از اسلام مختلف است و هرکس به گونهای اسلام را تفسیر میکند.
استاد حوزه علمیه ضمن بیان این نکته که باید برداشت و استنباط خود از اسلام را با دنیای امروز هماهنگ کرد، تأکید کرد: ما مسلمان، عالم و مجتهد امروز هستیم و نه مجتهد هزار سال قبل و باید امروز اصول اسلامی را با این فروع جدید هماهنگ کنیم. مسائل اقتصادی، سیاسی و یا روابط با آمریکا، اروپا، چین، کمونیست و غیره همگی بحثهای فقهی، سیاسی و فلسفی دارد. لذا قرائتهای حاکمان، تصمیمگیران و سیاستگذاران متحول است. عدهای میخواهند با نام حفظ سنت، اسلام، نظام و دین، همان قرائتهای ارتجاعی و واپسگرایانه خود را حفظ کنند و اینها مانع اصلی توسعه و پیشرفت کشور از همه جهات همچون صنعت، تکنولوژی، اقتصاد و سیاست هستند.
وی ادامه داد: بعضی افراد تفکرات نو و جدید دارند و میگویند ما اسلام را به گونهای قرائت میکنیم و استنباط ما این است که میتوانیم در دنیای امروز تعامل داشته، گفتوگو کرده و با دنیای امروز پیوند برقرار کنیم. چنین افرادی میخواهند روابط را توسعه دهند؛ در حالی که عدهای هم جوسازی میکنند و چنین جوسازیهایی بسیار مؤثر است.
غرویان در ادامه سخنان خود پیرامون این سؤال که امروز برخی اسلامی را ارائه میدهند که در آن همه گناهکارند؛ مگر این که خلاف آن ثابت شود، بیان کرد: شهید سید محمدباقر صدر که از شاگردان آقای خویی و فقیهی بسیار متفکر، عمیق و روشنفکر بود، در کتابی با عنوان «حلقاتالاصول» بحثی پیرامون برائت عقلی و برائت شرعی و اصل احتیاط و اشتغال مطرح میکند. در شورای نگهبان نیز پیرامون احراز صلاحیت برای مجلس و ریاست جمهوری بحثهایی مطرح گردیده و هربار که انتخابات نزدیک میشود، این بحثها زنده میشود که آیا در صلاحیت افراد اصل را باید بر برائت گذاشت و اگر کسی صلاحیت ندارد، عدم صلاحیت وی باید بر ما روشن شود؟ یا این که اصل را باید برعدم صلاحیت گذاشت الا ما خرج بالدلیل؛ مگر کسانی که صلاحیت آنها را احراز کنیم. شورای نگهبان میگوید ما باید صلاحیت را احراز کنیم و این بدان معناست که اصل عدم صلاحیت افراد است و باید صلاحیت برای ما احراز شود.
استاد حوزه علمیه بیان کرد: دیگران میگویند که اصل بر صلاحیت افراد است و اگر دلیلی بر خلاف دارید، آن را احراز کنید. بنابراین یک اختلاف مبنایی در اینجا وجود دارد و آن همان اختلاف دیدگاه است. عدهای نسبت به انسانها منفینگر و عدهای مثبتنگرند و این ذوقی و سلیقهای است. همانگونه که علما نیز چنیناند؛ برخی اصل بر نجاست و حرمت همه چیز میگذارند؛ الا اینکه دلیل آید چیزی پاک و حلال است و عدهای نیز میگویند آنچه خدا خلق کرده حلال است؛ همانطور که در روایت داریم« كُلُّ شَيْءٍ هُوَ لَكَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَيْنِهِ...» هرچیزی حلال است؛ مگر آنکه دلیلی بر حرمت آن اقامه شود.
وی اضافه کرد: مسیحیت میگوید که انسانها فطرتا همگی پاک و خوب هستند؛ حال اگر کسی خلافی مرتکب شده، این امر عرضی است. عیسی مسیح فرموده من چنین افرادی را نجات خواهم داد و در صورت توبه آنان را پاک میگردانم. بنابراین در کلام مسیحی این نجاست، نجاست اولیه نیست؛ بلکه نجاست ثانویه و عارضی است. اتفاقا عین این مسئله در اسلام نیز وجود دارد.
غرویان با اشاره به آیه «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ» ادامه داد: این آیه خطاب به انسان بیان میکند که همه به سمت خدا حرکت میکنید و خدا را ملاقات میکنید. پس از این آیه این اصل اولیه به دست میآید که حرکت اولیه و طبیعی انسان به سوی خداست و اتفاقا آیات فطرت نیزهمچون «فطرت الله التی فطرت الناس » بیان میکند که فطرت همه انسانها به سمت خدا است و فطرت نیز به معنای خلقت است؛ یعنی خداوند انسان را اینگونه خلق کرده که عدالت، خیرات و خوبیها را دوست دارد. پس بیایید در جامعه به انسانها اینگونه بنگرید که همگی طالب عدالت و خیرند. چراکه به قول افلاطون شر اقلی و خیر اکثری است.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به آیه « وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُون» تصریح کرد: زمانی که خداوند میخواست انسانها را خلق کند، ملائکه گفتند انسان بر روی زمین جنایت خواهد کرد و ما از انسان بهتریم و خداوند فرمود من چیزی میدانم که شما نمیدانید. همچنین در آیه «کُلُّ مولودٌ یولِدُ علی الفطره» بیان میشود که هر انسانی که متولد میشود، براساس یک فطرت الهی خلق شده و پدر و مادر او هستند که او را یهودی، نصرانی و یا منحرف میکنند.
وی با اشاره به اینکه فرهنگ نقش یک زیربنایی را داراست، افزود: اگر نمایندگان مجلس، خبرگان و مسئولان قانونگذار و برنامهریز چنین نگاه مثبتی به انسانها داشته باشند، اختلاف، تشتت و درگیری کاهش و محبت افزایش خواهد یافت.
انتهای پیام