به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، یکی از رسالتھای مھم امامان معصوم تبلیغ دين، بیان احکام و تفسیر قرآن است. میراث قرآنی باقی مانده و ارزشمند وجود مبارک امام حسن مجتبی(ع) از نمونهھای اعلی و عظیم ذخاير تفسیری معصومان(ع) است. امام حسن(ع) به تناسب مسائلی که پیش میآمد، از آیات الهی تفسیرهایش را ارائه میکرد. این امر، گاهی در قالب سخنرانی بود و زمانی در شکل پاسخ به سؤالات قرآنی.
ایشان همواره بهعنوان قافلهسالار خاندان علوی و اهلبیت(ع) در دوره امامتش مورد پرسشهای مختلف قرآنی بود و در سایه آن حجم زیادی از پاسخهای حضرت هم به یادگار مانده است که به بازخوانی برخی میپردازیم.
امام حسن(ع) بعد از بیعت مردم، فرمود: «از ما پیروی کنید که اطاعت ما، چون همراه اطاعت خدای سبحان و پیامبرش باشد، واجب است»، خداوند فرمود: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْکمْ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را نیز اطاعت کنید، هرگاه در امری اختلاف کردید، آن را به خدا و پیامبر عرضه دارید»، (نساء/59). «وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ... ؛ و اگر آن را به پیامبر و اولیای امرشان برگردانند، قطعاً در بین آنان کسانی هستند که آن را دریابند و شما را بر حذر میدارم از گوش دادن به داد و فریاد شیطان که دشمن آشکار شماست»، (نساء/83).
ابوالحسن علیبناحمد واقدی مینویسد: مردی گفت: نزد جوانی رسیدم که صورتش چون طلای سرخ میدرخشید و از رسول خدا(ص) سخن میگفت، از تفسیر «شاهد و مشهود» پرسیدم، فرمود: اما شاهد، محمد است و مشهود، روز قیامت. آیا نشنیدی که میفرماید: «یا ایّها النّبیّ انّا ارسلناک شاهداً (احزاب/45)» و «ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ(هود/103)» پرسیدم: این جوان کیست؟ گفتند: حسن بن علی بن ابی طالب علیهالسلام.
امام کاظم(ع) فرمود: حسن بن علی(ع) فرمود: هر وقت نیازی داشتید، آن را از اهلش بخواهید. سؤال شد: ای فرزند رسول خدا! اهل نیاز چه کسی است؟ فرمود: آن کسانی که خدا در قرآن از آنان یاد میکند: «إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ، تنها ژرفنگرها پند پذیرند(زمر/9)»، ژرفنگرها، همان خردمندانند.
امام حسن(ع) در نامهای به عبدالله بن جندب نوشت: ... مَثَل ما در کتاب خدا، همچون مشکات است که در آیه 35 سوره نور به آن اشاره شده، مشکات، قندیل است و در ما، چراغ است و چراغ، محمد و خاندان او هستند و چراغ در شیشه است. «الزّجاجة کانّها کوکب درّیّ یوقد من شجرة مبارکة علی بن ابیطالب(ع)، لا شرقیة ولاغربیة معروفة لایهودیة و لانصرانیة،يَ كَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ، آن شیشه، گویی اختری درخشان است که از درخت خجسته زیتونی ـ علی بن ابی طالب ـ که نه شرقی و نه غربی است ـ نه یهودی و نه نصرانی است ـ افروخته میشود. نزدیک است که روغن آن ـ هرچند بدان آتش نرسیده باشد ـ روشنی بخشد. نوری بر روی نوری دیگر است. خدا هر که را بخواهد به نور خود هدایت میکند».
سپس ما نجیبان و پیشگامان پیامبران و جانشینان خدا در زمین و همان خالص شدههای برای خدا در کتاب خداییم و ما نزدیکترین مردم به پیامبر خداییم و ما آن کسانی هستیم که خدا دین خود را برای ما تشریع کرد و در کتاب خود فرمود: «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ؛ از دین آنچه را که به نوح درباره آن سفارش کرده برای شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحی کردیم و آنچه را درباره آن به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم که دین را به پا دارید و در آن جدایی نکنید.»، (شوری، 13) و بر امّت محمّد باشید. آری «كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ»، «بر مشرکان گران میآید.»
حسن بن علی (ع) فرمود: هرجا در کتاب خدای سبحان «انّالابرار» آمده است، سوگند به خدا، از آنها جز علی بن ابی طالب و فاطمه و من و حسین را اراده نکرده است. زیرا ما به سبب پدران و مادران خود «ابرار» هستیم و دلهای ما با عبادات و نیکیها بالا رفته و از دنیا و دوستی آن بیزار شده است و ما در همه فرائض الهی از او اطاعت میکنیم و به وحدانیت او ایمان داریم و پیامبرش را تصدیق میکنیم.
مروان بن حکم در مجلس معاویه سخنان ناشایستی علیه امام حسن(ع) به زبان آورد. امام فرمود: مروان! سپاس خدایی را که با این تهدید تو، جز بر طغیان تو نیفزاید، همان طور که خدا فرمود: «فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً، و ما آنان را بیم میدهیم اما جز طغیان بیشتر آنان نمیافزاید.(اسراء/60)» مروان! آیا تو و فرزندانت همان درخت لعنت شده در قرآن نیستید؟ سه بار از رسول خدا(ص) شنیدم که تو را لعنت کرد.
امام حسن(ع) به عمرو بن عاص فرمود: ای عمر! من تو را نمیشناسم، جز از عمل نامشروعی که پنج نفر دربارهاش اختلاف داشتند... به سخن آمدی، و گفتی: من دشمن محمّدم؟! و خدا در کتاب خود نازل فرمود: «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ ؛ حقاً که دشمن تو خود بی نسل است.»، (کوثر، 3)
قطب راوندی در فقه القرآن، درباره «أَدْبارَ السُّجُودِ»؛ «و بهدنبال سجود، او را تسبیح بگوی(ق/40)» میگوید: امام حسن(ع) فرمود: منظور، دو رکعت مستحبّی پس از نماز مغرب است.
از ابن ابی حاتم نقل است که حسن بن علی(ع) درباره «أَصْحابُ الْأُخْدُودِ» فرمود: آنان اهل حبشهاند،(بروج/4)
منابع:
آیه 40 سوره ق، مستدرک الوسایل، آیه 4 سوره بروج ،کنزالعمّال، ج 2 ، آیه 59 سوره نساء ، امالی شیخ طوسی، آیه 45 سوره احزاب، کشف الغمّه، ج 1، ص 543
آیه 49 سوره قمر، التوحید، ص 382، آیه 9 سوره زمر، اصول کافی ، دلائل الامامة
بحارالانوار، آیه 35 سوره نور، آیه 13 سوره شوری ، تفسیر فرات کوفی، آیه 12 سوره انفطار، المناقب، تاریخ یعقوبی ، آیه 60 سوره اسراء، مقتل الحسین(ع)، آیه 3 سوره کوثر