کد خبر: 3919998
تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۸

حسین(ع) فادی امت نیست

برخی بر اساس تفکرات مسیحیت می‌گویند امام حسین‌(ع) کشته شد برای اینکه گناهان ما بخشیده شود، اما فادی بودن حسین‌(ع) با تفکر اسلام سازگاری ندارد.

حسین(ع) فادی امت نیستبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، در بیان شهید مطهری تحریف بر دو قسم لفظی و قالبی، معنوی و روحی است که  تاریخچه با عظمت کربلا هم دچار تحریف لفظی و هم دچار تحریف معنوی شده و در متن پیش رو از کتاب نهضت حسینی استاد شهید مرتضی مطهری تحریفات معنوی در قیام سید‌الشهداء(ع) تبیین شده است.

در بیان استاد: حسین بن علی(ع) می‌گوید من نهضت کردم برای امر به معروف، برای اینکه دین را زنده کنم، برای اینکه با مفاسد مبارزه کنم. نهضت من یک نهضت اصلاحی اسلامی است. ما آمدیم یک چیز دیگری گفتیم. دو تحریف معنوی‌ بسیار عجیب و ماهرانه در اینجا کردیم (نمی‌دانم بگویم ماهرانه یا جاهلانه).

تفکرات جاهلانه درباره حسین(ع) و مسیح

و اما اولین تحریف این است که یک جا گفتیم حسین بن علی(ع)  قیام کرد که کشته شود برای اینکه کفاره گناهان امت باشد، کشته شد برای اینکه گناهان ما آمرزیده  شود. حالا بپرسند آخر این در کجاست؟ خود حسین(ع)  چنین چیزی گفت؟ پیغمبر اکرم(ص) چنین چیزی گفت؟ امام چنین چیزی‌ گفت؟ چنین حرفی را چه کسی گفت؟ می‌گوییم ما به این حرف‌ها چه‌کار داریم؟ امام حسین(ع) کشته شد برای اینکه گناهان ما بخشیده شود. نمی‌دانیم که این فکر را از دنیای مسیحیت گرفته‌ایم. ملت مسلمان خیلی چیزها را ندانسته از دنیای مسیحیت بر ضد اسلام گرفته که یکی از آن موارد همین است.

یکی از اصول معتقدات مسیحی، مسئله به صلیب رفتن مسیح است برای اینکه فادی ‌باشد. الآن «الفادی» لقب مسیح است. این نظر مسیحیت جزء متن مسیحیت است. می‌گویند عیسی به دار رفت و این به دار رفتن عیسی کفاره گناه امت شد، یعنی گناهان خودشان را به حساب عیسی می‌گذارند.

سیدالشهداء(ع)‌ شرکت بیمه گناه تأسیس نکرده است

فکر نکردیم این حرف مال دنیای مسیحیت است و با روح اسلام سازگار نیست، با سخن حسین(ع) سازگار نیست. به خدا قسم تهمت به اباعبدالله‌الحسین(ع) است و الله اگر کسی در ماه مبارک رمضان روزه داشته باشد و این حرف را بزند و بگوید شهادت امام حسین(ع) برای چنین کاری بود و از او نقل کند روزه‌اش باطل است. دروغ بر حسین است. ابا‌عبدالله‌الحسین(ع)‌ که برای مبارزه با گناه کردن قیام کرد، ما گفتیم قیام کرد که سنگری برای گنهکاران شود. ما گفتیم حسین یک شرکت بیمه تأسیس کرد، بیمه گناه.

گفت شما را از نظر گناه بیمه کردم در عوض چه می‌گیریم؟ شما برای من اشک بریزید، من در عوض گناهان شما را جبران می‌کنم، اما شما هر چه می‌خواهید باشید، ابن زیاد باشید، عمر سعد باشید. ما می‌گوییم یک ابن زیاد در دنیا کم بود، یک عمر سعد در دنیا کم بود، یک سنان بن انس در دنیا کم بود، یک خولی در دنیا کم بود، امام حسین(ع) خواست خولی در دنیا زیاد شود، عمر سعد در دنیا زیاد شود، امام حسین(ع) گفت ایها الناس هر چه می‌توانید بد باشید که من بیمه شما هستم!

خصوصی کردن قیام سید‌الشهداء(ع) یک تحریف معنوی است

تحریف معنوی دوم که از نظر تفسیر و توجیه حادثه کربلا رخ داد، این بود که گفتند می‌دانید چرا امام حسین(ع) رفت و کشته شد؟ یک دستور خصوصی فقط برای او بود و به او گفتند تو برو خودت را به کشتن بده. معلوم است، اگر یک چیزی دستور خصوصی باشد، به ما و شما دیگر ارتباط پیدا نمی‌کند، یعنی قابل پیروی نیست.

اگر بگویند حسین بن علی(ع)‌ چنین کرد، تو چنین بکن! می‌گوید حسین از یک دستور خصوصی پیروی کرد، به ما مربوط نیست، به دستورات اسلام که دستورات کلی و عمومی است مربوط نیست! آن یک دستور خصوصی، مخصوص خودش بود. حال تفاوت این دو چگونه است؟ امام حسین(ع) خودش فریاد کشیده است که علل و انگیزه قیام من مسائلی است که بر اصول کلی اسلام منطبق می‌شود، احتیاجی به دستور خصوصی نیست.

دستور خصوصی در جایی می‌گویند که دستورهای عمومی وافی نباشد. امام حسین(ع) در کمال صراحت فرمود اسلام دینی است که به هیچ مؤمنی حتی نفرمود به امام اجازه نمی‌دهد که در مقابل ظلم و ستم، مفاسد و گناه بی‌تفاوت بماند. امام حسین(ع) مکتب به وجود آورد ولی مکتب عملی اسلامی. مکتب او همان مکتب اسلام است، ولی اسلام بیان کرد و حسین بن علی(ع) عمل کرد. در درجه اول بیش از هر کس دیگر عمل کرد.

عاشورا مکتب عملی اسلام است

مکتب عملی اسلام را ماهرانه (تحریف کردیم) برای اینکه این حادثه را از مکتب بودن خارج کنیم و قهراً از قابل پیروی بودن خارج کنیم. وقتی از مکتب بودن خارج شد، دیگر قابل پیروی نیست. وقتی قابل پیروی نشد، پس دیگر از حادثه کربلا نمی‌شود استفاده کرد.

از اینجا ما حادثه را از نظر اثر مفید داشتن عقیم کردیم. خیلی به نظر کوچک می‌آید که بگویند دستور خصوصی بود ولی می‌گوییم وقتی گفتی دستور خصوصی، معنایش این است که دستورهای عمومی در این زمینه‌ها کافی و وافی نیست، یعنی اگر دستور خصوصی نمی‌رسید اسلام دستوری نداشت که بگوید در چنین شرایطی باید حرکت و قیام کرد بلکه اسلام می‌گفت هرچه به نظرتان می‌رسد عمل کنید. این خیانتی است به حسین بن علی(ع) و آیا خیانتی از این بالاتر هم در دنیا صورت گرفته است؟

بالاتر بودن خطر تحریف معنوی حادثه عاشورا از تحریف لفظی

تحریف معنوی در حادثه عاشورا از تحریفات لفظی صد درجه خطرناک‌تر است. در تحریف لفظی مثلاً کسی می‌گوید من حدس می‌زنم روز عاشورا 72 ساعت بود بعد هم اصرار می‌کند که 72 ساعت بود خوب یک چرندی گفته است.

آنکه می‌گوید حسین بن علی(ع) 300 هزار نفر را کشت، آنکه می‌گوید عروسی قاسم،‌ درست است که به حسین بن علی(ع) اهانت کرده، آنکه می‌گوید زعفر جنی آمد، آنکه می‌گوید زینب با حسین(ع) چنین گفت و چنان گفت، آنکه گفت اباعبدالله فرمود کیست برای من اسب بیاورد، اعوان و انصاری هم نداشت، زینب اسب حضرت را آورد و ... این دروغ‌ها برای هدف امام حسین(ع) آنقدر خطر ندارد که تحریف‌های معنوی خطرناک است. بنابراین ما آمدیم نهضت حسین بن علی(ع) را که خود، هدف و منظوری داشته است مسخ و تحریف کردیم.

منبع: نهضت حسینی از استاد شهید مرتضی مطهری

انتهای پیام
captcha