به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، یكی از واقعيتهای امروز در زندگی بشر مواجهه ميان اديان است و بهترين شيوه اين مواجهه، گفتوگو اسـت بـه ايـن معنا كه پيروان اديان در فضايی معرفتی و به دور از فشارهای سياسی و تعصبهای فرقهای، درباره اشتراک و اختلافها با هم گفتمان كنند. تا آنجا كه به مواجهه مسيحيت و اسلام مربوط است، در دوران معاصر سالهاست كه گفتوگوهايی برگزار میشود. در این گفتوگوها، اين اديان همه داشتههای خويش را به اصطلاح «بر روی دايره» میريزند و میكوشند تا كفه وجوه مثبت خويش را سنگينتر كنند. حتی اگر اين مقايسه در قالب گفتوگوی مستقيم هم نباشد همواره بهطور غيرمستقيم از طريق انواع و اقسام رسانهها انجام میشـود و بهویژه در سالهای اخير كه با كمال تأسف در اثر افراطكاریها و بیاخلاقیهايی كه به هردليل به نام اسلام انجام میشود، چنين گفتوگوها و مقايسههایی دو چندان ضرورت يافته است.
هانری كربن، فیلسوف، ایرانشناس، اسلامشناس و شیعهشناس فرانسوی، در نوشتههای مختلف خود چنان سخن میگويد كه گويی میخواهد نشان دهد كه چگونه بايد وارد اين گفتوگو شد، يا به عبارت دیگر بايد كدام داشتهها را بر روی دايره ريخت تا موضع اسلام در مرتبه برتری قرار بگيرد.
بهطور كلی بايد توجه داشت كه دغدغه اصلی كربن، معنويت در اديان ابراهيمی اديان صاحب كتاب است، تا آنجا كه به مسيحيت و اسلام مربوط است، كتاب آسمانی، موهبتی است كه در اختيار هر دو دين قرار گرفته است. اينكه نام متن آسمانی، مسيحيان «Bible»، كتاب مقدس» است و يكی از نامهای متن آسمانی مسلمانان «كتاب» است، امری تصادفی نيست، در اين اديان، عارف نيز ذيل «پديدار كتاب» معنا پيدا میكند.
موقعيت خاص عارف نوعی مواجهه با يک پيام و وحی نبوی است. وصف بارز اين موقعيت تفسير دين عرفانی و دين نبوی است. چنين موقعيتی فقط در مورد يک اهل كتاب، يک «فرد برخوردار از كتاب آسمانی» يعنی جامعهای كه دين آن بر يک كتاب وحيانی از سوی يک پيامبر مبتنی شده، قابلتصور است.
جالب اينجاست كـه برهمین اساس میتوان ديدگاه كسانی را كه با توجه به شباهتهای ميان عرفان اسلامی و برخی وجوه آئين بودا، آئين هندو يا حتی فلسفه يونانی، يک منشأ غير از كتاب وحيانی برای آن قائل میشوند را مردود دانست، زيرا اين شباهتها در نهايت شباهتهايی ظاهریاند و خاستگاههای متفاوتی دارند، شباهتهای حقيقی را بايد در ميان اديان اهل كتاب جستوجو كرد.
نمیتوان عرفان اسلامی يا عرفان مسيحی را به چيزی غير از دين نبوی و وحی آسمانی مكتـوب شده در كتاب، باز بـرد و بدين ترتيب میتوان گفت عرفان و معنویت تطبیقی به معنای دقیق کلمه بايد در ميان اديان صاحب كتاب برگزار شود. اما وقتی سخن از آبشخور مقايسهای حقيقی عرفان و معنويت اسلامی به ميان میآيد، لازم است كـه در اين خصوص عمیقتر فکر کرد.
ممكن است پذيرفته شود كه در اسلام علاوه بر شريعت، طريقت نيـز وجود دارد و علاوه بر فقه، حكمت و عرفان نيز موجود است، اما پذيرفتن وجود آنها يک چيز است و درک صحيحشان چيز ديگر، به اعتقاد كربن آبشخور حقيقی معنويت اسلامی، تشيع است.
در حقيقت كربن مابه ازاء چيزی را كه در سنت عرفانی مسيحيت درباره كليسای باطنی بيان شده است، در تأويل اهل معنا در عالم اسلام درباره خانـه كعبه بـهطور كلی و حجرالاسود بهطور خاص، بازيابی میكند. با اين تفاوت كه اين نوع تأويل، گويی در ميان عارفان و حكيمان ما هم به شكل پختهتر و عالمانهتری بيان شدهاست و هم سنت اين نوع تأويل عرفانی از عبادت و معبد ريشهدارتر و نيز زندهتر از آن چيزی است كه در مسيحيت و مغرب زمين ديده میشود، بنابراين میتوان نتيجه گرفت كه كفه معنويت اسلامی سنگينتر است.
در مجموع میتوان گفت اگر بناست كليسا همچنان كليسای باطنی باشد و معبد و عبادت، روح حقيقی خويش را حفظ كند، اين مسير را در معنويت اسلامی میتوان دنبال كرد، نه در معنويت مسيحی، به گونهای كه از جانب كليسای رسمی ترويج میشود.
معنويت مسيحی اگر هم «كليسای باطني» را در قالب نهانجويی و باطنیگرايی دروغين يكسره نابود نكرده باشد، لااقل آن را به حاشيه رانده و به «كليسای درون» تنزل داده است.
هانری کُربَن(Henry Corbin) (زاده ۱۴ آوریل ۱۹۰۳ – درگذشته ۷ ژوئیهٔ ۱۹۷۸) فیلسوف، ایرانشناس، اسلامشناس و شیعهشناس فرانسوی بوده و بخشی از عمر خود را در ایران و خاورمیانه سپری کرده است.
گردآوری: آیناز یاحسینیپور
منابع:
انتهای پیام