«امام»، جلودار و قافله سالار کاروان صالحان براى رسیدن به کمال مطلوب و سعادت دنیوى و اخروى است. «امامت»، هدایت خلق به سوى خداست.
بعد از شهادت امام حسین (ع)، شیعیان کوفه به خاطر بىوفایى و پیمانشکنى که نسبت به آن حضرت از خود نشان داده بودند، به شدت پشیمان بودند.آنها به امام حسین(ع) نامه نوشتند و عاجزانه اصرار کردند تا آنها را از ظلم و جور امویان نجات دهد. اگرچه امام حسین(ع) باید براساس رسالت الهى خویش اقدام به امر به معروف و نهى از منکر مىکرد و در مقابل ظالمان موضع مىگرفت، حتى اگر کوفیان از او دعوت نمىکردند، اما دعوت آنها نیز یکى از علل قیام امام و حرکت او به طرف کوفه بود، با این وجود، آنها بعد از دعوت امام حسین (ع) او را تنها گذاشتند و یارىاش نکردند.
کوفیان براى سومینبار، در حادثه کربلا طعم تلخ شکست و زبونى را در مقابل شامىها چشیده بودند. آنها تنها راه جبران گناه عظیم کشته شدن امام و شکستهاى تحقیرکننده خویش را، قیام و خونخواهى امام حسین (ع) مىدانستند و مىگفتند: تنها راه توبه ما نیز قیام و کشتن دشمنان است. آنان به دلیل پشیمانى از اعمال گذشته خود، در تاریخ اسلام به «توابین» شهرت یافتند.
نهضت توابین تحت رهبرى پنج نفر از قدیمىترین و معتمدترین یاران حضرت على(ع) انجام گرفت. ثمره قیام توابین عبارت بود از:
1. ایجاد رعب و وحشت بر قلوب جنایتکاران اموى، چون قیام آنها شدیدترین نهضتى بود که تا آن موقع به وقوع پیوست.
2. زمینهسازى سیاسى و نظامى براى قیام مهمترى که به وقوع پیوست. در واقع، قیام توابین «تشیع» را قدمى دیگر به طرف وجودى مستقل به پیش برد.
3. این قیام سبب شد تا خاکستر از روى آتش تشیع برداشته، آتش دلهاى داغدیده آنها فروزانتر و در نهایت، منجر به نابودى حکومت امویان شود.
اگر بخواهیم به طور دقیقتر موضع امام سجاد(ع) در قبال قیامهاى معاصرش و ارتباط آن حضرت با این نهضتها را بررسى کنیم، لازم است شرایط سیاسى و اجتماعى، رفتار حکام، موقعیت شخصى و خانوادگى امام، وضعیت فکرى، سیاسى و عقیدتى مردم و حوادث آن دوران را ترسیم نماییم.
امام سجاد(ع) در شرایطى عهدهدار «امامت» شد که سنگینترین غمها و جراحتهاى روحى و عاطفى بر قلبش وارد شده بود، مانند شهادت مظلومانه پدر، برادران و اقوام، بىسرپرست شدن دهها زن و کودک داغدیده، آوارگى و اسارت از کربلا به کوفه و شام و مدینه، نداشتن مدافعان و حامیان صادق، کنترل شدید حکومت مستبد و خونریز که حتى در ریختن خون فرزندان پیامبراکرم و انجام زشتترین و خشنترین اعمال، باکى نداشتند و با رفتارى وحشیانه نفسها را در سینهها حبس و جرأت اعتراض و انتقاد را از هر معترضى سلب نموده بودند، بهطورىکه به خاطر مخالفت، سهمیه بیت المال و عطایاى یک شهر را قطع مىکردند.
عنصر مهم دیگرى که مىتوانست در موضعگیرى امام سجاد(ع) در قیامها تأثیر بگذارد، مردم بودند. امام سجاد(ع) چگونه مىتوانست به آن مردم اعتماد نماید و به پشتوانه آنها در صحنه سیاسى، اجتماعى حضور پیدا کند و یا موضع مثبت خودش را اظهار نماید؟ در حالى که سستىها و بىوفایىهاى مردم کوفه را نسبت به جد بزرگوارش، امیرمؤمنان(ع) و عمویش، امام حسن (ع) و پدرش امام حسین (ع) دیده و شاهد بود که چگونه این مردم بارها در صحنههاى حساس سیاسى و نظامى، امام و رهبر خود را نه تنها رها نمودند، بلکه در مقابلش شمشیر کشیدند و در بحرانهاى سیاسى و احساس خطرهاى جدى، سکوت و انزوا را پیشه خود ساختند و آن را بر قیام و جهاد و شهادت ترجیح دادند و یا نامردانه به صفوف دشمنان پیوستند، مانند دوران امامحسین(ع).
خطبهاى که امام سجاد(ع) در جمع مردم کوفه خواند، بیانگر شناخت دقیق امام از مردم کوفه و نشانه وضعیت فردى و اجتماعى خود و خانوادهاش و بهترین دلیل براى سکوت امام و انزواى سیاسى اوست. بعد از سخنرانى امام سجاد(ع)، مردم به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند و یکصدا فریاد زدند: اى فرزند رسول خدا! ما گوش به فرمان و پاسدار حق شما هستیم. اکنون فرمان بده تا اطاعت کنیم.
امام سجاد (ع) فرمود: هرگز، هرگز تحتتأثیر شعارهاى شما قرار نخواهیم گرفت و به شما اعتماد نخواهم کرد. میان شما و آرمانهایى که اظهار مىدارید، فاصلهها و موانع بسیارى است.
نهضت توابین و قیام مردم کوفه، نتایج نسبتا خوبى براى مسلمانان حقطلب به دنبال داشت و زمینه را براى قیامهاى بعدى فراهم نمود و بیم و ترس را در دل امویان انداخت. هدف توابین نیز مقدس بود؛ ریشهکن نمودن ظلم و فساد و دفاع از دین و سپردن حکومت به دست صالحان و فرزندان رسول خدا. چون قیام توابین حرکتى بىموقع، نسنجیده، خودسرانه و محدود بود، طبعاً امام سجاد(ع) نمىتوانست موضع صریحى در حمایت از آنها داشته باشد، ولو اینکه از لابهلاى سخنرانىهاى آنها مىشود فهمید که توابین، امام سجاد(ع) را به عنوان رهبر دینى و امام قبول داشتند و مصمم بودند قبل از پیروزى کامل، از ذکر نام او به عنوان امام و رهبر خویش خوددارىکنند، اما در طول مبارزات، اشارات مبهم و مخصوصى به امامت آن حضرت مىنمودند.
توابین وقتى با لشکر شام مواجه شدند، در مقابل پیشنهاد آنها براى رها کردن جنگ، خواستههایى را عنوان نمودند، از جمله: تحویل دادن عبیداللّه بن زیاد (فرمانده لشکر شام) به آنها و برکنار نمودن عبدالملک بن مروان (خلیفه وقت)، تا توابین بتوانند حکومت و رهبرى جامعه را به اهلبیت پیامبراکرم واگذار نمایند.
موارد ذکر شده تنها مىتواند به قیام توابین جهت بدهد و هدف و انگیزه آنها را روشن نماید. شاید بتوان گفت که قیام آنها با اذن غیرمستقیم امام عصر بوده است، یعنى امامسجاد(ع) اگرچه هیچ موضع صریحى که دلالت بر تأیید یا رد توابین باشد، اتخاذ ننمود ـ به خاطر موانعى که ذکر شد و به خاطر قبول نداشتن شیوه مبارزه آنها ـ با اصل قیام که نهضتى ضد ظلم و براى اجراى عدالت بود، موافق بود.
ائمه معصومین نهضتهاى عصر خویش را نه به طور مطلق رد کردند و نه پذیرفتند، بلکه آنها را که در چارچوب اهداف امامت و براساس حق محورى حرکت کردند، تأیید و بقیه را رد نمودند. قیام توابین چون در معیار حق مىگنجید، تاریخ هیچگونه ردى را در مورد آن به امام سجاد (ع) نسبت نداده است. دلیلى هم براى مخالفت وجود نداشت، چون این قیامها فوایدى داشت که قبلاً ذکر شد.
میرزا ابوالحسن شعرانى در ترجمه کتاب نفس المهموم، پاسخ را چنین بیان نموده است: «در جواب مىگوییم امام سجاد(عج) از مردم کنارهگیرى کرده بود و حال او مانند حال امام زمان در عصر ما است. همانطورى که در زمان ما نمىشود در اجراى احکام ضرورى دین منتظر ظهور امام زمان(عج) شد، مانند رسیدگى به ایتام و محجورین، قصاص، دفاع، حدود و... چون ترک اینها موجب فتنهها و تسلط اشرار مىشود، با این که اینها از وظایف امام زمان(عج) است، توابین نیز وظیفه مجاهدت و توبه کردن داشتند با کشتن قاتلین سیدالشهداء علیهالسلام.
اگرچه امام سجاد(ع) در قیام حضور نداشت و مصلحت در اقدام او نبود ولى نهى نیز نفرمود و توابین نیز تمسک به آیه قرآن نمودند و اگر کسى حکم خدا را بهوسیله قرآن یا اجماع یا عقل بداند، مانند این است که از لفظ و زبان امام شنیده باشد.
اگر چه توابین جان و مال خویش را در راه هدفى مقدس که رضاى خداوند، انتقام خون شهداى کربلا، ریشهکن نمودن کانون فتنه اموى و سپردن امور جامعه به دست اهلبیت پیامبر(ص) نهادند، اما آن همه خسارت و کشته، یک هزارم اثر حادثه کربلا را از خود برجاى نگذاشت، چون اگر رهبران توابین و برجستگان قیام که خود از دعوتکنندگان حسین بن على(ع) بودند، آن حضرت را یارى مىکردند، حادثه کربلا به گونهاى دیگر رقم مىخورد.
منابع:
Ensani.ir
www.sid.ir
pajoohesh.howzehtehran.com
www.noormags.ir
انتهای پیام