کد خبر: 3959821
تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۱:۱۱

امام سجاد (ع) و نهضت توابین

هدف اصلى از تحقیق و کاوش در زندگى معصومین(ع)، در حقیقت شناخت مواضع دینى، سیاسى و اجتماعى آنها براى دستیابى به پیام‏‌ها، درس‌‏ها و عبرت‏‌هایى است که در سیره عملى آنها دیده مى‌‏شود.

امام سجاد (ع) و نهضت توابین«امام»، جلودار و قافله سالار کاروان صالحان براى رسیدن به کمال مطلوب و سعادت دنیوى و اخروى است. «امامت»، هدایت خلق به سوى خداست.

بعد از شهادت امام حسین (ع)، شیعیان کوفه به خاطر بى‏‌وفایى و پیمان‌شکنى که نسبت به آن حضرت از خود نشان داده بودند، به شدت پشیمان بودند.آنها به امام حسین(ع) نامه نوشتند و عاجزانه اصرار کردند تا آنها را از ظلم و جور امویان نجات دهد. اگرچه امام حسین(ع) باید براساس رسالت الهى خویش اقدام به امر به معروف و نهى از منکر مى‏‌کرد و در مقابل ظالمان موضع مى‏‌گرفت، حتى اگر کوفیان از او دعوت نمى‏‌کردند، اما دعوت آنها نیز یکى از علل قیام امام و حرکت او به طرف کوفه بود، با این وجود، آنها بعد از دعوت امام حسین (ع) او را تنها گذاشتند و یارى‌‏اش نکردند.

کوفیان براى سومین‌بار، در حادثه کربلا طعم تلخ شکست و زبونى را در مقابل شامى‏‌ها چشیده بودند. آنها تنها راه جبران گناه عظیم کشته شدن امام و شکست‏‌هاى تحقیرکننده خویش را، قیام و خون‌خواهى امام حسین (ع) مى‏‌دانستند و مى‏‌گفتند: تنها راه توبه ما نیز قیام و کشتن دشمنان است. آنان به دلیل پشیمانى از اعمال گذشته خود، در تاریخ اسلام به «توابین» شهرت یافتند.

نهضت توابین تحت رهبرى پنج نفر از قدیمى‏‌ترین و معتمدترین یاران حضرت على(ع) انجام گرفت. ثمره قیام توابین عبارت بود از:

1. ایجاد رعب و وحشت بر قلوب جنایتکاران اموى، چون قیام آنها شدیدترین نهضتى بود که تا آن موقع به وقوع پیوست.

2. زمینه‌سازى سیاسى و نظامى براى قیام مهمترى که به وقوع پیوست. در واقع، قیام توابین «تشیع» را قدمى دیگر به طرف وجودى مستقل به پیش برد.

3. این قیام سبب شد تا خاکستر از روى آتش تشیع برداشته، آتش دل‌‏هاى داغدیده آنها فروزان‏‌تر و در نهایت، منجر به نابودى حکومت امویان شود.

شرایط سیاسى، اجتماعى امام سجاد(ع)

اگر بخواهیم به طور دقیق‏‌تر موضع امام سجاد(ع) در قبال قیام‏‌هاى معاصرش و ارتباط آن حضرت با این نهضت‏‌ها را بررسى کنیم، لازم است شرایط سیاسى و اجتماعى، رفتار حکام، موقعیت شخصى و خانوادگى امام، وضعیت فکرى، سیاسى و عقیدتى مردم و حوادث آن دوران را ترسیم نماییم.

امام سجاد(ع) در شرایطى عهده‏‌دار «امامت» شد که سنگین‏‌ترین غم‌‏ها و جراحت‏‌هاى روحى و عاطفى بر قلبش وارد شده بود، مانند شهادت مظلومانه پدر، برادران و اقوام، بى‏‌سرپرست شدن ده‌‏ها زن و کودک داغدیده، آوارگى و اسارت از کربلا به کوفه و شام و مدینه، نداشتن مدافعان و حامیان صادق، کنترل شدید حکومت مستبد و خونریز که حتى در ریختن خون فرزندان پیامبراکرم و انجام زشت‏‌ترین و خشن‏‌ترین اعمال، باکى نداشتند و با رفتارى وحشیانه نفس‏‌ها را در سینه‏‌ها حبس و جرأت اعتراض و انتقاد را از هر معترضى سلب نموده بودند، به‌طورى‌که به خاطر مخالفت، سهمیه بیت المال و عطایاى یک شهر را قطع مى‏‌کردند.

عنصر مهم دیگرى که مى‌‏توانست در موضع‏‌گیرى امام سجاد(ع) در قیام‏‌ها تأثیر بگذارد، مردم بودند. امام سجاد(ع) چگونه مى‏‌توانست به آن مردم اعتماد نماید و به پشتوانه آنها در صحنه سیاسى، اجتماعى حضور پیدا کند و یا موضع مثبت خودش را اظهار نماید؟ در حالى که سستى‌‏ها و بى‏‌وفایى‏‌هاى مردم کوفه را نسبت به جد بزرگوارش، امیرمؤمنان(ع) و عمویش، امام حسن (ع) و پدرش امام حسین (ع) دیده و شاهد بود که چگونه این مردم بارها در صحنه‌‏هاى حساس سیاسى و نظامى، امام و رهبر خود را نه تنها رها نمودند، بلکه در مقابلش شمشیر کشیدند و در بحران‏‌هاى سیاسى و احساس خطرهاى جدى، سکوت و انزوا را پیشه خود ساختند و آن را بر قیام و جهاد و شهادت ترجیح دادند و یا نامردانه به صفوف دشمنان پیوستند، مانند دوران امامحسین(ع).

خطبه‏‌اى که امام سجاد(ع) در جمع مردم کوفه خواند، بیانگر شناخت دقیق امام از مردم کوفه و نشانه وضعیت فردى و اجتماعى خود و خانواده‌‏اش و بهترین دلیل براى سکوت امام و انزواى سیاسى اوست. بعد از سخنرانى امام سجاد(ع)، مردم به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند و یک‌صدا فریاد زدند: اى فرزند رسول خدا! ما گوش به فرمان و پاسدار حق شما هستیم. اکنون فرمان بده تا اطاعت کنیم.

امام سجاد (ع) فرمود: هرگز، هرگز تحت‌تأثیر شعارهاى شما قرار نخواهیم گرفت و به شما اعتماد نخواهم کرد.  میان شما و آرمان‏‌هایى که اظهار مى‌‏دارید، فاصله‌‏ها و موانع بسیارى است.

موضع امام سجاد (ع) در قیام توابین

نهضت توابین و قیام مردم کوفه، نتایج نسبتا خوبى براى مسلمانان حق‌طلب به دنبال داشت و زمینه را براى قیام‏‌هاى بعدى فراهم نمود و بیم و ترس را در دل امویان انداخت. هدف توابین نیز مقدس بود؛ ریشه‏‌کن نمودن ظلم و فساد و دفاع از دین و سپردن حکومت به دست صالحان و فرزندان رسول خدا. چون قیام توابین حرکتى بى‏‌موقع، نسنجیده، خودسرانه و محدود بود، طبعاً امام سجاد(ع) نمى‌‏توانست موضع صریحى در حمایت از آنها داشته باشد، ولو این‌که از لابه‌‏لاى سخنرانى‏‌هاى آنها مى‌‏شود فهمید که توابین، امام سجاد(ع) را به عنوان رهبر دینى و امام قبول داشتند و مصمم بودند قبل از پیروزى کامل، از ذکر نام او به عنوان امام و رهبر خویش خوددارى‌کنند، اما در طول مبارزات، اشارات مبهم و مخصوصى به امامت آن حضرت مى‏‌نمودند.

توابین وقتى با لشکر شام مواجه شدند، در مقابل پیشنهاد آنها براى رها کردن جنگ، خواسته‌‏هایى را عنوان نمودند، از جمله: تحویل دادن عبیداللّه بن زیاد (فرمانده لشکر شام) به آنها و برکنار نمودن عبدالملک بن مروان (خلیفه وقت)، تا توابین بتوانند حکومت و رهبرى جامعه را به اهل‏‌بیت پیامبراکرم واگذار نمایند.

موارد ذکر شده تنها مى‌‏تواند به قیام توابین جهت بدهد و هدف و انگیزه آنها را روشن نماید. شاید بتوان گفت که قیام آنها با اذن غیرمستقیم امام عصر بوده است، یعنى امام‌سجاد(ع) اگرچه هیچ موضع صریحى که دلالت بر تأیید یا رد توابین باشد، اتخاذ ننمود ـ به خاطر موانعى که ذکر شد و به خاطر قبول نداشتن شیوه مبارزه آنها ـ با اصل قیام که نهضتى ضد ظلم و براى اجراى عدالت بود، موافق بود.

ائمه معصومین نهضت‌‏هاى عصر خویش را نه به طور مطلق رد کردند و نه پذیرفتند، بلکه آنها را که در چارچوب اهداف امامت و براساس حق محورى حرکت کردند، تأیید و بقیه را رد نمودند. قیام توابین چون در معیار حق مى‏‌گنجید، تاریخ هیچ‌گونه ردى را در مورد آن به امام سجاد (ع) نسبت نداده است. دلیلى هم براى مخالفت وجود نداشت، چون این قیام‌‏ها فوایدى داشت که قبلاً ذکر شد.

چرا توابین بدون اجازه امام دست به جهاد و قیام زدند؟

میرزا ابوالحسن شعرانى در ترجمه کتاب نفس المهموم، پاسخ را چنین بیان نموده است: «در جواب مى‏‌گوییم امام سجاد(عج) از مردم کناره‏‌گیرى کرده بود و حال او مانند حال امام زمان در عصر ما است. همان‌طورى که در زمان ما نمى‌‏شود در اجراى احکام ضرورى دین منتظر ظهور امام زمان(عج) شد، مانند رسیدگى به ایتام و محجورین، قصاص، دفاع، حدود و... چون ترک این‌ها موجب فتنه‌‏ها و تسلط اشرار مى‏‌شود، با این که این‌ها از وظایف امام زمان(عج) است، توابین نیز وظیفه مجاهدت و توبه کردن داشتند با کشتن قاتلین سیدالشهداء علیه‏السلام.

اگرچه امام سجاد(ع) در قیام حضور نداشت و مصلحت در اقدام او نبود ولى نهى نیز نفرمود و توابین نیز تمسک به آیه قرآن نمودند و اگر کسى حکم خدا را به‌وسیله قرآن یا اجماع یا عقل بداند، مانند این است که از لفظ و زبان امام شنیده باشد.

اگر چه توابین جان و مال خویش را در راه هدفى مقدس  که رضاى خداوند، انتقام خون شهداى کربلا، ریشه‌کن نمودن کانون فتنه اموى و سپردن امور جامعه به دست اهل‏‌بیت پیامبر(ص) نهادند، اما آن همه خسارت و کشته، یک هزارم اثر حادثه کربلا را از خود برجاى نگذاشت، چون اگر رهبران توابین و برجستگان قیام که خود از دعوت‌کنندگان حسین بن على(ع) بودند، آن حضرت را یارى مى‏‌کردند، حادثه کربلا به گونه‏‌اى دیگر رقم مى‏‌خورد.

منابع:

Ensani.ir

www.sid.ir

pajoohesh.howzehtehran.com

www.noormags.ir

انتهای پیام
captcha