سوره حمد هفت آیه دارد و هفت کلمه که هر کدام یکبار تکرار شده است و در واقع هفت کلمه آن بهصورت دوتایی است که عبارتند از اللّه، رحمن، رحیم، ایاک، صراط، علیهم و کلمه هفتم «غیر» است که تکرارش بهصورت «لا» صورت گرفته است؛ یعنی «لا» که در فراز «غیر المغضوب علیهم ولاالضالین» موجود است، دقیقا به معنای «غیر» و جایگزین آن است.
شاید نامگذاری این سوره به سبع مثانی (هفت تا دو تایی) به همین مناسبت باشد. به هر حال سوره کوچکی که دارای هفت آیه است، هفت کلمه تکراری دارد، اما این کلمههای تکراری چنان در بین آیات سوره جاسازی شده است که بدون عنایت و دقت، تکراری بودن آنها به چشم نمیآید.
بیشتر بخوانید:
الف و لامهای به کار رفته در «اسم»های سوره «حمد»، به 14 عدد که هفت تا دوتاست، بالغ میشود و روشن میگردد که کلمات اصلی این سوره اعم از اسماء و افعال تنها 28 کلمه است، یعنی چهار تا هفت تا که در واقع مساوی با تعداد کلمات تکراری و تعداد الف و لامها است. با این حساب تعداد الف و لامهای تکراری و تعداد کلمات تکراری با مجموع کلمات اصلی مساوی است و با همه این احوال، تکراری در الفاظ به نظر نمیآید و معجزه بودن قرآنکریم نمود بیشتری مییابد.
حال اگر خود را از قید و بند الفاظ خارج سازیم و بهسراغ معانی رویم، مطالب جالبتر و زیباتری نصیبمان خواهد شد که روح و روانمان را صفا میبخشد و شاید دلیل وجوب تکرار همیشگی این سوره در نمازها نیز برایمان روشن شود.
چون خداوند وجودی است که از اوصافش رحمانیت و رحیمیت (مهرورزی و مهربانی) است، بنده به نام او کارها، اعم از خواندن قرآن، نماز، یا حتی کارهای عادی روزمره را آغاز میکند تا توجه نماید که همه کارها باید در سایه رحمتگری، مهربانی و مهرورزی آغاز شود و به پایان برسد و کامل شود؛ بهویژه که همین خداوند مهربان، رب، مدیر و صاحب اختیار موجودات جهان است. بنابراین موجودات را به گونهای آفریده و پرورش داده است که در مقابل مهربانی و مهرورزی او از خود واکنش مثبت نشان دهند. اصلِ «نیکی با بدی و حسنه با سیئه مساوی نیست» تنها در دایره انسانها نیست، بلکه در سرتاسر هستی جاری است.
به عبارت دیگر چون خداوند رحمان و رحیم و خالق همه جهان است و خالق به استناد «کُلَُّ یعمَل ُعَلی شاکِلَتِه» براساس شاکله خود عمل میکند و چون شاکله انساش رحمت است، جهان را براساس رحمت آفریده و بههمین جهت جهان در مقابل رحمت، مهربانی و مدارا، بهترین واکنشها را از خود نشان میدهد و سرتسلیم فرود میآورد.
پس در اول هرکاری «بسم اللّه الرحمن الرحیم» گفته میشود تا آن کار با مهربانی و نرمی آغاز شود تا سامان و فرجام نیک نیز بیابد. شاید احادیثی که میفرماید هر کاری که با «بسماللّه» آغاز نشود ناقص میماند، اشاره به همین حقیقت داشته باشد.
بنابراین تمامی کارهای این جهان، در سایه رحمت شکل میگیرد و در فضای اُنس و مهربانی، درست و راست میشود. سؤالی که در اینجا رخ مینماید، این است که تکرار «الرحمن الرحیم» چه نقشی در محتوا و مسائل قابل فهم از سوره را به عهده دارد؟
به نظر میرسد که تکرار «الرحمن الرحیم» برای بیان و تفسیر روشنتر «مالک یوم الدین» باشد و در واقع درصدد بیان این نکته باشد که روز قیامت روز تجلی مهربانی و رحمت خداست و خداوند با صفت مهربانیت، در آن روز حکومت میکند تا خداشناسان و خداباوران، نه تنها از مرگ و رفتن به صحنه قیامت نهراسند، بلکه آن را راه نجات از گرفتاریهای خود بدانند و به راحتی خود را به دست مرگی که خود کمالی از کمالات است و زندگی جاوید بعدی را به همراه دارد بسپارد.
این برداشت مؤیداتی از آیات دیگر قرآن هم دارد، به عنوان مثال آیه «کَتَبَ عَلی نَفسِهِ الرَحمَة لَیحَمَعَنَّکُم الی یومِ القِیامَة» به راحتی دلالت میکند که حتمی ساختن رحمت بر خویش، با گردآوری مردم در قیامت رابطه مستقیم و تنگاتنگ دارد. تکرار «الرحمن الرحیم» برای این است که نشان دهد کارهای جهان نیز براساس مهربانی و رحمت به سامان و فرجام میرسد و خداوند با این دو صفت در آنجا تجلی میکند و صحنه قیامت را در اختیار دارد.
نکته جالبتری که در اینجا وجود دارد این است که در نصفه اول سوره حمد، خداوند اصلاً نمیبیند. به همین جهت اعلام میکند که تنها تو را عبادت میکنم و تنها از تو یاری میجویم، زیرا غیر از تو چیزی و کسی وجود ندارد تا او را بپرستم، یا از او کمک خواهم.
از این جا است که نقش رحمت و مهربانی در شناخت روشن میشود تا بتوان به جرئت و با ندای بلند اعلام کرد که معرفی خداوند با اسامی قهر و غلبه، عذابکننده، انتقامگیرنده، جبار و… اگرچه ممکن است افراد را به عبادت او بکشاند و انسانها از بیم عذاب و عقابش، سر تسلیم فرود آورند، اما شناخت او و حضور در محضر او، جز از راه توجه دادن به مهربانی و رحمتگری او میسر نیست.
یکی دیگر از نکات زیبای قرآنی همین است که تکرار فراوان یک سری الفاظ در هر شبانهروز را توجیه میکند، تا نمازگزاران به خود آیند و بدانند که در تعلیم و تربیت، محبت و مهربانی نقش اصلی را دارد و باید به آن اصلیترین نقش را داد تا آثار شیرین پیشرفت و رسیدن به اوج کمال را از آن بتوان برداشت کرد.
این محاسبه براساس این است که اللّه مرکب از «الـ» و «اِلَه» باشد. لا تَستَوی الحَسَنَة و لا السّیئه. (سوره فصلت، آیه 43)، سوره اسراء، آیه 84، 4. کُلُّ امرٍ ذی بالٍ لایذکَرُ بسم الهِ فیه فَهُو اَبتَر. (وسائل الشیعه، ج 7، ص 170، روایت 9032، چاپ مؤسسه آلالبیت.)، سوره انعام، آیه 11: رحمت را بر خود واجب کرده است. «یقیناً شما را در روز قیامت گرد خواهد آورد.» غایب بود و با اسم «اللّه» به او اشاره میشد و سخن از «بسمک» یا «الحمدلک» در میان نیست؛ اما در آیه بعد ناگهان لحن سخن عوض شده و «ایاک نعبد» به جای «نعبداللهَ» یا «الله نعبد» نشسته است.
این تغییر لحن میتواند بیانگر نکتههایی از جمله: آدمی با خواندن این مقدار از سوره حمد آن قدر به تکامل روحی میرسد که گویی به مقام مشاهده رسیده، خدای خود را مشاهده میکند و به همین جهت به جای «نعبد اللّه»، «ایاک نعبد» را زمزمه میکند، باشد. در عین حال راه رسیدن به مقام شهود را نیز بیان میکند که توجه به رحمتگری خداوند است. توجه به مهربانی خدا، عشق به موجود مهربان را به ارمغان میآورد و هرچه عشق به او بیشتر شود، معرفت به او نیز بیشتر میشود تا بدان جا که گویی او را میبیند و با او سخن میگوید.
منابع: کتب وسایل الشیعه و بحارالانوار و ensani.ir
انتهای پیام