انگیزه اصلى امام حسین(ع) از برپایى نهضت، رویارویى با ترفندهاى خطرآفرین «حزب عثمانیه» بود که بنیان دین و امت اسلامى را تهدید مىکرد. هنگامى که دین، نقشى محورى در ابعاد گوناگون اعتقادى، اخلاقى و رفتارى بر اساس دادههاى فطرى و نیز شئون اجتماعى، سیاسى و حکومتدارى و هویت دادن به جامعه را بر عهده دارد، مخالفان دینستیز نیز در مصاف با همین آرمانها در ستیز خواهند بود.
ر این اساس، عترت رسول خدا(ص) محور استقرار دین الهى، تداوم راه و سیره آن حضرت، محور اصلى تشکیل جامعه دینى و قطب حرکت بالنده اجتماعى است. به همین علت نیز همواره هدف تهاجم دشمنان و منحرفان، بهویژه بنىامیه قرار گرفته است. اگر عترت نقش محورى خود را در جریانهاى اجتماعى و معادلات سیاسى بعد از رسول خدا(ص) ایفا نمىکرد، هیچگاه تا این اندازه مورد غیض و غضب مخالفان قرار نمىگرفت.
همچنین به علت همگون بودن اندیشه و رفتار عترت، بنیادهاى اندیشههاى اصلاحى امام حسین(ع) نیز با اندیشههاى علوى هماهنگ بوده و در تقابل با ناهنجارىهاى دوران امام حسین(ع) و پیش از آن است. به دیگر سخن، بنیاد اندیشههاى اصلاحى، با نابسامانىها و دشمنىهاى جبهه مقابل، پیوند دارد. از اینرو، آشنایى با این نابسامانىها در شفافسازى و تبیین اندیشههاى اصلاحى تأثیر بسزایى دارد.
در این مطلب، یکى از حلقههاى اصلى اندیشهها و رفتارهاى عترت که در زمان امام حسین(ع) پدید آمده است بررسی و به دو بخش اندیشهها و شیوهها تقسیم میشود.
اندیشهها
پیآمد حاکمیت حزب عثمانیه، خطرهایى جدى بود که دین و کیان امت اسلامى را تهدید مىکرد. حزب عثمانیه با ارزشها و باورهاى پذیرفته شده مسلمانان، معارضه اساسى داشت. ترویج فرهنگ برترىجویى قومى، گسیل سرمایهها به سوى هواداران و تخریب نهادهاى اجتماعى و ساماندهى آنها براى دستیابى به اهداف بنىامیه که ناهنجارىهاى عمیق اجتماعى را پدیدار ساخته بود، محورهاى اصلى رفتار حزب حاکم عثمانیه بود.
این محورها سبب پدید آمدن اندیشههاى اصلاحى فرزانهاى مانند حسین بن على(ع) شد.
در زمینه فرهنگ، تلاش حزب عثمانیه، در دو محور متمرکز مىشد: نخست جلوگیرى از طرح و بیان فضایل اهل بیت(ع) و دیگرى فضیلتسازى براى آل ابوسفیان. در محور نخست، حزب عثمانیه از تبیین و تفسیر آیاتى که در شأن و منقبت اهل بیت بود، جلوگیرى مىکرد و مانع از بیان احادیث رسول خدا(ص) که در تثبیت موقعیت اهل بیت(ع) و شناخت فضایل ایشان مؤثر بود، میشد.
آنان خشونت را در این راه، به اندازهاى رساندند که یاران بزرگ اهل بیت(ع) را به بالاى دار کشیدند و زبان گویا و رساى افرادى مانند میثم تمارها و رُشیْد هَجَرى را از حلقومشان بیرون کشیدند. آنان کار را در این عرصه به جایی رساندند که معاویه دستور داد که کسى نباید درباره منقبت على حدیثى بیان کند.
انگیزه حزب عثمانیه از این فرهنگسازى، یعنى واژگون جلوه دادن چهره عترت و چهرهسازى مثبت براى آل ابوسفیان، مصداقسازى براى جانشینى رسول خدا(ص) بود. آنان مىخواستند با کتمان دهها حدیث درباره فضیلت عترت پیامبر و شأن نزول آیات فراوان درباره آنان که زبان به زبان در میان امت مسلمان در گردش بود، مصادیق واقعى عترت را در هاله ابهام فرو برده و به جاى آنان فرزندان ابوسفیان را معرفى کنند تا تصاحب منصبهاى اجرایى رسول خدا(ص)، مانند رهبرى جامعه، بر آنان آسان شود.
به دیگر سخن، همان انگیزهاى که در بیان شایستگىهاى اهل بیت(ع) دنبال مىشود و آنان را برترین و پاکترین انسانها و خویشان رسول خدا(ص) معرفى مىکند و نگاهها را به سوى آنان معطوف مىدارد و حتى دوستى مردم با اهل بیت(ع) را مزد رسالت قلمداد مىکند.
اندیشه تابناک حسین بن على(ع) در مصاف با فرهنگسازى حزب عثمانیه، افکندن پرده نفاق و آشکار ساختن چهره واقعى آنان و نیز معرفى چهره تابناک عترت بود.
در محور نخست، امام از هر فرصتى براى رسوا کردن بنىامیه بهره مىبرد که به مواردى از اندیشههاى شفاف امام نظر مىافکنیم:
1. زمان حکومتدارى معاویه، که بخشِ عمده آن در دوران امامت امام مجتبى(ع) و نیز امام حسین(ع)، بود، دوران اقتدار حزب عثمانیه به حساب مىآید. در این دوران، به علت تعهد عترت به معاهده صلح حرکتى اجتماعى در مبارزه علیه حزب عثمانیه شکل نگرفت. حتى دعوت مردم عراق، بهویژه کوفه که از امام مىخواستند اقدامى عملى براى سرنگونى معاویه صورت دهد، پذیرفته نشد، اما در مقابله با فرهنگسازى معاویه، امام حسین(ع) از هیچ تلاشى فروگذار نمىکرد و اندیشهاى بالنده را پدیدار ساخته و فرهنگسازى مىکرد تا رفتار جنایتبار آنان را افشا سازد؛ آنچه بنىامیه از مطرح شدن آن، سخت در هراس بودند.
دعوت مردم عراق از امام حسین(ع) در زمان معاویه، گواه بر تحرک تشکل همسو با اهل بیت(ع) است که این تشکل، گرچه پس از پیمان مصالحه، سرکوب شده و آسیب دید، اما به تدریج هویت خود را باز یافت و با توجه به توانمندى خود، از امام حسین(ع) مىخواست تا با خلع معاویه، رهبرى را بر عهده گیرد. به امام نامه نگاشتند که با خلع معاویه از حاکمیت، زمینه بیعت با خود را فراهم سازد.
این تحرکات، وحشتى در حزب عثمانیه و معاویه پدید آورد که نتوانست نگرانى خود را پنهان سازد. از اینرو، در نامهاى که به امام حسین(ع) نگاشت، حضرت را از معارضه با وى برحذر داشت: از رفتار تو اخبارى به من رسیده است که گمان ندارم به آنها علاقهمند باشى، زیرا سزاوارترین فرد براى پایبندى به پیمان، شما هستى... مراقب باش مردم شما را وارد فتنه نسازند.
امام در پاسخ به معاویه، بر محورهاى مهم فرهنگى و ناهنجارىهاى اجتماعى پدید آمده به دست حزب عثمانیه و معاویه پا مىفشرد. نخست به این نکته اشاره مىکند که من بر تعهد خویش پایبندم و بر خلاف آن اقدام نخواهم کرد، اما با آشکار ساختن جنایات وى حزب عثمانیه را رسوا مىسازد و آن را حزب شیطان که از مدار حق بیرون رفته و ملحد است، معرفى مىکند. معاویه را قاتل یاران بزرگ على(ع)، مانند حجربن عدى و عمروبن حمق مىنامد. از وى بهعنوان مدعى زیاد بن ابیه که وى را به برادرى خویش پذیرفت یاد مىکند که مخالف آشکار با سنت نبوى(ص) بود. همچنین از وى بهعنوان کسى که یاران اهل بیت(ع) را قتل عام کرده و بر چشمان آنان میل گداخته کشیده، یاد مىکند.
امام(ع) صریحاً به وى مىنویسد که حاکمیت حزب عثمانیه، بزرگترین خطر براى امت اسلامى است: حکومتدارى تو را بدترین خطر براى امت اسلام مىدانم.
2. یکى دو سال پیش از مرگ معاویه، امام حسین(ع) هنگام نزدیک شدن موسم حج، به همگان اعلام مىکند که عازم حج خواهد شد. عدهاى از بنىهاشم و حدود دویست تن از صحابه رسول خدا(ص) و در مجموع، حدود هفتصد نفر از بزرگان، حضرت را در آن سفر همراهى مىکنند. امام در منا در جمع یاران خطبهاى بسیار مهم ایراد مىکند و در آن به ناهنجارىها و رفتار خشونتبار معاویه با آل على(ع) اشاره و از معاویه بهعنوان طاغوت یاد مىکند: «فان هذه الطاغیة قد صنع بنا و بشیعتنا ما علمتم و رأیتم و شهدتم و بلغکم... .»
در آن خطابه، حضرت از هواداران خود مىخواهد که براى احیاى حق اهل بیت (حمایت از رهبرى آنان) تلاش کنند و پیام حضرت را به همه برسانند: «ثم ارجعوا الى امصارکم و قبائلکم و من ائتمنتموه من الناس و وثقتم به فادعوه الى ما تعلمونمن حقّنا؛ هنگامى که به شهرها و به میان مردم خویش بازگشتید و هنگامى که با افراد مطمئن روبهرو مىشوید، آنان را به مطالبه حق ما فرا خوانید و آگاه سازید.»
همچنین امام درباره خاموش شدن نور خدا(دین) در میان مردم هشدار مىدهد و بر ولایت و جانشینى امیرالمؤمنین(ع) تأکید مىکند و از جمع صحابه، درباره جریان غدیر اقرار مىگیرد و تأکید مىکند که آنان جریان غدیر را همواره در بین مردم مطرح سازند.
3. در سالى که معاویه حجر بن عدى و یاران وى را به شهادت رساند، در موسم حج، هنگام روبهرو شدن با امام حسین(ع) مىگوید: «آیا مىدانى با شیعیان على چه کردیم؟ آنان راکشتیم و کفن کردیم و به خاک سپردیم». طاغى زمان، فرصتى به دست آورده تا جنایات خویش را به رخ امام حسین(ع) بکشد.
امام در پاسخ وى مىفرماید: «اما اى معاویه! ما هنگامى که شیعیان تو را بکشیم، نه آنان را کفن مىکنیم و نه بر آنان نماز مىگزاریم و نه آنان را دفن خواهیم کرد.»
پیام این سخن، افکندن نقاب نفاق از چهره حزب عثمانیه و آشکار ساختن بىدینى آنان بود. امام موضعى صریح مىگیرد که اگر هواداران معاویه، به جنگ و ستیز با اهلبیت برخیزند و کشته شوند، حکم کفر بر آنان جارى است، نه حکم میت مسلمان، تا از غسل، کفن، نماز و دفن شرعى بهرهمند شوند.
امام در افشاگرىهاى خویش، پیشینه ننگین بنىامیه را مطرح مىسازد و به همگان اعلام مىدارد که این تیره و تبار، تا چه اندازه در کفر و الحاد خود پاى مىفشردند و چه جنگها علیه رسول خدا(ص) و مسلمانان بر پا کردند و سرانجام، با شمشیر امام على(ع) در صف مسلمانان ایستادند.
4. در هنگام فراخوانى معاویه، مردم را براى بیعت با یزید، امام(ع) یزید را فاسق، شرابخوار، سگباز، قاتل و سفیه معرفى مىکند و به معاویه مىنویسد که تو چنین شخصى را بر مردم مسلط مىسازى.
یزید فردى فاسق، شرابخوار، قاتل متجاهر به فسق است و انسانى مانند من با مانند وى بیعت نخواهد کرد.»
معرفی عترت
در محور دوم، امام همواره بر آشکار ساختن چهره واقعى اهل بیت(ع) و بیان فضایل و شایستگى آنان براى رهبرى جامعه و جانشینى رسول خدا(ص) تلاش مىکرد و در هر موقعیتى، موضوع رهبرى اهل بیت را مطرح مىساخت.
در خطبه معروف منا که در جمع یاران و انبوه صحابه ایراد شد، از آنان خواست که موضوع غدیر و معرفى رسول خدا(ص) امیرالمؤمنین را بهعنوان جانشینى خود، به همگان ابلاغ کنند.
هنگامى که ولید، امام حسین(ع) را فرا خواند و خبر مرگ معاویه را به ایشان داد و موضوع بیعت با یزید را مطرح ساخت، پاسخ امام به وى این بود: ما اهلبیت نبوت و مخزن رسالت و محل آمد و شد فرشتگان هستیم. آغاز و انجام، به برکت ما صورت مىگیرد. شخصى همانند من، که اینگونه فضایل در او استقرار یافته، با همانند یزید،که سراپا فسق است، بیعت نخواهد کرد.»
امام(ع) در آغازین روز نهضت، اینگونه سخن از شایستگى اهل بیت براى امر رهبرى مىگوید: ما اهل بیت رسول خدا سزاوارتر براى منصب رهبرى از اینان که ادعا مىکنند، هستیم». ایشان در نامهاى به مردم بصره، سخن از شایستگى اهل بیت براى رهبرى مىگوید: و ما نیک مىدانیم که شایستهترین افراد براى به عهده گرفتن مسئولیت رهبرى، ما اهل بیت هستیم، نه آنان که این منصب را تصاحب کردهاند.»
ادامه دارد...
منابع:
کتب بحارالانوار، وسائل الشیعه و الغدیر و ensani.ir