به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، محمدعلی انصاری، صاحب تفسیر مشکاة، شامگاه گذشته 20 آبانماه در نشست مجازی با موضوع «تفسیر سوره ذاریات» با اشاره به آیه ۴۷ این سوره مبارکه «وَالسَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ، وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَالْماهِدُون»، اظهار کرد: آنهایی که امروز آسمانشناس هستند به این نکتهای که قرآن به آن اشاره دارد کاملاً واقف هستند و نسبت به قدرتی که در خلق، انضباط و شکوهمندی که در عظمت آسمانها وجود دارد، نیز آگاهی دارند و به همین دلیل است که برخی از آیات قرآن به لحاظ مادی و جسمی تأکید میکند که آفرینش آسمانها و زمین عظمت بیشتری نسبت به خلقت مادی شما انسانها دارد.
وی ادامه داد: خداوند در این آیه میفرماید که از یک طرف تمام آسمانها و زمین را امانتی بر تمام آسمانها و زمینها عرضه کردیم و شما انسانها مسئولیت این حمل را پذیرفتید. در حقیقت هنگامیکه بعد جان و عظمت با هویت الهی انسان مطرح میشود ما فراتر از آسمانها و زمین میشویم اما زمانیکه به لحاظ بعد فیزیکی مطرح میشود در این صورت آسمانها و زمینها اقتدار و صلابت فزونتری نسبت به انسانها پیدا میکنند.
این مفسر قرآن بیان کرد: در ادامه سوره، ما با کلمه موسع مواجه هستیم که به لحاظ لغوی دارای دو معناست، معنای اول آن، توانمندی و معنای دوم آن نیز توسعه دهنده، بسط کننده و گسترش دهنده است. بنابراین خداوند در این آیه به ما میفرماید به راستی که ما آسمانها و زمین را با قدرت آفریدیم و ما قطعاً توانمند و توسعه دهنده هستیم.
انصاری اضافه کرد: این در حالی است که این موضوع از اساسیترین و مهمترین موضوعاتی است که در تاریخ بشر وجود داشته است که در نهایت باعث شد انسانها به این باور برسند که خدای تبارک و تعالی آفرینش و هستی را آفریده است.
وی تصریح کرد: همواره پس از اینکه خداوند زمین و آسمانها را آفرید، برخی از افراد با وجود اینکه به وجود خداوند باور داشتند اما در ادامه گفتند که توانمندی، امکانات و نیروی الهی به پایان رسید و به همین دلیل خداوند پس از آفرینش اداره این عالم را به دیگران واگذار کرد که نتیجه این تفکرات به شرک در ربوبیت پروردگار انجامید.
صاحب تفسیر مشکاة اظهار کرد: این در حالی است که در 200 سال اخیر نیز این مدیریت به انسانها واگذار شد و به نوعی اومانیسم در جامعه شکل گرفت و در این صورت دیگر نیازی به خداوند، تنزیل، کتب آسمانی، پیامبران و وحی الهی نیست و عقل بشری کفایت میکند برای اینکه وجود و زندگی را اداره کند و ما دیگر کاری به خداوند نداریم.
انصاری ادامه داد: در حقیقت اینها عصاره تفکرات چند هزار ساله بشری است که مبنای تفکرات خود را بر این اساس قرار دادهاند. بدین منظور که یک بتپرستی مدرنی ایجاد شد و در اینجا دیگر مظاهر طبیعی بهعنوان پرستش قرار نمیگیرد، بلکه ممکن است انسانها، سرمایهها، ثروتها، قدرتها و چیرگیها بهعنوان بتها پرستش شود که ما امروزه با چنین مبنایی در جامعه بشری دیده میشود.
وی اظهار کرد: در حقیقت امروزه اساساً مبنای اصلی توحید در قرآن و تکیه توحید در قرآن بر توحید آفرینش نیست بلکه در توحید در ربوبیت و تدبیر الهی است که نقطه مقابله این توحید تفکرات شوم و انحرافاتی است که از دامن توحید و خداپرستی پیش آمد و به اینجا رسیده و ما امروزه شاهد هستیم.
این مفسر قرآن کریم بیان کرد: لذا خداوند در قرآن میفرماید که آیا این افراد بر این باور هستند که ما حال که آفرینش را آفریدیم دیگر پشتوانه مالی ما تمام شده است؟ اما این در صورتی است که برخی از افراد اینگونه گمان کردند به گونهای که یهودیان گفتند که خدا اوراق بهادار میفروشد و حال دست خدا بسته است و از این پس دیگر نمیتواند کاری انجام دهد، چرا که خداوند کار خود را انجام داده و کارش به پایان رسیده است.
انصاری بیان کرد: در ادامه این آیه نیز آمده است که خداوند فرموده اگر ما آنچه را که آفریدیم مگر توان ما تمام شده است و این آفرینش برای خداوند چه زحمتی داشته است؟
وی یادآور شد: از اینرو مطرح شد که قدرت الهی بیپایان و بیانتهاست و این مبنای فکری اشتباه است که گفته میشود ذات حق دیگر مداخلهای در امور دنیا و این عالم ندارد و مدیریت را به انسانها کرده است، این عقیده باطل و منحرفانهای است که هیچ جایگاهی ندارد.
صاحب تفسیر مشکاة تصریح کرد: پس با این وجود منظور از این آیه شریفه روشن شد که خداوند فرمود ما همه آسمانها و زمین را با توانمندی و قدرت آفریدیم پس به اداره امور نیز توانمند هستیم و خداوند برای این امور نیازی به شریک ندارد و نیازی ندارد که این مدیریت را به انسانها واگذار کند.
انصاری اظهار کرد: با توجه به اینکه به دو معنای کلمه موسعون در این نشست اشاره شد که به شرح معنای اول پرداخته شد اما در شرح معنای دوم کلمه که به معنای توسعه دهنده است، باید گفت که ما به راستی که زمین و آسمانها را آفریدیم و ما در حال توسعه زمین و آسمانها هستیم. در حقیقت این توضیح کاملاً با معنای لغوی، فهمی و دلالت لفظی هماهنگ و روشن است. این در حالی است که همین موضوع، موضوع تفکرات بسیاری از اندیشمندان بوده است و کار به جایی رسید که نظریه انبساط کیهانی و یا گسترش آسمانی مطرح شد.
این مفسر قرآن بیان کرد: به دنبال آن نیز پس از اینکه خداوند برای نشان دادن عظمت خود آفرینش آسمانها و زمین را مطرح کرد و فرمود که ما زمین را فرش کردیم و همچنین با توجه به اینکه بارها گفته است که زمین از آیات بسیاری در باب توحید، معاد، نبوت و شواهد گویای حقایق الهی است، پس در زمین تأمل کنید و آیا این شواهد را نمیبینید؟
انصاری اظهار کرد: در حقیقت خداوند نغمهها و نعمتهای بسیاری را در این هستی برای انسانها و لذت جانشان نواخته است و همه نعمتهای خود را در روی زمین بهصورت اعتدال مهیا کرد و این جو و آب و هوا را بر زمین گستراند و برای اینکه انسانها راحت باشند نیز لایههای 6 گانهای را بر فراز سر انسانها قرار داد که به تعبیری کمربند زمین شد تا این 6 گانه مختلف بنا به کارکردی که دارند اگر این کرات تکه تکه شوند چیزی از آنها به زمین نرسد و انسانها در نهایت ایمنی به زندگی خود ادامه دهند.
وی اظهار کرد: در واقع خداوند هر آنچه که انسانها خواستند را برایشان فراهم کرد اما با وجود این نعمات باز هم انسانها بسنده نکردند، دریغا که آدمان بر یکدیگر بخل ورزیدند و رحم و مروت از میان انسانها برداشته شد و این نعمات را تخریب کردند و کار به جایی رسید که خداوندی که همه چیز را در بخشهای مختلف زمین قرار داد اما پدیده شوم، تسخیر، استثمار، استعمار و به کار گرفتن و بهرهبرداری ظالمه غیر عادلانه همه چیز را در خلقت الهی بر هم زد و این تقسیماتی که امروز در آفریقا، اروپا و آمریکا شاهد هستیم نتیجه این تخریبات و تسخیرات هستند.
صاحب تفسیر مشکاة اظهار کرد: از اینرو ما انسانها باید به این امر توجه کنیم که به یکدیگر شفقت و مهربانی را به یکدیگر بورزیم تا خداوند متعال نیز مهربانی خود را بر ما داشته باشند اما این در حالی است که انسانها به سختی بر یکدیگر دشمنی کردند و رحم و شفقت را از میان خود برداشتند.
انتهای پیام