
مریم تفنگچی، استاد گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان و مؤسسه آموزش عالی هشت بهشت در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، اظهار کرد: منظور از خودارزشمندی یا پذیرش خود به این معناست که انسان با وجود همه نقاط قوت و ضعفی که دارد، برای خودش ارزش قائل باشد. این احساس در افراد مختلف با شدت و ضعف همراه است و نباید از حد عرف خارج شود، یعنی پایین بودن زیاد آن مشکلساز میشود و بالا بودن زیادش حالت حبابی و کاذب پیدا میکند.
وی افزود: ما انسانها همواره نمرهای برای خود قائل میشویم که میتوان گفت شبیه همان عزت نفس است. ریشه خودارزشمندی به عملکرد فرد و میزان توانایی و تلاش وی برمیگردد و این عوامل، زمینهساز شکلگیری احساس ارزشمندی متعادل میشوند. در واقع، قدم اول در کسب بسیاری از متغیرهای مثبت، خودآگاهی است. وقتی فرد از خود و تواناییهایش شناخت داشته باشد و براساس آن به خود نمره بدهد، به خودارزشمندی نزدیک میشود. حضرت علی(ع) نیز میفرمایند: «ارزش هر کس به اندازه همت اوست»؛ وقتی کسی توانمند باشد، قطعاً احساس خودارزشمندی بیشتری خواهد داشت.
استاد گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان بیان کرد: کسانی که خود را با دیگران مقایسه و دائم به این موضوع توجه میکنند که آنها در چه نقطهای ایستادهاند، احساس ارزشمندیشان قطعاً آسیب میبیند. گاهی ما خودمان را مثلاً با چهار سال پیش مقایسه میکنیم و وضعیت مالی، شغلی، تحصیلی و اجتماعیمان را میسنجیم. در واقع، خودمان را با خودمان مقایسه میکنیم که شیوه صحیح مقایسه است. این بازه زمانی نشان میدهد که چقدر تلاش و پیشرفت کردهایم و آن وقت است که به خودمان نمره میدهیم.
تفنگچی ادامه داد: بسیاری از افراد قبل از اینکه خودشان را با خودشان مقایسه کنند، با دیگران مقایسه میکنند که نوعی ارزیابی اشتباه است و هر فردی با خودش باید سنجیده شود. بعضاً حتی خود را با افرادی در سطح پایینتر مقایسه میکنیم و با وجود اینکه پیشرفتی نداشتهایم، این مقایسه باعث میشود تلاشی انجام ندهیم. مقایسه کردن خودمان با افرادی که در سطح بالاتری نسبت به ما قرار دارند نیز اشتباه است، چون باعث میشود به خودمان نمره منفی بدهیم و ارزشمندیمان را زیر سؤال ببریم. اگر ارزیابیهای ما صحیح و منطقی باشد، قطعاً نگاهمان به خودمان مثبت میشود و ارزشی که برای خود قائل میشویم، تأثیر مثبتی در همه جوانب زندگی خواهد داشت.
وی تصریح کرد: از زمانی که یک نوزاد در آغوش مادرش قرار میگیرد و نیازهای اولیهاش باید برآورده شود، احساس ارزشمندی را دریافت میکند و میآموزد. بنابراین، نیازهای کودک باید مرحله به مرحله و متناسب با پایه سنی او در حد منطقی برطرف شود، تا احساس ارزشمندیاش سرکوب نشود و آنقدر نمره پایین دریافت نکند که در بزرگسالی با وجود تمام پتانسیلهایی که دارد، خودش را ضعیف تلقی کند. اگر افراد به مرحله بزرگسالی برسند و احساس ارزشمندیشان توسط خانواده بهدرستی پرورانده نشده باشد، محکوم به این نیستند که تا پایان همینطور پیش بروند و با توجه به اینکه انسان دارای قدرت تعقل و اراده است و میتواند سرنوشت خود را تا حد ممکن تغییر دهد، از این افراد انتظار میرود با توجه به آگاهیهایی که کسب کردهاند، گذشته را رها و نقاط قوت خود را تقویت کنند و نقاط ضعفی را که قابل تغییر هستند، تغییر دهند تا بتوانند پیشرفت کنند. بنابراین، با قدرت اراده میتوان بسیاری از مسائل را تغییر داد و گذشته هر طور بوده است، افراد محکوم به ادامه دادن آن نیستند. انسان موجودی ارزشمند است و احساس ارزشمندی تأثیر بسیار زیادی در تقویت خودشکوفایی دارد.
استاد مؤسسه آموزش عالی هشت بهشت اضافه کرد: همه ما در زمانهایی که شکست میخوریم، یا نقاط ضعفی داریم که نمیتوانیم برای رفع آنها کاری انجام دهیم، دچار یکسری افکار منفی و خودسرزنشگری میشویم، ولی باید به این نکته توجه کنیم که تلاشمان را انجام دادهایم، ولو به موفقیت نرسیدهایم و برگه شانسی که دیگری از آن برخوردار بوده است، در اختیار نداشتهایم. بنابراین، نباید احساس ارزشمندیمان زیر سؤال برود، بلکه باید نقاط قوت خود را در اختیار گرفته و به جای میدان دادن به افکار منفی، افکار مثبت را در ذهن خود بپرورانیم. در واقع میتوان با حل مسئله، به رشد و تقویت خودارزشمندی آسیبدیده پرداخت.
وی اظهار کرد: در هر جامعهای، یکسری هنجارهای اخلاقی و رفتاری مطلوب و منطقی وجود دارد. اگر کسی احساس غرور کند و خود را برتر از دیگران بپندارد، نشاندهنده این است که احساس ارزشمندی کاذبی در آن فرد وجود دارد و نمرهای بالاتر از واقعیت برای خود قائل است. یا برعکس، امکان دارد فردی علیرغم داشتن پتانسیل و توانمند بودن، خود را دستکم بگیرد که نشان میدهد با خلأ خودارزشمندی مواجه است. در واقع، هیچ کدام از این دو حالت مطابق با یک رفتار میانگین و هنجار نیست. خودارزشمندی آنقدر مهم است که وقتی کسی دچار بحران میشود، اگر این احساس در او پایین باشد، نمیتواند سرپا شود و عاملی را که برای او ارزش قائل بود، نزد خود نمییابد. مثلاً با فردی رابطه داشته و او را عامل ارزش خودش میدانسته و حالا که آن فرد دیگر در این رابطه نیست، خود را بیارزش میپندارد. در این حالت، فرد عاملی بیرونی را در احساس ارزشمندی خودش دخیل میداند، ولی کسانی که برای خود ارزش قائل هستند، در شرایط بحرانی میتوانند با ارزیابی درستی که از خودشان دارند، سرپا بایستند. لذا، این نکته مهم است که فرد چه نوع عاملی را موجب ارزشمندی خودش بداند و قطعاً خزانههای رفتاری افراد هم به عوامل درونی برمیگردد و هم به عوامل بیرونی و اگر عوامل بیرونی تحت کنترل و اختیار ما نباشد، باید تمرکز خود را به تقویت عوامل درونی معطوف کنیم.
تفنگچی درباره چگونگی تقویت احساس ارزشمندی در فرزندان، گفت: در درجه اول، پدر و مادرها باید آنچه را که حق فرزندانشان است، برایشان ادا کنند، نه آنچه را که فرزندان از آنها انتظار دارند و ممکن است نامعقول هم باشد. از طرف دیگر، مقایسه کردن سم خودارزشمندی است. زمانی که فرزندان از کودکی مورد مقایسه قرار گیرند، چه از بعد جسمی و چه از بعد توانمندیها، حتی اگر فرزندان خود را بالاتر از همسالانشان نیز معرفی کنیم، این مقایسه باز هم مخرب خواهد بود. نباید ریشه حسادت را که همان مقایسه کردن است، در فرزندان خود تقویت کنیم. علاوه بر این، به پدر و مادرها توصیه میشود حتی اگر درصدد تنبیه فرزندانشان هستند، نباید به آنها بگویند که دیگر دوستشان ندارند، بلکه باید علت ناراحتی خود را رفتار آنها ذکر کنند. در واقع، ابراز علاقه و احساس ارزشمندی نباید به هم گره بخورند و ابراز علاقه باید سر جای خودش باشد. رعایت این نکات نقش زیادی در آینده فرزندان ما دارد و یکی از عواملی که باعث میشود فردی با ویژگیهای مثبت اخلاقی پرورش پیدا کند، همین احساس خودارزشمندی است.
انتهای پیام