به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، دکتر سیدجواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، امروز 23 آبانماه در هفتمین پیش نشست کنفرانس بینالمللی تبلیغ جهانی دین با موضوع «چالشها، فرصتها و تجربه در عرصه بینالملل» که به صورت مجازی برگزار شد، در خصوص تبلیغ و جهانی شدن؛ فرصتها و چالشها اظهار کرد: شاید برای برخی از افرادی که در این حوزه تخصص دارند، مسئله تبلیغ برایشان امر بدیهی باشد، اما برای فردی که دغدغه این موضوع را دارد و نگاه انتقادی به این موضوع دارد و تلاش میکند که مفاهیم را مورد کند و کاو قرار دهد، شاید این پرسش در ابتدا بیربط نباشد و آن اینکه هر کسی بخواهد کلمه تبلیغ را به انگلیسی ترجمه کند و در مورد آن صحبت کند، با واژهای تحت عنوان «فعالیتهای میسیونری» مواجه است، حال سوال اینجاست زمانیکه ما میخواهیم تبلیغ کنیم آیا ما هم فعالیتهای میسیونری میخواهیم انجام دهیم یا اینکه تبلیغ خواستگاه و مبانی دیگری دارد که با میسیونری متفاوت است؟.
وی در ادامه با تأکید بر چرایی اهمیت این موضوع عنوان کرد: یکی از دلایلی که انسان موجودی نیست که در خلأ شکل میگیرد، بلکه در تعاملات و مناسبات تاریخی است که زبان، ذهن و مفاهیم او شکل میگیرد و در حقیقت نا آگاه بودن به این مبانی میتواند کنشها و تعاملات ما را تحت شعاع خود قرار دهد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بیان کرد: مسیحیان به عنوان یک دینی که تلاش میکردند کارهای میسیونری انجام دهند، جالب است که بدانید در اوایل قرن 16 و 17 میلادی که به اقصی نقاط جهان سفر میکردند، حرکات و فعالیتهای آنها همزمان با ظهور استعمار و بردهداری شد و در هر نقطهای که نظامهای اروپاییان پا میگذاشتند، کاهنان و کشیشان مسیحی هم با آنها همراه بودند.
میری عنوان کرد: اما نکته جالب اینجاست ما زمانیکه میخواهیم تبلیغ را به میسیونر ترجمه کنیم و ضمن این تحولات تاریخی که در 500 سال گذشته رخ داده است، میبینیم که یک سری مبانی فلسفی هم این حرکت میسیونرهای مسیحی داشته است که یکی از این مبانی مهم این بوده است که انسان مسیحی اروپایی خود را سوژه میدیده و دیگران را شیء میانگاشته است و بر همین اساس بوده که دین خود را دین برتر و مذهب بالاتری میدیده و دین و مذاهب دیگر را در سلسله مراتب پایینتری در نظر میگرفته است و در حقیقت از طریق زور، اجبار، زبان، قدرت و... تلاش میکرده تا دین و آیین خود را به دیگران تحمیل کند.
وی خاطرنشان کرد: حال که جهان وارد فضای دیگری شده و این فضا، اینگونه نیست که انسان و یا سوژه فقط انسان اروپایی، آمریکایی و مسیحی باشد، بلکه سوژههای دیگری در جهان ظهور کرده و فضای دیگری در جهان رخ داده است. در حقیقت زمانیکه ما از تبلیغ صحبت میکنیم باید بدانیم که از چه چیزی سخن میگوییم و در چه بستری این موضوع را مطرح میکنیم و به تعبیری مخاطبان ما در سطح جهان چه کسانی هستند و چه تحولات و مسیرهایی را در مدت 500 اخیر طی کردهاند و به تعبیر دقیقتر نیز باید مخاطبان خود را بشناسیم.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: در حقیقت تبلیغ نوعی تفسیر مسیحی است که در جهان سابقه پر از جنگ و خون و همگام با استعمار بوده یا اینکه تبلیغ اساساً مبانی دیگری دارد و یا باید داشته باشد؟ البته این نکته را نباید نادیده گرفت که در عمل تبلیغ، نوعی مسئولیت وجود دارد، اما سوال اینجاست که آیا مبانی تاریخی و متافیزیکال تفشیر در جهان معاصر که بسیار رنگ و بوی تفشیر مسیحی را گرفته و نوعی خودمداری و یا به عباری اروپامدارانه است، آیا امروز در چنین فضایی میتوان از تبلیغ سخن گفت بدون اینکه مبانی و مفروضات موجود را که بر ذهن و زبان مخاطبان تأثیر میگذارد نقد نکرد؟
میری بیان کرد: اگر از این منظر نگاه کنیم باید گفت که این نظریه درست است که در عمل تبلیغ نوعی مسئولیت و رسالت وجود دارد، همانگونه که مبلغان مسیحی هم به این امر معتقد بودند که یک مسئولیت و رسالتی را به دوش گرفتهاند، اما صحبت اینجاست مسئولیتی که در تبلیغ به مثابه یک الگوواره و مقتبس از قرآن گرفته شده در چارچوب تعاملات تبلیغی میسیونری مسیحیت قرار میگیرد یا اینکه خیر و تبلیغ چارچوب دیگری دارد و اگر بخواهیم این چارچوب را مورد توجه قرار دهیم این چارچوبها چیست؟
وی عنوان کرد: در قرآن کریم آیهای است خطاب به رسول اکرم(ص) با این عنوان که «کسی که بناست تبلیغ را انجام دهد به عنوان رسول و پیامآوری باشد، وظیفه او جز رساندن پیام چیز دیگری نیست». اما سوال اینجاست که با تغییر و تحولاتی که در فضای فکری جهان متأثر از مکاتب فلسفی، تلاطمات ایدئولوژی و متأثر از جهانی شدن و به هم پیوستن بسیاری از بخشهایی از جهان که قرنها با یکدیگر فاصله داشتند، اما در نظام سرمایهداری کنونی درهم تنیده شدهاند، رساندن پیام چه معنایی میتواند داشته باشد؟
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: آیا امروز ترجمه کردن یک کتاب و مجموعه احادیث، میتواند تبلیغ و رساندن پیام را امکانپذیر کند و آیا رقبایی که در جهان وجود دارند و پیامهای گوناگونی که در جهان در حال رساندن به مخاطبان هستند، رساندن پیام چه معنایی میتواند داشته باشد؟
میری عنوان کرد: یک سخنی هم از امام صادق(ع) وجود دارد که میتواند در مبانی رساندن پیام به عنوان اصول تربیتی و اصولی که در مواجه با دیگری میتوانیم در سایه تبلیغ داشته باشیم و مورد توجه قرار دهیم؛ قرار گیرد. منظور از سخن ایشان این است که اگر تبلیغ را دعوت در نظر بگیریم، برای اینکه بتوانیم این دعوت را ابلاغ کنیم و به مخاطبان جهانی برسانیم، این دو را در دو سطح میشود دید؛ یکی در سطح فردی و دیگری هم در سطح ساختاری، حکومتی و تمدنی.
وی تصریح کرد: این در حالی است که سیر تحولات و گسترش اسلام بر دوش افرادی چون بازرگانان، دراویش، اهل عرفان و یا علمایی بود که به هر دلیلی پای از سرزمین خود برداشته بودند و به سرزمینهای دیگری رفته بودند و با رفتار و اخلاق فردی خوب خود و با علم و فهمی که از زمان خود داشتند، توانسته بودند تأثیرگذار و مبلغان بسیار خوبی برای دین اسلام باشند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: اما امروزه به تعبیری در ایران به مثابه امالقرای شیعی و یا امالقرایی که به دنبال تقریب بین مذاهب اسلامی است و تلاش دارد که نوعی نزدیکی و پیوند را در بین مذاهب گوناگون اسلامی و حتی تقریب بین ادیان ایجاد کند، حال اگر بگوییم که دعوت از طریقی بناست صورت گیرد که در سطح ساختاری و تمدنی باشد، در اینجا ما چگونه میتوانیم زیرساختها و فهم خود را از مسائل به گونهای شکل دهیم؟.
میری افزود: به عبارت دیگر اگر ما بخواهیم تبلیغ را در سطح جهانی انجام دهیم، صرفاً فقط مبلغ به معنای روحانیونی که تلاش دارند در میدان و مناطق گوناگون حاضر شوند و کلاسهایی را تشکیل دهند و در ساحت کلام صورت گیرد، به تنهایی نمیتواند ما را در جهان امروز یاری کند، بلکه باید سطح اخلاق محیط زیست، اخلاق شهرنشینی در سطح کلان مدیریت جامعه هم مورد توجه قرار گیرد وگرنه تبلیغ ما نمیتواند تبلیغ موثری باشد.
وی خاطرنشان کرد: در واقع مفهوم تبلیغ را باید از فعالیتهای میسیونری که مسیحیان اروپایی و امریکایی در قرون 15 تا 21 میلادی انجام میدادند و میدهند، متمایز کنیم و تبلیغ را به مثابه یک دعوت صرفاً در ساخت فردی نبینیم و یا این موضوع را در ساحت فرهنگی و حاکمیتی ساده انگارانه تلقی نکنیم.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بیان کرد: در حقیقت زیست ما باید به گونهای باشد که وقتی دیگران را دعوت میکنیم که منظور از این دعوت صرفاً در سطح کلان نیست، بلکه در سطح عمل و واقعیات است، دیگران به ما جذب شوند نه اینکه ما به سمت آنها برویم.
میری تأکید کرد: بنابراین اگر قرار باشد تبلیغ در سطح جهانی صورت گیرد، ملزومات آن را باید در نظر داشته باشیم و در ساحت فردی فقط یک روحانی نمیشود که به تبلیغ بپردازد، بلکه باید به صورت جهانی ببینیم و ملزومات آن را یک مبلغ فراهم آورده باشد. در حقیقت فهم ما از دین صرفاً یک فهم فرهنگی مختص انسان ایرانی نباشد، بلکه ما باید عرفهای جهانی را هم بشناسیم.
وی با اشاره به فرصتهایی که در حوزه تبلیغ مواجه هستیم عنوان کرد: اتفاق بسیار مهمی که امروز در جهان رخ داده و بر عکس قرن 19 و اوایل قرن 20، امروز جهان به دنبال یک معناست. در حقیقت نیستانگاری جهان را فرا گرفته و زندگی فقط برای مصرف، مصرف فقط برای زندگی و کار فقط برای مصرف، انسان را متوجه کرده که انسان، امر مهمی است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تأکید کرد: در حقیقت باید بدانیم فرصتی که چنین فضایی را ایجاد کرده که انسان امروز به دنبال تفسیر معنوی از زندگی و از زیست خود است، این فرصت یکی از فرصتهای بزرگی است که در قرن 21 برای انسان رخ داده که ایرانیان، اهل تشیع و اسلام میتوانند برای تقریب بین انسانها استفاده کنند و اگر امروز دایهدار آن در ایران هستیم باید در آن حد هم بتوانیم خود را ارتقا دهیم و بر این گمان نباشیم که با فراگرفتن دو زبان به تبلیغ مارف اهل بیت(ع) و اسلام بپردازیم و موفق شویم.
میری تأکید کرد: بنابراین تفاوت تبلیغ و تشکیل مسیحی تاریخی در این است که آنها از فرصتی که پیدا کرده بودند برای تخریب انسان و استعمار جوامع دیگر استفاده میکردند، اما در حالیکه ما از این فرصت باید به گونهای استفاده کنیم که انسان و جهان را احیا کنیم.
انتهای پیام