کد خبر: 4072922
تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۰:۲۹

روز مباهله؛ سند افتخار

مباهله، داستان مقابله نور با ظلمت و غلبه سپیدی بر تاریکی است. مباهله، شکوه عظمت و کبریایی خداوند در اثبات حقانیت رسول اکرم(ص) و درخشش نور الهی در وجود پاک‌ترین و برترین انسان‌ها بود. همان کسانی که قرآن درباره آنان فرمود: خداوند می‌خواهد پلیدی و ناپاکی را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد و به راستی مباهله، حقیقتی همیشگی است.

روز مباهلهمباهله از نظر ریشه لغوی، از ماده بَهل به معنای رها کردن و تخلیه نمودن و ابتهال در دعا، به معنای تضرع، خلوص و واگذاری کار به پروردگار متعال است. مباهله از نظر مفهوم متداول، خالی کردن درون و ترک نفس برای کسب خلوص و توجه کامل به سوی خداوند و درخواست لعن خدا برای دروغگو است.

پیامبر گرامی اسلام(ص) هیچ‌گاه از تبلیغ دین اسلام و رساندن پیام نجات‌بخش توحید به گوش جهانیان دریغ نورزید. حتی هنگامی که سوگ وفات فرزندش ابراهیم، قلب لطیف وی را غمگین ساخته بود، در راستای نامه‌نگاری با سران دولت‌ها و مراکز مذهبی جهان، نامه‌ای به اسقف نجران، (ابوحارثه) نوشتند و طی آن نامه، وی و ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمودند.

 مضمون نامه پیامبر چنین است: به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. این نامه‌ای است از محمد، پیامبر خدا به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت می‌کنم. از ولایت بندگان خدا خارج شده، در ولایت خدا وارد شوید. اگر دعوت مرا نپذیرفتید، باید به حکومت اسلامی مالیات و جزیه بپردازید، در غیر این صورت، به شما اعلام خطر می‌شود.

 بخش با صفای نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته و در آغاز طلوع اسلام، این نقطه تنها منطقه مسیحی‌نشین حجاز بود که از بت‌پرستی دست کشیده و به آیین مسیح گرویده بودند.

هنگامی که سفیران پیامبر اکرم(ص) وارد نجران شده و نامه دعوت به اسلام ایشان را به اسقف آنجا دادند، وی نامه را با دقت خواند و برای تصمیم‌گیری، شورایی تشکیل داد. یکی از اعضای شورا که به عقل و درایت معروف بود، گفت: ما مکرر از پیشوایان مذهبی شنیده‌ایم که روزی منصب نبوت، از نسل اسحاق فرزند حضرت ابراهیم، به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت. هیج بعید نیست محمد که از اولاد اسماعیل است، همان پیامبر موعود باشد. در نهایت، شورا نظر داد گروهی به عنوان هیئت نمایندگی نجران، به مدینه بروند تا از نزدیک با پیامبر اسلام تماس گرفته و دلایل پیامبری ایشان را مورد بررسی قرار دهند. 60 نفر از داناترین مردم نجران برای این کار برگزیده شدند که در رأس آنان، سه تن پیشوای مذهبی قرار داشت.

هیئت نمایندگی نجران، به سرپرستی ابوحارثه برای بررسی نبوت رسول اکرم(ص) وارد مدینه شدند. آنان در حالیکه لباس‌های فاخر ابریشمی برتن و انگشترهای طلا بر دست و صلیب‌هایی بر گردن داشتند، به مسجد رفته و به پیامبر سلام کردند. ولی وضع نامناسب آنان، رسول اکرم را ناراحت ساخت. آنان جریان را با عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن عوف که سابقه آشنایی با آنان را داشتند، در میان گذاشتند. آن دو نیز حل مسئله را به دست علی بن ابی طالب دیدند. وقتی همگی به امیرمؤمنان مراجعه کردند، ایشان در جواب فرمود: شما باید لباس‌های خود را تغییر دهید و با وضع ساده و بدون زر و زیور به محضر پیامبر شرفیاب شوید. هیئت نجران با لباس ساده به حضور پیامبر رسیدند و ایشان، با احترام خاصی آنان را پذیرفت. نمایندگان نجران، پیش از مذاکره اظهار کردند که وقت نماز و دعای آنان فرا رسیده است. پیامبر اجازه داد آنان نمازهای خود را در مسجد مدینه در حالیکه رو به مشرق ایستاده بودند، بخوانند.

گروه مسیحیان نجران، در مسجد مدینه، مذاکرات خود را با پیامبر(ص) شروع کردند. پیغمبر اکرم(ص) آنان را به اسلام دعوت کرد. هیئت از پیامبر پرسیدند: ای محمد! درباره مسیح چه می‌گویی؟ پیغمبر فرمود: او بنده خدا و نبی بود، اما آنان سخن حضرت را نپذیرفتند و گفتند: او مردگان را زنده کرد و بیماران را شفا بخشید. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: مسیح، بنده و مخلوق خداست و این قدرت و توانایی را خدا به او داده بود). یکی از نمایندگان گفت: عیسای مسیح، فرزند خداست، زیرا مادر او، مریم، بدون شوهر او را به دنیا آورد. پیامبر فرمود: وضع حضرت عیسی از این نظر، مانند حضرت آدم است که خداوند او را با قدرت بی‌پایان خود، بدون اینکه پدر و مادری داشته باشد، از خاک آفرید).

پیامبر در ادامه فرمودند: آیا چنین نیست که عیسی همچون دیگر کودکان متولد شد و غذا می‌خورد و تنفس می‌کرد. نماینده‌ها گفتند: آری، پس پیغمبر فرمود: پس چگونه عیسی پسر خداست، با این که هیچگونه شباهتی به پدرش ندارد. در این هنگام، 80 آیه از اوایل سوره آل عمران نازل شد.

نزول آیه مباهله

در گفت‌وگوی بین نمایندگان نجران و پیامبر اکرم(ص)، دلایل و مستندات منطقی پیغمبر(ص) آنان را قانع نکرد و از این‌رو، تصمیم گرفتند در وقت معینی خارج از شهر مدینه، مباهله و دروغگو را نفرین کرده و از خداوند عالم بخواهند مخالف را هلاک و نابود سازد. در این زمان پیک وحی، جبرئیل امین نازل شد و آیه مباهله را آورد و پیامبر را مامور ساخت تا با کسانی‌که با وی به مجادله بر می‌خیزند و سخن حق را نمی‌پذیرند، به مباهله برخیزد.

آیه 61 از سوره مبارکه آل عمران، معروف به آیه مباهله است: هرگاه پس از علم و دانشی که درباره مسیح به تو رسیده، باز کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنان بگو: بیایید فرزندان خود را دعوت کنیم و شما فرزندان خود را، ما زنان خویش و شما زنان خود را، ما نفوس خود را دعوت کنیم و شما نفوس خود را، آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم.

پیامبر به مباهله می‌رود

هنگامی که مذاکره پیامبر با هیئت نجران به نتیجه نرسید، قرار شد صبح روز بیست و چهارم ذی‌حجه، در دامنه صحرا، مباهله کنند. پیامبر اکرم(ص) از میان مسلمانان و بستگان خود، فقط چهار نفر را برگزید و آنان جز علی بن ابی طالب(ع)، فاطمه زهرا (ع)، حسن (ع) و حسین(ع) کس دیگری نبودند، زیرا درمیان تمام مسلمانان، انسان‌هایی پاک‌تر و با ایمانی استوارتر از این چهار تن وجود نداشت. پیغمبر در حالی که حسین را در آغوش گرفته و دست حسن را در دست داشت و فاطمه به دنبال آن حضرت و علی بن ابی طالب پشت سر وی حرکت می‌کردند، گام به میدان مباهله نهاد و پیش از ورود به میدان مباهله، به همراهان خود فرمود: من هر موقع دعا کردم، شما دعای مرا با گفتن امین بدرقه کنید.

بزرگ‌ترین سند فضیلت

داستان مباهله، در طول تاریخ شیعه، بزرگ‌ترین سند افتخار بوده است، زیرا کلمات آیه مباهله، بر فضیلت همراهان پیامبر دلالت دارد. بیش‌تر مفسران و محدثان شیعه و اهل سنت، تصریح کرده‌اند که آیه مباهله، در حق اهل بیت پیامبر نازل شده و تنها کسانی را که پیامبر همراه خود به میعادگاه برد، علی(ع) و دخترش فاطمه و فرزندانش حسن و حسین(ع) بودند. این مسئله، مزیتی است که هیچکس در آن بر اهل بیت پیشی نگرفته و فضیلتی است که هیچ انسانی به آن نرسیده و شرفی است که پیش از آن، هیچ شخصی از آن برخوردار نبوده است.

بی‌شک مباهله پیامبر اسلام(ص) با هیئت نمایندگی نجران، به عنوان سند زنده و روشنی بر حقانیت و صدق ایشان در ادعای رسالت خویش است، زیرا ممکن نیست کسی که به ارتباط خود با پروردگار ایمان قطعی نداشته باشد، وارد چنین میدانی شده و از مخالفان خود دعوت کند که بیایید و با هم به درگاه خدا برویم و از او بخواهیم دروغگو را رسوا سازد و من قول می‌دهم که نفرین من در حق مخالفان عملی خواهد شد و نتیجه آن را خواهید دید. به یقین، وارد شدن در چنین میدانی، بسیار خطرناک است و اگر نفرین به اجابت نرسد و اثری از مجازات مخالفان ظاهر نشود، نتیجه‌ای جز رسوایی در پی نخواهد داشت و هیچ انسان عاقلی، بدون اطمینان به نتیجه، قدم در این میدان سخت نمی‌گذارد.

انتهای پیام
captcha