کد خبر: 4085428
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۴۰۱ - ۰۷:۵۷
علی صاحبی:

کیفیت زندگی در گرو ذهن‌آگاهی است

عضو هیئت علمی مؤسسه بین‌المللی ویلیام گلاسر گفت: ذهن‌آگاهی به معنای پرورش ذهن خردمند در برابر ذهن هیجانی و منطقی است و در مواجهه با شرایط ناگوار زندگی باعث نمی‌شود تا این شرایط از بین برود، بلکه به ما کمک می‌کند تا خونسردی و آرامش خود را حفظ کنیم و تصمیمات درست بگیریم.

علی صاحبی روانشناس

به گزارش ایکنا از اصفهان، علی صاحبی، روانشناس و عضو هیئت علمی مؤسسه بین‌المللی ویلیام گلاسر در نشستی با موضوع «زندگی در اینجا و اکنون؛ در زمانه سرعت، غفلت و شتاب» که به همت مؤسسه «حکمت زندگی» برگزار شد، به بحث ذهن‌آگاهی از منظر مواجهه با رنج‌ها و رخدادهای ناگوار پرداخت و اظهار کرد: هر رخداد بد و ناگواری که برای ما اتفاق می‌افتد، دو نوع هزینه به دنبال دارد؛ مادی و هیجانی. مثلاً، طلاق از یک طرف، هزینه‌ای مادی دارد برای کسی که می‌خواهد طلاق بگیرد یا طلاق دهد و از طرف دیگر، هزینه هیجانی دارد، یعنی امیدی که برای ساختن یک زندگی بر باد می‌رود. اگر مفهومی به نام ذهن‌آگاهی را یاد بگیریم، می‌توانیم هزینه‌های هیجانی ناشی از رخدادهای ناگوار را به صفر برسانیم، ولی جلوی هزینه‌های مادی این رخدادها را نمی‌توان گرفت.

وی افزود: وقتی طوفان هیجانی به سراغ ما می‌آید، حال‌آگاه نیستیم، یعنی حضور همه‌جانبه نداریم، نمی‌دانیم چه می‌خواهیم، غرق در هیجان‌ها هستیم، با تصویر بزرگ زندگی و دنیای مطلوب‌مان قطع ارتباط کرده‌ایم، با واقعیت و دنیای بیرون نیز در تماس نیستیم و فقط می‌خواهیم دست به اقدامی بزنیم تا این هیجان فروکش کند. یکی از بزرگترین معضلات امروز انسان، بدتنظیمی هیجان است، یعنی از روی هیجان فکر می‌کند و تصمیم می‌گیرد.

عضو هیئت علمی مؤسسه بین‌المللی ویلیام گلاسر با بیان اینکه ما سه نوع ذهن قابل اندازه‌گیری با عناوین هیجانی، منطقی و خردمند داریم، گفت: ذهن منطقی همان عقل و ذهن هیجانی همان دل است. وقتی هیجان غالب می‌شود، خودمان را به دام می‌اندازیم و بسیار رنج خواهیم کشید، چون ذهن‌آگاه نیستیم. وقتی ذهن‌آگاهی یا همان ذهن خردمند وارد فرایند زندگی ما می‌شود، همزمان احساس و هیجان و عقل را با هم ترکیب می‌کند. اساساً، کار ذهن‌آگاهی این است که هیجان‌های بد تنظیم شده یا بدتنظیمی هیجانی را تنظیم هیجانی می‌کند و صرفاً محدود به تکنیک‌هایی مثل مدیتیشن و مراقبه نیست، بلکه جهانی از تکنیک‌ها را شامل می‌شود. ذهن‌آگاهی یعنی با لحظه کنونی در تماس بودن، اینکه در لحظه حال چه اتفاقی می‌افتد، چه احساسی داریم و چه می‌خواهیم، چه بخش از وقایعی که اتفاق می‌افتد، در اختیار و کنترل ماست و چه بخش از این وقایع در اختیار و کنترل ما نیست و باید آنها را بپذیریم.

ذهن‌آگاهی از ما انسان مؤثرتری می‌سازد

وی تصریح کرد: در بسیاری از مواقع، امکاناتی را که در بیرون وجود دارد نمی‌بینیم، چون وقتی طوفان هیجانی به سراغ‌مان می‌آید و ما را فرا می‌گیرد، آن‌قدر وحشت می‌کنیم که راه‌های نجات را نمی‌بینیم و ذهن‌آگاهی، رام کردن توجه است و اگر آن را یاد بگیریم، یکی از مهارت‌های بنیادین زندگی خواهد بود که به ما کمک می‌کند تا درست تصمیم بگیریم و اقدام کنیم، چون وقتی در شرایط غلط قرار می‌گیریم و هیجان‌ها سراغ‌مان می‌آیند، تمایل شدیدی به اقدام و عمل پیدا می‌کنیم، آن هم برای کاهش هیجان، نه برای حل معضلی که پیش آمده است. به همین دلیل، برخی افراد سراغ مواد مخدر، الکل، روابط جنسی بدون پایه‌های عاطفی، قمار و پرخاشگری‌های احمقانه می‌روند. اگر ذهن‌آگاهی را یاد بگیریم، سه مهارت بنیادین دیگر نیز در زندگی جاری می‌شوند که عبارتند از تنظیم هیجانی، بالا بردن سطح تحمل ناکامی و اثربخش بودن روابط بین‌فردی. بنابراین، ذهن‌آگاهی می‌تواند از ما انسان مؤثرتری بسازد و اساساً نوعی مهارت زندگی است که باعث می‌شود تصمیمات درست بگیریم.

صاحبی بیان کرد: وقتی در تنظیم هیجان‌ها مشکل پیدا می‌کنیم، در شش قلمرو بنیادین برای ما هزینه به دنبال دارد. اولین قلمرو، روابط انسانی است که دچار مشکل می‌شود، رفتارهای تکانشی انجام می‌دهیم، سوءرفتار خواهیم داشت و به بی‌اعتمادی دامن می‌زنیم. قلمرو دوم، نشخوار فکری است؛ دائماً به گذشته و آینده می‌اندیشیم و در ذهن‌مان خود را با دیگری مقایسه می‌کنیم که باعث می‌شود برای هر تصمیمی، رخدادهای منفی در نظر بگیریم. قلمرو سوم، نوسانات خلقی است و افسردگی، خشم و اضطراب بسیار زیاد تجربه می‌شود. چهارمین قلمرو، به رفتارهای مقابله‌ای ناسالم برمی‌گردد، مثل مصرف مواد مخدر، کج‌خلقی، خریدهای بیش از اندازه، قمار، رفتارهای جنسی بی‌بندوبارانه، پرخوری و حتی میل نداشتن به خوردن غذا. قلمرو پنجم، رفتارهای تکانشی است، یعنی انتخاب‌های نادرست زیادی انجام می‌دهیم که پیامدهای بسیار بدی برای ما دارد، مثل تصمیم یک‌باره به ازدواج، طلاق یا فروش کسب‌وکار. قلمرو ششم نیز اختلال در کیفیت زندگی است، چون هیجان دائماً اخلال ایجاد می‌کند.

وی با تمایزگذاری میان ذهن‌آگاهی و حال‌آگاهی، گفت: منظور از حال‌آگاهی این است که از حال خود آگاه باشیم و بدانیم در موقعیت بیرونی چه می‌گذرد و چه خطرات و فرصت‌هایی وجود دارد، نه اینکه صرفاً آگاهی از ذهن داشته باشیم.

مراحل ذهن‌آگاهی

عضو هیئت علمی مؤسسه بین‌المللی ویلیام گلاسر به مراحل ذهن‌آگاهی در مواجهه با رخدادهای ناگوار اشاره کرد و گفت: وقتی توفان می‌آید، برای اینکه قایق‌ها و کشتی‌هایی که در بندر هستند، با هم برخورد نکنند و آسیب نبینند، لنگر می‌اندازند. لنگر انداختن باعث نمی‌شود توفان فروکش کند، بلکه وزن قایق‌ها و کشتی‌ها را بیشتر می‌کند تا آسیب نبینند. ما نیز اگر ذهن‌آگاهی را یاد بگیریم، مانند این است که لنگر انداخته‌ایم، لنگر انداختن شرایط دشوار را از بین نمی‌برد، بلکه باعث می‌شود در این شرایط کشتی وجود ما واژگون نشود، تصمیمات احمقانه نگیریم، اقدامات تکانشی انجام ندهیم، خلق‌مان افسرده نشود، پرخاشگری نکنیم و تسلیم نشویم.

وی اضافه کرد: برای اینکه ذهن‌آگاه شویم، ابتدا باید یک نفس عمیق بکشیم، چون سلول‌های مغزی ما به اکسیژن حساس هستند و با خود بگوییم اکنون در اینجا چه اتفاقی افتاده است و ما چه احساسی داریم. همین که تلاش می‌کنیم تا احساس خود را پیدا کنیم، در واقع به‌صورت ذهن‌آگاهانه به توجه خود افسار می‌زنیم و آن را مهار می‌کنیم. در مرحله سوم به این توجه می‌کنیم که اکنون چه خواسته‌ای داریم. سؤال چهارم این است که خواسته ما چقدر در کنترل ماست و سؤال پنجم اینکه سهم ما در موقعیت به‌وجود آمده چقدر است. در مرحله آخر باید از خود بپرسیم که اگر خواسته ما در اختیارمان قرار دارد، پس بهتر است به سراغ انجام آن برویم و اگر در اختیار ما نیست، این مسئله را بپذیریم و ببینیم چگونه می‌توانیم بهترین نسخه خودمان باشیم. در این صورت، نه موقعیت، نه دیگران و نه ذهن هیجانی نمی‌توانند رفتاری را به ما تحمیل کنند و این ذهن خردمند است که رفتار ما را هدایت می‌کند. بنابراین، ذهن‌آگاهی یعنی پرورش ذهن خردمند در برابر ذهن هیجانی و منطقی.

صاحبی تأکید کرد: هرچه ذهن‌آگاهی را بیشتر تمرین کنیم و یاد بگیریم، بهتر می‌توانیم هیجان‌های خودمان را کنترل و ناکامی‌ها را تحمل کنیم. از همه این‌ها مهم‌تر، روابط بین‌فردی‌مان کارآمدتر، سازنده‌تر و اثربخش‌تر می‌شود، چون کیفیت زندگی ما در گرو کیفیت ارتباط‌‌مان با دیگران است و افرادی که نمی‌توانند هیجان‌هایشان را کنترل و ناکامی‌ها را تحمل کنند، همه چیز را به هم می‌زنند و در نتیجه، روابط بین‌فردی‌شان خراب می‌شود.

یادآور می‌شود، نشست «زندگی در اینجا و اکنون؛ در زمانه سرعت، غفلت و شتاب» روز گذشته، 22 شهریورماه در شهر کتاب شاهنامه مشهد برگزار شد.

محبوبه فرهنگ

انتهای پیام
captcha