حجتالاسلام والمسلمین غلامرضا صدیق اورعی، عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، به مناسبت نیمه شعبان و سالروز ولادت حضرت صاحبالزمان(عج)، «انتظار» را بهعنوان یکی از مقدمات ظهور برشمرد و اظهار کرد: کسانی که قبول دارند آخرالزمان وعده داده شده و حتماً رخ میدهد، در برابر کسانی که یا احتمال میدهند یا اصلاً قبول ندارند، که رخ میدهند، قرار میگیرند و در هر جامعه به عنوان خرده فرهنگهای موازی مطرح میشود.
وی ادامه داد: در کتاب «تحول انقلابی» چالمرز جانسون، زمینه اصلی بروز انقلاب، عدم تعادل میان وضع موجود ساختار نظام تقسیم کار با نظام ارزشی همان مردم را تشریح میکند. وقتی این دو مسئله کاملاً با هم ناسازگار میشود، احتمال شورش، قیام و... وجود دارد. ایده مارکس را نیز میتوان با همین مضمون تفسیر کرد، یعنی یک وضعیت عینی طبقاتی با انگیزههای قشر محروم که وضع موجود را قابل قبول نمیدانند و عدم تعادل میان نظام تقسیم کار موجود، نظام ارزشی یک عده در جامعه را به وجود آورد. به همین ترتیب شکاف میان خواسته و داشته مطرح گردید و به آن بعد سیاسی داده شد که البته بعدها این موضوع ابعاد اقتصادی به خود گرفت.
صدیقاورعی تصریح کرد: یقین به وقوع و امید به قابل دسترس بودن، شرایطی دارد، اما اینگونه نیست که ما هیچ نقشی نداشته باشیم. اگر اینگونه باشد، وضعیتی که برای زمینه اصلی انقلابات شمرده شده است، در جامعه مدنظر نمود پیدا میکند، اما الزاماً نه از آن جهت که حکومت خود را از بین ببرد، بلکه برای اینکه کل سیستم را در آن جامعه یا جوامع بر هم بزنند. هر چه این فکر بیناجتماعی و چندین جامعهای شود، به اندیشه مشترکی تبدیل خواهد شد و دیگر اندیشه یک کشور خاص نیست و همه حکومتها ولو موافق این تحول هم، باید تحول یابند.
عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه فردوسی مشهد بیان کرد: در سالهای آغازین انقلاب، تعدادی از روحانیون کردستان به تهران آمدند و در جماران به نزد امام خمینی(ره) رفتند و از مشکلاتشان صحبت کردند. ایشان پس از استماع سخنان آنها و تأییدشان، عنوان کرد ما در میانه راه هستیم. بنابراین ایده ما این است که در میانه راه هستیم، نه اینکه تحول رخ داده، چرا که تحول، آغاز شده است.
وی اضافه کرد: در پیامی که توسط امام خمینی(ره) در 15 شعبان 1368 منتشر شد، به حکومتکنندگان جامعه اسلامی هشدار دادند که شما باید تلاش بسیاری برای بهبود وضع معیشتی و دیگر ابعاد زندگی اجتماعی مردم داشته باشید، اما در عین حال باید همیشه بگویید که ما منتظر جامعه برتر هستیم و اگر مثلاً وضعیت اقتصادی مساعد است، گمان نکنید آرمان مدنظر محقق شده است.

صدیقاورعی اظهار کرد: در روایتی از کتاب «منتخبالاثر»، جمعآوری لطفالله صافی گلپایگانی آمده است که نزدیک به زمان ظهور امام زمان(عج)، تعداد مدعیان رهبری بالا است که خیلیها نیز در زندان هستند. همچنین یکی از شاخصهایی که در کتاب «تحول انقلابی» نوشته جانسون و کتاب «تغییرات اجتماعی» نوشته گیروشه، آمده، این است که نیروهای نظامی جامعه به نسبت دورههای قبل، بسیار بیشتر میشود که نشان از ناآرامی دارد.
عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: شاخص دیگر فوران ایدئولوژیها است و این دو نویسنده مدعی هستند که چند سال قبل از تمامی انقلابهای رخ داده، ذهنیت مشترک(فرهنگ) بسیار شعبهشعبه شده و تعدد آرمان، خواسته و راهحل به وجود آمده و این مسئله نشانهای است، مشکلاتی را نیز به دنبال دارد و با مشروعیتبخشی قبلی درمان نمیشود و انواع انسانها با ایدهپردازی مختلف درصدد حل مشکل برمیآیند.
وی گفت: از آنجا که ظهور امام زمان(عج) در باور ما جهانی است و به کشور و منطقه خاصی تعلق ندارد، اگر کثرت ایدئولوگها پدید آید، به این معنی است که هیچکس حداقل در کشور خود راضی به ساختار تقسیم کار و روابط نیست. آیات و روایات فراوانی نیز، شرایط قبل ظهور را نامساعد توصیف میکنند، باید به این پرسش پاسخ داد که چگونه نابهسامان بودن اوضاع که از مقدمات ظهور است و تلاش عامدانه ایدئولوژیک برای یک تحول معین، قابل جمع هستند؟ به این صورت که هر ایدئولوگی فکر میکند، اوضاع نامساعد است، اما با فرمول مدنظر آن ایدئولوگ، اوضاع بهبود پیدا میکند.
صدیقاورعی بیان کرد: تا زمانی که هر جامعه یک ایدئولوژی آیندهنگر دارد، زمینه ظهور فراهم نیست، چه رسد به اینکه یک قاره، یک اندیشه واحد آیندهنگر داشته باشد. به عنوان مثال بنا بود آمریکا پس از فروپاشی شوروی، مغز جهان شود، رابطه سایبرنتیک برقرار کرده و مردم را هدایت کند، اما این اتفاق رخ نداد. این جوامع در معیارها به یکدیگر شبیه هستند، مانند اقتصاد که شاخصههایی دارند. در کتاب «درباره تقسیم کار اجتماعی» اثر امیل دورکیم مطرح شده است که عنوان میشود که ایمان به علم باعث میشود که انسانها، تحت تأثیر علم عمل کنند، نه خود علم، اینکه کسی به علم ایمان بیاورد و سپس طبق یافتههای آن عمل کند.
عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه فردوسی مشهد ابراز کرد: امر اجتماعی، امری اعتباری است که توسط انسان ساخته میشود که اگر به آن توجه نشود، نابود خواهد شد. اگر آرمانی برای چگونه بودن آینده، بهویژه خصوصیاتی برای رهبر آینده مدنظر قرار داده شود، ممکن است که در جستوجوی آن رهبر اقداماتی صورت گیرد. لذا در عین حال که اوضاع باید نابهسامان شود، همزمان باید امید جدی داشت، باید بدانیم چه چیزی و با چه مشخصاتی میخواهیم. زیرا اگر نارضایتی ناراضیان در جامعه از حد مشخصی بگذرد، همه ساختارهای اجتماعی ذوب میشود.
وی با طرح این پرسش که مدل دوباره ساختن چگونه است؟، اظهار کرد: همه ایدئولوژیهای رقیب بر سر مدل آینده اختلاف دارند، معمولاً در این خصوص که شرایط حال حاضر مساعد نیست، اتفاق نظر وجود دارد. یک ایدئولوژی جایگزین این است که مؤمن شیعی به دنبال ترویج یک آرمان است، زیرا برخی اسماً شیعه هستند، اما به دنبال تغییر و تحول نیستند، از شرایط موجود رضایتی ندارند و با روشهای دیگر امید به تغییر دارند.
انتهای پیام