رضا زیبایی، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی، در خصوص تفاوت دختران و پسران بهلحاظ فیزیولوژیکی و ساختار ذهنی، اظهار کرد: تاکنون تحقیقات بسیاری بر روی ساختار ذهنی پسران و دختران صورت گرفته و بر اساس تحقیقات گذشته این باور وجود داشته است که ذهن دختران و پسران تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارد، هرچند تحقیقات جدید، بسیاری از تحقیقات گذشته را رد کرده است، اما هنوز هم به برخی از آنها اشارات و تأکیداتی وجود دارد.
وی ادامه داد: در تحقیقات جدید به مبحث انتقالدهندههای عصبی و یا هورمونهای روانشناختی و هورمونهایی که بر روی رفتارهای هیجانی، شناختی، حافظه، یادگیری، عشق، احساس و همدلی نقش اساسی دارند پرداخته شده است که هر یک از این متغیرها در دختران و پسران با یکدیگر متفاوت است.
این روانشناس بالینی بیان کرد: به لحاظ علمی، هورمون سروتونین که همان هورمونهای انتقالدهنده عصبی است و هورمون اکسیتوسین که این هورمون احساس عشق و صمیمت ایجاد میکند در مغز پسران نسبت به دختران کمتر ترشح میشود که وجود این دو هورمون رابطه مستقیمی با آرامش دارد.
زیبایی اظهار کرد: ترشح هورمون اکسیتوسین که در دختران بیشتر است، هورمونی است که وقتی رابطه عاشقانهای در دختران برقرار میشود، ترشح این هورمون موجب ایجاد حس مراقبت مادرانهای در وجود دختران میشود که اگر به محیط اطراف دقت داشته باشیم متوجه میشویم که دختران نسبت به برادران خود حس مادرانه و مراقبتگونهای دارند.
وی بیان کرد: در حوزه آموزش نیز باید به این موضوع توجه داشت که دختران هوش کلامی قویتری نسبت به پسران و در مقابل نیز پسران هوش مکانیکی و فضایی قویتری نسبت به دختران دارند، لذا پسران بهدلیل این نوع هوش درک بهتری از فضای اطراف دارند و همواره بهدنبال کشف محیط و پدیدههایی که در دنیا وجود دارد هستند و به همین دلیل است گاهی شاهد هستیم که آنها رانندگی بهتری دارند.
این روانشناس بالینی افزود: از اینرو اگر این تفاوت هوشها را در دختران و پسران ملاک قرار دهیم، نظام آموزشی باید در فرآیند یادگیری آنها توجه بیشتری داشته باشد و بداند که نحوه آموزش به پسران که هیجانیتر هستند باید با اشکال و رفتارهای عملیاتی باشد و از طریق اشکال و بازیهای مختلف این مفاهیم را به آنها منتقل کرد، اما با توجه به اینکه دختران آرامش بیشتری دارند، آموزشهای آنها نیز باید با کلام، مسائل عاطفی و روابط زیبای انسانی ترکیب و مفاهیم به آنها منتقل شود.
زیبایی تصریح کرد: بهطور کلی باید گفت که در مبحث آموزش دختران، باید رابطه محترمانه و صمیمانهای بین آموزشدهنده و آموزشگیرنده وجود داشته باشد، زیرا رفتارهای مبتنی بر کلام را بهخوبی درک و گوش میکنند. بهعنوان نمونه والدین باید دقت داشته باشند داستانهایی که برای دختران تعریف میکنند با داستانهایی که برای پسران تعریف میکنند، متفاوت باشد.
وی اظهار کرد: همچنین بهدلیل اینکه دختران هورمون سروتونین بیشتری دارند طبیعتاً مسائل عاطفی را بهگونه دیگری در مغز خود تحلیل و با مسائل عاطفی ارتباط بیشتری برقرار میکنند و از حافظه قوی و درازمدتی برخوردار هستند که این خصوصیت دختران بهلحاظ ساختار ذهنی است که از آن برخوردارند.
این روانشناس بالینی افزود: این در حالی است که پسران بیشتر در زمان حال زندگی میکنند، رفتارهایشان بیشتر عملیاتی و مکانیکال است و بر خلاف دختران نیز نسبت به مسائل کلامی حساس هستند و از گوش دادن به جزئیات یک موضوع از سوی یک دختر دوری میکنند و علاقهای به اینکه به توضیحات بیشتری گوش دهند ندارند.
زیبایی تأکید کرد: یکی دیگر از تفاوتهای دختران و پسران این است که دختران سرعت و اشتیاق یادگیری بالاتر و بیشتری نسبت به پسران دارند که دلیل این امر داشتن ذهن آرامتر آنهاست، اما پسران با توجه به هیجانی بودن لازم است که وقت بیشتری برای آموزششان صرف شود.
وی بیان کرد: تفاوت دیگری که بین پسران و دختران وجود دارد، مبحث بازیهاست. از نگاه روانشناسان بازی در کودکان بهویژه از سنین پنج سال به بالا یک نوع فرآیند تعاملی برای زندگی کردن، یادگیری زندگی و به اصطلاح تفکر برای زندگی آنهاست.
وی تأکید کرد: البته این نکته را هم باید دقت داشت که شیوههای بازی پسران و دختران با یکدیگر متفاوت است، بهگونهای که والدین باید به پسران اجازه دهند که حرکت داشته باشند، در محیط مکاشفه کنند و هیجانات خود را بروز و به اصطلاح تخلیه کنند، اما امروزه با توجه به اینکه بیشتر خانوادهها آپارتماننشین هستند، این امکان از کودکان گرفته شده و نمیتوانند مانند گذشته تحرک داشته باشند، از اینرو والدین باید فضایی را برای فرزندان مهیا کنند تا هوش عصبی عضلانی آنها رشد کند.
این روانشناس بالینی افزود: از اینرو والدین باید دقت داشته باشند که فرزندان چه بازیهایی را انجام میدهند، به چه میزان مانع از بازی کردن آنها میشوند و تا چه اندازه در بازی کردن آنها مداخله دارند که این موضوع از دید روانشناسی کودک یک پدیده بسیار جالب و البته مهم به نظر میرسد.
زیبایی گفت: بازی در کودکان و نوجوانان بهاندازهای اهمیت دارد که حتی از شیوههای بازی آنها میتوان مشکلات روانیشان را تشخیص داد و یکی از بازیهای تأثیرگذار در این خصوص، تستهای نقاشی است که از طریق کشیدن فرم اشکال توسط کودکان میتوان عارضه مغزی در آنها را تشخیص داد.
این روانشناس بالینی بیان کرد: در واقع رابطهای بین نرمافزارهای ذهنی و سختافزارهای بدنی وجود دارد که موجب رشد هوش عصبی عضلانی کودکان میشود و به هر میزانی که بازیهای عجیب برای فرزندان خریداری شود، آنها هم اشتیاق بیشتری برای بازی کردن پیدا میکنند و منظور از هوش عضلانی این است که سیستم عصبی کودکان بهنوعی سیستم هوشی آنها را همراهی کند تا امور روزمره را با دقت انجام دهند که این هوش یکی از پیشرفتهترین هوشها در سطح انسانهاست.
زیبایی اظهار کرد: تفاوتی که در بازی کردن پسران و دختران وجود دارد این است که پسران اشتیاق بیشتری بهسمت بازیهای محرک و هیجانی دارند که بارزترین اسباببازی برای آنها دوچرخه است و این علاقه به وسیلههای محرکی مانند دوچرخه و اتومبیل تا سنین جوانی و بزرگسالی نیز وجود دارد.
وی تصریح کرد: از طرفی نیز دختران، بیشتر بهسمت بازیهایی که آرام هستند و نیاز به تعمق بیشتر و همراهی دارند شور و اشتیاق نشان میدهند که بارزترین وسیله بازی برای آنها عروسک است که این وسیله به دختران حس همدلانهای منتقل میکند.
این روانشناس بالینی گفت: در واقع دختران وقتی به سنین جوانی میرسند در رابطه با چیدمان وسایل منزل نوعی ارتباط عاشقانه با محیط برقرار میکنند، عشق و علاقه خود را به خانواده نشان میدهند و همچنین در بچهداری و انجام امور منزل در تمامی دنیا که یکی از سختترین کارهاست در آن عشق مادر به فرزندان و خانواده تجلی پیدا میکند.
زیبایی ادامه داد: اما متأسفانه امروزه ممکن است که این رفتارها به رفتارهای روزمره برای آنها تبدیل شود که همین مهم باعث سرخوردگی میشود، بنابراین یکی از مسائلی که در ارتباطات زوجین به آن تأکید داریم، تشکر مرد از زن است و به او بگوید کارهایی که در منزل انجام میدهد تا چه اندازه برایش ارزشمند است.
وی تکرار این مفاهیم توسط مادران به دختران که کارهای خانه و خانهداری سمبل عشق به خانواده است را بسیار مهم دانست و افزود: امروزه نقشهای مدرنتری برای زنان تعریف شده و بهنوعی استقلال بیشتری نسبت به گذشته پیدا کردهاند که البته نقطه قوتی برای زنان شمرده میشود، اما تخریب نقشهای هویتی و جنسیتی زن و مرد بهواسطه بحثهایی که در جامعه جاری است و ناکامیهایی که در حوزههای اجتماعی با آنها مواجه میشوند گاهی از نقش زنان سوء استفاده و موجب تخریب این نقشها در آنها میشود.
این روانشناس بالینی اظهار کرد: در واقع نقش فوقالعاده مادری زنان که آفرینندگی آنها در خانه، خانواده و فرزندآوری تجلی پیدا میکند باید در دوره خردسالی و نوجوانی بهوسیله مادری که خوب فکر میکند و پدری که درک خوبی از نقش زن دارد به فرزندان منتقل شود.
زیبایی تصریح کرد: اما والدین به جای آنکه فرزندان را برای نقش مادران و پدران آینده آماده کنند و از آنها بخواهند که والدین خوبی برای فرزندان خود باشند و این نقشهای مهم را به آنها آموزش دهند بیشتر از آنها میخواهند که دکتر و مهندس خوبی باشند.
وی اظهار کرد: از اینرو باید گفت که متأسفانه نظام آموزشی به جای آنکه شخصیتمحور باشد بیشتر دانشآموزمحور است و در نظام تربیتی خانوادهها هم این موضوع مورد غفلت واقع میشود و ناخودآگاه نظام تربیتی خانوادهها نیز همگام با نظام آموزشی آموزش و پرورش پیش میرود.
این روانشناس بالینی بیان کرد: این در حالی است که سایر کشورها از چنین سیستم تربیتی تعجب میکنند و بر این باور هستند که نقش اصلی فرزندان پیش از هر چیزی والدین خوب بودن است و باید به فرزندان روانشناسی دختر و پسر را آموزش داد.
وی افزود: همچنین آنها بر این باور هستند که انتقال چنین مفاهیمی به فرزندان در ابتدا نیاز به مهارتی دارد که والدین باید آنها را آموزش ببینند و سپس به فرزندان انتقال دهند که این مفاهیم شامل مسائل عاطفی و جنسیتی میشود.
زیبایی تأکید کرد: اگر والدین در منزل کاری را انجام میدهند باید فرزندان را متناسب با سنی که دارند در امور مشارکت دهند و این در حالی است که در نظام آموزشی کشورهای خارجی تمام مواردی که هر پدر و مادر به آن نیاز دارد مانند آشپزی، تعمیرات وسایل خانه و... از دوران مدرسه به کودکان آموزش داده میشود.
وی افزود: در واقع این مشارکتها بهنوعی موجب ایجاد یک رابطه بین پدر و پسر میشود که اولاً در آن یادگیری وجود دارد و دوماً نظام تربیتی به فرزندان منتقل میشود، اما این در حالی است که والدین بهدلیل اینکه فرزندانشان آسیب نبینند و برایشان مشکلی به وجود نیاید آنها را از انجام بسیاری از کارها محروم میکنند و اجازه تجربه بسیاری از امور و اتفاقات را به فرزندان نمیدهند.
این روانشناس بالینی تصریح کرد: متأسفانه همین ممانعتهای والدین باعث میشود که نوعی ترس در فرزندان شکل گیرد و با ممانعتهای خود اجازه نمیدهند فرزندان عزت نفس و به خود اطمینان داشتن را یاد بگیرند و همین موضوع در انجام بازیها نیز صدق میکند، بهگونهای که والدین برای اینکه مبادا فرزندانشان در حین بازی اتفاقی برایشان رخ دهد و بدنشان آسیب ببیند، اجازه برخی از بازیها را به آنها نمیدهند.
زیبایی با بیان اینکه والدین باید اجازه دهند که فرزندان برخی از کارها را انجام دهند تا سیستم عصبی عضلانی آنها رشد کند، افزود: در واقع این فرزندان که از کودکی از انجام بسیاری کارها منع شده و اجازه ندادهاند که سیستم عصبی عضلانی آنها رشد کند، در آینده برایشان مشکلاتی ایجاد خواهد شد، زیرا ترسهایی که در کودکی داشتهاند همچنان در بزرگسالی نیز با آنها همراه خواهد بود.
وی گفت: علاوه بر این موارد دختران و پسران در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی نیز با یکدیگر متفاوت هستند، بهگونهای که دختران به جهت هورمونی که در مغزشان ترشح میشود به روابط کلامی، عاطفی و آغوشی بیشتری نیاز دارند و به همین دلیل است که در خردسالی برای به آغوش کشیدن به سمت پدرانشان میروند و بیشتر نیاز دارند تا مورد ملاطفت آنها قرار گیرند.
این روانشناس بالینی بیان کرد: بر همین اساس باید در سنین خردسالی و بزرگسالی برای دختران فرصتی را ایجاد کنیم تا روابط اجتماعی، کلامی و عاطفی بیشتری را تجربه کنند که البته در پسرها هم باید این فرصتها در اختیارشان قرار گیرد، اما آنها بیشتر به سراغ روابط دوستانهای که در آن بازیهای حرکتی و هیجانی وجود دارد سوق پیدا میکنند.
زیبایی تأکید کرد: از اینرو موضوعی که در زوجهای جوان بسیار مهم شمرده میشود این است که به واسطه عدم آگاهی نسبت به تفاوتهای دختران و پسران، گاهی آنها را با یکدیگر مقایسه و حتی ارزش دخترانشان را بیشتر میکنند.
وی اظهار کرد: البته که تفاوتهای دختران و پسران بسیار زیاد است، اما نکتهای که در این میان حائز اهمیت است، تربیت جنسی متفاوت دختران و پسران است که بهلحاظ علمی ثابت شده که اصلیترین نیاز پسران و یا مردان پس از احترام و اقتدار، رابطه جنسی است، اما در زنان و دختران پس از نیاز اصلیشان که ایجاد حس امنیت است و همواره بهدنبال برطرف کردن این نیاز هستند، محبت جنسی است.
این روانشناس بالینی گفت: البته تفاوتهای بسیار زیادی در حوزه ساختاری زیستشناختی ذهن پسران و دختران وجود دارد که متأسفانه در بخشی از آنها افراط شده است، از اینرو معلمان، سیستم نظام آموزشی و حتی والدین باید این موارد را در آموزشهای خود درباره هر دو جنس مورد توجه قرار دهند و آموزشهای خود را نیز مبتنی بر این موارد و البته موارد دیگری که در این راستا دخیل هستند قرار دهند.
انتهای پیام