کد خبر: 4327655
تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۳
عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد تبیین کرد

تفاوت گردشگری معنوی با زیارت

علی یوسفی گفت: تفاوت گردشگری معنوی با زیارت در نوع تجربه و نسبت آن با دین نهفته است؛ زیارت در چارچوب معنویت دینی نهادمند و مناسک جمعی معنا پیدا می‌کند، در حالی‌ که گردشگری معنوی بیشتر بر تجربه فردی، جست‌وجوی درونی معنا و مواجهه شخصی انسان با امر متعالی، چه در سفرهای فرهنگی، طبیعت‌محور یا سلامت‌محور، استوار است.

علی یوسفی، عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهدبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، علی یوسفی، عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، امروز ۱۷ دی‌ماه، در نشست علمی‌ـتخصصی «گردشگری و معنویت» از سلسله پیش‌رویدادهای پنجمین کنفرانس بین‌المللی گردشگری و معنویت، در پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی خراسان رضوی، با بررسی تناسب معنایی و معنوی میان نظام معنایی گردشگری و نظام معنایی معنویت، اظهار کرد: گردشگری و معنویت در برخی موارد همزاد و در هم‌نشینی با یکدیگر قرار می‌گیرند. گردشگری فراتر از یک فعالیت صرفاً تفریحی است و پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و معنایی مشخصی دارد؛ ضمن آنکه معنویت در جهان امروز، دیگر صرفاً در چارچوب نهادهای رسمی دینی تعریف نمی‌شود.

وی با اشاره به تعاریف جامعه‌شناختی گردشگری بیان کرد: گردشگری مجموعه‌ای از فعالیت‌هاست که افراد در جریان سفر و اقامت موقت خارج از محیط معمول زندگی خود انجام می‌دهند و این فعالیت‌ها، علاوه بر بُعد فیزیکی، حامل معنا و تجربه‌های زیسته انسان مدرن نیز هستند. از منظر انسان‌شناسی، گردشگری نوعی «آیین گذر» به‌شمار می‌آید که امکان تجربه‌های اجتماعی و معنوی متفاوت و فاصله گرفتن از زیست روزمره را فراهم می‌کند.

یوسفی درباره تحولات معنویت در جهان معاصر تصریح کرد: معنویت به‌تدریج از نهادهای رسمی دین فاصله گرفته و به حوزه خصوصی و تجربه فردی منتقل شده است. معنویت امروز، معطوف به جست‌وجوی معنا، انسجام درونی و ارتباط با امری فراتر از خود است و می‌تواند در عرصه‌هایی همچون هنر، طبیعت، بدن، مراقبه، سفر و تجربه‌های شناختی ظهور و بروز پیدا کند.

وی در ادامه به بررسی نسبت میان گردشگری و معنویت پرداخت و توضیح داد: گردشگری زیارتی یا مذهبی با معنویت دینیِ نهادمند همسو است و تجربه معنوی در این نوع گردشگری، از طریق مناسک جمعی و تبعیت از نظم دینی شکل می‌گیرد. در مقابل، گردشگری فرهنگی با معنویت فرهنگی و نمادین همخوانی دارد و معنا را در روایت‌های تاریخی و حافظه جمعی جست‌وجو می‌کند، در حالی که گردشگری معنوی فردی با معنویت درونی و تجربه شخصی همسو بوده و بر خودمختاری و خودسازی فردی تأکید دارد.

این عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: در گردشگری طبیعت‌محور، طبیعت به‌عنوان میانجی تجربه معنوی عمل می‌کند و سکوت، عظمت و فضای طبیعی، امکان آگاهی، تأمل و تعالی را برای انسان فراهم می‌آورد. همچنین گردشگری سلامت و تندرستی با معنویت درمان‌محور پیوند دارد و بدن و روان را به محل تجربه معنوی تبدیل می‌کند و سفر را به‌مثابه ابزاری برای بازسازی وجودی انسان معرفی می‌سازد.

یوسفی درباره تحلیل انتقادی رابطه گردشگری و معنویت در جهان مدرن توضیح داد: در چارچوب سرمایه‌داری فرهنگی، تجربه‌های معنوی می‌توانند بسته‌بندی و بازاریابی شده و به کالای مصرفی تبدیل شوند، اما این روند الزاماً به معنای حذف یا انکار تجربه‌های اصیل معنوی نیست. گردشگری معنوی می‌تواند به‌صورت هم‌زمان، عرصه‌ای برای تجربه‌های واقعی معنوی و فضایی برای بازدید، مواجهه و تعامل فرهنگی باشد.

وی تأکید کرد: گردشگری و معنویت، دو پدیده به‌ظاهر متمایز اما درهم‌تنیده هستند. در دوره مدرن، گردشگری فراتر از یک فعالیت تفریحی، کنشی اجتماعی و فرهنگی است که امکان گسست از زندگی روزمره و تجربه‌های معنوی متنوع را فراهم می‌کند. این پیوند، از گردشگری زیارتی سنتی تا گردشگری معنوی مدرن، طبیعت‌محور و حتی اشکال کالایی‌شده در سرمایه‌داری فرهنگی قابل مشاهده است.

یوسفی گفت: درک درست این پیوندها برای سیاست‌گذاری فرهنگی و طراحی الگوهای گردشگری، اهمیتی بنیادین دارد؛ چراکه غفلت از آن می‌تواند به سطحی‌سازی تجربه‌های فرهنگی و معنوی بینجامد و مانع بهره‌برداری از ظرفیت‌های واقعی گردشگری و معنویت در جهان معاصر شود.

انتهای پیام
captcha