
احمد رضا آذربایجانی استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم تربیتی در گفتوگو با ایکنا و با یادآوری پیام رهبر معظم انقلاب در جنگ دوازدهروزه، به این موضوع میپردازد که چگونه توصیههای حکیمانه رهبری باید در شرایطی که ما در آن هستیم، بازتعریف شود.
رهبر معظم انقلاب رفتار مردم در مواجهه با حمله رژیم صهیونیستی را نشانه رشد و قوام عقلانیت و معنویت دانستند و با توجه به آیه شریفه «ولَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» ترس و تسلیم را در اندیشه ملت ایران بی تأثیر دانستند. آذربایجانی بر این باور است که این قطعیت و یقین ریشه ایمانی دارد، ایمانی که امنیت میآورد و امنیتی که به جان برمیگردد. او ایمان را مرتبه از خودشناسی میداند که به فرد امکان مقاومت، صبر، امیدواری، مرگ آگاهی وعبور از مهلکهها را میدهد.
مشروح گفت وگو را در ادامه میخوانیم:
ایکنا- پاسخ افراد در شرایط بحرانی متفاوت است و اغلب واکنشی است که محصول تجربه، تربیت خانوادگی، ویژگیهای شخصیتی و عوامل اجتماعی است، در چنین شرایطی موقف انسان خردمند چگونه است؟
وقتی با موجود خونریزی طرف هستید که هیچ رحم و شفقتی ندارد، غیر نظامی، کودک، پیر و جوان و خبرنگار نمی فهمد و هیچ حق و اصلی را رعایت نمیکند و متهورانه می تازد و بی هوا بر سرت آتش می ریزد چه باید کرد؟ این در حالی است که او خودش را در قلعهای مستحکم میبیند که گزندی به آن نمیرسد.
میتوان در مقابل او سپر انداخت و تسلیم شد ولی اگر این خونریز غدار به تسلیم شدن شما راضی نباشد و بخواهد شما را از هستی ساقط کند چه باید کرد؟ پاسخ آن لاجرم در ذهن انسان خردمند چنین می آید :«مقاومت».
در مقابل این غدار خونریز که رحم و انصاف نمیشناسد و به هیچ اصل اخلاقی، قانونی، دینی یا انسانی پایبند نیست باید مقاومت و دفاعی جانانه داشت، باید چنان به او یورش برد تا او سر جای خودش بنشیند. اما مقاومت در مقابل این غدار بیرحم که بیخبر تیغ میزند کار آسانی نیست.
ایکنا - چه برتری در مقابل او برای مقاومت و غلبه و ترس به دل راه ندادن وجود دارد؟
در مقابل چنین غداری یک برتری برای پیروزی و غلبه وجود دارد و آن هم «ایمان» است. اما ایمان چیست؟ ایمان را از سه منظر میشود نگاه کرد. از وجه تحلیلی، وجه قرآنی و تألیفی از هر دو. ابتدا به وجه قرآنی ایمان نظر میکنیم. قرآن کتاب گفتوگوی الهی با بندگان است و با هر رتبه از بندگان سخن گفته و میگوید. قرآن هنگامی که خطاب به همگان دارد کلمه «ناس» را به کار میگیرد؛ همگان اعم از بیدین و با دین، مؤمن و کافر و به بندگان خاص «عباد الرحمن» میگوید. اگر خطاب مؤمنین باشد یعنی خداوند با بندگانی که اطاعت خدا و رسول را میکنند سخن میگوید و اگر درجات ایمان بعضی از مؤمنین چنان بالا باشد که خدا از آن بندگان راضی و آن بندگان از خدا راضی باشند گفتوگو در بیرون و درون رخ میدهد؛ یعنی فرد مؤمن هم در «جهان» خود ندای قرآن را از کتاب و رسول دریافت میکند و هم در «جان» خود آن را میشنود. وجه جهانی ایمان ناظر به این است که ما که هستیم؟ اتصال ما با خدا چگونه است؟ و او چگونه ما را محافظت میکند؟
در قرآن توصیف مومنین و اهل ایمان با درجات مختلف آمده که محققین میتوانند با جستجوی واژه مؤمن، ایمان و امن و متضاد آنها یعنی کافر و کفر، در معنای ایمان از دیدگاه قرآن بیشتر جستجو کنند. اما به طور کلی قرآن رتبههایی از ایمان را در ایمان به خدا، رسول، روز قیامت، قرآن، فرشتگان، پیامبران پیش از حضرت محم(ص) و کتب مقدس پیش از قرآن بیان داشته است.
ایکنا – چگونه باور میتواند در شرایط سخت نجات بخش باشد؟
امیرمؤمنان علی (ع) در حکمت ۲۹ نهج البلاغه ویژگی اهل ایمان را که عصارهای ژرف برای فهمیدن آیات الهی در موضوع ایمان است را بیان کرده و در آن حکمت، برای ایمان چهار وجه بین کرده است که هر کدام نیز چهار وجه دیگر دارند.
علی(ع) چهار پايه ایمان را«صبر» و«يقين» و «عدالت» و«جهاد» معرفی و سپس آنها را شرح و ایضاح میکند. امیرمؤمنان (ع) برای تبیین دقیق ایمان به ضد واژه ایمان یعنی «کفر» در همان حکمت پرداخته است.
با نگاهی در تحلیل زبانی واژه ایمان با تکیه بر معانی و مفاهیمی که درباره بعضی از آنها گفته شد؛ ایمان از امن و امان میآید، یعنی امری که باعث امان و امنیت است.
ایکنا - چه چیزی امان وامنیت میآورد، امنیت در کجا؟ امنیت در جهان بیرون یا در جان ؟
امنیتی که در جان نباشد امنیت نیست. منظور از جان و جهان یعنی باطن و ظاهر، یعنی ذات و صفات، یعنی روح و جسم. واژه «جهان» در زبان فارسی اسم مصدری از جهاندن است مثل جهیده شدن و بیرون آمدن. هر چیزی در عالم جان و جهان دارد مثلاً پولی که در دست داریم جهان پول است و اعتباری که میشود با آن خرید کرد جان پول است. نسبت عطر گل به شاخه گل نسبت جان و جهان است. ایمان هم جان و جهان دارد.
اگر شما در جان خودتان زیارت نکنید و فقط بدن شما یعنی جهان شما زائر باشد زیارت رخ داده است؟ اگر بدن حالت نماز داشته باشد ولی جان شما در یاد و ذکر نباشد نماز رخ داده؟ شاید جهان نماز محقق شده باشد ولی این نماز گویی بدون نیت است و نماز بدون نیت، باطل است چون نماز نیست.
تصور کنید که برای خرید به فروشگاهی میروید و خاطرتان برای یک خرید خوب امن است. چه وقت خاطرتان برای یک خرید امن است؟ قاعدتا وقتی که پول و اعتبار لازم برای خرید دارید.
حالا فرض کنید با گرسنگی شدید، وارد فروشگاهی شدهاید و یک خوراکی را نیز قبل از پرداخت پول، خوردهاید و درست در زمانی که کارت میکشید متوجه شوید که پولی در حساب موجود نیست، پول نقد هم ندارید، صاحب فروشگاه هم به شما فرصت و قرض نمیدهد، با هر کسی تماس میگیرید که پول برای شما واریز کنند یا در دسترس نیستند یا امکان واریز نیست، در چنین شرایطی عقل شما میگوید یک گرو بگذارید مثلاً ساعت یا موبایل. اگر صاحب فروشگاه قبول نکرد چه باید کرد؟ ممکن است بگوییم هر چه میخواهی بکن، به پلیس زنگ بزن.
وقتی به پلیس زنگ زد در زمان انتظار رسیدن پلیس چه اتفاقی در درون شما میافتد؟ آه نمیکشید؟ در سکوت شما و در واقع در جان شما نمیپرسید: چه کنم؟ نمیگویید چه کسی به درمانده کمک میکند وقتی پناهی ندارد؟ در این شرایط خاص در درون خودتان با چه کسی گفتو گو میکنید؟
در آن لحظه و تنگنا شما دنبال امان و امنیت هستید. درجاتی از امنیت را به صورت ملموس با این مثال بیان کردم. «پول در جیب» برای شما امنیت بخش است و کارت اعتباری و «موجودی» در آن امان خرید شماست. امکان «ارتباط» با کسی که به شما پول برساند امان است. امکان «گرو» گذاشتن هم امان است.
اما نکته مهم در مسئله امان «علم» به آن کارها است؛ یعنی وقتی شما علم دارید که چگونه از مهلکه عبور کنید، این علم خودش امان است. امنیت بخش دیگر «عقل» است که به شما میگوید در این شرایط کدام ارجح است و نمیگذارد شما ناامید شوید.
امنیت بالاتر، «خود» خودتان یعنی جانتان است که عزیز و بالاترین امنیت خدایی است که در آن دم که از همه چیز ناامید شدید آرامتان کرد و بالاترین امان «خداوند» است که خود ما هم از او هستیم.
ایکنا – آیا بین ایمان به معنای امان و آگاهی رابطهای وجود دارد؟
یکی از نامهای خدای یکتا مؤمن است؛ یعنی او بالاترین امان و امنیت است حتی برای خودش. مؤمنین متصل به آگاهی هستند و آگاهی امان است. آگاهی به قیامت بالاترین امان برای انسان درستکار و با تقوا است.
اما اگر حالا مرگ فرا رسد چه خواهیم کرد؟ نگرش و آگاهی ما در موضوع مرگ پاسخ ما را تعیین خواهد کرد. مثلا کسانی هستند که مرگ را برای جان و جهان خودشان تلقی میکنند و مرگ را نیز هلاکت و نیست شدن فرض میکنند. کسانی هستند که مرگ را فقط برای جهان میدانند و چون فهمیدهاند که جان امر مجرد است پس برای او مرگی متصور نیستند.
کسانی هستند که مرگ را سفر میدانند، آنها فهمیدهاند که جانشان متصل به آگاهی است، قرآن آگاهی است، رسول آگاهی بخش است، فرشتگان فعالان و ظاهرکنندگان آگاهی هستند، پیامبران نیز آگاهی هستند که متناسب با زمان ظاهر میشوند.
این مرتبههای آگاهی است که همراه جان مؤمن است و جلو سست شدن و ترس او را میگیرد. این آگاهیها و توسل به این مراتب آگاهی است که او را برتر میکند و همین برتری نجات بخش اوست. همین نگرش و آگاهی است که اباعبدالله الحسین علیه السلام را پیروز میدان میکند چه شهید شود و چه دشمن کافر را بکشد و زنده بماند.
انتهای پیام